اندر امیدواری... اندر امیدواری... ۲۱:۰۴ ۱۳۹۶/۰۱/۱۸ امروز از چند تن از دوستانم خواستم نام پنج شاعر جوانی که کارهایشان را دوست دارند و نام پنج شاعر زنده را بدون حد و قید سن و سال برا شما هم اگر دوست داشتید، پاسخهایتان را برایم بفرستید. اندر امیدواری... ۱۲:۵۱ ۱۳۹۶/۰۱/۱۸ وضع تاریخی من بودی. مرا. تنها در بستر تو میشد فهمید …. اندر امیدواری... ۱۲:۳۵ ۱۳۹۶/۰۱/۱۸ نان، مسکن، آزادی ….. نکتهی اول حیوانی که آدمی است خواباندن گریهی کم است: نان نان امروزه دیگر تنها نان با آبشام و میوه نیست. باید نان و سفرهی فردایت امن باشد. این که حل شد باید جایی باشد، سقفی، سرپناهی که بیارامی: مسکن. مسکن به روز، به نرخ روز. البته با تمامی راههای ارتباطی اش. این دوتا که حل شد وقت گرم کردن سر است. نان فردایت به خورخانه است و راحت نشستهای وقت آن است که گرم کار سر شوی. بگویی و بشنوی، در سخن شوی، به باغ اندر شوی و در باغ بگردانی. پرس. ... اندر امیدواری... ۱۰:۴۶ ۱۳۹۶/۰۱/۱۸ دیوان شمس غزلیات.... در دو جهان لطیف و خوش همچو امیر ما کجا.. ابروی او گره نشدگر چه که دید صد خطا چشم گشا و رو نگر جرم بیار و خو نگر. خوی چو آب جو نگر جمله طراوت و صفا. من ز سلام گرم او آب شدم ز شرم او. وز سخنان نرم او آب شوند سنگها. زهر به پیش او ببر تا کندش به از شکر. قهر به پیش او بنه تا کندش همه رضا. ... اندر امیدواری... ۰۰:۰۴ ۱۳۹۶/۰۱/۱۸ آن تلخوش که صوفی امالخبائثش خواند. اشهی لنا و احلی من قبلهالعذارا اندر امیدواری... ۱۹:۰۷ ۱۳۹۶/۰۱/۱۷ چهرههای روشنفکری. قصدم حرف از طور و چه طور بودن چهرههای روشنفکری در ایران است آنقدر که خودم دقت کردهام. تاریخ فارسی تازه را که نگاه کنی بالاخص در ایران؛ چهرههایی میبینی که همه داعیهی آوردن و داشتن فکر تازه دارند اما هر کدام در قشر و قومی دیگراند. هر چند در گام اول خیلی ارسطویی همهی اینان مشغول نوشتنند. و هنوز بین شعر و ناشعر و داستان و نه داستان و نمایش و سرایش جنگی نیست. امر نوشتن بر اینان غالب است و گونهای هم که غالب است بر این جهان نو آمده، نمایش است، بعد داستان و بعد شعر. یعنی جهان نو و تازه در فارسی با نمایش میآید و بعد با رومان به قول آخوندزاده. در حلقهی بعدی است که شعر ایستاده. درست که نگاه کنیم از آخوندزاده به این طرف داعیان قبل و بعد مشروطه دستی بر آتش نمایش داشتهاند حتا نوآوران شعر هم همه جد و جهدی در قالب و ساختمان نمایش و نمایش نویسی کردهاند. پس طور اول از چهرههای روشنفکری ما به نمایش گره خورده است. ... اندر امیدواری... ۱۹:۰۶ ۱۳۹۶/۰۱/۱۷ آن کیست که در من به من مینگرد و واقف این نگرا بودن خویش است، واقف به این که من است که به من مینگرد در من؟ چه کسی میتواند خبر دهد که بی من این نگرا دیگر نیست؟ اگر نیست پس کیست آن که مینگرد؟ سوژه، فاعل شناسا، آگاهی، روان، روح، ذات، طبیعت؟ چیزی هست که منم و من برای آن قابل دیدنم. تجسد وتجسمم. منی که دریابندهی من است. چگونه میشود گفت تنها تن من است. تن من تنها تکهای از اوست. تن من با او تن است. ... اندر امیدواری... ۱۹:۰۵ ۱۳۹۶/۰۱/۱۷ اگر چه هوسرل و مرلوپونتی تن را آگاهی میکنند اما به ما نمیگویند بعد از تن آگاهی چه میشود و این ناگفتن بهطور ضمنی در خود این حدی مشکل از اینجاست که تن سراسر آگاهی فرض میشود و ما پیشفرضانه ادراک را به عهدهی آگاهی گذاشتهایم. اینجاست که میمانیم آیا بدون تن ادراکی هست یا نه؟ برای من هنوز روشن نیست که ادراک بدون تن ممکن است یا نه اما اگر تن را حافظه و صاحب حافظه بدانیم و نه لزومن آن حافظهی انسانی بلکه گونههای مختلفی از انباشت اطلاعات که قابل بازیافت و باز خواندن است آنگاه میتوانیم بگوییم تن تمامن حافظه است یا درستتر ماده حافظه دارد و این حافظه در تمام تبدلات به شکلی حفظ میشود. بگذارید اینطور بگویم. تن ماده است و ماده متن است. هر متنی راه و روش خواندنی دارد. خاک در سواد زمین شناس جوری خوانده میشود و در سواد دهقان جوری، سنگ هم، پوست و تن هم. تن فرو میریزد و از هم میپاشد اما در سواد ژنتیکی بازخوانده میشود که چه و که و چگونه بود است. ما در این امکان بازخواندن در جهان باقی میمانیم و از جهان رفتنی در کار نیست. ... اندر امیدواری... ۱۱:۲۱ ۱۳۹۶/۰۱/۱۷ دو دوست نادیده. مرد کلمات غریب و جناب آقای سردار در هیچ تعریفی نمیگنجد که بگویم داستاننویس، محقق یا چه … اکبر ایل بیگی نازنین شاعر ومترجم است. تنشان درست. اندر امیدواری... ۰۰:۴۱ ۱۳۹۶/۰۱/۱۷ نشر حکمت کلمه:. ثنای دوم. صحیفه¬ی سجادیه- بازنویسی فریاد ناصری سپاس خدای را که به محمد بر ما منت نهاد، منتی که گذشتگان و آیندگان از آن بی¬نصیب¬اند و تواناست به هر چیزی هر چند عظیم و باخبر است از هر چیزی هرچند خرد. ما را ختم امت¬ها قرارداد و گواه¬مان کرد بر آن¬ها که انکار کرده¬اند و بی¬شمارمان کرد به نعمت¬اش بر کم¬شماران. درود فرست خدایا بر محمد که سخنت را امین بود، برگزیده¬ی آفریدگانت، دوست تو از بندگانت، امام رحمت و مهربانی، سردمدار نیکی، کلید برکت. چنان که آماده¬ی امر تو بود. و در راه تو تن خویش آماج آزار ساخت. و در خواندن به تو با خویشانش دژم شد. و شادی¬ات را با قوم خود کارزار کرد. دور گزید از کسانش که دین تو را زنده دارد. کسانش را به انکارشان راند. ... اندر امیدواری... ۰۰:۴۲ ۱۳۹۶/۰۱/۱۶ نشر حکمت کلمه:. بازنویسی ثنای نخست از صحیفهی سجادیه. (فریاد ناصری) -. ثنای نخست. قبل از تمام نخستها به سل آلی. ستایش میکنم تو را ای نخستین و ای آخرین بعد از تمام آخرها. ستایش میکنمت ای سرحد نخستین و سرحد فرجام. ستایش میکنم تو را که چشمها از دیدنت ناتوانند و وصفها از گفتنت عاجز. آفریدهای به قدرت و توانت، با اراده و خواستت بی اینکه پیش از آن آفرینشی باشد. روان کردهای در راه خواست و اراده و در راه دوستی و محبتت. هر که نفس میکشد را قوت و غذا دادهای. ... اندر امیدواری... ۱۴:۰۳ ۱۳۹۶/۰۱/۱۵ مقاله علمی پژوهشی / شادمانی.pdf ( 679.4 KB ) دانلود و مشاهده در تلگرام اندر امیدواری... ۲۳:۲۱ ۱۳۹۶/۰۱/۱۴ بعضی پرسشها هستند که هیچوقت نه خودشان نه جستجوی پاسخهایشان رهایمان نمیکنند پرسشهایی که بیشینهشان یک ساختار دارند: x چگونه در فلان کار موفق شد؟. سوال وسوسه کنندهایست و میتواند حیطههای خرد و کلانی را دربر بگیرد. فلانی چگونه در کارش موفق شد؟ فلانی چگونه در زندگیاش موفق شد؟ فلانی چگونه در ادارهی شرکتش پیروز شد؟ فلانی چگونه در ادارهی شهر موفق شد؟ فلانی و فلان خاندان چگونه در ادارهی کشوری موفق شدند؟. در تمام این پرسشها یک ساختار تکرار میشود. پاسخها هم با تمام تفاوتهای در جزییات باید در یک ساختار، روندی را تعریف کنند. ... اندر امیدواری... ۱۴:۰۰ ۱۳۹۶/۰۱/۱۳ ضد توصیههای پسانوروزی:.. علاقه زیاد به خبر دور از خودآزاری نیست دنبال سرگرمیهای بهتر باشیم … از القای افکار آخرالزمانی «هرسال دریغ از پارسال» و «دیگر تمام شد» دست برداریم. اگر اینطور بود لابد تا حالا واقعا هم تمام شده بود …از تحریک خودمان با وعدة تغییرات بزرگ خوب خودداری کنیم. اگر تا حالا نشده است لابد بعدا هم نمیشود …از تلفشدن وقتمان خیلی ناراحتی نکنیم. وقت اصولا برای تلفکردن است. مشکل اصلی وقتی است که نتوانیم بهخوبی وقتمان را تلف کنیم …فراموش نکنیم هدف ما در زندگی شادی است، پس تناقض است که بهخاطر کاستی اسباب شادی خیلی غصه بخوریم …رسالت تاریخی روشنفکری اندکی شادکردن خود و اطرافیان است. قضیه را بیش از حد جدی نکنیم …فکرکردن اغلب راهی برای حل مشکلات نیست، سرگشتگی میان مشکلات لاینحل است. گاهی دنبال راههای فکرنکردن باشیم …🗞 از صفحۀ فیسبوک. ... اندر امیدواری... ۱۰:۳۳ ۱۳۹۶/۰۱/۱۳ #اصالة_نصریHekmatkalame Telegram ID ➔ MusiCs – اصالة نصري - عيش سكر وطن (مع احمد فهمي) ( 02:59, 7.0 MB ) دانلود و مشاهده در تلگرام اندر امیدواری... ۰۱:۲۸ ۱۳۹۶/۰۱/۱۳ «زمان طبیعی».. خورشید منبع درک ما از روز است ماه و ستارگان در درک ما از شب دخالت دارند. تغییرات جوی و آب و هوا ما را صاحب درکی از فصول کردهاند. بگذریم از اینکه ممکن است بعضی انسانها و مناطق صاحب نظم دیگری از شب و روز و فصول باشند اما این پدیدهها جز معانی طبیعی و عینی خود صاحب معانی دیگری هم هستند که آنها را بدل به مفاهیم نمادین کردهاست، یعنی ما از طریق بهار فصل به معنای نمادین آنهم رسیدهایم. بهار جز معنای موسمیاش به هر چه شادابی و طراوات و تازگی هم اشاره دارد. این خود جای بررسی دارد که چگونه وقتها بدل به مفاهیم نمادین شدهاند. اما بحث ما درک اولیه و طبیعی زمان است هر چند که نمیشود در این درک آنها را از دیگر معانیشان تهی کرد. زمان طبیعی درکی و نسبتی از زمان است که در آن انسان اگر چه با تقسیمبندیهایی برای فهم دست به کار اشاره به وقتهاست اما این تقسیمات ساختهی او نیستند. تقسیماتی هستند که خود طبیعت در اختیار او گذاشته است. وقتی انسانی میگوید: دو شب و دو روز در راه