نامه‌ی چهل و هفتم. آلی جان. فکر فاصله است و چاره‌ای از فکر نیست و نیست هم فاصله است

برایت از روزمره بگویم چنان که روزمره مقدس شود. از ناخت نه به شکل زیباشناختی هلال در علاقه و تشبیه. از ناخنت چنانکه چنانکه چنانکه ناخن در تو می‌روید. از مو به شکل لایتناهی که روییدنی‌ست. حتا لایتناهی را حذف کنم و بماند روییدنی. بماند مو بماند ناخن. بماند ادامه‌ی زندگی که ادامه می‌دهد باغ بودن را در تاریکی و ظلمات. حتا ننویسم تاریکی و ظلمات. ننویسم باغ. ...
  • گزارش تخلف

نامه‌ی چهل و ششم. آلی جانم آلی. مدام حرف دست در من است

اگر بگردم و برایت جمع کنم که کجاها دست در سر من پررنگ شده «سخن می‌شود بلند». تو اما حرف دست را تا می‌توانی بلندتر بگیر. از آن روزی که انسان، پا گذاشت به هستی چشم‌اش به هرچه افتاد گویی که تعویذی آن چیز را از چیز بودن طبیعی‌اش دور کرد و انسانی‌اش کرد. هر چیزی را که می‌شناسیم دیگر خودش نیست انسان در آن چیز بودنش دست داشته. تلاش برای دیدن چیزها بدون دخالت دست آدمی هم وسوسه‌ای‌ست اما هول‌آورست لابد آن چهره از هستی که ناانسانی‌ست. برای آدمی خوشتر است که هرجا رخی از آدمی، ردی از آدمیت ببیند. این می‌شود دست داشتن. هزار دست از این دست در کار می‌تواند باشد. انسان هزاردستان است. ...
  • گزارش تخلف

نامه‌ی چهل و پنج. آلی جان. قبل از این یک نامه طبق روال همیشه نوشتم و سیو نکرده خواستم که پست کنم

سرعت پایین بود و پرید. احمقانه است بخواهم دوباره بنویسمش. عادت دست‌های من این است. از دست دادن. پراندن. پر …پر. این روزها هی با دست‌هام حرف می‌زنم که بگیرید. نگه دارید، حفظ کنید. به خودم می‌گویم تمرین کن بگویی: این مال من است این مال من است این مال من است اما خنده‌ام می‌گیرید. ...
  • گزارش تخلف

آه اگر آزادی سرودی می‌خواند کوچک … (شاملو).: نتایج اولیه‌ی سومین دوره‌ی جایزه‌ی شعر شاملو مشخص شد

بعد از اعلام نتایج این مرحله از داوری تعدادی از شاعران و شرکت کنندگان این بار نیز به نتایج داوری تاخته‌اند، در ابتدا باید گفت هر قضاوتی، خودش واجد قضاوتی دیگر است و به طور طبیعی کسی که قضاوت می‌کند خود را در معرض قضاوت دیگران قرار می‌دهد و بر همین اساس بهترین قضاوت‌ها هم در طول تاریخ همواره مورد تاخت و تاز افراد و جریاناتی قرار گرفته‌اند، بنا بر این کسی که ردای داوری به تن می‌کند آگاهانه وارد مصافی می‌شود که سر و ناسره در آن متلازم‌اند. فارغ از اینکه داوری آثار ارسالی به سومین دوره‌ی جایزه‌ی شعر شاملو مقبول بوده یا نه ابتدا باید بپذیریم، نتیجه هر آن چه که باشد باید به آن تن بدهیم، کسانی که در این جایزه شرکت کرده‌اند لابد به قواعد جاریه‌ی آن و کلیات این جایزه و روند مرسوم آن در طی این سه دوره اعتماد داشته‌اند و بر مبنای همین شناخت کمی و کیفی، در این دوره از رقابت‌ها شرکت جسته‌اند و سزاوارتر آن است قبل از هر چیزی به نتایج آن تمکین کرده و خود را ملزم به رعایت رای داوران آن بکنند. همه می‌دانیم هر جایزه و جشنواره‌ای، چارچوب و سیاست‌گذاری خاص خودش را دارد و کسی که در آن شرکت می‌کند استراتژی ...
  • گزارش تخلف

