نامه‌ی شصت. آلی جان. انگار غربت افتاده باشد بین‌مان

دوری. شب‌ها از خواب می‌پرم. هجوم هزار فکر بر سر خواب را پرپر می‌کند. و آینده، آینده‌ای که هراسانم از آن. بیشتر دست و پا می‌زنم. آینده ساخته شود. و این هراس البته که در کنار امیدی هم دارد. اگرچه امید که می‌نویسم انوری فریاد می‌زند: امید الحق نشیبی بی‌فراز است. چرا دروغ بگویم؟ ...
  • گزارش تخلف

هنوز گلوله‌های شلیک شده در جنگ. از خواب‌هایمان می‌گذرند.. و ناگزیر دوست می‌داریم

مثل راه رفتن در خواب. سنگر گرفتن را. نامه‌ نوشتن را. هر بهار درخت‌ها. خون بالا می‌آورند. باید انشاهای کودکیم را پاره کنم. و بالش دیگری. برای خوابهایم پر بگیرم …. برای مردمان این خاک که رها شده‌اند و جز خود پناهی ندارند … ...
  • گزارش تخلف

هفتمین یادداشت «تراجم الاعاجم»

شاید برای‌تان جالب باشد که بدانید نویسنده‌ی تراجم جایی معاد را مکه دریافته است. الی معاد: الی مکه …در یادداشت پیشین هم اشاره‌هایی به واژه‌ی بعل کردم و در سوره‌ی نور دیدم البعل را شوهر نوشته است.. الصلوة را که بیشتر ترجمه‌ها نماز نوشته‌اند با فعل قیام کردن در تراجم کنشت جهودان آورده است و در زیر نویس اشاره کرده است که اصل لغت عبرانی است …قبل از این کلمات در سوره‌ی بلد ذو را خوانده بودم که برابرش، خداوند آورده بود امروز در گپی که با دوستی تازه گپ -کورش رضاپور- داشتم حرف از زاگرس و زیگورات شد. گمانم ذو می‌تواند با زا و زی اول این کلمات خوانده شود. اگر زاگرس و زیگورات به معنای کوه خدا باشد چنان‌که ایشان گفتند … ...
  • گزارش تخلف

ششمین یادداشت «تراجم الاعاجم».. گشتن دین در جهان را سردار صالحی گاه قبله‌گردانی می‌خواند

در قرآن و به نقل از تراجم بعل بتی‌ست که به‌دست الیاس رسول شکسته شد و هم‌چنین شوهر است. می‌شود این داده‌ها را در تاریخ خانواده خواند. در زن‌سالاری و مردسالاری و جنگ بین فرادست و فرو دست شدن شکل‌های خانواده. -البته این تنها یک حدس و گمان است اما گمانی که می‌شود ردش را گرفت و یا ردش کرد یا پذیرفتنیش کرد- بعد از بعد جان است که قابل دقت است. سه برابر در تراجم برایش دیده‌ام پدر یا مادر جن، مار بزرگ که جنین و اجنه هم با این واژه همریشه‌اند. اگر روایت فریفته شدن آدم و اوا یا حوا را به یاد آوریم که در روایت مسیحی ماری آنها را فریفت و در روایت اسلامی شیطان می‌شود این اختلاف را اینجا بر سر واژگان دید که شیطان هم از جنیان است و جان مار بزرگ است.. اما آخرین واژه‌ی این یادداشت ولایت است که هم پادشاهی و هم دوستی در برابر آورده شده است. ----. پی‌نوشت:. ...
  • گزارش تخلف

توصیف زلزله همدان در شعر اثیر اومانی این زلزله در یکی از سالها ۵۸۷، ۵۹۰ و یا ۵۹۷ ق روی داده است

عجب مدار که گوی زمین بی سر و پا. چو جرم چرخ بجنبد به مقتضای قضا. اگرچه خود نبود بی سکون مرکز کل. تعاقب حرکات سپهر اندروا. ولی پدید بود نیز هم که چند بود. درنگ مهرۀ گل در میانۀ دریا. تبارک¬الله از آن صانعی که دیدۀ عقل. برفت ساحت صنعش ز گرد چون و چرا. اگرچه عقل که شد مشرف ممالک حق. ...
  • گزارش تخلف

پنجمین یادداشت از «تراجم الاعاجم»

