چند نکته.. نخست

مردم کور نیستند، با گوشت و پوست‌شان آنچه را نمی‌خواهند لمس می‌کنند اما دهان گویای فصیحی برای بیانش ندارند، چرا که سال‌هاست دهان بیان را از آن‌ها گرفته‌اند. یعنی نظم مسلط تا توانسته راه آشنا شدن مردم با چنین بیان و زبانی را بسته است حتا از نشان دادن الگوهای چنین زیستی به هزار ترفند سرباز زده است …دو. الگوهای قالب شده این جامعه چه چیزهایی هستند؟ بارها و بارها گفته‌ام. الگوهای عینی و ذهنی ما باید عوض شوند. حاصل تلاش چهل ساله برای ساخت الگوی مرد و زن و بچه و زندگی مطلوب نظم مسلط، به‌جایی جز تباهی نرسیده است. ‌. در شیک‌ترین حالت همه دوست دارند یا بازیگر شوند یا فوتبالیست و به بیان جوانانه‌ترش همه می‌خواهند «شاخ» شوند. تنها ملتی تحقیر شده و سرکوفت خورده چنین وقیحانه دنبال دیده شدن می‌رود …سه. ...
  • گزارش تخلف

عکس …سه نفر ایستاده‌اند. مرد و زن و بچه.. دست‌های مرد در جیبش

دست‌های زن در دست‌های بچه. مرد غمگین است. غمگین مثل ترانه‌های غم‌زده. زن زیباست. زیبا مثل همه‌ی مادران زیبا. بچه. مثل مادران زیبا غمگین است. زیبا مثل غمگین‌ترین ترانه‌ها.
  • گزارش تخلف

تأملی بر بیانیه‌ی فعالان فرهنگی.. بی‌نام و نشان است

می‌شود با نوشتن چنین متن‌هایی هزاران مقاصد برآورد.. وقتی زیر متن نامه نامی نیست یعنی خود نویسنده جرات آشکار کردن نامش را نداشته است و آشکارگی نامش را منوط به قدرت‌ نام‌های دیگر کرده است -تازه در بهترین حالت خوشبینانه- گیرم که نویسندگانش قصدی جز خیر نداشته‌اند اما هنوز متن بی‌نام و نشان است. چه کسانی پای آن ایستاده‌اند؟. اگر این متن را کسانی نوشته‌ باشند برای شناسایی سر و دستهای جسور، آن‌وقت چه -در بدبینانه‌ترین حالت-؟. دوم سستی این است که متنی چنین به جای اشاره به مصداق‌ها باید از بنیان‌های جهان‌شمول حرف بزند که در هر جا و برهه‌ای قابلیت پذیرش داشته باشند.. هشتاد و هشت اگر چه می‌تواند ذیل خواستهای بنیادین قشری کثیر از مشروطه تا به این‌سو باشد اما همه‌ی آن نیست. حرف این است، فارغ از قضاوت‌ها و یا گردن نهادن به قوانین حکومتی یا عدم گردن نهادن به آن،. مردم حق دارند بر آنچه نمی‌پسندند و نمی‌خواهند معترض شوند و (کمی ایده‌آلیستی) حکومت‌ها حق ندارند در مقابل مردم از قدرت قهری استفاده کنند. حتی اگر معتقدند این جماعت مردم یا کافه‌ی مردم نیستند باید به شکلی دموکراتیک راهی بیابند تا عیان شود اینا ...
  • گزارش تخلف

نامه‌ی هفتاد و یک …آلی هر چیزی یک‌جایی باید بایستد و نگاه کند به خودش

نگاه می‌کنم به خودم و فکر می‌کنم باید همین‌جا به این گپ یک‌طرفه پایان بدهم. یک‌جاهایی انگار دچار تقلب شده‌ام. به تو که نباید جنس قلب داد. یک راهی با هم آمدیم. با هم در یک تاریخ. حالا انگار می‌خواهم خودم را بار این راه آمده کنم اما نه!؟ خیانت معنای دقیق‌اش همین است. کم کم عیار را کم کردن و قلب کردن. فکر می‌کنم دیگری حرفی ندارم. ...
  • گزارش تخلف