اندر امیدواری... اندر امیدواری... ۰۹:۳۹ ۱۳۹۶/۰۶/۳۰ چه شکلهای گوناگونی دارد عشق! ….. این آبشار بلند آویخته طرهی رودابه اگر باشد. نهر خروشان کفآلود. زال تواند بود. _کام یافته-. که فرود آمده از بلندا. به جانب خرگاه. در روشنای حس خود. هیچ چشمهای نیست که شکل کسی نیست. هیچ نهر. اندر امیدواری... ۰۸:۵۸ ۱۳۹۶/۰۶/۳۰ زیرا در آسمان،. شیرازهی سفرنامهام را.. از آفتاب دوختم، در کوچههای بیبازو. درگاههای بیزن،. با آفتاب سوختم.. تصویر این شکستگی اما سنگین است. تصویر این شکستگی، ای مهربان،. ای مهربانترین!. تعادل روانی آیینه را بهم خواهد ریخت. مرا به باغ کودکیام مهمان کن!. زیرا من از بلندیهای مناجات. ... اندر امیدواری... ۰۸:۵۰ ۱۳۹۶/۰۶/۳۰ میان دو دنیا. سردار صالحی اندر امیدواری... ۲۱:۱۰ ۱۳۹۶/۰۶/۲۹ نامهی چهلم. آلی جانم. چهل رقم بعثت و بیداری است رقم مرزی که دیگر بعد از آن تکلیف رگ و پیات معلوم است. این نامهی چهل اما هنوز بوی حیرانی و بلاتکلیفی دارد. بیخود و بیجهت تلاش میکنم چهرهی معقولی داشته باشم. شیدایی چو من هر چه بیشتر بجنگد که معقول باشد بیشتر شیدایی در رگهاش میدود. تاریخ شیدایی فارسی منم. تاریخ عاشقیت فارسی حتا. بسکه عشق ورزیدهام برای هیچ. مایه از جان گذاشتهام برای هیچ. هیچ را دیده کسی آیا آنطور که من دیدهام؟. ... اندر امیدواری... ۱۷:۵۱ ۱۳۹۶/۰۶/۲۹ مجموعه شعر کمال رفعت صفایی. از سایت دوات اندر امیدواری... ۰۹:۵۷ ۱۳۹۶/۰۶/۲۹ محمود فتوحی. صد سال ادبیات شناسی در ایران 1_5021802206320394269.pdf ( 1.5 MB ) دانلود و مشاهده در تلگرام از زمان تأسیس بخش زبان و ادبیات فارسی در دانشسرای عالی (۱۳۰۷ش) تا کنون نزدیک ده نسل از استادان بر کرسیهای ادبیات دانشگاههای ایران تکیه زده اند اندر امیدواری... ۰۱:۲۵ ۱۳۹۶/۰۶/۲۹ هر صبح. گونههای تو را میبوسم. گنجشکی از گودیها آب میخورد …. اندر امیدواری... ۱۱:۴۳ ۱۳۹۶/۰۶/۲۸ معرفی سایت پژوهشی. ✅ کتابخانه پنن (Penn Libraries) سایتی ساده و خوش ساخت و تقریبا کامل در زمینه ارائه کتابهای الکترونیکی است. امکان جستجو به شیوههای گوناگون در آن پیش بینی شده و تنها فهرست پیوندهای معرفی شده در آن به چند هزار صفحه میرسد. کتابهای موجود در زمینههای گوناگون علمی است … ... اندر امیدواری... ۰۰:۴۳ ۱۳۹۶/۰۶/۲۸ از ما بودند …و مثل آب خوردن پرنده.. زیبا بودند اندر امیدواری... ۰۰:۲۲ ۱۳۹۶/۰۶/۲۸ بخش دوم مقالهی هندسهی بلاهت.. آهنگ این متن تامل در داستان لانه است خود همین نام داستان را آوردن گونهای از فهم است که در مورد متن مورد نظر به صورت پیشینی و بدون اثبات بیان میشود. متن مورد نظر داستان است پس مقاله نیست، شعر نیست. اولین حصار برگرد متن کشیده میشود تا شکار به چنگ آید. حلقه را تنگ کردن تا به دست آوردن آن گریز پا، آن حقیقت احتمالن موجود در متن- اما متن هم به هرحال راههایی به خود دارد. در هر متنی آن زن عهد عتیق بر بالای تپهای ایستاده و رهگذران را به خود میخواند. این فراخوان، پیش پا نهادن راههای رسیدن است- آیا رفتن از این راهها رسیدن است؟ به رسیدن میرسد رفتن؟. قصد از این حرف اشاره به امکانات درونی هر متن است. امکانات کاملن تاریخمند و در بند زمانهی متن و هر زمانه و تاریخی هم مهر خاص خود را بر پیشانیاش دارد و داغ خودش را بر پشت و بازو و سینهی اسیراناش مینهد. ... اندر امیدواری... ۰۰:۱۹ ۱۳۹۶/۰۶/۲۸ نامهی سی و نه. آلی جان. یک چیز، تنها یک چیز چشم میگردانم و میبینم دوستانم بعد از چندسال زندگی از پای میز بلند میشوند و برای همیشه اتاق را تنها میگذارند. این غمانگیز است. آنها این جداییها را میخواهند خیلی انسانی و دوستانه جلوه دهند در حالی که این تنها رویهی ماجراست که اینجا هیچ اتفاق انسانییی در کار نیست. بله بله بله که من تنها نمایش زندگی آنها را میدیدهام و از پس پشت بیخبر بودهام، اما حرفم این است چرا این همه ما در پس پشت مشکل داریم. همیشه داشتهایم. اصلن چرا اینقدر پس و پشت داریم. این پس و پشت چیست؟ حوزهی خصوصی؟ کدام حوزهی خصوصی؟ ... اندر امیدواری... ۲۳:۱۰ ۱۳۹۶/۰۶/۲۷ با ایرج ضیایی شاعر دوستداشتنی در کاشانهی پر از اشیاش اندر امیدواری... ۱۴:۰۶ ۱۳۹۶/۰۶/۲۷ 🔴 چرا سلبریتیها جای روشنفکران را گرفتهاند؟ (✍️: بخشی از یادداشت محمد امین قانعیراد) ما با پدیده روشنفکر غایب مواجه هستیم. روشنفکر غایب یعنی کشورهایی که روشنفکرانش از کشور خارج میشوند و مهاجرت میکنند. افرادی که صاحب ایده هستند تحت فشار شرایط، جامعه را ترک میکنند. نویسندگان بزرگ، هنرمندان و شاعران منتقد و رماننویسان اجتماعی- سیاسی وقتی از جامعه غایب باشند جای خود را به سلبریتیها میدهند. در فقدان این روشنفکران، روشنفکران کاذب نقش مییابند …. تبعات این انتقال مرجعیت فرهنگی، دامن زدن به افت و ابتذال فرهنگی است. غیبت روشنفکران از این عرصهها زمینه را برای حضور و بروز سلبریتی در جامعه، فرهنگ و سیاست فراهم میکند و مصلحت عمومی و اجتماعی فدای فرصتطلبی سلبریتیها خواهد شد. باید روشنفکران را به عرصه عمومی بازگرداند و از زندگی عمومی- اجتماعی معنازدایی نشود … (منبع: هفتهنامه صدا- شماره ۱۳۰). ... اندر امیدواری... ۰۷:۵۱ ۱۳۹۶/۰۶/۲۷ نامهی سی و هشتم. آلی جان. تصدقت در نامهی پیشین گفتم که میخواهم از اعتبار شاعر بنویسم. شاعر بهطور کلی نمایندهی عالم و جهان فارسی است. یعنی وقتی میگویم اعتبار شاعر میخواهم به اعتبار این نماینده، از اعتبار جهان فارسی بگویم. همان بیشأنیی فارسی که نوشته بودم. انسان عالم فارسی ایرانی آن نقطهی غرور و اتکا و استغنای درونیاش را از دست داده و هر چه که از آن خودش است را دست چندم و بیارزش میبیند، اما هر آنچه غیر از مال خودش باشد و رنگ و بوی دیگری بزرگ را داشته باشد کول و گودد و نایس میبیند، حتا چهرههای خودش را از نگاه و در نگاه دیگری بزرگ میبیند. به جز آن نه، نمیبیند. این حرف من در خودش هیچ حس آریایی عربستیزانه یا نگاه غربزدهطور ندارد که بیاییم و بزداییم و فلان کنیم. این برداشت، سطحیدیدن است و هرکس این را بگیرد آدم در سطح ماندهایست. حرفم