بودیم. ... اندر امیدواری... ۱۴:۴۰ ۱۳۹۶/۰۱/۱۲ «شجرهنامهی همهی کسان پارس».. من فریاد شاعر جهان هستم. شاعر بزرگ شاعر مقتدر. شاعر ایران. عراق و سوریه و افغانستان. شاعر چهارپارهی تنت. پسر گاد. شاعر بزرگ. شاعر میشان،. نوهی آتای. شاعر بزرگ. اندر امیدواری... ۱۲:۲۰ ۱۳۹۶/۰۱/۱۲ …کتاب در راه اندر امیدواری... ۰۹:۴۹ ۱۳۹۶/۰۱/۱۲ چند بیت از غزلی منسوب به حلاج را با هم بخوانیم:.. گر ماه من بتابد از بام تا به خانه گردد جهانیان را پر آفتاب خانه. از گلشن وصالش باد ار برد نسیمی. از شرم آب گردد گل در گلابخانه. مطلوب را چو هر جا باید طلب نمودن. زهاد و کنج مسجد ما و شرابخانه. گفتم که ساز خانه در چشم من چو مردم. گفتا کسی بسازد بر روی آب خانه؟. ... اندر امیدواری... ۱۹:۴۰ ۱۳۹۶/۰۱/۱۱ کتاب «پاوند/ جویس».. در خود چند وجه از شخصیت و نگرههای ادبی ازرا پاوند را مشخص میکند نخستین این وجوه نگرههای پاوند راجعبه نثر است. باورش به ارتباط نثر و تفکر و حکومت. اهمیت رسانههای ادبی در ایجاد فضا برای ارائهی کارهای نو و تلاشهای پاوند برای داشتن موقعیت و ایجاد موقعیت در این رسانهها. پیوندهای دوستی_ادبی چنان که پاوند و جویس هفت سال پیوسته نامهنگاری میکنند و بعد از هفت سال همدیگر را ملاقات میکنند. در کنار همهی اینها رسالت ادبی پاوند را میبینیم که تعهدی انسانی برای کشف و نشان دادن استعدادها و کارهای نو از خود نشان میدهد. تلاشش برای انتشار کارهای جویس، نگرانیاش برای بیماری چشمهای او و پیگیری درمان آنها … همهی اینها سبب میشوند خواندن این مکاتبات و یادداشتها شکل رمانی نامهنگارانه به خود بگیرند …کتاب در راه …. ... ‹ 69 70 71 72 73 74 75 ›
اندر امیدواری... ۲۱:۰۴ ۱۳۹۶/۰۱/۱۸ امروز از چند تن از دوستانم خواستم نام پنج شاعر جوانی که کارهایشان را دوست دارند و نام پنج شاعر زنده را بدون حد و قید سن و سال برا شما هم اگر دوست داشتید، پاسخهایتان را برایم بفرستید.
اندر امیدواری... ۱۲:۳۵ ۱۳۹۶/۰۱/۱۸ نان، مسکن، آزادی ….. نکتهی اول حیوانی که آدمی است خواباندن گریهی کم است: نان نان امروزه دیگر تنها نان با آبشام و میوه نیست. باید نان و سفرهی فردایت امن باشد. این که حل شد باید جایی باشد، سقفی، سرپناهی که بیارامی: مسکن. مسکن به روز، به نرخ روز. البته با تمامی راههای ارتباطی اش. این دوتا که حل شد وقت گرم کردن سر است. نان فردایت به خورخانه است و راحت نشستهای وقت آن است که گرم کار سر شوی. بگویی و بشنوی، در سخن شوی، به باغ اندر شوی و در باغ بگردانی. پرس. ...
اندر امیدواری... ۱۰:۴۶ ۱۳۹۶/۰۱/۱۸ دیوان شمس غزلیات.... در دو جهان لطیف و خوش همچو امیر ما کجا.. ابروی او گره نشدگر چه که دید صد خطا چشم گشا و رو نگر جرم بیار و خو نگر. خوی چو آب جو نگر جمله طراوت و صفا. من ز سلام گرم او آب شدم ز شرم او. وز سخنان نرم او آب شوند سنگها. زهر به پیش او ببر تا کندش به از شکر. قهر به پیش او بنه تا کندش همه رضا. ...
