معماری دیروز گمشده امروز. 🔴دکتر امیر اکبری. برگرفته از خبرگزاری مهر

-------------------------. از معماری که منطبق با معیارهای اسلامی و ایرانی و متناسب با هویت فرهنگی و سازگار باروح و روان ما باشد خبری نیست؛ به همین دلیل بناهای امروزی در کوتاه‌ترین زمان برای ساکنان آن دل‌زدگی، افسردگی، بی‌حوصلگی و بی‌رغبتی می‌آورد. مردم امروزی بر اساس یک ضرورت اجتماعی و نیاز شدید اقتصادی و اجتماعی به سبک معماری جدید و آپارتمان‌نشینی روی می‌آورند، هرچند که هنوز روحیه و آرامش درونی آنان با خانه‌های قدیمی همخوانی و سازگاری دارد. به همین دلیل است که وقتی به خانه پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها می‌رویم، ناخودآگاه یک نشاط و روحیه عالی در ما ایجاد می‌شود که دلیل آن بیشتر نشات‌گرفته از بنای ساختمان قدیمی با سبک ایرانی و اسلامی است. بناهای امروزی در قالب. آپارتمان‌نشینی نمی‌تواند ما را قانع کند، فقط مجبور شده‌ایم تا به پذیرفتن آن تن داده و تحمل‌کنیم. به همین دلیل است که بسیاری از افراد امروز به‌سوی خانه باغ‌ها روی می‌آورند و برای خود در باغ‌ها خانه‌هایی به سبک قدیم می‌سازند تا خلأهای روحی و روانی خود را رفع و روزی از هفته را اگر میسر شود، در آن به آسایش و نفس کشیدن بپردازند. مردم گرچه ...
  • گزارش تخلف

اولین روزنامه نگار زن ایران در زمان ناصرالدین شاه. به نقل از: مجله مهر

عمید ملقب به مزین السلطنه اولین نشریه زنانه ایران را منتشر کرد. ناصرالدین شاه قاجار از سواد داشتن زنان دل خوشی نداشت و برخی از همسران او که می‌توانستند بخوانند و بنویسند، سوادشان را از شاه پنهان می‌کردند. مریم عمید، ملقب به مزین السلطنه در چنین فضایی پیش قدم تاسیس یک مدرسه دخترانه شد و بعدها نشریه‌ای را منتشر کرد که برای اولین بار در تاریخ ایران، مدیر مسئول آن زن بود. مزین السلطنه که دختر میر سیدرضی رئیس‌الاطباء پزشک قشون ناصرالدین شاه بود تحصیلات خود را نزد پدرش یاد گرفت و به دلیل حضورش در خانواده‌ای تحصیلکرده و با سواد و داشتن ذهنی جستجوگر و علاقمند، از برخی تحولات اجتماعی و فرهنگی جامعه و جهان آن روزگار مطلع شد و چون علاقه زیادی هم به آموختن علوم جدید داشت به خواندن زبان فرانسه و آموزش عکاسی مشغول شد. او که در واقع اولین زن روزنامه نگار ایران است البته اولین نشریه‌ای که از طرف زنان در ایران منتشر شد نشریه «دانش» نام داشت که در سال ۱۲۸۹ ه- ش توسط «خانم دکتر کحال» همسر میرزا حسین‌خان کحال انتشار ‌یافت. این نشریه در تهران منتشر ‌شد که هفته‌ای یک بار و در هشت صفحه با قطع رحلی و چاپ سربی ...
  • گزارش تخلف

رسم گردو شکستن. به نقل از: بیتوته

از رسم هایی که در گذشته در یزد مرسوم بوده و امروزه هم تا حدودی مرسوم است رسم گردو شکستن است که در ظهر جمعه هر هفته انجام می‌شود به این شکل که دختران دم بخت یک کیسه گردو یا بادام و یک عدد قفل را که بسته‌اند همراه پیرزن یا زنی که نزدش قرآن می‌خواندند برمی داشتند و به طرف مسجد جامع راه می‌افتادند. وقتی به نزدیکی مسجد می‌رسیدند، مقداری قند، نبات یا شیرینی را به عنوان هدیه و کام شیرینی به خادم مسجد می‌دادند و خادم در ورودی مسجد را برای آنها باز می‌کرد تا بتوانند مراسم گردو شکستن را انجام دهند. اصل این رسم این گونه است که دختران با بالارفتن از مناره مسجد در هر پله‌ای که بالا می‌رفتند، یک عدد گردو یا بادام زیر پا می‌گذاشتند و می‌شکستند تا به بالای مناره می‌رسیدند و اگر گردو یا بادام زیاد می‌آمد، آن را به فال نیک می‌گرفتند. این رسم هنوز هم وجود دارد و در پله‌های مسجد جامع یزد، پوسته‌های گردو و بادام دیده می‌شود. 👇👇👇👇 …تاریخ شفاهی. ارسال نظر. ...
  • گزارش تخلف

