اندر امیدواری... اندر امیدواری... ۱۹:۲۵ ۱۳۹۶/۰۸/۱۶ در ادامه خواندن «تراجم الاعاجم» رسیدم به اینکه امین صفت شهر مکه هم هست …بلد الامین به معنای شهر استوار که مکه را گویند یادم آمد باره خواندهام دقت نکردهام …از دیگر نکات جالب برگردانها عینی بودن فهم مترجم از واژهاست نه ذهنی و ماورایی بهطور مثال. الحنیف: برگشته از کیشهاء (کیشهای) بد. نمیگوید مسلمان شده یا تسلیم شده یا هر چیز دیگری. میگوید برگشته از کیش بد.. الطغیان، الطاغیه: از حد در گذشته پس طاغوتی شدن چیزی را از حد گذراندن است …التولی: برگشتن، دوستی داشتن با کسی، به کار کسی قیام کردن …زکوه: حق خدای که به درویش دهند …قرآن و دعا هم هر دو خواندن معنی شدهاند …یعنی تو از راه و روش بد برگردی و راه و روش درست بگزینی حنیف و ایمان آورده و از گرویدگانی وگرنه کافر و ناگرویده به راه و رسم درستی.. ... اندر امیدواری... ۲۳:۱۴ ۱۳۹۶/۰۸/۱۵ نامهی پنجاه و هفت. آلی جانم. دیروز عاقبت گریستم هرچه کردم نشد که از گوشهی چشم سر نخورد. خورد. گریستم که آدمی چطور میتواند اینقدر پیچیده و کدر شده باشد که ما شدهایم. گمان نمیبرم هیچجا آدمی اینقدر کدر شده باشد. شاید هم شده من که ندیدهام. نرفتهام. تا این کدورت به جان است تنهایی آدمی را چاره نیست. چطور بگویم این کدورت را که چیست؟ مثل هواست. ... اندر امیدواری... ۱۷:۳۹ ۱۳۹۶/۰۸/۱۴ بعد از یکسال آغاز پخش رسمی رمان مهم. اثر.. با نقاشی اختصاصی اندر امیدواری... ۰۷:۱۱ ۱۳۹۶/۰۸/۱۴ در حال خواندن فرهنگ «تراجم الاعاجم» هستم فرهنگی از سدهی شش بعضیها مدعی شدهاند این فرهنگ مرتب شدهی «لسان التنزیل» است که در مقدمهی کتاب مذکور، از فرهنگ دهخدا قولی خلاف این آوردهاند. از شیرینیهای لغات فارسی و برگردانها که بگذریم خواستم در چند کلمه شریکتان کنم:. العالم: گونهای از مخلوقات. آمین و امین: چنین باد (سریانی). الخلق: آفریدن. و دروغ گفتن. و اندازه کردن. کوثر: نیکی بسیار. و گویند جوییست در بهشت. ... اندر امیدواری... ۲۲:۴۲ ۱۳۹۶/۰۸/۱۲ … اندر امیدواری... ۰۱:۲۰ ۱۳۹۶/۰۸/۱۲ در لاک خودم فرو میروم. سر از. ناخنهای تو، در میآورم … اندر امیدواری... ۰۱:۱۲ ۱۳۹۶/۰۸/۱۲ مرگ به من آموخت. چشم. چگونه خشک میشود و اشکها. چگونه به سنگ میرسند. اینطور بود،. که کوهستان بزرگی شدم. عشق به من آموخت. چگونه تکهتکه شوم. و هر تکهام خودم باشد. اینطور بود،. که آیینهای شکسته شدم. اندر امیدواری... ۱۹:۳۳ ۱۳۹۶/۰۸/۱۱ شروع کن … مرورگر شما از ویدیو پشتیبانی نمیکند. Video file ( 03:22, 11.7 MB ) دانلود و مشاهده در تلگرام اندر امیدواری... ۱۲:۱۱ ۱۳۹۶/۰۸/۱۱ #سربازهای_خسته #فریاد_ناصری #نشر_چشمه faryad_naseri اندر امیدواری... ۲۰:۴۵ ۱۳۹۶/۰۸/۱۰ چرا بحران محک بالا گرفته است؟. (یادداشتی در باب شعر معاصر و ماجرای کانال مزخرفگرام) بر خلاف تصور رایج، تعداد هنرمندان، نسبت به جمعیت، افزایش نیافته است بلکه به علت ازدیاد امکانات