اندر امیدواری... اندر امیدواری... ۲۰:۴۲ ۱۳۹۶/۰۱/۰۲ آید Voice message ( 01:07, 156.1 KB ) دانلود و مشاهده در تلگرام اندر امیدواری... ۲۰:۳۸ ۱۳۹۶/۰۱/۰۲ آید اندر امیدواری... ۱۸:۱۳ ۱۳۹۶/۰۱/۰۲ تقریبن بعد از هشتاد و هشت قرار و برقراریم در خانهی پدری بهم ریخت. اتاق و کتابهام ترکم کردند طی این هفت سال در رفت و آمدهام وسوسهای مدام به من گفته است: بنشین، ببین چقدر ما را نخواندهای، اما من همیشه رفتهام. حالا که با تعطیلات عید باز آمدهام با خودم کتابهایی آوردهام که خواندنشان مانده بود. از این کتابها یکیش «کاملن خصوصی برای آگاهی مردم» است، مجموعه شعر زندهیاد علیشاه مولوی. همان سال نود که درآمد ورقی زدم و نشد که تمام کنم. سال گذشته بود که شوکا حسینی گفت: در فکر تدراک ویژهنامهایست. قراری گذاشتیم، نرسیدم و کتاب را به امانت گذاشت کافهصور. تا نیمه خواندم و ماند از آن ویژهنامه هم بیخبر ماندم. امروز کتاب را تمام خواندم. یادم آمد من کتاب شعر دیگری هم دارم که نام شاعرش به تخلیص «ع. ... اندر امیدواری... ۱۲:۲۷ ۱۳۹۶/۰۱/۰۲ در دهان تو شعری بود. وقتی که رودخانههای تنت خشکید. آیینهای جلوی دهانت گرفتند. پرندهای. درون آینه افتاد … … اندر امیدواری... ۱۲:۱۵ ۱۳۹۶/۰۱/۰۲ #باغ_مادرFaryad_naseri اندر امیدواری... ۰۲:۰۵ ۱۳۹۶/۰۱/۰۲ نوشتههای فریاد ناصری: … اندر امیدواری... ۰۲:۰۰ ۱۳۹۶/۰۱/۰۲ … اندر امیدواری... ۰۲:۵۵ ۱۳۹۶/۰۱/۰۱ زینده در حدود کوچک عادات. بوهای مشخص. طعمهای مشخص رنگهای مشخص!. •. یکبار در تنش چنان گشتم. که گفت: اینجا کجاست؟. گفتم: خانهی ماست …من خاک پختهای بودم او هم. یکبار در عقل آنقدر خالص شدم که نمیشد. پشت شیشهها بایستم. تنم میبرید. اما خلوص استثناست. ... اندر امیدواری... ۲۱:۵۱ ۱۳۹۵/۱۲/۳۰ به اطرافمان که نگاه کنیم جهان و آدمیان پر از آشوبند و هزاران مدعی هم وجود دارد جهت بخشیدن آرامش و امید خاطر از علمی تا غیر علمی، پ فضای مسلط تاریک که ترس و تنهایی و اضطراب را بر جان همه انداخته است اگر هزار چشمه داشته باشد باز هم چشمهی مادرش حکومتها هستند. وقتی یک شهر در آلودگی فرومیرود سوختن سینه و چشم و گلوی آدمها نه کار خداست و نه کار جادوگران و نه بهم ریختگی روان. تنها هوا کثیف است. هوایی که میشد کثیف نباشد اما از بی کفایتی کثیف شده است. طلاق زیاد است. اعتیاد زیاد است. خشونت زیاد است. اخلاق گم شده است همه و همه از آن چشمهی بزرگ تاریکی است. هر چیزی غیر از این فریب و دروغ است. ... اندر امیدواری... ۲۱:۴۹ ۱۳۹۵/۱۲/۳۰ از نکتههای حین درس در کلاس خلاقیت در هنر:.. نه مگر صوت و صدا از عالم ماده است پس کلاممان را به کدام سمت و با چه نیرو و توانی پرتاب میکنیم؟ آیا نتیجهی این رسیدن و مواجهه و برخورد را میبینیم؟ آنطور که شکستن یا حتا درست شدن چیزها را بعینه میبینیم. پیش از دریافت من اهل علم راهی برای سنجه و مشاهدهی نتیجهی برخورد صوت و صدا بر چیزها را به دست دادهاند من فقط نکته را دوباره پیش چشم آوردم که ما میدانیم کنار هم آیی و برخورد چیزها بر هم اثر دارد. و صوت و صدا هم چیزی مادی است پس سخن که میگوییم نتیجهاش را هم درستتر ببینیم که چه میشود؟. ... اندر امیدواری... ۱۷:۵۷ ۱۳۹۵/۱۲/۳۰ #تقویم#سال_مرغfaryad_naseri اندر امیدواری... ۰۳:۴۴ ۱۳۹۵/۱۲/۳۰ عیدانه.. تو عید منی به عید بینم شادت.. ای عید رهی عید مبارک بادت … اندر امیدواری... ۰۱:۰۴ ۱۳۹۵/۱۲/۳۰ به اطرافمان که نگاه کنیم جهان و آدمیان پر از آشوبند و هزاران مدعی هم وجود دارد جهت بخشیدن آرامش و امید خاطر از علمی تا غیر علمی، پ فضای مسلط تاریک که ترس و تنهایی و اضطراب را بر جان همه انداخته است اگر هزار چشمه داشته باشد باز هم چشمهی مادرش حکومتها هستند. وقتی یک شهر در آلودگی فرومیرود سوختن سینه و چشم و گلوی آدمها نه کار خداست و نه کار جادوگران و نه بهم ریختگی روان. تنها هوا کثیف است. هوایی که میشد کثیف نباشد اما از بی کفایتی کثیف شده است. طلاق زیاد است. اعتیاد زیاد است. خشونت زیاد است. اخلاق گم شده است همه و همه از آن چشمهی بزرگ تاریکی است. هر چیزی غیر از این فریب و دروغ است. ... اندر امیدواری... ۰۰:۳۷ ۱۳۹۵/۱۲/۳۰ بار دیگر این پرسش که شاعران در زمانهی عسرت چه میکنند؟ این پرسش برای نوشتن متنی پیش روست که نخست قرار بود تفاوتها و تفارقات شعر و رسانه را بررسد اما حکایت این روزها واجب کردهاست، گامی تکراری را در راه رشدمان مکرر کنیم تا بگوییم زمانه از قضا در عسر نیست بلکه آبستن هزار واقعه است و شاعران دقیقن به معنای درست و اخص این کلمه و بعد در معنای عامش آنها که زندگیشان اندیشیدن و قلم است مشغول چه کاریاند؟ حالا که مطالبات حقخواهی چنان عیان شده است که از هر کرانه تیر دعایی به سمت آسمان میرود که فرجی حاصل شود. این خیل عظیم مشغول چه کاری است؟ بهتر نیست که اینان نیز به موقعیت نمادین خود بیندیشند و وظیفهی خود را که بر زمین مانده است دوباره بر عهده بگیرند. تا صدای عدالتخواهی رساتر شود. گو اینکه در این طلب هیچ دستور بوطیقایی برای نوشتن شعر، شعری از آن دست که رسانه باشد در کار نیست. از طرفی هم با خیل رسانههای کارای امروزی حماقت است که شعر را به چنین عملی واداشتن، چرا که قرار دادن چیزیست در جای چیزی دیگر، اما آیا وقت نشان دادن آن هوش و ذکاوتی که آورندهی حدس صائبیست که زمانی شاعران نیز از آن سهمی داشتند، نرسیده است؟ هوش و ذکاوتی که آنها را پیشقراول ... اندر امیدواری... ۱۷:۵۸ ۱۳۹۵/۱۲/۲۹ … اندر امیدواری... ۱۷:۵۷ ۱۳۹۵/۱۲/۲۹ … اندر امیدواری... ۱۱:۳۷ ۱۳۹۵/۱۲/۲۹ … farhadi. akhlagh.pdf ( 170.0 KB ) دانلود و مشاهده در تلگرام اندر امیدواری... ۱۷:۵۷ ۱۳۹۵/۱۲/۲۷ صدای شیر آبتان را شنیدم. صدای جوش کتری تان را شنیدم. صدای هورت کشیدن تان را شنیدم صدای خنده هاتان را شنیدم. صدای گریه هاتان را شنیدم. صدای عشق ورزی تان را شنیدم. صدای ناله هاتان را شنیدم. ساخت این جمله در تاریخ باید حفظ شود. این جمله را به شکلهای مختلفی باید تکرار کرد. تاریخ در تکرار خودش را حفظ میکند. حالا همه آن کلمه را به خاطر آوردهاید. اما ابا دارید از گفتنش. ... اندر امیدواری... ۱۷:۰۸ ۱۳۹۵/۱۲/۲۷ بارها شده حین تدریس بارقههای تیزی از ذهنم بگذرند گاهی میشود که بنویسمشان بسیار وقتها هم نمیشود دیروز در کلاس رسانه و فرهنگ دو نکته رخ نشان داد و سعی کردم به یاد بسپارم. نخست اینکه عکس پیش از این در پایینترین سطحش ثبت یاد و خاطرات ما بود به خصوص تجربههایمان از سفرها را ثبت میکرد تا بعدها با دیدنشان آن تجربهی عملی را به یاد بیاوریم اما اکنون پیش از تجربهی خودمان از هر نقطهو جای جهان عکس در دسترس است و ما به وقت تجربه میخواهیم تجربهی عملی و واقعیمان با آن عکسها منطبق باشد. این از خاصیتهای جهان رسانهای است که جهان را با بصریت رسانهای شکل میدهد و تجربهی عملی و واقعی دست دوم میشود. دومین نکته در بحث زمان پیش آمد. پیش از جهان مدرن و رسانهای انسان کشتکار همیشه با نمونهی کوچکی از آینده ملاقات داشت اما در جهان مدرن انسان آینده را به تمام شکلها از دست داده است. کشتکار اگر میکاشت، برمیداشت و زمان برداشت و خود محصولش تجربهای از آینده بود انسان مدرن تمام امروزهایش را فدای آیندهای میکند که از دست دادهاست چرا که آینده به پیشرفت بند شده است و پیشرفت هم سر باز ایستادن ندارد. ایثارگران امروزیم برای آیندهای که از دست دادهایم. این ایثار امروز برای فردا البته مضمونیست که ح ... اندر امیدواری... ۰۰:۰۳ ۱۳۹۵/۱۲/۲۷ … ‹ 71 72 73 74 75 76 77 ›
اندر امیدواری... ۱۸:۱۳ ۱۳۹۶/۰۱/۰۲ تقریبن بعد از هشتاد و هشت قرار و برقراریم در خانهی پدری بهم ریخت. اتاق و کتابهام ترکم کردند طی این هفت سال در رفت و آمدهام وسوسهای مدام به من گفته است: بنشین، ببین چقدر ما را نخواندهای، اما من همیشه رفتهام. حالا که با تعطیلات عید باز آمدهام با خودم کتابهایی آوردهام که خواندنشان مانده بود. از این کتابها یکیش «کاملن خصوصی برای آگاهی مردم» است، مجموعه شعر زندهیاد علیشاه مولوی. همان سال نود که درآمد ورقی زدم و نشد که تمام کنم. سال گذشته بود که شوکا حسینی گفت: در فکر تدراک ویژهنامهایست. قراری گذاشتیم، نرسیدم و کتاب را به امانت گذاشت کافهصور. تا نیمه خواندم و ماند از آن ویژهنامه هم بیخبر ماندم. امروز کتاب را تمام خواندم. یادم آمد من کتاب شعر دیگری هم دارم که نام شاعرش به تخلیص «ع. ...