دیدار با ایل قشقایی. برشهایی از خاطره دیدار با ایل قشقایی:

قلعگرهای یزدی در بهار و تابستان جهت فروش مس‏آلات و سفید و تعمیر کردن دیگ و کاسه مسی به مناطق عشایری می‏رفتند هم کاسبی بود و هم دوری از تابستانهای یزد. آن سال تابستان من هم همراه دایی مسگرم شدم. یک ماشین کمک کار که مثل وانتهای حالا بود ولی شش چرخ داشت کرایه کرده بود. آن زمان جاده‏ای خاکی پر از دست‏انداز یزد را به تفت وصل می‏کرد. گرمای ۴۰ درجه تابستان و گرمای موتور، عرق آدم را درمی‏آورد. راننده آبی به سر رادیات ریخت. بعد از چند ساعت به تفت رسیدیم و ماشین از کوه عقاب گذر کرد، کوهی منفرد که شکل عقاب نشسته است. به خراشاه یا فراشاه رسیدیم آنجا باغاتی بهشت آسا داشت [اسلام آباد کنونی] آخر چرا یک اسم هزار ساله را عوض کرده‏اند؟ عصر نزدیکی‌های غروب در ابرقو که حالا ابرکوه می‏گویند، بودیم. ...
  • گزارش تخلف

فلسفه مقام زارنجی یا گرایلی. 🔴دکتریوسف متولی حقیقی

گرایلی در اسفراین به زارنجی٬ در قوچان به گرایلی و در ترکمن صحرا به کج فلک مشهور است و در بین ترک ها٬ کردها و ترکمن‌های شمال خراسان با اندک تفاوتی نواخته می‌شود. عنوان این آهنگ منسوب به ترک‌های گرایلی است که در آستانه‌ی یورش مغولان به مناطقی از قوچان کوچیده بودند. به احتمال زیاد زمینه‌های پیدایی این آهنگ با سنت‌های اجتماعی ترکان گرایلی ساکن در قوچان در پیوند است. خوانده شدن کلام این مقام به زبان ترکی نیز می‌تواند تا اندازه‌ای موید این فرضیه باشد. فلسفه‌ی پیدایی این مقام نیز با روایت‌های عامیانه در هم آمیخته و جنبه‌ی داستانی به خود گرفته است. بر مبنای یکی از این روایت‌های عامیانه که محمد یگانه هنرمند برجسته‌ی قوچانی آن را حکایت کرده است. داستان شکل گیری این مقام در صدها سال پیش به یکی از این سنت‌های اجتماعی مردمان این خطه بازگشت می‌کند. مطابق این سنت و رسوم کهن مردمان قوچان، وقتی جوانی زمان دامادیش فرا می‌رسیده می‌بایستی برای اثبات شحاعت خود٬ صبح روز مراسم دامادی به تنهایی برای شکار به کوه یا جنگل می‌رفته و تا غروب صیدی با خود می‌آورده است. در یکی از این مراسم٬ داماد صبح روز موعود با بدر ...
  • گزارش تخلف

پس کوچه‌های روح. انگار که از خودم خجالت می‌کشم

چون دکتر گفته است نگذارید قربانی زن بودنتان شوید. انقدر که به اتاق‌های خانه و پستوهای منزل سرکشی می‌کنید و جمع و جور می‌کنید و در مورد هر تابلو و هر تکه اثاث منزل وسواس به خرج می‌دهید, هیچ گاه به فکر پس کوچه‌های روح تان بوده اید?. 🔴به نقل از: شریعتی در دانشگاه مشهد. تاریخ شفاهی. ارسال نظر. ...
  • گزارش تخلف