ارتباطی، آثار آنان بیشتر به چشم میآید. میگویند امروزه صف شاعرها طولانی شده، در حالی که این وضعیت جدیدی نیست، ایرانیان از دیرباز به طور فزاینده اهل شعر و شاعری بودهاند، تنها تفاوتی که به وجود آمده، این است که در گذشته نه چندان دور، شاعر برای شنیده شدن، ناچار بود بهترین کارش را برای نشریهای بفرستد و منتظر تایید یا اصلاحیه از جانب آن نشریه بماند، و تا شعری در مجله یا روزنامه چاپ یا صدای شاعری از رادیو پخش میشد، عمری میگذشت، اما امروزه بین سرایش و انتشار، به اندازه یک لمس انگشت بر صفحه کلید، زمان و دقت لازم است: یک فرصت تکنولوژیک مخاطره آمیز!. وقتی به علت غلبه اقتصاد هنر و ازدیاد هنرمندان پر تبلیغ، ناقد اهل مداقه -خاصه اگر رک گو باشد- در اقلیت قرار گرفته، مورد غضب واقع میشود و دچار سختی فعالیت و معیشت میگردد، بنابراین راه بر گفتمان انتقادی ثمربخش بسته و فضای هنری به تدریج از منتقدین روش مند و صاحب بیان علمی-پژوهشی خالی میشود؛ این یعنی بحران مضاعف، در فضایی که پیشاپیش، منتقد را یک هنرمند شکست خ ... اندر امیدواری... ۱۷:۵۱ ۱۳۹۶/۰۸/۱۰ هر نوع تمسخری ابتذال است. سخره گرفتن خالی شدن روانی است. غیظ و غضب است تهی بودن دست کسیست که دست میاندازد. بهخصوص اینکه عدهای تقلاهای ذهنی و فرهنگی را دست بیندازند. اگر ما نمیفهمیم لزومن نشاندهندهی مسخره بودن نیست. بسیار کسان و کارها بودند که به مسخره گرفته شدند اما امروزه از مسخرهگران خبری نیست و آن کارها و کسان نامشان مانده است. جوامع با تفکر علمی و بخردانه به جای تمسخر نقد را میپرورند. اینکه شعر شاعری را ذیل مزخرفات قرار دهیم بیخبریمان از تاریخ است که چگونه معناها را متحول میکند. همین مزخرف امروز روزی پر ارج و قدر بوده و آنچه امروز قدر میبیند شاید که فردا بیقدر شود. پس بهجای دست انداختن نوشته و شعر هر کسی اگر توانش را داریم دو کلام حرف حساب بزنیم وگرنه ساکت باشیم. ... اندر امیدواری... ۱۱:۰۳ ۱۳۹۶/۰۸/۱۰ این یک انشا نیست یک داستان است. هرطور شده بخوانیدش 5_6325532193217052676.docx ( 14.9 KB ) دانلود و مشاهده در تلگرام اندر امیدواری... ۱۴:۰۴ ۱۳۹۶/۰۸/۰۹ نامهی پنجاه وشش.. آلی جانم. فکر از لاو لوهای زندگی که بیاید طعم دیگری دارد حرف سر خانه و کار خانه و خانهداری بود. دیدم دو تا اسم داریم در فارسی که حاکی از دو نوع نگاهاند: کدبانو و شهربانو. شهر و روستا. سالهاست معتقدم بیخ و بن دردسرهای ما در تقابل این دو نوع نگاه است. سنت و مدرنیته نمیگویم چون آن بحثیست که با همه شباهتش فرقهای زیادی دارد با این حرف من. میگویم شهر و روستا و سعی میکنم من بعد بیشتر برایت بنویسم. برگردیم سر کدبانو و شهربانو. بانوی کد. بانوی روستا. ... اندر امیدواری... ۰۸:۲۷ ۱۳۹۶/۰۸/۰۹ یک شعر از گوهر مراد اندر امیدواری... ۲۳:۲۷ ۱۳۹۶/۰۸/۰۸ نامهی پنجاه و پنج. آلی جان. سال نو شده است این نوباوهگی روزهات مبارک. بیا باور کنیم که