اندر امیدواری... ۰۰:۰۴ ۱۳۹۶/۰۱/۱۸ آن تلخوش که صوفی امالخبائثش خواند. اشهی لنا و احلی من قبلهالعذارا
اندر امیدواری... ۱۹:۰۷ ۱۳۹۶/۰۱/۱۷ چهرههای روشنفکری. قصدم حرف از طور و چه طور بودن چهرههای روشنفکری در ایران است آنقدر که خودم دقت کردهام. تاریخ فارسی تازه را که نگاه کنی بالاخص در ایران؛ چهرههایی میبینی که همه داعیهی آوردن و داشتن فکر تازه دارند اما هر کدام در قشر و قومی دیگراند. هر چند در گام اول خیلی ارسطویی همهی اینان مشغول نوشتنند. و هنوز بین شعر و ناشعر و داستان و نه داستان و نمایش و سرایش جنگی نیست. امر نوشتن بر اینان غالب است و گونهای هم که غالب است بر این جهان نو آمده، نمایش است، بعد داستان و بعد شعر. یعنی جهان نو و تازه در فارسی با نمایش میآید و بعد با رومان به قول آخوندزاده. در حلقهی بعدی است که شعر ایستاده. درست که نگاه کنیم از آخوندزاده به این طرف داعیان قبل و بعد مشروطه دستی بر آتش نمایش داشتهاند حتا نوآوران شعر هم همه جد و جهدی در قالب و ساختمان نمایش و نمایش نویسی کردهاند. پس طور اول از چهرههای روشنفکری ما به نمایش گره خورده است. ...
اندر امیدواری... ۱۹:۰۶ ۱۳۹۶/۰۱/۱۷ آن کیست که در من به من مینگرد و واقف این نگرا بودن خویش است، واقف به این که من است که به من مینگرد در من؟ چه کسی میتواند خبر دهد که بی من این نگرا دیگر نیست؟ اگر نیست پس کیست آن که مینگرد؟ سوژه، فاعل شناسا، آگاهی، روان، روح، ذات، طبیعت؟ چیزی هست که منم و من برای آن قابل دیدنم. تجسد وتجسمم. منی که دریابندهی من است. چگونه میشود گفت تنها تن من است. تن من تنها تکهای از اوست. تن من با او تن است. ...
اندر امیدواری... ۱۹:۰۵ ۱۳۹۶/۰۱/۱۷ اگر چه هوسرل و مرلوپونتی تن را آگاهی میکنند اما به ما نمیگویند بعد از تن آگاهی چه میشود و این ناگفتن بهطور ضمنی در خود این حدی مشکل از اینجاست که تن سراسر آگاهی فرض میشود و ما پیشفرضانه ادراک را به عهدهی آگاهی گذاشتهایم. اینجاست که میمانیم آیا بدون تن ادراکی هست یا نه؟ برای من هنوز روشن نیست که ادراک بدون تن ممکن است یا نه اما اگر تن را حافظه و صاحب حافظه بدانیم و نه لزومن آن حافظهی انسانی بلکه گونههای مختلفی از انباشت اطلاعات که قابل بازیافت و باز خواندن است آنگاه میتوانیم بگوییم تن تمامن حافظه است یا درستتر ماده حافظه دارد و این حافظه در تمام تبدلات به شکلی حفظ میشود. بگذارید اینطور بگویم. تن ماده است و ماده متن است. هر متنی راه و روش خواندنی دارد. خاک در سواد زمین شناس جوری خوانده میشود و در سواد دهقان جوری، سنگ هم، پوست و تن هم. تن فرو میریزد و از هم میپاشد اما در سواد ژنتیکی بازخوانده میشود که چه و که و چگونه بود است. ما در این امکان بازخواندن در جهان باقی میمانیم و از جهان رفتنی در کار نیست. ...
اندر امیدواری... ۱۱:۲۱ ۱۳۹۶/۰۱/۱۷ دو دوست نادیده. مرد کلمات غریب و جناب آقای سردار در هیچ تعریفی نمیگنجد که بگویم داستاننویس، محقق یا چه … اکبر ایل بیگی نازنین شاعر ومترجم است. تنشان درست.