بسیار بارها شنیده‌ایم که داوود رسول کتابی داشته هرچند که شریعت نویی نیاورده اما چون رسولان صاحب شریعت کتاب داشته است و این کتاب داشتن رسولان چه استعاره‌ی خوب و خوشی‌ست …در تراجم الزبر، نبشته‌ها فهم شده است و مفردش را الزبور آورده است. پس داودد صاحب نوشته بوده است …و واژه‌ی شیعه که امروز بر پیروان فرزندان رسول اسلام اشاره دارد، «گروهی هم دل» آورده شده است …الوحی این واژه را ما امروز چنین می‌فهمیم: رسیدن سخنان خداوند به رسولان است که فرشتگان می‌آورند. در حالی که در تراجم سخن پوشیده فهم شده است …دو واژه‌ی دیگر که می‌خواستم در میان بگذارم. یکی امام است که برابر نخستش را پیش‌رو آورده است و دیگری روح که برابرش قرآن آورده. -------. پی‌نوشت:. در یکی از زیرنویس‌ها دیدم هسته‌ی میوه و گیاهان را استه آورده است. همین به واژه روشنم کرد که پس این هست و است گیاهان است و من چه کور بودم بعد رفتم سراغ دانه، دان با وند ه. اولی با بن گذشته و ه، این اما با بن آینده و ه. ...
  • گزارش تخلف

نامه‌ی پنجاه و نه. آلی جانم. بیدار می‌شوم و می‌گویم احسام

اگر می‌توانی. اگر می‌توانی. اگر …. و بعد و بعد و بعد نمی‌توانم بگویم:. نجاتم بده. چرا باید دوزخ درونم را رو کنم؟. تاریکی و روشنایی دو راه که بیشتر ندارد. به خواهرانم از غارها چیزی نگفته‌ام. برادرم نیز نمی‌داند. ...
  • گزارش تخلف

چهارمین یادداشت از «تراجم الاعاجم». در یادداشت پیشین حرف بیشتر بر سر بعث و بعثت رفت

این یادداشت را هم با همین واژه می‌آغازیم. در سوره‌ی مطففین مینه‌ی بعث، برانگیختن و فرستادن آورده شده است.. کمی هم شاعرانه برویم. کنوس را «در جایگاه شدن آهو» نوشته است،. الکنس و الخنس را ستارگان متحیر؛ باید که این دو، ستارگان ویژه‌ای باشند. (باید بگردم و بجورم. دوستی اگر داناست. زحمت گشتن ما را کم کند). یکی دو‌ هم کلمه باید در یادداشتهای پیشین می‌آوردم و فراموش کرده‌ام. ...
  • گزارش تخلف

سومین یادداشت از خواندن «تراجم الاعاجم».. در سوره‌ی الیل و سوره الشمس چند نکته نظرم را جلب کرد

یکی معنای وجه که صورت و رضا آورده شده است. بعد دیدم ما در کنایات خودمان معنای رضا را به شکلهایی به کار می‌بریم. به کاری روی آوردن و به سمتی و چیزی رو کردن یا روی گردان شدن و رو گرفتن از چیزی، در خود معنای رضا داشتن هم دارد. رضایتی که به میل و تمنا می‌رسد …نکته‌ی بعدی قاطعیت یک چیز بود برای رساندن معنای چند واژه. تن برای نفس و جسم و جسد و بدن. همان‌طور که آشکار است امروزه این کلمات هاله‌ها و تفاوت‌های معنایی زیادی دارند در حالی که ذکر تن برای همه‌ی این واژه‌ها بیانگر فهم مادی ما در وقت‌های گذشته است …نکته‌ی بعدی فهم عام ما از واژه‌ی بعث و بعثت است که البته درباره‌اش با دقت بیشتری باید سخن گفت. یا به قول عزیزی فهم استعاری ما از این واژه عام شده است، یعنی برگزیده شدن. در حالی که در سوره‌ی شمس الانبعاث، برخاستن آورده شده است.. پی‌نوشت: جواد نوری عزیز متذکر شد که در قرآن فعل بعثت و برانگیخته شدن برای کلاغ هم به کار رفته است …بعث یعنی برانگیختگی و بعثت یعنی برانگیخته شدن توسط کسی، یعنی کسی چیزی را به کاری برانگیخته کند. ...
  • گزارش تخلف

از سری کتاب‌های جیبی با ترجمه‌ی روان کامران برادران، داستان‌هایی که وقت خواندن فراموش می‌کنید ترجمه است …تکه‌ای از داستان «لارا»

لارا ادامه داد: «می‌بینی، من واقعا حق دارم فکر کنم در زندگی بعدی‌ام به موجود پست‌تری بدل می‌شوم. به نظرم بدل به نوعی حیوان می‌شوم. از طرفی، من آن‌قدرها هم آدم بدی نبودم. بنابراین به نظرم حیوان قشنگ و باوقار و شاد و شنگولی بشوم؛ شاید سمور آبی». آماندا گفت: «اصلا نمیتوانم به صورت سمور تصورت کنم.». لارا گفت: «اگر این‌طوری استفکر نکنم مرا در قالب فرشته هم بتوانی تصور کنی». ‌گو و سه داستان دیگر …. … …ترجمه‌ی. ...
  • گزارش تخلف