فرق دارد امروز با فردا. عید با روزهای عادی. کی و کجا این عادت سستحالانه بر ما افتاد که بگوییم چه فرقی دارد عید با ناعید. این قیافهی همیشه مغموم اهل فکر تقلبیست. آنکه عادت به روشنی دارد در جانش شتر مست میدود و قلبش شتربان آوازخوان است. این عادت از کتابهای نابهوقت آمده است. بعضی کتابها را باید به وقت خواند وگرنه تاریکی و سیاهی سطحاش را اشتباه میگیری. من سالهای زیادی پرهیز کردم از آن کتاب که حالم را تاریک میکند و کتابهای شادان خواندم. ... اندر امیدواری... ۲۰:۴۲ ۱۳۹۶/۰۸/۰۸ 📌 چهارشنبه دهم آبانماه در کتابفروشی نشر چشمهی کورش مشتاق دیدار دوستان هستیم اندر امیدواری... ۰۸:۰۳ ۱۳۹۶/۰۸/۰۸ نکاتی چند پیرامون دفاع از حق آزادی بیان و اندیشه حق آزادی بیان و اندیشه نمیتواند گزینشی باشد با اینکه میشود پذیرفت، افکاری هستند که برای بنیانهای جوامع و ملتها خطر جدی دارند و اسواساس انسانیت را نشانه میروند اما رد و نفی آنها هم باید بر اساس اصول عقلانی و اندیشه باشد. نمیشود زیستن را به خاطر خطرات احتمالیاش محدود کرد.. دفاع از حق آزادی و حقوق انسانی هر کسی، به معنای دفاع و همنظری با افکار و عقاید او نیست این مغالطهایست که قدرت انجام میدهد تا حامیان آزادی را در نظر عموم طرفدار افکاری نشان دهد که از نظر آنها مذموم است …اما مهمتر از همه این است که بدانیم، کارکرد نهادی با فعل شخصی متفاوت است. یعنی اشخاص میتوانند در درجات مختلفی آزادیخواه باشند یا نباشند این نمیتواند از نهادی که ادعای طرفداری و حراست از آزادی بیان و اندیشه دارد سلب مسئولیت کند که چون آن شخص و این شخص از نهاد ما طرفداری نکرده است پس چرا ما باید از او دفاع کنیم؟. و اما آخرین نکته، باید توجه کنیم دفاع از آزادی و نقد هرنوع معضلی نیازی به اجازه یا پذیرفته شدن از سوی کسی ندارد. در ابتداییترین حالت این است که ما از شخص خاصی دفاع نمیکنیم از شخص خاصی که مصداق نق ... اندر امیدواری... ۱۷:۰۷ ۱۳۹۶/۰۸/۰۷ روز دوم … همراه با «فریاد ناصری» نویسنده و پژوهشگر ادبی و عضو هیات تحریریه فصلنامه سراسری در غرفه نشریه. اندر امیدواری... ۱۰:۵۲ ۱۳۹۶/۰۸/۰۷ دوباره و باز کانون نویسندگان اولین مواجههی گفتاگویانهی من با کانون نویسندگان تنها نهادی که هنوز برای سرنوشت قلم اهمیت دارد به وقت مرگ سیمین بهبهانی بود. بعدتر مرگ رضا دانشور و باز به مرگ غلامحسین نصیریپور …در هر سه بار گمان من بر کمتوانی کرد و کار کانون بود و هست …اما همهی اینها گذشت و من که بارها به پیوستن و نپیوستن به این نهاد با خود کلنجار رفتهام هنوز نتوانستهام دلیل متقنی بیابم که کسان بر مسند امروز چون بزرگان دیروز بر مدار نگاه و حقوق انسانی چندان که باید و شاید عمل میکنند، پس من نیز به جمع بپیوندم …اگر کانون مخالف هر نوع سانسوریست، اگر کانون مخالف کوفتن قلم و سرکوب سران اندیشه است. پس چطور به فرض مثال در دفاع از حیثیت قلمی و فکری «صدیقه