‌ی_شعر. شعر در زندگی اجتماعی انسان بسیار سودمند است

زیرا توسط آن می‌توان مردم را به هنگام نیاز برای به‌دست آوردن بسیاری از منافع و مصالح در اموری که مربوط به انفعالات و احساس‌های مردم است، به حرکت درآورد؛ خواه از مسائل عام باشد، مانند امور دینی، سیاسی و اجتماعی؛ و یا از مسائل خاص و شخصی باشد. می‌توان به‌طور خلاصه مهم‌ترین فایده‌های شعر را بدین صورت فهرست کرد:.۱- برانگیختن شجاعت و دلاوری سپاهیان در جنگ.۲- ایجاد تاب و تب در مردم نسبت به یک عقیده‌ی دینی یا سیاسی، یا تهییج عواطف مردم به سوی یک انقلاب فکری یا اقتصادی.۳- تایید رهبران با ثنا و ستایش، و تحقیر دشمنان با نکوهش و عیب‌گیری.۴- ایجاد شادمانی و خوشی و برانگیختن سرور و نشاط برای صرف شادی و سرود، همچون مجالس غنا.۵- ایجاد غم و اندوه و گریه و دلتنگی؛ همچون مجالس عزا.۶- ایجاد شوق به دوست یا تحریک شهوت جنسی، مانند تشبیب یا غزل.۷- بازداری از انجام کارهای ناپسند، و خاموش کردن آتش شهوت، یا تهذیب نفس و تمرین آن بر انجام خوبی‌ها، مانند حکمت‌ها و موعظه‌ها و آداب …. ...
  • گزارش تخلف

#صناعت#تعریف_شعربا توجه به توضیحات پیشین می‌توان در تعریف شعر گفت: "انه کلام مخیل مولف من اقوا

با توجه به توضیحات پیشین می‌توان در تعریف شعر گفت: «انه کلام مخیل مولف من اقوال موزونه متساویه مقفاه»: کلامی است خیال انگیز، مرکب از عباراتی موزون، برابر و قافیه‌دار. چنانکه در تعریف آمده است، عبارات شعری باید «برابر» باشند؛ زیرا وزن بدون برابری ابیات و مصرع‌های آن، ویژگی نظام را از دست می‌دهد، و لذا آن تاثیری را که باید داشته باشد، ندارد. در واقع تکرار وزن بر اساس اوزان عروضی، و به طور مساوی است که موجب انفعال انسانی می‌شود …. ...
  • گزارش تخلف

سفارش.. می‌خوابی و دم‌ها پرسش‌اند. بیدار می‌شوی و دم‌ها پرسش‌اند

بگو. بگو:. دست زنان زیادی را گرفته‌ام. -یکی رمانده است در قلبت اسبان را. نگاه کن این نقاط روشن توست. نگاه کن این‌جا همه چیز تاریک است. و دست‌های زیادی این‌جاست که می‌خزند بر هم چون ماران. می‌خوابی و قفسی در سینه‌ات گشوده می‌شود. بیدار می‌شوی. ...
  • گزارش تخلف

«ثنای سورت یاران». شعری از فریاد ناصری. از کتاب «سر زدن»

نشر حکمت کلمه. کج می‌تابد نور و این نور کج تاب ماده را روشن می‌کند. حتا حافظه و مرگ را. ما خنده‌های بزرگی بودیم گرفتار آمده در انبوهی غم. که صبح‌های زیادی نور را بر صورت هم تماشا کردیم. آن نورهای تابیده از درزها و روزنه‌ها و توری‌ها. بارها رفتم که نور را ببوسم به صورت یاران. اما غم انبوه صورتشان را صورتشان را. در زیر این نورهای پراکنده. ...
  • گزارش تخلف

بنابراین، اجزای شعر نیز مانند اجزای خطابه، بر دو قسم است: عمود و اعوان

آری، سخنی که وزن و قافیه دارد، در صورتی که مشتمل بر تصویرگری و خیال‌پردازی نباشد، نزد منطق‌دانان شعر به‌شمار نمی‌رود. و لذا نباید سخنان منظومی که مثلا در باب مسائل علمی یا تاریخ صرف، سروده شده، شعر نامید، اگرچه در صورت شبیه آن است. و گاهی نزد عرب، نمایان، شعر نامیده می‌شود. توجه است که ما وقتی می‌گوییم وزن و قافیه در شعر معتبر است، مقصودمان خصوص آنچه نزد عرب در این موارد معمول است و در علم عروض و قافیه بیان می‌شود، نیست؛ بلکه هر چه را وزن و آهنگ دارد و بر دل می‌نشیند، شامل می‌گردد؛ ولو مانند ترکیب‌بند و کلامی که قافیه‌های مکرر دارد، باشد، مانند موشحات و رباعیات. شعر نو که در این عصر مطرح شده است، نیز «شعر» به‌شمار می‌رود، اما به معنای عام آن که به عقیده‌ی برخی مورد نظر منطق‌دانان یونان بوده است. ولی در واقع این نوع از اجزا کلام یکی از اجزا و ارکان شعر را فاقد است. انصاف آن است که فروگذاری وزن و قافیه ارزش شعری سخن را می‌کاهد، و تاثیر تخیلی آن در نفوس را اندک می‌سازد، اگرچه در صورتی که قضایای آن تخیلی باشد، می‌توان آن را شعر نامید …. ...
  • گزارش تخلف

