تاریخ شفاهی بازسازی هویزه. ✍اذری خاکستر

تاریخ شفاهی راروش نوین برای جمع آوری، حفظ و نگهداری خاطرات، زندگینامه‌ها، رسوم، فولکلور و کلا اطلاعات ثبت شده متنوع که از طریق مصاحبه با افراد صاحبنظر، اندیشمندان و بعضا عموم در زمینه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بدانیم تاریخ شفاهی بازسازی هویزه هم جمع آوری خاطرات و مشاهدات افرادی است که دربازسازی منطقه هویزه فعالیت داشته‌اند. تاریخ شفاهی بازسازی هویزه نگاهی جدید به مقوله تاریخ شفاهی جنگ است از این جهت که بحث بازسازی تا کنون در حاشیه بوده است و کمتر به این موضوع پرداخته شده است. بنابراین با ثبت خاطرات بازسازی هویزه به جریان بازسازی از زبان دست اندرکاران، بخصوص مشکلات بازسازی در سال ۱۳۶۱ پرداخته شده است. در کنار مصاحبه‌های انجام شده بخش عظیمی از اسناد هویزه می‌تواند سند گویایی از خدمات آستان قدس رضوی در منطقه هویزه باشد. تاریخ شفاهی با ثبت وقایع و تحولات انجام شده در نیم قرن اخیر نقش مهمی درهویت بخشی به مطالعات شهری داشته است. در طرح تاریخ شفاهی بازسازی هویزه تلاش شده است تا با مطالعه و مصاحبه پیرامون تاریخ شفاهی بازسازی هویزه به مسائل هویت بخش در ایجاد شهر جدید هویزه تاکی ...
  • گزارش تخلف

خاطراتی از کتاب شازده حمام ۴۱

وقتی طفلان مسلم از خانه او فرار می‌کردند و او با اسب، آنها را تعقیب می‌کرد، یکی از مناظر رقت بار تعزیه بود. او، دست‌های دو بچه را با طناب می‌بست و سر طناب را به قاچ زین اسبش وصل می‌کرد و اسب را می‌تاخت و بچه‌ها باید می‌دویدند. حسن کلاغ یا خولی، گاهی آنچنان اسب را می‌تاخت که بچه‌ها روی زمین کشیده می‌شدند و زخم و زیل می‌شدند. در این موقع، اوج نمایش یا شبیه بود؛ زن‌ها، شیونشان به عرش می‌رسید و مرد‌ها، دستمال‌های ابریشمی را از جیب در می‌آوردند و گریه می‌کردند و روسای محله، دست‌ها را به هم می‌مالیدند و خوشحال بودند که هیات پشت باغ، از هیات پنبه گلون یا فهادان، بهتر شبیه درآورد و وقتی حسن از اسب پیاده می‌شد، روی او را می‌بوسیدند که خوب بازی کرده و دو طفل مسلم بدبخت که کف دست‌ها و کاسه‌های زانو و گاه صورت و پیشانی آنها، زخم شده بود و از آنها خون می‌آمد، مورد تفقد قرار می‌گرفتند که اجر شما با امام حسین -ع-. اصلا پولی در کار نبود؛ این حسن خولی، هرگز نمازش قطع نمی‌شد و در تمام سال، انتظار روز شبیه بازی را می‌کشید و دعا می‌کرد تا سال دیگر زنده باشد و برای امام حسین -ع- خدمت کند. اما روسای محله، خ ...
  • گزارش تخلف

جشن پیر شالیار (۲). 📝شیلان حسنی فرد

آیین سماع و صرف غذا: پس از نماز عصر آستانه پیر مملو از جمعیت شده و گروه دف زنان، که از طایفه ی «سادات» می‌باشند، شروع به نواختن دف و همزمان با آنان گروهی از مردم زنجیروار دست در دست هم و با ریتم دف شروع به رقص مینمایند. ریش سفیدان در ابتدای صف وکودکان در انتهای صف قرار میگیرند. گاهی اشعاری در مدح پیامبر توسط دف زنان خوانده میشود و دراویش به حالت خلسه میروند و گروه رقصندگان همه باهم «الله الله» میگویند. در حرکات این رقص تنوع زیادی وجود ندارد و به صورت بسیار آرام با جلو و عقب بردن پاها انجام میشود که نماد حرکت و جابجا یی است. ودر واقع مردم با این حرکت نمادین همبستگی همیشگی خود را به نمایش میگذارند. بعد از پایان مراسم ذکر، همگی به مسجد روستا رفته ونماز مغرب را به جماعت می‌خوانند. این مراسم روز ۵ شنبه هم به همین شیوه تکرار میشود.۶- مراسم شب نیشت (تجمع در آستانه پیر) Varasan: این مراسم پنجشنبه شب بعد از پایان مراسم سماع و صرف غذا در خانه پیرشالیاربرگزار می‌شود. شب نیشت، نشستی از روحانیون و تحصیل کرده ها, اهل قلم و شاعران و قشرهای مختلف روستا و مهمانان است که شامل سخنرانی روحانیون و خواندن ش ...
  • گزارش تخلف

