هر روز در این جامعه احمق فرض می‌شوم و این بزرگ‌ترین ناسزاست. می‌گویی عین‌القضات!

خوانده که هیچ با اساتید فن هم راجع‌به آن گپ زده می‌گویی تلمود! خوانده و باز هم راجع‌به آن گپ زده، از کوره در می‌روی که تمام خواندی؟ می‌گوید: بخشی‌هایی خوانده‌ام همان‌قدر هم گپ زدیم.. بدتر حتا آدمهایی که سال به سال چیزی نمی‌خوانند می‌گردند نک می‌زنند به این تکه نقل‌هایی که آدم‌های بدتر از خودشان اینجا و آنجا نقل می‌کنند بعد این‌ها از راه می‌رسند و فاضل‌مآبانه کامنتی در ذیلش می‌گذارند. چنان که گویی تمام آثار این بخت‌برگشته‌ی تکه‌پاره شده را خوانده‌اند.. آقا/ خانم اندازه‌ی خودتان باشید اگر نیستید رفتارتان احمق فرض کردن دیگران است …من یکی که دیگر تحمل نمی‌کنم جمع و ناجمع باشد حد فهم خودم را قدر می‌دانم پس دم‌پر شخص من نباشید. والسلام‌علیکم. ...
  • گزارش تخلف

نامه‌ی شصت و شش. آلی جانم. خیلی‌ها پرسیده‌اند تو کیستی؟

خیلی‌ها تو را دوست داشته‌اند اما هیچ‌کس نپرسیده تو که می‌نویسی کیستی؟ برای تو بگویم. برای تو بگویم من هیولام. هیولای هزارسر هزاردهان. سری با گردنی کج ایستاده در برابر پروردگار با نجوای ترس‌خوردگان که «ربنا.». سری با دهان «فارسی را چه شده است؟». سری با دهان چاکران، «قربان امری با بنده نیست». سری با دهان شعر، «قومی متفکرند اندر ره دین»، سری با دهان فکر «مرغ آمین دردآلودیست کاواره بمانده». سری با دهان تسخرزن «از بهشت مرا همین باب بهشت کافی‌ست». ...
  • گزارش تخلف

‏۱. ‏ واعظ به منبر آمد و بیهوده ساز کرد. در حق هر گروه سر حرف باز کرد

‏۲. ‏ ملا به مدرس آمد و درس دقیق گفت. حق را ز غیر حق به گمان امتیاز کرد. ‏۳. ‏ خالی ز معرفت چو ریاست‌پناه شد. انکار بر معارف ارباب راز کرد. ‏۴. ‏ زاهد ز انتظار نعیم بهشت ماند. عابد نماز را به تکلف دراز کرد. ...
  • گزارش تخلف

ادب اهل ادب کو؟.. جایی که «کردن» را بد و زشت می‌یابیم و دست به دامن افعال دیگر می‌شویم

به قول رضا شکراللهی «کردن چه بدی داشت که یک‌بار نکردی؟». از طرفی گاهی با کم‌دانشی و گاهی به عمد ساحت‌ها و حوزه‌ها را با هم خلط می‌کنیم. به‌طور مثال ادبیات و اخلاق و ادب را -اشتراک لفظی ادب را دقت کنید. -. «ادبیات» به معنای (ا د ی) [ع.] (ا.) آثار ادبی، علوم ادبی.؛ ~ تطبیقی مطالعة ادبیات به شیوة فرامرزی.؛ ~ کلاسیک مجموعة آثار با ارزش باقی مانده از سخنوران و نویسندگان کهن هر ملتی.؛ ~ شفاهی مجموعة آثار فرهنگی رایج در بین مردم اعم از چیستان‌ها، متل‌ها، افسانه‌ها و همانند آن. فرهنگ فارسی معین. و اخلاق در معنای خلق و خوی و علمی که در خلق و خوی آدمی می‌اندیشد. هر کدام ساحتی جدا هستند با منطق‌های درونی خودشان. و ادب که اشتراک لفظی است. ...
  • گزارش تخلف