بر سر این است که جهان زبانمان را غنی و فارسی کنیم. ... اندر امیدواری... ۲۳:۱۵ ۱۳۹۶/۰۶/۲۶ هندسهی بلاهت. (نقبی به داستان لانهی کافکا از دریچهی هرمنوتیک هایدگر). فریاد ناصری الف). تجربهی زیسته، کافکا و هایدگر. اصیلترین کار دانش هرمنوتیک و اندیشمندانی که این دانش را قوام دادهاند. کنار هم آوردن کلام مقدس آسمانی با کلام انسان بر زمین است. همارز کردن سخن آن دور از دست، آن دلیل نادیدنی با سخن انسان بر خاک، این فناشوندهی شبیهتر از هر چیز به خودش به پروردگار. این کار اصیل اما ضمنی هرمنوتیک چه سلبی نگاه کنیم – پایین آوردن کلام مقدس در حد بررسی و شرح و تفسیر- چه ایجابی نگاه کنیم – بالا بردن کلام انسان هیچ در حد پروردگار- هر کدامشان شأن و مرتبت و معنایی دارند که از هم جدا نیست و فصل مشترک این دو معنا به صفر رسیدن فاصلهی مکالمهی انسان با خداست. روبرو شدن کلامها بیهیچ فاصله و واسطهای. همارز شدن کلامها. هم-شانه شدن سخنها. ... اندر امیدواری... ۲۲:۴۴ ۱۳۹۶/۰۶/۲۶ نامهی سی و هفتم. آلی جان. عزیزم دیر که مینویسم کلاف سرم گم میشود و کلافه میشوم. گنگی که میخواهد فریاد بزند. حرفها هجوم میآورند و من بهتزده میمانم. نگاه میکنم. هزار حرف و هزاران حرف اما حرفی که بیرزد به تلفکردن وقت. بیرزد به خرج نوشتن. این ارزیدن هم هیچ حرف گنده نیست. که حرف گنده بیشتر دروغ است و دغل. هر چه کوچکتر و ریزتر ارزندهتر. ... اندر امیدواری... ۰۸:۱۶ ۱۳۹۶/۰۶/۲۶ چنان مکن که ببندم در امید به چشم. ز انتظار کشم سرمهی سفید به چشم.. دوانده ریشهی سیماب نخل مژگانم ز اشتیاق تو از بس نگه طپید به چشم. مرو که دردسرت میدهد خمار نگاه. بیا که بادهی نظارهام رسید به چشم. سرشک از مژهام میچکد نگاهآلود. خیال روی توام بس که آرمید به چشم … اندر امیدواری... ۰۱:۴۲ ۱۳۹۶/۰۶/۲۶ متن حرفهای من در جلسهی نقد «آشویتس خصوصی من» آشویتس.pdf ( 155.3 KB ) دانلود و مشاهده در تلگرام اندر امیدواری... ۰۱:۴۰ ۱۳۹۶/۰۶/۲۶ جلسهی نقد «آشویتس خصوصی من» حسن همایون اندر امیدواری... ۰۱:۱۹ ۱۳۹۶/۰۶/۲۶ نامهی سی و ششم. آلی جان. نگاه میکنم به پشت سر رویاپرداز بودهام. نه آنچنان که پا به زمین نداشته باشم مشکل اینجاست که هیچوقت در جای درست نبودهام. نوعی نابهجا بودن با من بوده است. و همین نابهجا بودن است که حالا تلاش میکنم درستش کنم. یعنی بایستم آن جایی که باید باشم. درستتر این است که از جا در آمدهام. دقیق از وقتی که دیگر نشد و نگذاشتند معلم باشم بیجا شدم. و حتا در زنانی که همیشه ناچارن به هم رسیدهایم این نابهجایی به چشم میخورد. زنانی با حداقل اشتراکات، گاهی هم نه، اما باز هم هر دو نابهجا بودیم. ... ‹ 39 40 41 42 43 44 45 ›
اندر امیدواری... ۰۹:۳۹ ۱۳۹۶/۰۶/۳۰ چه شکلهای گوناگونی دارد عشق! ….. این آبشار بلند آویخته طرهی رودابه اگر باشد. نهر خروشان کفآلود. زال تواند بود. _کام یافته-. که فرود آمده از بلندا. به جانب خرگاه. در روشنای حس خود. هیچ چشمهای نیست که شکل کسی نیست. هیچ نهر.
