رضا دانشور. متولد ۱۳۲۶ مشهد

از نمایشنامه نویسان و داستان نویسان نوگرای دهه۵۰ که در اغلب اثارش به کندکاوی روانشناختی در ذهن‌های واداده‌ی آشفته‌ی سیاسی و ماموران خفیه‌ای می‌پردازد که احساس گناه می‌کنند. رمان (نماز میت) ۱۳۵۰ ضمیمه مجله لوح. و مجموعه داستان (هی هی جبلی قم قم) ۱۳۵۷ در مجله لوح. دانشور نخستین اثارش در نشریات و جنگ‌های ادبی مشهد , مثل پارت و هیرمند به چاپ رساند. به عنوان نمایشنامه نویس هم شهرتی داشت و آثارش به وسیله‌ی گروه‌های تئاتری زادگاهش بر روی صحنه می‌آمد. یکبار دگر ابوذر۱۳۵۰. عقرب۱۳۵۲. شاهزاده و اژده ها۱۳۵۳. رامرودی ها۱۳۵۵. ...
  • گزارش تخلف

تأملی در «عکاسی ممکن نیست!» ملاهادی سبزواری. و علت راستین انسداد تفکر در ایران

ماجرایی را در مقام جک گاه و بیگاه نقل می‌کنند که نتایج بسیاری هم از آن می‌گیرند. ماجرای اینکه رفتند از ملا هادی سبزواری از طرف شاه شهید عکس بگیرند که گفت عکس چیست؟ گفتند: «تصویر توست که بر صفحه کاغذ بماند یادگار» که سبزواری گفت: «این ممکن نیست، عرض شیء از خود شیء انفکاک‌ناپذیر است». خلاصه جر وبحثی کردند گفتند: «حالا بی خیال بیا عکس‌ات را بگیر». این ماجرا را نه تنها برای خنده نقل می‌کنند بلکه به این نیت که ببینید فلاسفه ما چقدر پرت بوده‌اند!. اول بگذارید ببینیم آیا این جمله واقعا پرت است؟ کلیدی‌ترین کتاب که رسما به فلسفه‌ی عکاسی و در واقع پدیدارشناسی و نشانه‌شناسی عکاسی می‌پردازد کتاب بارت است. تا بند دهم را با دقت بخوانید. چه می‌گوید؟ ...
  • گزارش تخلف

طق‌شان را دریابیم – را نقل کردیم که نهایتا روکشی موجه‌ساز بودند بر باورهای نهایتا خام و تکنیزاسیونی و تکنسینیستی و اپراتوریستی‌مان

نحوه‌ی مواجه با مسئله‌ی فلسفی ملاهادی در خصوص امکان عکاسی، نشان می‌دهد که چه راه غم‌باری جامعه‌ی ما در دور شدن از تفلسف پیمود. اگرچه آن عهد هنوز بودند کسانی که اهل تفکر بودند اما هرچه پیشتر آمدیم مینروای هگل که اگر خوب بنگریم همان چیزی است که تحت عنوان استیلای «تفکر تکنیکی» بر «تفکر نظری» در مقدمه علم منطق‌اش از آن یاد می‌کند بر ما سایه افکند. *******************************. (موخره‌:. یک بار در حالت رویا و توهم دیدم که ارتش اسکندر وارد شهر پرسپولیس شد و دستور داد که یک سازه‌ی بزرگ از ساروج و بدون منفذ را که می‌گفتند اصلی‌ترین دستاورد ایرانیان در آن است را با زور بگشایند و وقتی وارد شدند هیچ گنجی آنجا نبود بجز یک جغد فلزی به اندازه‌ی یک کف دست، کف سالن و روی یک سکو که خودش سرش را می‌چرخاند و خودش بال می‌زد. جغدی که وقتی وارد شدند سرش را چرخاند و آرام در آنها خیره شد. به ارسطو که همراهش بود گفت: «این چیست؟» ارسطو گفت: «چیزی است کوچک که بزرگ‌ترین تمدن‌ها را از پای در می‌آوررد». وقتی از آن حالت بیرون آمدم با خودم گفتم ای کاش بشریت می‌فهمید که جغد مینروا یک «سایبورگ» است) …علی نجات غلامی ...
  • گزارش تخلف

نامه‌ی پنجاه و یک. آلی جانم

چند دهه پیش از پی حادثه‌ای ناگهان در این خاک بذر خشونتی پاشیده شد که من هنوز نتوانسته‌ام و نمی‌خواهم به هیچ شکلی بفهمم‌اش که یعنی چه؟ هنوز می‌خواهم به شکل پرسشی دردناک در من بماند که چطور ملتی می‌تواند این‌طور ناگهان شقی شود؟ چطور ملتی می‌تواند دستش را برای زخم‌کردن دست دیگرش به کار بگیرد؟ چطور ملتی می‌تواند دستش را برای کوبیدن و له کردن چهره‌ی خودش بلند کند؟ چطور دوست، همسایه، همشهری تا دیروز ناگهان می‌تواند تو را به سلابه بکشد و … داشتم خاطرات چند زن گریخته از دست داعش را می‌خواندم: فرمانده‌شان آشنا بود. قبل از این ماجراها کارگری می‌کرد. زن و بچه‌اش را می‌شناختیم. حالا فرمانده شده بود. زنش کمک کرد تا بگریزیم. ...
  • گزارش تخلف

شعری برای فاطمه مغلاج، کودک سربریده روستای کفر عوید، ادلب. به تاریخ. ۱۶/۰۹/۲۰۱۲

مهجه کهف. فاطمه را در نور گذاشتن …پاهایش در جوراب‌شلواری قلمبه شده زیر دامن ظریف. -دختربچه‌ها این‌طور با لباس مادرانشان شوخی می‌کنند-. دراز به دراز پهن‌شده بود کف اتاق. توده‌ای گوشت سرخ و رگ و پی از گردنش بیرون ریخته. چهار کودک مرده و دو بزرگ‌سال در فیلمی بودند. از خانه‌ای در آوار حملات توپخانه‌ای. عزم رژیم در ریشه‌کن کردن شورشیان. من. ...
  • گزارش تخلف

حاج سیاح که از فرط گشت و گذار سیاحش نامیده‌اند چه کارهای عجیبی از خود به یادگار گذاشته، گذشته از ارج خود سفرنامه‌اش، در برخورد با

در بین این واژه‌ها که می‌چرخیدم دیدم پارک را باغ و باغچه نوشته است یا موزه را عجایب‌خانه و آکواریوم را ماهی‌خانه … جدا از اهمیت این واژه‌سازی و استفاده از امکانات زبان برای بیان جهان تازه «توجه مخصوص و آگاهانه‌ی مؤلف به نهادهاو مؤسسات عمومی و عام‌المنفعه به منظور بالابردن سطح آگاهی خواننده …ست … مخصوصا ضبط اسامی مدارس متعدد هشداری غیر مستقیم به ایرانیان نسبت به عقب ماندگی آنان و چگونگی راه جبران آن است.» …سفرنامه‌نویسی معلم اخلاق و واضع لغت. عبدالمحمد روح‌بخشان. نامه‌ی فرهنگستان. ضمیمه‌ی ۲۱. تهران. خرداد ۱۳۸۴. ...
  • گزارش تخلف