وسمقی» برنمیآید؟. شاید از آنرو که این شاعر و نویسنده را با معیارهای خودش «مستقل» و «آزاده» تشخیص نداده است چنانکه در بیانیهی درگذشت علیاشرف درویشیان مستقل و آزاده بودنش را بهصراحت اعلام میکند …اگر اینطور باشد کانون نه حامی قلم و نوشتن و آزادی بیان به شکل تام و جدی است بلکه چون هر نگاه ایدئولوژیک دیگری تعریفی از «آزادگی» و «استقلال» دارد که تنها و تنها در پی ... اندر امیدواری... ۰۶:۵۴ ۱۳۹۶/۰۸/۰۷ دور خیلی چیزها تمام شده، از جمله دور شعر. به دل نگیر میخواستم کوتاه بگویم نشد: فکر نمیکردم اینهمه دراز شود. وقتی که من از باید میگویم خودم میدانم که در راه شبان افتادهام و این نشانهی خیری نیست. با این همه: شعر امروز اگر بخواهد به روز شود باید حجب و حیا، ریا و دورویی را کنار بگذارد، از دنیای مبهم و مه آلود ایهام واکند، «تعارف» کنار بگذارد، از شرح و وصفی که از جنم توریه است دست بردارد، حجاب از کالایش برگیرد و از «جنس» ش، «مالش» «چیزش» چادر برگیرد تا بر میز نمایش چه نهاده است و چه عروسی از بازار سمرقند میآورد. باید روشن و مشخص آن چه را که از آن تو شده است و از دنیا گرفتهای روشن بیان کنی. عروس را باید لخت کرد و نمود. عروسی که خود لختش را ندیدنی چه گونه میتوان نمود. تو که تمام معنایی، همه ملاحت روحی و جامهی عروس را جانی لختت کنند ازت چه میماند؟ جز مشت باز نماینده؟ اگر بخواهی مردمان روز کوچه و بازار «در» تو را بیابند و به باغت اندر شوند باید نشانههای راهت، راهنمایت گویا و روشن باشد، در راه راست هزارتو نباید کاشت. ... ‹ 32 33 34 35 36 37 38 ›
اندر امیدواری... ۱۹:۲۵ ۱۳۹۶/۰۸/۱۶ در ادامه خواندن «تراجم الاعاجم» رسیدم به اینکه امین صفت شهر مکه هم هست …بلد الامین به معنای شهر استوار که مکه را گویند یادم آمد باره خواندهام دقت نکردهام …از دیگر نکات جالب برگردانها عینی بودن فهم مترجم از واژهاست نه ذهنی و ماورایی بهطور مثال. الحنیف: برگشته از کیشهاء (کیشهای) بد. نمیگوید مسلمان شده یا تسلیم شده یا هر چیز دیگری. میگوید برگشته از کیش بد.. الطغیان، الطاغیه: از حد در گذشته پس طاغوتی شدن چیزی را از حد گذراندن است …التولی: برگشتن، دوستی داشتن با کسی، به کار کسی قیام کردن …زکوه: حق خدای که به درویش دهند …قرآن و دعا هم هر دو خواندن معنی شدهاند …یعنی تو از راه و روش بد برگردی و راه و روش درست بگزینی حنیف و ایمان آورده و از گرویدگانی وگرنه کافر و ناگرویده به راه و رسم درستی.. ...
اندر امیدواری... ۲۳:۱۴ ۱۳۹۶/۰۸/۱۵ نامهی پنجاه و هفت. آلی جانم. دیروز عاقبت گریستم هرچه کردم نشد که از گوشهی چشم سر نخورد. خورد. گریستم که آدمی چطور میتواند اینقدر پیچیده و کدر شده باشد که ما شدهایم. گمان نمیبرم هیچجا آدمی اینقدر کدر شده باشد. شاید هم شده من که ندیدهام. نرفتهام. تا این کدورت به جان است تنهایی آدمی را چاره نیست. چطور بگویم این کدورت را که چیست؟ مثل هواست. ...
