اندر امیدواری... اندر امیدواری... ۲۱:۱۶ ۱۳۹۶/۰۱/۱۰ به خواست عزیز افتادم دنبال باقی ترجمههایی که منتشر کردهام شش شعر از در نویسار شمارهی شش پاییز هشتاد و هفت پیدا کردم. نویسار را با دوستان همدانیام در همدان کار میکردیم. البته من از نیمهی راه و دقیقن همین شماره به جمع تحریریه پیوستم-ذکرش بهخیر باد-. این شعرها ذیل عنوان کلی دریای سفید یا همان دریای مدیترانه آمدهاند من بالایشان نوشتهام شعرهای دریای سفید (شعرهای دریایی).۱. هم به هوا. هم به شعلهی آتش. هم به درخت. اما بیشتر از همه. عشق ما. ... اندر امیدواری... ۱۱:۲۷ ۱۳۹۶/۰۱/۱۰ تا پیش از فراگیر شدن فضای مجازی هنوز این مجلات بودند که به تو امکان خوانده شدن و سنجیده شدن میدادند داشتم آرشیو مجلاتم را نگاه میکردم. چشمم به ردیف مجلهی آزما افتاد. در شمارهی مرداد ۸۶ سه شعر از به ترجمهی من منتشر شده است:.۱. نرم. چنان که پشمهای یک بره. دستهایش را باور نمیکرد. شاد. چنان که دویدن. پاهایش را باور نمیکرد. ... اندر امیدواری... ۰۴:۰۶ ۱۳۹۶/۰۱/۱۰ کتاب شگفت انگیزی که در آن پیوند انسانی دو هیولای بزرگ ادبی را از نزدیک درک میکنیم بهخصوص تلاش پاوند در معرفی جویس ستودنیست.. اندر امیدواری... ۰۲:۲۳ ۱۳۹۶/۰۱/۱۰ … اندر امیدواری... ۲۲:۱۷ ۱۳۹۶/۰۱/۰۹ یک سوال.. خیلی وقتها میگوییم: «من فکر میکنم …» آیا واقعن این ماییم که فکر میکنیم؟ یا تنها گمان میکنیم که فکر میکنیم، به عبارت دیگر حرفهای دیگران و پیشینیان را تکرار میکنیم؟. «من فکر میکنم …» یعنی ذهن و دهان و زبانمان را از زیر سلطهی دیگران نجات دادهایم و هر جا هم فکری از گذشته و دیگری را نقل میکنیم آگاهیم. آغاز فکر کردن بنیادی کودکانه دارد: پرسش. پرسشهایی از این دست: که این چیست؟ نامش چیست؟ و ادامهی پرسش. دانستن در بیشتر وقتها غفلت کردن است. در کشور ما دو مشکل بزرگ وجود دارد: هر دو هم از فکر نکردن و نپذیرفتن مسئولیت فکر کردن ایجاد شده است. عدهای حرفهای سنت و پیشینیان را تکرار میکنند و فکر میکنند که در حال فکر کردنند. ... اندر امیدواری... ۱۲:۱۵ ۱۳۹۶/۰۱/۰۹ دیروز که یادداشت زمان شهری و روستایی را منتشر کردم همزمان برای دوست عزیزی فرستادم تا انگشت بر چند و چون کار بگذارد. بر نوع نوشتن یا دقیقتر بر فرم و شمایل نوشتن من یکی دو دوست از جمله همین دوست عزیزم نقد جدی دارند. از این قرار که یادداشت محل کلی گویی است. مشوش است. دیروز بحث فراتر از قالب نوشتن رفت که تو در امری نوشتهای که پیش از تو بسیار کسان در آن اندیشیدهاند و تو نمیتوانی کلمات را جابهجا کنی و بی خبر از آنها بنویسی و بیندیشی. برای من اینجا دو فکر و راه در پیش گذاشته میشود. یک اینکه وقتی به امری میاندیشم تا بیخ و بن و تهش را در نیاوردهام چیزی ننویسم. دو اینکه همینطور به رسم مالوف و عهد دیرین ایدهها و فکرهای در سر را بنویسم. تا روزی از بین آنها دمب یکی را بگیرم و پوستش را درست و حسابی بکنم. ... اندر امیدواری... ۰۹:۱۸ ۱۳۹۶/۰۱/۰۸ بیشترین سهم فهم انسان از جهان به فهم او از