اندر امیدواری... ۱۲:۲۷ ۱۳۹۶/۰۱/۰۲ در دهان تو شعری بود. وقتی که رودخانههای تنت خشکید. آیینهای جلوی دهانت گرفتند. پرندهای. درون آینه افتاد … …
اندر امیدواری... ۰۲:۵۵ ۱۳۹۶/۰۱/۰۱ زینده در حدود کوچک عادات. بوهای مشخص. طعمهای مشخص رنگهای مشخص!. •. یکبار در تنش چنان گشتم. که گفت: اینجا کجاست؟. گفتم: خانهی ماست …من خاک پختهای بودم او هم. یکبار در عقل آنقدر خالص شدم که نمیشد. پشت شیشهها بایستم. تنم میبرید. اما خلوص استثناست. ...
اندر امیدواری... ۲۱:۵۱ ۱۳۹۵/۱۲/۳۰ به اطرافمان که نگاه کنیم جهان و آدمیان پر از آشوبند و هزاران مدعی هم وجود دارد جهت بخشیدن آرامش و امید خاطر از علمی تا غیر علمی، پ فضای مسلط تاریک که ترس و تنهایی و اضطراب را بر جان همه انداخته است اگر هزار چشمه داشته باشد باز هم چشمهی مادرش حکومتها هستند. وقتی یک شهر در آلودگی فرومیرود سوختن سینه و چشم و گلوی آدمها نه کار خداست و نه کار جادوگران و نه بهم ریختگی روان. تنها هوا کثیف است. هوایی که میشد کثیف نباشد اما از بی کفایتی کثیف شده است. طلاق زیاد است. اعتیاد زیاد است. خشونت زیاد است. اخلاق گم شده است همه و همه از آن چشمهی بزرگ تاریکی است. هر چیزی غیر از این فریب و دروغ است. ...
اندر امیدواری... ۲۱:۴۹ ۱۳۹۵/۱۲/۳۰ از نکتههای حین درس در کلاس خلاقیت در هنر:.. نه مگر صوت و صدا از عالم ماده است پس کلاممان را به کدام سمت و با چه نیرو و توانی پرتاب میکنیم؟ آیا نتیجهی این رسیدن و مواجهه و برخورد را میبینیم؟ آنطور که شکستن یا حتا درست شدن چیزها را بعینه میبینیم. پیش از دریافت من اهل علم راهی برای سنجه و مشاهدهی نتیجهی برخورد صوت و صدا بر چیزها را به دست دادهاند من فقط نکته را دوباره پیش چشم آوردم که ما میدانیم کنار هم آیی و برخورد چیزها بر هم اثر دارد. و صوت و صدا هم چیزی مادی است پس سخن که میگوییم نتیجهاش را هم درستتر ببینیم که چه میشود؟. ...
اندر امیدواری... ۰۳:۴۴ ۱۳۹۵/۱۲/۳۰ عیدانه.. تو عید منی به عید بینم شادت.. ای عید رهی عید مبارک بادت …
اندر امیدواری... ۰۱:۰۴ ۱۳۹۵/۱۲/۳۰ به اطرافمان که نگاه کنیم جهان و آدمیان پر از آشوبند و هزاران مدعی هم وجود دارد جهت بخشیدن آرامش و امید خاطر از علمی تا غیر علمی، پ فضای مسلط تاریک که ترس و تنهایی و اضطراب را بر جان همه انداخته است اگر هزار چشمه داشته باشد باز هم چشمهی مادرش حکومتها هستند. وقتی یک شهر در آلودگی فرومیرود سوختن سینه و چشم و گلوی آدمها نه کار خداست و نه کار جادوگران و نه بهم ریختگی روان. تنها هوا کثیف است. هوایی که میشد کثیف نباشد اما از بی کفایتی کثیف شده است. طلاق زیاد است. اعتیاد زیاد است. خشونت زیاد است. اخلاق گم شده است همه و همه از آن چشمهی بزرگ تاریکی است. هر چیزی غیر از این فریب و دروغ است. ...