در مناقب «میلاد عظیمی بودن» و سخنانی چند پیرامون یادداشت ایشان

فریاد ناصری آقای عظیمی با مقدمه‌ای در احوال روزنامه‌ی کیهان شروع می‌شود و بعد وصف این است ‌که ایشان این روزنامه را می‌‌خوانند چرا که کیهان پیش از آن‌که رخ داده را بگوید بیشتر از آینده خبر می‌دهد. و بعد نوشته‌اند که «عاقلان را اشارتی کافی‌ست» و ما خوانده‌ایم که مشک آنست که ببوید نه آن‌که عطار بگوید. در ادامه از کرد و کار این روزنامه می‌نویسد و بعد: «روشنفکران زخم خورده از کیهان، آن را دشمن بزرگ خود می‌شناسند و برخی از آنها هم فحش شنیدن از کیهان را سند افتخار خود می‌دانند.» چنین مدعایی بدون آوردن چند سند و نشان و آیت که این هم نشان، جز ضعف متن و نویسنده و به تمسخر گرفتن روشنفکر چه معنایی دارد؟. بعد از این حکم کلی، حکم دیگری صادر می‌کنند که: «من معتقدم و روز به روز در این اعتقاد راسخ‌تر می‌شوم که «برخی از روشنفکران» که البته بدنه اصلی جریان «روشنفکری» ایران را تشکیل می‌دهند، با همه «ادعا» ی آزادی خواهی و مداراجویی، در روش و منش مثل روزنامه کیهان هستند و از روزنامه کیهان بدتر هستند. کدام «روشنفکر» ان؟ همین «روشنفکر» انی که می‌شناسیم و دوره مان کرده‌اند و شدند حاملان انحصاری آرمانهای بلند آ ...
  • گزارش تخلف

بعد می‌فرمایید فرهنگستان جایی علمی است و نخبه‌گان این خاک آنجایند

می‌خواهید بنشینم و بشمارم برای‌تان چند نخبه آنجا نیستند و به اشتباهی جای دیگری هستند. یعنی همین که مدارج علمی داشته باشی می‌شود در این مکان علمی مشغول شد. نیاز به چیز دیگری نیست، التزامی، اعتقادی؟. چقدر ساده و سهل‌گیرانه است چنین بهشتی و حقا که بهشت اهل نظر است. البته در همه چیز شما اینقدر ساده سازید مثلن وقتی چنین ادعایی را از دهان طرف مقابل می‌نویسید: «همچنین حرف ما «برخی از روشنفکران» سند است چون در قتلهای زنجیره‌ای کشته دادیم.» یاللعجب! کدام‌جا و کدام‌کس چنین ادعایی کره است؟ بفرمایید دقیقن و به عینه نمونه بیاورید. شما دوگانه‌ای می‌سازید چنین ساده انگارانه با فراموش کردن تمام عقبه‌ی تاریخی چنین وضعی در دل حکومتی که در ساختن متشابه دست قوی دارد. هرچه که بود و هست حضرات نمونه‌ای از آن هم برای خود می‌سازند. ...
  • گزارش تخلف

اندر باب برخی از «اهل تمیز» و تاختن به سنگر روشنفکری از حصارهای فرهنگستان

یادداشت خانم سایه اقتصادی‌نیا مایه‌ی بحث‌های زیادی شده است. تلاش من این است بتوانم از دل این مناقشات لفظی و‌جدل‌های قلمی آن «اصل حرف» را گم نکنم …اصل حرف از نظر من این است که گویا دو طیف بحث بر سر خود لفظ «روشنفکر» چندان توافقی ندارند و بیش از آن‌که بر سر آن و روشن کردن دوباره‌اش جد و جهد داشته باشند در آرایشی سیاسی مصادیق و مرزهای یکدیگر را می‌کوبند …در این اثنی یادداشتی از آقای «میلاد عظیمی» خواندم ایشان در نقد نقدها نوشته است و بر منتقدان یادداشت خانم اقتصادی‌نیا خرده فراوان گرفته است که پاسخ دادن به تمام نکات آن یادداشت، مجالی دیگر می‌طلبد …اما ایشان بر خلاف خانم اقتصادی‌نیا که با آوردن اسم «روشنفکر» به‌طور کلی همه را زیر چتر یک نام برده بود. حداقل تلاشی برای ایجاد تمایز داشته است …آقای عظیمی در یادداشت‌شان «اندر باب «برخی از روشنفکران»» نوشته‌اند و در متن یادداشت‌شان متذکر شده‌اند که قاطبه‌ی طبقه‌ی روشنفکر از همین دست «برخی از روشنفکران» اند. خود این ادعا نیاز به اثبات دارد …اما تمام حرف من این است که این دوستان اهل تمیز چرا تلاش دقیق‌تری برای وضوح بخشیدن به حرفهای‌شان نمی‌کنند.. ...
  • گزارش تخلف