زمان برمیگردد در فارسی واژههای زیادی برای بیان درک ما از زمان وجود دارد. وقت، هنگام … و واژههایی مثل ازل و ابد که رسای مفاهیم زمان بی آغاز و زمان بی پایانند. من ده سال پیش نسبت زیست و زمان را دریافتم. در آن دور و دوره من زمان را با دو مفهوم مکانی تبیین میکردم. زمان شهری و زمان روستایی. هر چند که در نهایت هر دو را با کیفیتشان از هم تمایز مینهادم. زمان روستایی وسعت خالی داشت و با فضای تهی از انسان بیشتری پیوند داشت. زمان شهری وسعت پر داشت و فضایش انباشته از دست ساختههای انسان است. در یک مثال کمی اگر بخواهم حرف را روشن کنم شما وقتی یک ساعت از روستا دور میشوید، از آن مکان بسیار دور شدهاید و در دل طبیعتید و از دست انسان اثر چندانی نیست جز خطوط مختصری بر خاک مزارع. ... اندر امیدواری... ۰۹:۲۵ ۱۳۹۶/۰۱/۰۷ نان تازهی صبح.. من این رسم دیرین را عقبتر از در صف نانوایی ایستادن به یاد دارم نان پختن در هوای خنک سحرگاهی و بوی سوختن خار و خاشاک و تنور، زنان روستا پیش از در آمدن آفتاب و اغلب قبل از به راه کردن رمه نان تازهی روز را از تنور درآورده بودند تا مردانشان نان تازه در چاشت و سفره ببینند. زمان در روستاها با این نظم، زمان طبیعی بود. با آفتاب بر آمدن و با آفتاب رفتن و غروب هم پایان تقلا، کار و روز با آفتاب بود: ساعت طبیعی. طول روز با طول سایه و چقدر از آفتاب رفته و مانده حساب میشد. چنین انسانی درک دیگری از جهان داشت به تبع درکش از زمان. اما مواجههی جدیترم در کودکی بود. شش هفت سالگی که پیش از پدر میرفتم سنگکی و نان سنگک میگرفتم. پدر هنوز جوان بود وخواب صبحگاهیاش پر مزه. در طول زمان اما ماجرا عوض شد. ... اندر امیدواری... ۰۱:۴۳ ۱۳۹۶/۰۱/۰۷ نام لئونارد کوهن شاید در اولین طنینها یادآور ترانههایش باشد اما وقتی «کتاب خواستن» و مقدمهاش را بخوانید از پشت این چهرهی موسیقایی چهرهی شاعری پیدا میشود که بر عکس شتاب جهان امروز صبوری با کلمات را آموخته است. لذت من دو چندان بود نشر به من امکان هبه کردن گسترده را داده است و از خوش اقبالی من و دوستانم در نشر حکمتکلمه این است که شاعران و مترجمان و نویسندگان کار درستی در دایرهی دوستیمان هستند که کارشان در این روزگار جز ایثار نیست. خرج وقت برای زیباییهای بیهوده همان چیزی که فروید پایههای هر تمدنی به حسابشان میآورد. پیش از این در نشر حکمتکلمه از آزاده کامیار ترجمهی شعرهای لی یانگلی را هم منتشر کردهایم. انتخابهای کامیار هر کدام متضمن خواستهایی معنادارند. کتاب خواستن کوهن پیش از هر چیز به گمان من چیزی را در فراز و فرودهای زندگی نشان میدهد که میشود آن را به چنگ آوردن آرامش نام نهاد. زیستن در دل تمام مصائب و به دست آوردن دانشی که تو را به سمت جهان و زندگی خندان و گشادهرو میکند. و این دانش نیازی به هیچ ترفند ندارد تا خودش را عمیق نشان دهد. بلکه مواجهه با لحظات ریز زندگی خود سرشار از مغاکهای عمیق است. ... اندر امیدواری... ۱۳:۵۱ ۱۳۹۶/۰۱/۰۶ در «نشر حکمتکلمه» ما چشم و گوش دیدن و شنیدن صداهای تازهایم اندر امیدواری... ۰۲:۰۰ ۱۳۹۶/۰۱/۰۶ برای ما که سبکی و رهایی و بیبرگ و باری عرفانی-الهیاتی در ادب فارسی زیبا هم شده، یعنی این ایدهها فرمهای زیباییشناختی خود را هم بی آنکه فکر کنیم چنین ادبیاتی چرا و چگونه در فلان زبان و کشور به وجود آمده است؟. آثار نسل بیت برای ما همیشه این جذابیت را داشته است. یعنی پیش از آنکه بپرسیم چرا و چطور یا آبشخورهایش چیست؟ مفتون و مسحور زیست خالقان این آثار و فضای درون این آثار بودهایم: سبکی و رهایی و پشت پازنی. علیرضا بهنام در کتاب «دیوانه در زمین بازی» با ترجمهی گفتوگوهای مهمی از شاعران و نویسندگان این نسل ما را به دنیای فکری آنها نزدیک میکند. کتابی سرشار که خواندنش مثل پرواز در میان جهانی غنی از رهایی است. به جز خود گفتوگوها مقدمهی کتاب هم در ردیابی تاثیر و تاثرات این نسل ادبی بسیار رهگشاست. تازه بعد از خواندن این کتاب است که میشود فهمید: «معنای بیت اصلا این نیست که روحی درهمشکسته داشته باشی» …. _ها_در_زمین_بازی. ... اندر امیدواری... ۱۶:۴۸ ۱۳۹۶/۰۱/۰۵ در رستخیز است …سخن دهم: مهر بان نمیپرسد بر کدام دینی؟ کردار را مینگرد.. سخن یازدهم: مهر بان شادی را پاس میدارد و خوشی را محترم میشمارد …سخن دوازدهم: در جهان مهر بانی غم نخستین جریره است … اندر امیدواری... ۱۶:۰۰ ۱۳۹۶/۰۱/۰۵ بانو لنا شمامیان … Lena Chamamyan – Sareri ( 04:26, 4.1 MB ) دانلود و مشاهده در تلگرام اندر امیدواری... ۱۳:۵۳ ۱۳۹۶/۰۱/۰۵ تمام تعطیلات اوقات نفس و استراحت را شعر خواندهام. خواندن شعر بر من واجب است نمیتوانم ترکش کنم اما واقعن به خواننده، به مخاطب حق میدهم پول نازنینش را صرف این چیزهایی که اینروزها میخوانم نکند. جالب اینجاست من ناشر و من شاعر و چار نفر دیگر هم کلاه کج میگذاریم که چه اثری از ما تراویده است. شعرهایی که هنوز در سطر و با جناسها و تداعی مراعاتنظیری ساخته میشود …ای دیداری که دیوار منی. عجب چیزی نوشتم. یا شعرهای تمامن دودزدهای که حاصل ذهنی از دست رفته است. بگذارید سعی کنم چتانه و چرنگی بنویسم:. اینهاش نگاش چشاش بریز براش …پانوشت: ادامهی این شعر در ذهن شاعر محفوظ است …خب شما هم میتوانید تمرین کنید و شروع به نوشتن شعرهای چنین مدرن و آوانگارد کنید و کمی بعد هم خود را شهره کنید … … ... اندر امیدواری... ۲۳:۰۲ ۱۳۹۶/۰۱/۰۴ بهای_هندسی.. پس حی و هو هم آزموده سردار. کاشفان فضا مدام مرزهای پوچی را گسترش میدهند که لایتناهی در بیکران گم شده. من آن تنابندهام. که وقتی میگویم حی. وقتی میگویم هو. وقتی به فارسی میگویم عشق. گلویم فشرده میشود. مرز بین حروف برداشته میشود و. پیوندهای درخشانی که مبارک است. کشف میشوند. ... اندر امیدواری... ۱۶:۲۴ ۱۳۹۶/۰۱/۰۴ این عمق فاجعه است …سنت کتابت و نوشتن با قلم و کاغذ یک عادت چند هزار ساله است تنها همین نبود که کنارش بگذاریم این تکهای از یک مجموعهی عظیم به نام فرهنگ است. فرهنگ که پوست میاندازد و نو میشود. ابزار تازه که میآیند ابزاری که ما نساختهایم و