اندر امیدواری... ۰۰:۳۷ ۱۳۹۵/۱۲/۳۰ بار دیگر این پرسش که شاعران در زمانهی عسرت چه میکنند؟ این پرسش برای نوشتن متنی پیش روست که نخست قرار بود تفاوتها و تفارقات شعر و رسانه را بررسد اما حکایت این روزها واجب کردهاست، گامی تکراری را در راه رشدمان مکرر کنیم تا بگوییم زمانه از قضا در عسر نیست بلکه آبستن هزار واقعه است و شاعران دقیقن به معنای درست و اخص این کلمه و بعد در معنای عامش آنها که زندگیشان اندیشیدن و قلم است مشغول چه کاریاند؟ حالا که مطالبات حقخواهی چنان عیان شده است که از هر کرانه تیر دعایی به سمت آسمان میرود که فرجی حاصل شود. این خیل عظیم مشغول چه کاری است؟ بهتر نیست که اینان نیز به موقعیت نمادین خود بیندیشند و وظیفهی خود را که بر زمین مانده است دوباره بر عهده بگیرند. تا صدای عدالتخواهی رساتر شود. گو اینکه در این طلب هیچ دستور بوطیقایی برای نوشتن شعر، شعری از آن دست که رسانه باشد در کار نیست. از طرفی هم با خیل رسانههای کارای امروزی حماقت است که شعر را به چنین عملی واداشتن، چرا که قرار دادن چیزیست در جای چیزی دیگر، اما آیا وقت نشان دادن آن هوش و ذکاوتی که آورندهی حدس صائبیست که زمانی شاعران نیز از آن سهمی داشتند، نرسیده است؟ هوش و ذکاوتی که آنها را پیشقراول ...
اندر امیدواری... ۱۷:۵۷ ۱۳۹۵/۱۲/۲۷ صدای شیر آبتان را شنیدم. صدای جوش کتری تان را شنیدم. صدای هورت کشیدن تان را شنیدم صدای خنده هاتان را شنیدم. صدای گریه هاتان را شنیدم. صدای عشق ورزی تان را شنیدم. صدای ناله هاتان را شنیدم. ساخت این جمله در تاریخ باید حفظ شود. این جمله را به شکلهای مختلفی باید تکرار کرد. تاریخ در تکرار خودش را حفظ میکند. حالا همه آن کلمه را به خاطر آوردهاید. اما ابا دارید از گفتنش. ...
اندر امیدواری... ۱۷:۰۸ ۱۳۹۵/۱۲/۲۷ بارها شده حین تدریس بارقههای تیزی از ذهنم بگذرند گاهی میشود که بنویسمشان بسیار وقتها هم نمیشود دیروز در کلاس رسانه و فرهنگ دو نکته رخ نشان داد و سعی کردم به یاد بسپارم. نخست اینکه عکس پیش از این در پایینترین سطحش ثبت یاد و خاطرات ما بود به خصوص تجربههایمان از سفرها را ثبت میکرد تا بعدها با دیدنشان آن تجربهی عملی را به یاد بیاوریم اما اکنون پیش از تجربهی خودمان از هر نقطهو جای جهان عکس در دسترس است و ما به وقت تجربه میخواهیم تجربهی عملی و واقعیمان با آن عکسها منطبق باشد. این از خاصیتهای جهان رسانهای است که جهان را با بصریت رسانهای شکل میدهد و تجربهی عملی و واقعی دست دوم میشود. دومین نکته در بحث زمان پیش آمد. پیش از جهان مدرن و رسانهای انسان کشتکار همیشه با نمونهی کوچکی از آینده ملاقات داشت اما در جهان مدرن انسان آینده را به تمام شکلها از دست داده است. کشتکار اگر میکاشت، برمیداشت و زمان برداشت و خود محصولش تجربهای از آینده بود انسان مدرن تمام امروزهایش را فدای آیندهای میکند که از دست دادهاست چرا که آینده به پیشرفت بند شده است و پیشرفت هم سر باز ایستادن ندارد. ایثارگران امروزیم برای آیندهای که از دست دادهایم. این ایثار امروز برای فردا البته مضمونیست که ح ...