اندر امیدواری... ۰۰:۴۱ ۱۳۹۶/۰۱/۱۷ نشر حکمت کلمه:. ثنای دوم. صحیفه¬ی سجادیه- بازنویسی فریاد ناصری سپاس خدای را که به محمد بر ما منت نهاد، منتی که گذشتگان و آیندگان از آن بی¬نصیب¬اند و تواناست به هر چیزی هر چند عظیم و باخبر است از هر چیزی هرچند خرد. ما را ختم امت¬ها قرارداد و گواه¬مان کرد بر آن¬ها که انکار کرده¬اند و بی¬شمارمان کرد به نعمت¬اش بر کم¬شماران. درود فرست خدایا بر محمد که سخنت را امین بود، برگزیده¬ی آفریدگانت، دوست تو از بندگانت، امام رحمت و مهربانی، سردمدار نیکی، کلید برکت. چنان که آماده¬ی امر تو بود. و در راه تو تن خویش آماج آزار ساخت. و در خواندن به تو با خویشانش دژم شد. و شادی¬ات را با قوم خود کارزار کرد. دور گزید از کسانش که دین تو را زنده دارد. کسانش را به انکارشان راند. ...
اندر امیدواری... ۰۰:۴۲ ۱۳۹۶/۰۱/۱۶ نشر حکمت کلمه:. بازنویسی ثنای نخست از صحیفهی سجادیه. (فریاد ناصری) -. ثنای نخست. قبل از تمام نخستها به سل آلی. ستایش میکنم تو را ای نخستین و ای آخرین بعد از تمام آخرها. ستایش میکنمت ای سرحد نخستین و سرحد فرجام. ستایش میکنم تو را که چشمها از دیدنت ناتوانند و وصفها از گفتنت عاجز. آفریدهای به قدرت و توانت، با اراده و خواستت بی اینکه پیش از آن آفرینشی باشد. روان کردهای در راه خواست و اراده و در راه دوستی و محبتت. هر که نفس میکشد را قوت و غذا دادهای. ...
اندر امیدواری... ۱۴:۰۳ ۱۳۹۶/۰۱/۱۵ مقاله علمی پژوهشی / شادمانی.pdf ( 679.4 KB ) دانلود و مشاهده در تلگرام
اندر امیدواری... ۲۳:۲۱ ۱۳۹۶/۰۱/۱۴ بعضی پرسشها هستند که هیچوقت نه خودشان نه جستجوی پاسخهایشان رهایمان نمیکنند پرسشهایی که بیشینهشان یک ساختار دارند: x چگونه در فلان کار موفق شد؟. سوال وسوسه کنندهایست و میتواند حیطههای خرد و کلانی را دربر بگیرد. فلانی چگونه در کارش موفق شد؟ فلانی چگونه در زندگیاش موفق شد؟ فلانی چگونه در ادارهی شرکتش پیروز شد؟ فلانی چگونه در ادارهی شهر موفق شد؟ فلانی و فلان خاندان چگونه در ادارهی کشوری موفق شدند؟. در تمام این پرسشها یک ساختار تکرار میشود. پاسخها هم با تمام تفاوتهای در جزییات باید در یک ساختار، روندی را تعریف کنند. ...
اندر امیدواری... ۱۴:۰۰ ۱۳۹۶/۰۱/۱۳ ضد توصیههای پسانوروزی:.. علاقه زیاد به خبر دور از خودآزاری نیست دنبال سرگرمیهای بهتر باشیم … از القای افکار آخرالزمانی «هرسال دریغ از پارسال» و «دیگر تمام شد» دست برداریم. اگر اینطور بود لابد تا حالا واقعا هم تمام شده بود …از تحریک خودمان با وعدة تغییرات بزرگ خوب خودداری کنیم. اگر تا حالا نشده است لابد بعدا هم نمیشود …از تلفشدن وقتمان خیلی ناراحتی نکنیم. وقت اصولا برای تلفکردن است. مشکل اصلی وقتی است که نتوانیم بهخوبی وقتمان را تلف کنیم …فراموش نکنیم هدف ما در زندگی شادی است، پس تناقض است که بهخاطر کاستی اسباب شادی خیلی غصه بخوریم …رسالت تاریخی روشنفکری اندکی شادکردن خود و اطرافیان است. قضیه را بیش از حد جدی نکنیم …فکرکردن اغلب راهی برای حل مشکلات نیست، سرگشتگی میان مشکلات لاینحل است. گاهی دنبال راههای فکرنکردن باشیم …🗞 از صفحۀ فیسبوک. ...