سوارشان نیستیم بیشتر برای ما شکل ابزار تفنن و بازی دارند. برای همین جهان تازه تا کودکیاش را در ما-مای کلی- طی کند. وقتها خواهد سوخت. بعد که جا و مکان این ابزارها و فرصتها تفکیک شد که کجا تفنن است و کجا فراغت و کجا جدی. هر کس بهقدر وسع و استعدادش از آن چیزی خواهد طلبید. خود نقد و نقادی هنوز چندان در بین نویسندگان جا نیفتاده است. اصلا ما هنوز تاریخ مدونی نداریم از ناقدانمان که از کی و کجا و تا به امروز چه کسانی بودهاند. ... اندر امیدواری... ۰۱:۱۹ ۱۳۹۶/۰۱/۰۴ کانالهای شاعران شعر امروز.. نیما یوشیج.. سرودهها، داستانها، نامهها، نمایشنامه، نقد ادبی برای تماس، پرسش و همکاری با مدیر کانال به نشانی زیر پیام دهید:. شاملو. . ■ کانال رسمی احمد شاملو. . ■ Website: www. shamlou. org. ■ Instagram: Contact us: | رویایی. اندر امیدواری... ۱۸:۵۹ ۱۳۹۶/۰۱/۰۳ تفکر شاد است یا عبوس؟. از سخنان دینی تا سخنان حاصل از فرهنگ عمومی نگاهی مختصر بیندازیم به این سخنان: یک ساعت تفکر برتر از هفتاد سال عبادت است. در قرآن بارها پرسیده میشود: آیا تفکر نمیکنید؟. حتا اگر بخواهیم درون چارچوب دین سخن بگوییم اقوالی وجود دارد که عبادت را اندیشیدن دانستهاند و تقوی را علم آموزی. قول اول از حسن پسر علیست و سخن دوم از پیامبر اسلام. در اقوال عامیانه هم چنین داریم که فکر نان کن که خربزه آب است. یا حافظ که سرودهاست:. آخرالامر گل کوزهگران خواهی شد. حالیا فکر سبو کن که پر از باده کنی. بدون آنکه بخواهم وارد حوزهی واژگانی بشنوم و مترادفات فکر را برشمارم و یا ترکیبهای ساخته شده در این حوزه را یادآوری کنم. ... اندر امیدواری... ۰۰:۱۶ ۱۳۹۶/۰۱/۰۳ … اندر امیدواری... ۲۰:۴۲ ۱۳۹۶/۰۱/۰۲ آید Voice message ( 01:17, 180.8 KB ) دانلود و مشاهده در تلگرام ‹ 70 71 72 73 74 75 76 ›
اندر امیدواری... ۲۱:۱۶ ۱۳۹۶/۰۱/۱۰ به خواست عزیز افتادم دنبال باقی ترجمههایی که منتشر کردهام شش شعر از در نویسار شمارهی شش پاییز هشتاد و هفت پیدا کردم. نویسار را با دوستان همدانیام در همدان کار میکردیم. البته من از نیمهی راه و دقیقن همین شماره به جمع تحریریه پیوستم-ذکرش بهخیر باد-. این شعرها ذیل عنوان کلی دریای سفید یا همان دریای مدیترانه آمدهاند من بالایشان نوشتهام شعرهای دریای سفید (شعرهای دریایی).۱. هم به هوا. هم به شعلهی آتش. هم به درخت. اما بیشتر از همه. عشق ما. ...
اندر امیدواری... ۱۱:۲۷ ۱۳۹۶/۰۱/۱۰ تا پیش از فراگیر شدن فضای مجازی هنوز این مجلات بودند که به تو امکان خوانده شدن و سنجیده شدن میدادند داشتم آرشیو مجلاتم را نگاه میکردم. چشمم به ردیف مجلهی آزما افتاد. در شمارهی مرداد ۸۶ سه شعر از به ترجمهی من منتشر شده است:.۱. نرم. چنان که پشمهای یک بره. دستهایش را باور نمیکرد. شاد. چنان که دویدن. پاهایش را باور نمیکرد. ...
اندر امیدواری... ۰۴:۰۶ ۱۳۹۶/۰۱/۱۰ کتاب شگفت انگیزی که در آن پیوند انسانی دو هیولای بزرگ ادبی را از نزدیک درک میکنیم بهخصوص تلاش پاوند در معرفی جویس ستودنیست..