اندر امیدواری... ۰۷:۱۱ ۱۳۹۶/۰۸/۱۴ در حال خواندن فرهنگ «تراجم الاعاجم» هستم فرهنگی از سدهی شش بعضیها مدعی شدهاند این فرهنگ مرتب شدهی «لسان التنزیل» است که در مقدمهی کتاب مذکور، از فرهنگ دهخدا قولی خلاف این آوردهاند. از شیرینیهای لغات فارسی و برگردانها که بگذریم خواستم در چند کلمه شریکتان کنم:. العالم: گونهای از مخلوقات. آمین و امین: چنین باد (سریانی). الخلق: آفریدن. و دروغ گفتن. و اندازه کردن. کوثر: نیکی بسیار. و گویند جوییست در بهشت. ...
اندر امیدواری... ۰۱:۱۲ ۱۳۹۶/۰۸/۱۲ مرگ به من آموخت. چشم. چگونه خشک میشود و اشکها. چگونه به سنگ میرسند. اینطور بود،. که کوهستان بزرگی شدم. عشق به من آموخت. چگونه تکهتکه شوم. و هر تکهام خودم باشد. اینطور بود،. که آیینهای شکسته شدم.
اندر امیدواری... ۱۹:۳۳ ۱۳۹۶/۰۸/۱۱ شروع کن … مرورگر شما از ویدیو پشتیبانی نمیکند. Video file ( 03:22, 11.7 MB ) دانلود و مشاهده در تلگرام
اندر امیدواری... ۲۰:۴۵ ۱۳۹۶/۰۸/۱۰ چرا بحران محک بالا گرفته است؟. (یادداشتی در باب شعر معاصر و ماجرای کانال مزخرفگرام) بر خلاف تصور رایج، تعداد هنرمندان، نسبت به جمعیت، افزایش نیافته است بلکه به علت ازدیاد امکانات ارتباطی، آثار آنان بیشتر به چشم میآید. میگویند امروزه صف شاعرها طولانی شده، در حالی که این وضعیت جدیدی نیست، ایرانیان از دیرباز به طور فزاینده اهل شعر و شاعری بودهاند، تنها تفاوتی که به وجود آمده، این است که در گذشته نه چندان دور، شاعر برای شنیده شدن، ناچار بود بهترین کارش را برای نشریهای بفرستد و منتظر تایید یا اصلاحیه از جانب آن نشریه بماند، و تا شعری در مجله یا روزنامه چاپ یا صدای شاعری از رادیو پخش میشد، عمری میگذشت، اما امروزه بین سرایش و انتشار، به اندازه یک لمس انگشت بر صفحه کلید، زمان و دقت لازم است: یک فرصت تکنولوژیک مخاطره آمیز!. وقتی به علت غلبه اقتصاد هنر و ازدیاد هنرمندان پر تبلیغ، ناقد اهل مداقه -خاصه اگر رک گو باشد- در اقلیت قرار گرفته، مورد غضب واقع میشود و دچار سختی فعالیت و معیشت میگردد، بنابراین راه بر گفتمان انتقادی ثمربخش بسته و فضای هنری به تدریج از منتقدین روش مند و صاحب بیان علمی-پژوهشی خالی میشود؛ این یعنی بحران مضاعف، در فضایی که پیشاپیش، منتقد را یک هنرمند شکست خ ...