#صناعت روشن است که شعر موزون و قافیه‌دار تاثیری در نفوس می گذارد که هرگز نثر چنان تاثیری ندارد؛ خو

روشن است که شعر موزون و قافیه‌دار تاثیری در نفوس می‌گذارد که هرگز نثر چنان تاثیری ندارد؛ خواه این تفاوت میان نظم و نثر به‌واسطه عادت باشد- بدین نحو که وزن نزد اعراب و ملت‌های مشابه آن مانوس گشته و یک ذوق دوم و غیر طبیعی را در ایشان به‌وجود آورده باشد- یا آن‌که، بنابر نظر صحیح‌تر، به واسطه‌ی تاثر غریزی و طبیعی نفس از وزن و قافیه باشد، همان‌گونه که نفس از موسیقی منظم متاثر می‌شود، بدون هیچ فرقی. عادت هرگز نمی‌تواند غریزه و ذوق جدیدی را در انسان پدید آورد، بلکه تنها می‌تواند آن را تقویت و شکوفا کرده و پرورش دهد. حتی نثر قافیه‌دار و مزدوج که جملاتش با هم معادل است، با آنکه وزن شعری ندارد، بر دل می‌نشیند، و انسان را تحریک می‌کند، چنانکه در بحث «توابع خطابه» بدان اشاره شد. البته مبالغه‌ی در سجع به گونه‌ای که ساختگی و تکلف‌آمیز باشد-آن‌طور که در قرن‌های اخیر در میان ملل مسلمان رواج یافته- تاثر و روایی را از سخن می‌ستاند. بنابراین، باید وزن و قافیه از اجزا و مقومات شعر به‌شمار آید، نه از محسنات و توابع آن؛ چرا که آنچه برای منطق‌دان در شعر اهمیت دارد، خیال پردازی است؛ و هر چه تاثیر و تصویرگری آ ...
  • گزارش تخلف

فرم یا شمایل این سال‌ها

مبنا قرار دادن کیفیت فرمی در آثار هنری در بسیاری از نقدها و کار منتقدان مشهود و رایج است. به این معنا که در آثار هنری آنچه اصل دانسته می‌شود و دارای ارزش زیبایی شناختی است کیفیات و ویژگی‌های فرمی اثر است. کیفیات فرمی در آثار ادبی از دقت در کلمات شروع می‌شود یعنی ایجاد ریتم در آواها و و واج‌ها تا ریتم در چینش سطرها و شکل دادن ساختار، یعنی از موسیقی گرفته تا ترکیب بندی بصری در صفحه. با این مقدمه می‌خواهم وارد نقدهایی شوم که بسیاری از آثار ادبی سالیان اخیر ما را آثار بی فرمی می‌دانند، یعنی معتقدند که این آثار تنها با تکیه بر حرف و مضمون و در سطح بالاتری با تکیه بر تصویرسازی خواسته‌اند که ادبیت خود را بربسازند و به فرم هیچ دقتی نکرده‌اند اما سوال این است که می‌شود اثری داشت که بی فرم باشد؟ هر ماده‌ای فرم و شمایلی دارد و بی دقتی به فرم، بی فرمی نیست. به گمانم درست‌تر این بود که در تمام این سالیان منتقدان ما به جای تکیه بر آنچه که آن را ضعف می‌دانستند یعنی حرف و مضمون و تصویرسازی که البته تصویر سازی ضعف نیست ویژگی یی ادبی ست. این پرسش را پیش می‌کشیدند که چرا شعر این سالهای ما به فرم بی دقت ش ...
  • گزارش تخلف

«شاعری با کروات قرمز» درگذشت. کیومرث منشی زاده شاعر ۲۶ فروردین ۹۶ در سن ۷۹ سالگی درگذشت …

همیشه دیر است. دیر آمدی من می‌روم. بدرود. بدرود. بر سبزه‌های خیس چشمت زیر باران. پا می‌گذارم سرد و مغرور. بی آن که رویم را بگردانم زنفرت. تا جای پای خسته خود را ببینم. دیر آمدی، من شاعری بد سرنوشتم.
  • گزارش تخلف