جشن پیر شالیار (۱). 📝شیلان حسنی فرد

تقریبا صد شب و روز (۵۰ شب و ۵۰ روز) از زمستان باقی است مردم اورامان خود را برای این جشن آماده میکنند که به زعم خود تنها این مراسم دو هفتهای را به یمن ولادت پیر و به عقیده بعضیها سالگرد ازدواج پیر با شاه بهار خاتون, دختر شاه بخارا که کر و لال بوده و پیرشالیار وی را شفا میدهد و با او عروسی میکند برگزار میکنند. اما با توجه به رفتار شناسی وساختار مراسم و مؤلفه‌های آن به نظر میرسد این مراسم منشأ وخاستگاه تاریخی ظهور جشن سده‌ی ایرانیان است که جشنی آریایی وبه گفته‌ی مهرداد بهار، حتی بومی منطقه بوده است. مراسم در هفت مرحله‌ی زمانی انجام می‌گیرد:.۱- خبر «xabar»:. یک هفته قبل از شروع مراسم با تقسیم گردوهای درختان وقفی باغ پیرشالیار بین مردم روستا, خبر رسانی میشود و مردم با دریافت گردوها در ظرف خالی شده اقلامی مانند, آرد, پیاز, حبوبات و …. میریزند. فلسفه‌ی خبر تنها جنبه‌ی اطلاع رسانی دارد.۲- مراسم کوته کوته «Kote Kote»: ۵ روز بعد از مراسم خبر یعنی سه شنبه هفته بعد هنگام غروب, بچه‌های روستا با فریاد کوته کوته بر در خانه‌ها رفته و اهالی روستا با شنیدن صدای آنها بیرون آمده و اقلامی که قبلا آماده کرد ...
  • گزارش تخلف

خاطراتی از کتاب شازده حمام ۴۰. ای از اجرای شبیه و بازار شام توسط محله پشت باغ در ظهر عاشورا

یک سالی که محرم در تابستان بود، محله پشت باغ، بازار شام مفصلی که نزدیک صد متر طول داشت و روی چندین کامیون بی اتاق حمل می‌شد، درست کرده بود. در راس بازار، بارگاه یزید بود. اسرای صحرای کربلا در گوشه‌ای ایستاده بودند. یزید، بر صندلی طلایی نشسته بود و سر بریده حضرت ابا عبد الله الحسین -ع- در تشت طلا، جلوی رویش بود و او گاهگاه با عصای طلایی اش، بر سر و لب و دندان حضرت می‌زد و سر بریده، قرآن می‌خواند و بلندگو‌ها که از باطری ماشین، برق می‌گرفتند، تلاوت قرآن را پخش می‌کردند. در گوشه دیگر، بارگاه سفیر فرنگ بود که با چند بچه فرنگی، ایستاده بودند. در آن سال، حاج کاظم آقا گفته بود، و یزیدی باهیبت را از اردکان آورده بودند. «ملا محمد» که مداح بود، نقش سر بریده را بازی می‌کرد. سر او را تراشیده، ریشش را حنا گذاشته و او را در صندوقی چوبی کرده بودند و ته تشت برنجی را سوراخ کرده و طشت سوراخ را طوری دور گردن او گذاشته بودند که احساس می‌شد سر بریده‌ای در طشت قرار دارد. آن سال، حاج کاظم آقا گفته بود تخته هایی را از روی شانه یزید رد کنند و بر دیوار صندوق، میخ کنند؛ به طوری که ملا محمد نمی‌توانست، تکان بخورد. ...
  • گزارش تخلف

ریگ جن

کویری و پر از تپه‌های ماسه‌ای که در جنوب سمنان، شرق دریاچه نمک، شمال چوپانان و اناراک و غرب جندق قرار دارد. «ریگ جن» منطقه‌ای کویری و دارای تپه‌های ماسه‌ای در کویر مرکزی ایران است و به دلیل وسعت زیاد و نداشتن چشمه یا چاه آب، در گذشته‌های دور، محل عبور کاروان‌ها نبوده و فقط در سال‌ها اخیر، چند گروه از محققان و سیاحان به آن منطقه رفته‌اند. به گزارش هفته نامه سیاحت-تجارت، فرو رفتن در گل و لجن در «ریگ جن»، شاید یکی از خطرناک‌ترین اتفاقاتی باشد که ممکن است گریبانگیر مسافران ناوارد شود و آنها را به کام مرگ بکشاند. سال‌های متمادی، هیچکس جرات آنکه به «ریگ جن» سفر کند و راز این کویر اسرار‌آمیز را کشف کند، نداشت، یا اگر حتی جراتش را هم داشت، ‌ به دلیل ناآشنایی با منطقه در راه می‌ماند، اما بالاخره چند سال پی، طلسم «ریگ جن» توسط علی پارسا، ‌کویر‌شناس مقیم آمریکا شکسته شد. او به همراه آقای میرانزاده، رئیس وقت پارک ملی کویر، با هواپیما بر افراز ریگ جن رفتند تا ثابت کنند که هیچ چیز شگفت‌انگیزی در ریک جن وجود ندارد. برای سفر به «ریگ جن» حداقل باید به اندازه دو هفته آب، بنزین، غذا و وسایل فنی ماشین را ...
  • گزارش تخلف