اندر امیدواری... ۲۲:۱۷ ۱۳۹۶/۰۱/۰۹ یک سوال.. خیلی وقتها میگوییم: «من فکر میکنم …» آیا واقعن این ماییم که فکر میکنیم؟ یا تنها گمان میکنیم که فکر میکنیم، به عبارت دیگر حرفهای دیگران و پیشینیان را تکرار میکنیم؟. «من فکر میکنم …» یعنی ذهن و دهان و زبانمان را از زیر سلطهی دیگران نجات دادهایم و هر جا هم فکری از گذشته و دیگری را نقل میکنیم آگاهیم. آغاز فکر کردن بنیادی کودکانه دارد: پرسش. پرسشهایی از این دست: که این چیست؟ نامش چیست؟ و ادامهی پرسش. دانستن در بیشتر وقتها غفلت کردن است. در کشور ما دو مشکل بزرگ وجود دارد: هر دو هم از فکر نکردن و نپذیرفتن مسئولیت فکر کردن ایجاد شده است. عدهای حرفهای سنت و پیشینیان را تکرار میکنند و فکر میکنند که در حال فکر کردنند. ...
اندر امیدواری... ۱۲:۱۵ ۱۳۹۶/۰۱/۰۹ دیروز که یادداشت زمان شهری و روستایی را منتشر کردم همزمان برای دوست عزیزی فرستادم تا انگشت بر چند و چون کار بگذارد. بر نوع نوشتن یا دقیقتر بر فرم و شمایل نوشتن من یکی دو دوست از جمله همین دوست عزیزم نقد جدی دارند. از این قرار که یادداشت محل کلی گویی است. مشوش است. دیروز بحث فراتر از قالب نوشتن رفت که تو در امری نوشتهای که پیش از تو بسیار کسان در آن اندیشیدهاند و تو نمیتوانی کلمات را جابهجا کنی و بی خبر از آنها بنویسی و بیندیشی. برای من اینجا دو فکر و راه در پیش گذاشته میشود. یک اینکه وقتی به امری میاندیشم تا بیخ و بن و تهش را در نیاوردهام چیزی ننویسم. دو اینکه همینطور به رسم مالوف و عهد دیرین ایدهها و فکرهای در سر را بنویسم. تا روزی از بین آنها دمب یکی را بگیرم و پوستش را درست و حسابی بکنم. ...
اندر امیدواری... ۰۹:۱۸ ۱۳۹۶/۰۱/۰۸ بیشترین سهم فهم انسان از جهان به فهم او از زمان برمیگردد در فارسی واژههای زیادی برای بیان درک ما از زمان وجود دارد. وقت، هنگام … و واژههایی مثل ازل و ابد که رسای مفاهیم زمان بی آغاز و زمان بی پایانند. من ده سال پیش نسبت زیست و زمان را دریافتم. در آن دور و دوره من زمان را با دو مفهوم مکانی تبیین میکردم. زمان شهری و زمان روستایی. هر چند که در نهایت هر دو را با کیفیتشان از هم تمایز مینهادم. زمان روستایی وسعت خالی داشت و با فضای تهی از انسان بیشتری پیوند داشت. زمان شهری وسعت پر داشت و فضایش انباشته از دست ساختههای انسان است. در یک مثال کمی اگر بخواهم حرف را روشن کنم شما وقتی یک ساعت از روستا دور میشوید، از آن مکان بسیار دور شدهاید و در دل طبیعتید و از دست انسان اثر چندانی نیست جز خطوط مختصری بر خاک مزارع. ...
اندر امیدواری... ۰۹:۲۵ ۱۳۹۶/۰۱/۰۷ نان تازهی صبح.. من این رسم دیرین را عقبتر از در صف نانوایی ایستادن به یاد دارم نان پختن در هوای خنک سحرگاهی و بوی سوختن خار و خاشاک و تنور، زنان روستا پیش از در آمدن آفتاب و اغلب قبل از به راه کردن رمه نان تازهی روز را از تنور درآورده بودند تا مردانشان نان تازه در چاشت و سفره ببینند. زمان در روستاها با این نظم، زمان طبیعی بود. با آفتاب بر آمدن و با آفتاب رفتن و غروب هم پایان تقلا، کار و روز با آفتاب بود: ساعت طبیعی. طول روز با طول سایه و چقدر از آفتاب رفته و مانده حساب میشد. چنین انسانی درک دیگری از جهان داشت به تبع درکش از زمان. اما مواجههی جدیترم در کودکی بود. شش هفت سالگی که پیش از پدر میرفتم سنگکی و نان سنگک میگرفتم. پدر هنوز جوان بود وخواب صبحگاهیاش پر مزه. در طول زمان اما ماجرا عوض شد. ...