اندر امیدواری... ۰۸:۵۸ ۱۳۹۶/۰۶/۳۰ زیرا در آسمان،. شیرازهی سفرنامهام را.. از آفتاب دوختم، در کوچههای بیبازو. درگاههای بیزن،. با آفتاب سوختم.. تصویر این شکستگی اما سنگین است. تصویر این شکستگی، ای مهربان،. ای مهربانترین!. تعادل روانی آیینه را بهم خواهد ریخت. مرا به باغ کودکیام مهمان کن!. زیرا من از بلندیهای مناجات. ...
اندر امیدواری... ۲۱:۱۰ ۱۳۹۶/۰۶/۲۹ نامهی چهلم. آلی جانم. چهل رقم بعثت و بیداری است رقم مرزی که دیگر بعد از آن تکلیف رگ و پیات معلوم است. این نامهی چهل اما هنوز بوی حیرانی و بلاتکلیفی دارد. بیخود و بیجهت تلاش میکنم چهرهی معقولی داشته باشم. شیدایی چو من هر چه بیشتر بجنگد که معقول باشد بیشتر شیدایی در رگهاش میدود. تاریخ شیدایی فارسی منم. تاریخ عاشقیت فارسی حتا. بسکه عشق ورزیدهام برای هیچ. مایه از جان گذاشتهام برای هیچ. هیچ را دیده کسی آیا آنطور که من دیدهام؟. ...
اندر امیدواری... ۰۹:۵۷ ۱۳۹۶/۰۶/۲۹ محمود فتوحی. صد سال ادبیات شناسی در ایران 1_5021802206320394269.pdf ( 1.5 MB ) دانلود و مشاهده در تلگرام از زمان تأسیس بخش زبان و ادبیات فارسی در دانشسرای عالی (۱۳۰۷ش) تا کنون نزدیک ده نسل از استادان بر کرسیهای ادبیات دانشگاههای ایران تکیه زده اند
اندر امیدواری... ۱۱:۴۳ ۱۳۹۶/۰۶/۲۸ معرفی سایت پژوهشی. ✅ کتابخانه پنن (Penn Libraries) سایتی ساده و خوش ساخت و تقریبا کامل در زمینه ارائه کتابهای الکترونیکی است. امکان جستجو به شیوههای گوناگون در آن پیش بینی شده و تنها فهرست پیوندهای معرفی شده در آن به چند هزار صفحه میرسد. کتابهای موجود در زمینههای گوناگون علمی است … ...