اندر امیدواری... ۱۷:۵۱ ۱۳۹۶/۰۸/۱۰ هر نوع تمسخری ابتذال است. سخره گرفتن خالی شدن روانی است. غیظ و غضب است تهی بودن دست کسیست که دست میاندازد. بهخصوص اینکه عدهای تقلاهای ذهنی و فرهنگی را دست بیندازند. اگر ما نمیفهمیم لزومن نشاندهندهی مسخره بودن نیست. بسیار کسان و کارها بودند که به مسخره گرفته شدند اما امروزه از مسخرهگران خبری نیست و آن کارها و کسان نامشان مانده است. جوامع با تفکر علمی و بخردانه به جای تمسخر نقد را میپرورند. اینکه شعر شاعری را ذیل مزخرفات قرار دهیم بیخبریمان از تاریخ است که چگونه معناها را متحول میکند. همین مزخرف امروز روزی پر ارج و قدر بوده و آنچه امروز قدر میبیند شاید که فردا بیقدر شود. پس بهجای دست انداختن نوشته و شعر هر کسی اگر توانش را داریم دو کلام حرف حساب بزنیم وگرنه ساکت باشیم. ...
اندر امیدواری... ۱۱:۰۳ ۱۳۹۶/۰۸/۱۰ این یک انشا نیست یک داستان است. هرطور شده بخوانیدش 5_6325532193217052676.docx ( 14.9 KB ) دانلود و مشاهده در تلگرام
اندر امیدواری... ۱۴:۰۴ ۱۳۹۶/۰۸/۰۹ نامهی پنجاه وشش.. آلی جانم. فکر از لاو لوهای زندگی که بیاید طعم دیگری دارد حرف سر خانه و کار خانه و خانهداری بود. دیدم دو تا اسم داریم در فارسی که حاکی از دو نوع نگاهاند: کدبانو و شهربانو. شهر و روستا. سالهاست معتقدم بیخ و بن دردسرهای ما در تقابل این دو نوع نگاه است. سنت و مدرنیته نمیگویم چون آن بحثیست که با همه شباهتش فرقهای زیادی دارد با این حرف من. میگویم شهر و روستا و سعی میکنم من بعد بیشتر برایت بنویسم. برگردیم سر کدبانو و شهربانو. بانوی کد. بانوی روستا. ...
اندر امیدواری... ۲۳:۲۷ ۱۳۹۶/۰۸/۰۸ نامهی پنجاه و پنج. آلی جان. سال نو شده است این نوباوهگی روزهات مبارک. بیا باور کنیم که فرق دارد امروز با فردا. عید با روزهای عادی. کی و کجا این عادت سستحالانه بر ما افتاد که بگوییم چه فرقی دارد عید با ناعید. این قیافهی همیشه مغموم اهل فکر تقلبیست. آنکه عادت به روشنی دارد در جانش شتر مست میدود و قلبش شتربان آوازخوان است. این عادت از کتابهای نابهوقت آمده است. بعضی کتابها را باید به وقت خواند وگرنه تاریکی و سیاهی سطحاش را اشتباه میگیری. من سالهای زیادی پرهیز کردم از آن کتاب که حالم را تاریک میکند و کتابهای شادان خواندم. ...
اندر امیدواری... ۲۰:۴۲ ۱۳۹۶/۰۸/۰۸ 📌 چهارشنبه دهم آبانماه در کتابفروشی نشر چشمهی کورش مشتاق دیدار دوستان هستیم
اندر امیدواری... ۰۸:۰۳ ۱۳۹۶/۰۸/۰۸ نکاتی چند پیرامون دفاع از حق آزادی بیان و اندیشه حق آزادی بیان و اندیشه نمیتواند گزینشی باشد با اینکه میشود پذیرفت، افکاری هستند که برای بنیانهای جوامع و ملتها خطر جدی دارند و اسواساس انسانیت را نشانه میروند اما رد و نفی آنها هم باید بر اساس اصول عقلانی و اندیشه باشد. نمیشود زیستن را به خاطر خطرات احتمالیاش محدود کرد.. دفاع از حق آزادی و حقوق انسانی هر کسی، به معنای دفاع و همنظری با افکار و عقاید او نیست این مغالطهایست که قدرت انجام میدهد تا حامیان آزادی را در نظر عموم طرفدار افکاری نشان دهد که از نظر آنها مذموم است …اما مهمتر از همه این است که بدانیم، کارکرد نهادی با فعل شخصی متفاوت است. یعنی اشخاص میتوانند در درجات مختلفی آزادیخواه باشند یا نباشند این نمیتواند از نهادی که ادعای طرفداری و حراست از آزادی بیان و اندیشه دارد سلب مسئولیت کند که چون آن شخص و این شخص از نهاد ما طرفداری نکرده است پس چرا ما باید از او دفاع کنیم؟. و اما آخرین نکته، باید توجه کنیم دفاع از آزادی و نقد هرنوع معضلی نیازی به اجازه یا پذیرفته شدن از سوی کسی ندارد. در ابتداییترین حالت این است که ما از شخص خاصی دفاع نمیکنیم از شخص خاصی که مصداق نق ...