اندر امیدواری... ۱۰:۳۳ ۱۳۹۶/۰۱/۱۳ #اصالة_نصریHekmatkalame Telegram ID ➔ MusiCs – اصالة نصري - عيش سكر وطن (مع احمد فهمي) ( 02:59, 7.0 MB ) دانلود و مشاهده در تلگرام
اندر امیدواری... ۰۱:۲۸ ۱۳۹۶/۰۱/۱۳ «زمان طبیعی».. خورشید منبع درک ما از روز است ماه و ستارگان در درک ما از شب دخالت دارند. تغییرات جوی و آب و هوا ما را صاحب درکی از فصول کردهاند. بگذریم از اینکه ممکن است بعضی انسانها و مناطق صاحب نظم دیگری از شب و روز و فصول باشند اما این پدیدهها جز معانی طبیعی و عینی خود صاحب معانی دیگری هم هستند که آنها را بدل به مفاهیم نمادین کردهاست، یعنی ما از طریق بهار فصل به معنای نمادین آنهم رسیدهایم. بهار جز معنای موسمیاش به هر چه شادابی و طراوات و تازگی هم اشاره دارد. این خود جای بررسی دارد که چگونه وقتها بدل به مفاهیم نمادین شدهاند. اما بحث ما درک اولیه و طبیعی زمان است هر چند که نمیشود در این درک آنها را از دیگر معانیشان تهی کرد. زمان طبیعی درکی و نسبتی از زمان است که در آن انسان اگر چه با تقسیمبندیهایی برای فهم دست به کار اشاره به وقتهاست اما این تقسیمات ساختهی او نیستند. تقسیماتی هستند که خود طبیعت در اختیار او گذاشته است. وقتی انسانی میگوید: دو شب و دو روز در راه بودیم. ...
اندر امیدواری... ۱۴:۴۰ ۱۳۹۶/۰۱/۱۲ «شجرهنامهی همهی کسان پارس».. من فریاد شاعر جهان هستم. شاعر بزرگ شاعر مقتدر. شاعر ایران. عراق و سوریه و افغانستان. شاعر چهارپارهی تنت. پسر گاد. شاعر بزرگ. شاعر میشان،. نوهی آتای. شاعر بزرگ.
اندر امیدواری... ۰۹:۴۹ ۱۳۹۶/۰۱/۱۲ چند بیت از غزلی منسوب به حلاج را با هم بخوانیم:.. گر ماه من بتابد از بام تا به خانه گردد جهانیان را پر آفتاب خانه. از گلشن وصالش باد ار برد نسیمی. از شرم آب گردد گل در گلابخانه. مطلوب را چو هر جا باید طلب نمودن. زهاد و کنج مسجد ما و شرابخانه. گفتم که ساز خانه در چشم من چو مردم. گفتا کسی بسازد بر روی آب خانه؟. ...
اندر امیدواری... ۱۹:۴۰ ۱۳۹۶/۰۱/۱۱ کتاب «پاوند/ جویس».. در خود چند وجه از شخصیت و نگرههای ادبی ازرا پاوند را مشخص میکند نخستین این وجوه نگرههای پاوند راجعبه نثر است. باورش به ارتباط نثر و تفکر و حکومت. اهمیت رسانههای ادبی در ایجاد فضا برای ارائهی کارهای نو و تلاشهای پاوند برای داشتن موقعیت و ایجاد موقعیت در این رسانهها. پیوندهای دوستی_ادبی چنان که پاوند و جویس هفت سال پیوسته نامهنگاری میکنند و بعد از هفت سال همدیگر را ملاقات میکنند. در کنار همهی اینها رسالت ادبی پاوند را میبینیم که تعهدی انسانی برای کشف و نشان دادن استعدادها و کارهای نو از خود نشان میدهد. تلاشش برای انتشار کارهای جویس، نگرانیاش برای بیماری چشمهای او و پیگیری درمان آنها … همهی اینها سبب میشوند خواندن این مکاتبات و یادداشتها شکل رمانی نامهنگارانه به خود بگیرند …کتاب در راه …. ...