اندر امیدواری... ۰۰:۲۲ ۱۳۹۶/۰۶/۲۸ بخش دوم مقالهی هندسهی بلاهت.. آهنگ این متن تامل در داستان لانه است خود همین نام داستان را آوردن گونهای از فهم است که در مورد متن مورد نظر به صورت پیشینی و بدون اثبات بیان میشود. متن مورد نظر داستان است پس مقاله نیست، شعر نیست. اولین حصار برگرد متن کشیده میشود تا شکار به چنگ آید. حلقه را تنگ کردن تا به دست آوردن آن گریز پا، آن حقیقت احتمالن موجود در متن- اما متن هم به هرحال راههایی به خود دارد. در هر متنی آن زن عهد عتیق بر بالای تپهای ایستاده و رهگذران را به خود میخواند. این فراخوان، پیش پا نهادن راههای رسیدن است- آیا رفتن از این راهها رسیدن است؟ به رسیدن میرسد رفتن؟. قصد از این حرف اشاره به امکانات درونی هر متن است. امکانات کاملن تاریخمند و در بند زمانهی متن و هر زمانه و تاریخی هم مهر خاص خود را بر پیشانیاش دارد و داغ خودش را بر پشت و بازو و سینهی اسیراناش مینهد. ...
اندر امیدواری... ۰۰:۱۹ ۱۳۹۶/۰۶/۲۸ نامهی سی و نه. آلی جان. یک چیز، تنها یک چیز چشم میگردانم و میبینم دوستانم بعد از چندسال زندگی از پای میز بلند میشوند و برای همیشه اتاق را تنها میگذارند. این غمانگیز است. آنها این جداییها را میخواهند خیلی انسانی و دوستانه جلوه دهند در حالی که این تنها رویهی ماجراست که اینجا هیچ اتفاق انسانییی در کار نیست. بله بله بله که من تنها نمایش زندگی آنها را میدیدهام و از پس پشت بیخبر بودهام، اما حرفم این است چرا این همه ما در پس پشت مشکل داریم. همیشه داشتهایم. اصلن چرا اینقدر پس و پشت داریم. این پس و پشت چیست؟ حوزهی خصوصی؟ کدام حوزهی خصوصی؟ ...
اندر امیدواری... ۱۴:۰۶ ۱۳۹۶/۰۶/۲۷ 🔴 چرا سلبریتیها جای روشنفکران را گرفتهاند؟ (✍️: بخشی از یادداشت محمد امین قانعیراد) ما با پدیده روشنفکر غایب مواجه هستیم. روشنفکر غایب یعنی کشورهایی که روشنفکرانش از کشور خارج میشوند و مهاجرت میکنند. افرادی که صاحب ایده هستند تحت فشار شرایط، جامعه را ترک میکنند. نویسندگان بزرگ، هنرمندان و شاعران منتقد و رماننویسان اجتماعی- سیاسی وقتی از جامعه غایب باشند جای خود را به سلبریتیها میدهند. در فقدان این روشنفکران، روشنفکران کاذب نقش مییابند …. تبعات این انتقال مرجعیت فرهنگی، دامن زدن به افت و ابتذال فرهنگی است. غیبت روشنفکران از این عرصهها زمینه را برای حضور و بروز سلبریتی در جامعه، فرهنگ و سیاست فراهم میکند و مصلحت عمومی و اجتماعی فدای فرصتطلبی سلبریتیها خواهد شد. باید روشنفکران را به عرصه عمومی بازگرداند و از زندگی عمومی- اجتماعی معنازدایی نشود … (منبع: هفتهنامه صدا- شماره ۱۳۰). ...
اندر امیدواری... ۰۷:۵۱ ۱۳۹۶/۰۶/۲۷ نامهی سی و هشتم. آلی جان. تصدقت در نامهی پیشین گفتم که میخواهم از اعتبار شاعر بنویسم. شاعر بهطور کلی نمایندهی عالم و جهان فارسی است. یعنی وقتی میگویم اعتبار شاعر میخواهم به اعتبار این نماینده، از اعتبار جهان فارسی بگویم. همان بیشأنیی فارسی که نوشته بودم. انسان عالم فارسی ایرانی آن نقطهی غرور و اتکا و استغنای درونیاش را از دست داده و هر چه که از آن خودش است را دست چندم و بیارزش میبیند، اما هر آنچه غیر از مال خودش باشد و رنگ و بوی دیگری بزرگ را داشته باشد کول و گودد و نایس میبیند، حتا چهرههای خودش را از نگاه و در نگاه دیگری بزرگ میبیند. به جز آن نه، نمیبیند. این حرف من در خودش هیچ حس آریایی عربستیزانه یا نگاه غربزدهطور ندارد که بیاییم و بزداییم و فلان کنیم. این برداشت، سطحیدیدن است و هرکس این را بگیرد آدم در سطح ماندهایست. حرفم بر سر این است که جهان زبانمان را غنی و فارسی کنیم. ...