اندر امیدواری... ۰۱:۴۳ ۱۳۹۶/۰۱/۰۷ نام لئونارد کوهن شاید در اولین طنینها یادآور ترانههایش باشد اما وقتی «کتاب خواستن» و مقدمهاش را بخوانید از پشت این چهرهی موسیقایی چهرهی شاعری پیدا میشود که بر عکس شتاب جهان امروز صبوری با کلمات را آموخته است. لذت من دو چندان بود نشر به من امکان هبه کردن گسترده را داده است و از خوش اقبالی من و دوستانم در نشر حکمتکلمه این است که شاعران و مترجمان و نویسندگان کار درستی در دایرهی دوستیمان هستند که کارشان در این روزگار جز ایثار نیست. خرج وقت برای زیباییهای بیهوده همان چیزی که فروید پایههای هر تمدنی به حسابشان میآورد. پیش از این در نشر حکمتکلمه از آزاده کامیار ترجمهی شعرهای لی یانگلی را هم منتشر کردهایم. انتخابهای کامیار هر کدام متضمن خواستهایی معنادارند. کتاب خواستن کوهن پیش از هر چیز به گمان من چیزی را در فراز و فرودهای زندگی نشان میدهد که میشود آن را به چنگ آوردن آرامش نام نهاد. زیستن در دل تمام مصائب و به دست آوردن دانشی که تو را به سمت جهان و زندگی خندان و گشادهرو میکند. و این دانش نیازی به هیچ ترفند ندارد تا خودش را عمیق نشان دهد. بلکه مواجهه با لحظات ریز زندگی خود سرشار از مغاکهای عمیق است. ...
اندر امیدواری... ۰۲:۰۰ ۱۳۹۶/۰۱/۰۶ برای ما که سبکی و رهایی و بیبرگ و باری عرفانی-الهیاتی در ادب فارسی زیبا هم شده، یعنی این ایدهها فرمهای زیباییشناختی خود را هم بی آنکه فکر کنیم چنین ادبیاتی چرا و چگونه در فلان زبان و کشور به وجود آمده است؟. آثار نسل بیت برای ما همیشه این جذابیت را داشته است. یعنی پیش از آنکه بپرسیم چرا و چطور یا آبشخورهایش چیست؟ مفتون و مسحور زیست خالقان این آثار و فضای درون این آثار بودهایم: سبکی و رهایی و پشت پازنی. علیرضا بهنام در کتاب «دیوانه در زمین بازی» با ترجمهی گفتوگوهای مهمی از شاعران و نویسندگان این نسل ما را به دنیای فکری آنها نزدیک میکند. کتابی سرشار که خواندنش مثل پرواز در میان جهانی غنی از رهایی است. به جز خود گفتوگوها مقدمهی کتاب هم در ردیابی تاثیر و تاثرات این نسل ادبی بسیار رهگشاست. تازه بعد از خواندن این کتاب است که میشود فهمید: «معنای بیت اصلا این نیست که روحی درهمشکسته داشته باشی» …. _ها_در_زمین_بازی. ...