اندر امیدواری... ۱۷:۰۷ ۱۳۹۶/۰۸/۰۷ روز دوم … همراه با «فریاد ناصری» نویسنده و پژوهشگر ادبی و عضو هیات تحریریه فصلنامه سراسری در غرفه نشریه.
اندر امیدواری... ۱۰:۵۲ ۱۳۹۶/۰۸/۰۷ دوباره و باز کانون نویسندگان اولین مواجههی گفتاگویانهی من با کانون نویسندگان تنها نهادی که هنوز برای سرنوشت قلم اهمیت دارد به وقت مرگ سیمین بهبهانی بود. بعدتر مرگ رضا دانشور و باز به مرگ غلامحسین نصیریپور …در هر سه بار گمان من بر کمتوانی کرد و کار کانون بود و هست …اما همهی اینها گذشت و من که بارها به پیوستن و نپیوستن به این نهاد با خود کلنجار رفتهام هنوز نتوانستهام دلیل متقنی بیابم که کسان بر مسند امروز چون بزرگان دیروز بر مدار نگاه و حقوق انسانی چندان که باید و شاید عمل میکنند، پس من نیز به جمع بپیوندم …اگر کانون مخالف هر نوع سانسوریست، اگر کانون مخالف کوفتن قلم و سرکوب سران اندیشه است. پس چطور به فرض مثال در دفاع از حیثیت قلمی و فکری «صدیقه وسمقی» برنمیآید؟. شاید از آنرو که این شاعر و نویسنده را با معیارهای خودش «مستقل» و «آزاده» تشخیص نداده است چنانکه در بیانیهی درگذشت علیاشرف درویشیان مستقل و آزاده بودنش را بهصراحت اعلام میکند …اگر اینطور باشد کانون نه حامی قلم و نوشتن و آزادی بیان به شکل تام و جدی است بلکه چون هر نگاه ایدئولوژیک دیگری تعریفی از «آزادگی» و «استقلال» دارد که تنها و تنها در پی ...
اندر امیدواری... ۰۶:۵۴ ۱۳۹۶/۰۸/۰۷ دور خیلی چیزها تمام شده، از جمله دور شعر. به دل نگیر میخواستم کوتاه بگویم نشد: فکر نمیکردم اینهمه دراز شود. وقتی که من از باید میگویم خودم میدانم که در راه شبان افتادهام و این نشانهی خیری نیست. با این همه: شعر امروز اگر بخواهد به روز شود باید حجب و حیا، ریا و دورویی را کنار بگذارد، از دنیای مبهم و مه آلود ایهام واکند، «تعارف» کنار بگذارد، از شرح و وصفی که از جنم توریه است دست بردارد، حجاب از کالایش برگیرد و از «جنس» ش، «مالش» «چیزش» چادر برگیرد تا بر میز نمایش چه نهاده است و چه عروسی از بازار سمرقند میآورد. باید روشن و مشخص آن چه را که از آن تو شده است و از دنیا گرفتهای روشن بیان کنی. عروس را باید لخت کرد و نمود. عروسی که خود لختش را ندیدنی چه گونه میتوان نمود. تو که تمام معنایی، همه ملاحت روحی و جامهی عروس را جانی لختت کنند ازت چه میماند؟ جز مشت باز نماینده؟ اگر بخواهی مردمان روز کوچه و بازار «در» تو را بیابند و به باغت اندر شوند باید نشانههای راهت، راهنمایت گویا و روشن باشد، در راه راست هزارتو نباید کاشت. ...