اندر امیدواری... ۲۳:۱۵ ۱۳۹۶/۰۶/۲۶ هندسهی بلاهت. (نقبی به داستان لانهی کافکا از دریچهی هرمنوتیک هایدگر). فریاد ناصری الف). تجربهی زیسته، کافکا و هایدگر. اصیلترین کار دانش هرمنوتیک و اندیشمندانی که این دانش را قوام دادهاند. کنار هم آوردن کلام مقدس آسمانی با کلام انسان بر زمین است. همارز کردن سخن آن دور از دست، آن دلیل نادیدنی با سخن انسان بر خاک، این فناشوندهی شبیهتر از هر چیز به خودش به پروردگار. این کار اصیل اما ضمنی هرمنوتیک چه سلبی نگاه کنیم – پایین آوردن کلام مقدس در حد بررسی و شرح و تفسیر- چه ایجابی نگاه کنیم – بالا بردن کلام انسان هیچ در حد پروردگار- هر کدامشان شأن و مرتبت و معنایی دارند که از هم جدا نیست و فصل مشترک این دو معنا به صفر رسیدن فاصلهی مکالمهی انسان با خداست. روبرو شدن کلامها بیهیچ فاصله و واسطهای. همارز شدن کلامها. هم-شانه شدن سخنها. ...
اندر امیدواری... ۲۲:۴۴ ۱۳۹۶/۰۶/۲۶ نامهی سی و هفتم. آلی جان. عزیزم دیر که مینویسم کلاف سرم گم میشود و کلافه میشوم. گنگی که میخواهد فریاد بزند. حرفها هجوم میآورند و من بهتزده میمانم. نگاه میکنم. هزار حرف و هزاران حرف اما حرفی که بیرزد به تلفکردن وقت. بیرزد به خرج نوشتن. این ارزیدن هم هیچ حرف گنده نیست. که حرف گنده بیشتر دروغ است و دغل. هر چه کوچکتر و ریزتر ارزندهتر. ...
اندر امیدواری... ۰۸:۱۶ ۱۳۹۶/۰۶/۲۶ چنان مکن که ببندم در امید به چشم. ز انتظار کشم سرمهی سفید به چشم.. دوانده ریشهی سیماب نخل مژگانم ز اشتیاق تو از بس نگه طپید به چشم. مرو که دردسرت میدهد خمار نگاه. بیا که بادهی نظارهام رسید به چشم. سرشک از مژهام میچکد نگاهآلود. خیال روی توام بس که آرمید به چشم …
اندر امیدواری... ۰۱:۴۲ ۱۳۹۶/۰۶/۲۶ متن حرفهای من در جلسهی نقد «آشویتس خصوصی من» آشویتس.pdf ( 155.3 KB ) دانلود و مشاهده در تلگرام
اندر امیدواری... ۰۱:۱۹ ۱۳۹۶/۰۶/۲۶ نامهی سی و ششم. آلی جان. نگاه میکنم به پشت سر رویاپرداز بودهام. نه آنچنان که پا به زمین نداشته باشم مشکل اینجاست که هیچوقت در جای درست نبودهام. نوعی نابهجا بودن با من بوده است. و همین نابهجا بودن است که حالا تلاش میکنم درستش کنم. یعنی بایستم آن جایی که باید باشم. درستتر این است که از جا در آمدهام. دقیق از وقتی که دیگر نشد و نگذاشتند معلم باشم بیجا شدم. و حتا در زنانی که همیشه ناچارن به هم رسیدهایم این نابهجایی به چشم میخورد. زنانی با حداقل اشتراکات، گاهی هم نه، اما باز هم هر دو نابهجا بودیم. ...