اندر امیدواری... ۱۶:۴۸ ۱۳۹۶/۰۱/۰۵ در رستخیز است …سخن دهم: مهر بان نمیپرسد بر کدام دینی؟ کردار را مینگرد.. سخن یازدهم: مهر بان شادی را پاس میدارد و خوشی را محترم میشمارد …سخن دوازدهم: در جهان مهر بانی غم نخستین جریره است …
اندر امیدواری... ۱۶:۰۰ ۱۳۹۶/۰۱/۰۵ بانو لنا شمامیان … Lena Chamamyan – Sareri ( 04:26, 4.1 MB ) دانلود و مشاهده در تلگرام
اندر امیدواری... ۱۳:۵۳ ۱۳۹۶/۰۱/۰۵ تمام تعطیلات اوقات نفس و استراحت را شعر خواندهام. خواندن شعر بر من واجب است نمیتوانم ترکش کنم اما واقعن به خواننده، به مخاطب حق میدهم پول نازنینش را صرف این چیزهایی که اینروزها میخوانم نکند. جالب اینجاست من ناشر و من شاعر و چار نفر دیگر هم کلاه کج میگذاریم که چه اثری از ما تراویده است. شعرهایی که هنوز در سطر و با جناسها و تداعی مراعاتنظیری ساخته میشود …ای دیداری که دیوار منی. عجب چیزی نوشتم. یا شعرهای تمامن دودزدهای که حاصل ذهنی از دست رفته است. بگذارید سعی کنم چتانه و چرنگی بنویسم:. اینهاش نگاش چشاش بریز براش …پانوشت: ادامهی این شعر در ذهن شاعر محفوظ است …خب شما هم میتوانید تمرین کنید و شروع به نوشتن شعرهای چنین مدرن و آوانگارد کنید و کمی بعد هم خود را شهره کنید … … ...
اندر امیدواری... ۲۳:۰۲ ۱۳۹۶/۰۱/۰۴ بهای_هندسی.. پس حی و هو هم آزموده سردار. کاشفان فضا مدام مرزهای پوچی را گسترش میدهند که لایتناهی در بیکران گم شده. من آن تنابندهام. که وقتی میگویم حی. وقتی میگویم هو. وقتی به فارسی میگویم عشق. گلویم فشرده میشود. مرز بین حروف برداشته میشود و. پیوندهای درخشانی که مبارک است. کشف میشوند. ...
اندر امیدواری... ۱۶:۲۴ ۱۳۹۶/۰۱/۰۴ این عمق فاجعه است …سنت کتابت و نوشتن با قلم و کاغذ یک عادت چند هزار ساله است تنها همین نبود که کنارش بگذاریم این تکهای از یک مجموعهی عظیم به نام فرهنگ است. فرهنگ که پوست میاندازد و نو میشود. ابزار تازه که میآیند ابزاری که ما نساختهایم و سوارشان نیستیم بیشتر برای ما شکل ابزار تفنن و بازی دارند. برای همین جهان تازه تا کودکیاش را در ما-مای کلی- طی کند. وقتها خواهد سوخت. بعد که جا و مکان این ابزارها و فرصتها تفکیک شد که کجا تفنن است و کجا فراغت و کجا جدی. هر کس بهقدر وسع و استعدادش از آن چیزی خواهد طلبید. خود نقد و نقادی هنوز چندان در بین نویسندگان جا نیفتاده است. اصلا ما هنوز تاریخ مدونی نداریم از ناقدانمان که از کی و کجا و تا به امروز چه کسانی بودهاند. ...
اندر امیدواری... ۰۱:۱۹ ۱۳۹۶/۰۱/۰۴ کانالهای شاعران شعر امروز.. نیما یوشیج.. سرودهها، داستانها، نامهها، نمایشنامه، نقد ادبی برای تماس، پرسش و همکاری با مدیر کانال به نشانی زیر پیام دهید:. شاملو. . ■ کانال رسمی احمد شاملو. . ■ Website: www. shamlou. org. ■ Instagram: Contact us: | رویایی.
اندر امیدواری... ۱۸:۵۹ ۱۳۹۶/۰۱/۰۳ تفکر شاد است یا عبوس؟. از سخنان دینی تا سخنان حاصل از فرهنگ عمومی نگاهی مختصر بیندازیم به این سخنان: یک ساعت تفکر برتر از هفتاد سال عبادت است. در قرآن بارها پرسیده میشود: آیا تفکر نمیکنید؟. حتا اگر بخواهیم درون چارچوب دین سخن بگوییم اقوالی وجود دارد که عبادت را اندیشیدن دانستهاند و تقوی را علم آموزی. قول اول از حسن پسر علیست و سخن دوم از پیامبر اسلام. در اقوال عامیانه هم چنین داریم که فکر نان کن که خربزه آب است. یا حافظ که سرودهاست:. آخرالامر گل کوزهگران خواهی شد. حالیا فکر سبو کن که پر از باده کنی. بدون آنکه بخواهم وارد حوزهی واژگانی بشنوم و مترادفات فکر را برشمارم و یا ترکیبهای ساخته شده در این حوزه را یادآوری کنم. ...