چون غرض آمد هنر پوشیده شد

عمده‌ی بحث در مورد جایزه‌ی شعر شاملو در این دوره مربوط به پنج عنوان کتاب در عکسی است که عزیزانی می‌گویند انتخاب آنها بوده و می‌بایست انتخاب داوران همین‌ها می‌بود تا جایزه‌ی شاملو از زیر بار این همه بهتان خلاصی می‌یافت و یک مورد دیگر کتاب جناب شمس آقاجانی است که به عقیده‌ی خود شاعر، بهترین کتاب بوده و با توطئه حذف شده و ایشان الان نگران تاریخ و آینده هستند؛ و باقی قضایا ناراحتی عده‌ای از انتخاب نشدن کتابشان چه در دوره‌های قبل یا ایندوره است که می‌تواند طبیعی باشد و برخی الان وقت را برای تسویه حساب و ابراز ناراحتی شان مغتنم شمرده‌اند. سویه‌ی دیگر هم عده‌ای که مطالب را موافق یا مخالف لایک می‌کنند و کامنت‌های قضاوت می‌گذارند که خب حقیقت بیشتر بر آنها آشکار خواهد شد، اگر که بخواهند. امیدوارم که همه‌ی این دوستان عجله نکرده باشند و گله مندی شان از بیداد، پس از خواندن ١٢ اثر معرفی شده باشد، که اگر چنین نباشد قضاوت با مخاطبان و تاریخ خواهد بود که چه کسانی در پی به گند کشیدن همه چیز و لابی‌گری و کنارگزاری هستند؛ آنها که نخوانده قضاوت می‌کنند یا آنها که ناگزیر از خواندن مسولانه‌ی همه‌ی کتاب‌ها بو ...
  • گزارش تخلف

از هرطرف که رفتم جز وحشتم نیافزود. زنهار از این بیابان وین راه بی نهایت.. برای یک دوست و نگرانی اش

چون در متنی که جناب شمس آقاجانی منتشر کرده‌اند به مسایلی اشاره شده که در آنها صریحا یا تلویحا قصد زیر سوال بردن و بدبینانه بهتان بستن به بیش از دوماه تلاش شبانه روزی و مسئولیت خطیر انتخاب آثار برگزیده، در میان است، به عنوان کسی که دو دوره مسئولیت دشوار داوری در جایزه‌ی شعر شاملو را بر عهده داشته‌ام، بیان نکاتی را ضروری می‌دانم. پذیرفتن پیشنهاد داوری شعر ورود به مسیری پر خطر و جنجال آفرین است از آن جهت که هم بار مسئولیتی تاریخی را باید کشید و هم خود را از همه‌ی تعلقات خاطر و سلایق شخصی عریان کرد؛ و هم آماده قرار گرفتن در مسیر بهتان‌ها و پیشداوری‌ها شد. می‌دانستم که با قبول این مسئولیت بار بهتان و تهمت‌ها را نیز باید به جان خرید چرا کم نیازموده‌ایم نفس کشیدن در فضای مسموم را؛ در فضایی که ذهنیت‌ها در قاب توهم و توطئه بسته شده، هرکاری مصون از تصوراتی فراتر از چنین ذهنیتی نمی‌ماند به خصوص که جدیتی هم در آن باشد و عمومیتی را هم شامل شود. معمول است که در شعر، هرکس می‌پندارد نفر اول است و کاری که کرده شاهکاری نامکشوف از دید بسیاران و جای عجب نیست که بر این پندار دیگران را نا اهل بخواند و ورطه ...
  • گزارش تخلف

ما ملتی هستیم که ستاره می‌سازیم و در دل داریم که این هم از آفلین است

بسکه ستاره‌های ریز و درشت‌مان سقوط کرده‌اند …دیروز فیلمی دیدم از رضا کیانیان مرد همیشه حاضر در نمایش‌ها و صحنه‌های مضحک فروش آثار هنری، پخت و پزهای دولتی و حالات هنری. آنچه در فیلم دیدم، سقوط تمام بود. این‌همان شدن با تاریک‌ترین وجوه قدرتی که می‌خواهد همه را ساکت کند. اما من نیز هم‌نوا با صدای آن جماعت می‌گویم دهنت را ببند و به لباسی که ترکش کرده‌ای برگرد. ...
  • گزارش تخلف

نامه‌ی چهل و چهار. آلی جان. پیش از این نامه سربسته بود

پاکتی داشت. پشت و رویی. مکان و جا و محلی داشت. این نامه‌ها اما بستگی را نفی می‌کنند و جا و مکان هم ندارند. هرچند هنوز فرستنده و گیرنده‌ای دارد. گیرنده و فرستنده‌ای که جا داشتند پیش از این، جایی که آدرس نشانش می‌داد. من و تو کجاییم اما؟ و این که نامه جوفی داشت که در آن می‌شد چیزی نهاد و فرستاد. این نامه‌ها اما بی‌جا و مکانند و تا تو بخوانی بارها خوانده می‌شود و من گوش می‌دهم به صدای خواندن‌ها. ...
  • گزارش تخلف