من فرق تفنگ و فشنگ را نمی‌دانستم. ⚪️⚪️⚪️

آقای خلخالی شهریور ۵۸ یک دفعه و ناگهانی به مهاباد آمد حال آنکه من حضور او را در کردستان ممنوع کرده بودم، این خیلی جای تأمل داشت که یک جوان ۳۰ ساله کاری کند خلخالی نتواند به کردستان بیاید چون جز مصیبت خلخالی هیچ کار دیگری در کردستان انجام نداد …. من اصلا شوکه شده بودم که این همه کار کردم خلخالی به کردستان نیاید چه طور او بلند شد به مهاباد آمد و در بدو ورودش هم ۱۰ نفر را اعدام کرد. من در اتاق سرهنگ آذری فرمانده پادگان تخت داشتم و زندگی می‌کردم و اصلا با سپاه کاری نداشتم. یکی از مواردی که به خلخالی گفته بودند این بود که زیباکلام از عمد به پادگان رفته تا از آمار نظامی اطلاع پیدا کند و آن آمار را به گروه کومله و حزب دموکرات بدهد در حالیکه من فرق تفنگ و فشنگ را نمی‌دانستم چه رسد به اینکه بخواهم آمار نظامی در بیاورم. آن روز خلخالی وارد دفتر فرمانده پادگان شد، من، سرهنگ آذری و خلخالی به همراه ۱۰ نفر از تفنگچی هایش -که صورت هایشان را بسته بودند- در اتاق بودیم خطاب به من شروع به صحبت کرد و من نمی‌دانستم در حال محاکمه شدن هستم؛ خلخالی به تفنگچی‌های خود گفت «بروید پرونده زیباکلام را بیاورید» پیش خ ...
  • گزارش تخلف

یادی از فرشته بازرگان. ⚫️⚫️⚫️

خداوند روح بزرگ بانو فرشته بازرگان را در کنار پدر مومن و متعهد و متخصصشان محشور و هر دو را در کنار اولیا و انبیا محشور دارد. در ابتدای خاطراتی که در مصاحبه تاریخ شفاهی با ایشان در سال ٨٧داشتم چنین گفتند:. غرض نقشی است کز ما بازماند. که هستی را نمی‌بینم بقایی. مگر صاحبدلی روزی برحمت. کند در حق درویشان دعایی. از زندگی مرحومه فرشته بازرگان دختر زنده یاد دکتر مهدی بازرگان. فرشته بازرگان (بنی اسدی) متولد ١٣٢٤در تهران چشم بجهان گشود وی سومین فرزند خانواده، مادرش ملک طباطباییفرزند ایت الله سید محمد طباطبایی و نوه ایت الله شیخ مرتضی اشتیانی است. فرشته فارغ التحصیل رشته علوم تربیتی دانشگاه تهران ومدرس زبان و پژوهشگر قرانی بود. ...
  • گزارش تخلف

خاطراتی از کتاب شازده حمام ۳۹. اینگونه زن‌ها، صحن حسینیه و روضه خوان و غیره را نمی‌دیدند

گاه که نظم اجتماعی در پشت بام حسینیه به هم می‌خورد و زن‌ها نمی‌توانستند خودشان مساله را حل کنند، از مردان کمک می‌خواستند و «عزیز آدابی» و «اسد آدابی» مثل یک پلیس وظیفه شناس، جلد و سریع، مثل یک کبوتر دست آموز، خود را به پشت بام می‌رساندند و با سر و صدا و گاه با لگد، کار‌ها را نظم می‌دادند و هر کس را در جایگاه اجتماعی خود قرار می‌دادند. هیچ کس نمی‌توانست از کاست اجتماعی و جغرافیایی خود، تکان بخورد؛ مگر آنکه به طریقی، پولدار می‌شد و یا اینکه دارای تعداد زیادی برادر و پسر خاله، پسر عمو و دار و دسته بود. در این جامعه، افزایش اولاد و داشتن کس و کار و فامیل، می‌توانست تا حدی، جای پول را بگیرد و جایگاه اجتماعی را افزایش دهد. لذا ثروتمندان بر ثروت خود می‌افزودند و فقرا، تعداد بچه‌های خود را افزایش می‌دادند، چون بچه دار شدن، راحت‌تر از پولدار شدن است؛ و بدین ترتیب، دور و تسلسل ثروت آنها و فقر اینها، تشدید می‌شد. اما هیچگاه فرزند زیاد و داشتن ۸ برادر، جای پول را نمی‌گرفت. حاج کاظم آقا یک برادر داشت که او هم اصولا سر و کاری با روضه نداشت و محمد صفار، اصلا برادر نداشت؛ آنها با پول و سازماندهی، قدرت ...
  • گزارش تخلف