یادی از سید علی میرنیا

علی میرنیا شاعر, نویسندع و مورخ برحسته درگزی و مولف کتاب هایی همچون سرزمین و مردم درگز, ایلات و طوایف درگز, وقایع خاور ایران, ایل‌ها و طوایف خراسان و دهها کتاب و مقاله دیگر در سال ۱۲۹۷خورشیدی در بخش نوخندان درگز دیده به جهان گشود. پس از اتمام تحصیلات مقدماتی در نوخندان در سال ۱۳۱۸روانه مشهد شد و پس از طی دوره متوسطه به خدمت وزارت کشور در امد و تا سال ۱۳۵۳به عنوان بخشدار, شهردار و فرماندار در چندین شهر خراسان خدمت کرد. میرنیا در دوران خدمت و پس از ان در دوران بازنشستگی با استفاده از مطالعات تاریخی خود دست به انتشار چندین کتاب با موضوعات تاریخ محلی درگز, تاریخ خراسان, فرهنگ عامه و مردم شناسی زد. از وی علاوه بر این اثار که بالغ بر سی جلد می‌شود مجموعه اشعاری تحت عنوان نغمه میرنیز به چاپ رسیده است. سال ۱۳۸۰ در جریان همایش مانه و سملقان شناسی با مرحوم میرنیا اشنا شدم. استادم مرحوم احمد نوغانی دستم را گرفت و گفت, میخوام شما را با نویسنده‌ای از درگز اشنا کنم, و باعث اشنایی ما شد. پس از ان سال ۱۳۸۳خاطرات میرنیا از شهریور۱۳۲۰ و وثایع خراسان ضبط کردم, هر دو سه ماهی منزلش میرفتم و همیشه یکی دو جل ...
  • گزارش تخلف

کریم ساعی سازنده پارک ساعی تهران و کسی که درختان خیابان ولیعصر را کاشت تا از زیباترین خیابانهای دنیا باشد

ماجرای درگذشت استاد ساعی را از قول محمد ابراهیمی بشنوید که بعدا شد دکتر محمدابراهیم باستانی‌پاریزی:. در دوران نوجوانی، از آنجا که خواهرم و همسرش در شیراز زندگی می‌کردند، زیاد به شیراز می‌رفتم … یکی از این بارها در بازگشت از شیراز چند دقیقه‌ای به پرواز مانده بود که مردی با کت و شلوار اتوکشیده بالا آمد و رو به مسافران گفت: «مسافران عزیز! من مسئولیتی در سرجنگل‌داری کشور دارم و چند ساعت پیش به من خبر دادند یک هیئت خارجی مهم مرتبط با کارم به تهران آمده‌اند و قصد مذاکره و انعقاد قرارداد دارند و حضور من در این مذاکرات و بازدیدها ضروری است. از طرفی هواپیما هم جای اضافه ندارد. هر‌کس که بلیت خودش را به من بدهد، من همین الان هزینه بلیت برگشت و یک هفته اقامت و تفریح در بهترین هتل شیراز را به او می‌دهم.». من کتم را روی دستم انداختم، بلند شدم و گفتم: «من بلیتم را به شما می‌دهم، از لطف شما هم ممنونم؛ من خواهرم اینجاست و به هتل و هزینه‌های دیگر احتیاجی ندارم؛ شما به کارتان برسید.» خلاصه هر‌چه آن مرد اصرار کرد، من چیزی قبول نکردم و به منزل خواهرم برگشتم. چند ساعتی که گذشت، رادیو با قطع برنامه‌های خود ا ...
  • گزارش تخلف

خاطرات محمدرضا حافظ‌نیا ۲۶. به کوشش: حمید قزوینی. انتشارات‌سوره‌مهر

به نقل از هفته نامه الکترونیکی تاریخ شفاهی. رسیدم دیدم دارند صبحانه می‌خورند. حال و احوال کردیم و داستان را برای آنها گفتم و از آنها خواستم که هرچه سریع‌تر من را مخفی کنند. می‌دانستم که همین امروز صبح اعلام می‌شود که فلانی نیست و فرار کرده است و مأموران به‌دنبال من خواهند گشت. اگر موضوع هم امروز مخفی می‌ماند یکی دو روز بعد روشن می‌شد. من برایشان لقمه مهمی بودم. یقینا آنها به سراغ من می‌آمدند و اولین جا منزل ‌آقای چایچی بود. آقای چایچی باخونسردی گفت: «حالا صبحانه را بخور مسئله‌ای نیست یک فکری می‌کنیم.» من شروع کردم به صبحانه خوردن، ‌ ولی او رفت که راه‌های فرار را بررسی کند. حیاط خلوت را نگاه کرد، ایوان پشت‌بام را دید، نردبان را پیدا کرد وخلاصه به‌دنبال این بود که اگر حادثه‌ای پیش آمد من بتوانم فرار کنم. ...
  • گزارش تخلف