اندر امیدواری... اندر امیدواری... ۱۹:۴۱ ۱۳۹۶/۰۷/۱۹ که سرنوشت درختان باغ ما تبر است. -----. اعتراض یک باغدار به اوضاع اقتصادی اندر امیدواری... ۲۰:۴۱ ۱۳۹۶/۰۷/۱۸ ما اشتباهی. سطرهای شعرمان را پاک میکردیم. شعرهای کوتاه به گوش دنیا قد نمیدهند. توی قطار خیالهایمان بودیم و. هیچ وقت از نردبانی که به دیوار تکیه داشت. بههم نرسیدیم. هو چی میگی تو خره!. ما که توی آپارتمان زندگی میکردیم. ما پاک اشتباه میکردیم. دنیا موذیتر ازآن بود. که بگذارد. ... اندر امیدواری... ۰۰:۴۵ ۱۳۹۶/۰۷/۱۸ برگردان هفت فرگرد «فراخوان» (القران) – محمود مسعودی. شامل فرگردهای «گشایا»، «زهدانپناه»، «ی massoodi_farakhan_wp.pdf ( 979.7 KB ) دانلود و مشاهده در تلگرام س»، «شبروی»، «خسروی»، «رویداد» و «مردمان». از چاپ سوم (الکترونیکی)، نشر سیودو حرف اندر امیدواری... ۲۳:۰۲ ۱۳۹۶/۰۷/۱۷ نامهی پنجاه. آلی جانم. هوا سرد شده است بر دماوند تا کمر برف باریده دامن سیاهش اما پیداست صبحها انیس باتور میخوانم. عصرها انیس باتور میخوانم و در این میان مینویسم زمان بر خاطرات نمیگذرد بر ما میرود. درک زمان چیز غریبیست. ببین چه اسمهایی برایش داریم: زمان، وقت، هنگام، دم، روزگار، زمانه، مدت، دهر، حتا مهلت را هم میشود آورد. در زمان دهری زکریای رازی بحثی دارد که الان هرچه کردم خاطرم نیامد. این یادم نیامدن یعنی چه؟ یعنی چیزی در جایی از زمان مانده است. از بحثهای صرف زمان که بیرون بیاییم، کمی در کنار زندگی ببینیماش چه دستمان را میگیرد؟ در شهر از این سر شهر تا آن سر شهر بروی دو سه ساعت طول میکشد. ... اندر امیدواری... ۱۶:۴۹ ۱۳۹۶/۰۷/۱۷ پول، پیل، پل. مردها ریش میبریدند و گرو میگذاشتند یا سبیل گیس گرو نهادن، پل سرانجام معنای پول گرفت، آن چه میدهی و با آن کالایی میگیری … دیگر چیزی که برای مبادله به کار میرفت ریگ است، ریک، دریک، د ریگ. رایش، ریک، ریچ همه به معنی مال و دولت از همینجاست. این ریگها که لابد مشخصهای داشته و کمیاب بوده است در مرده ریگ هم هست، ریگ هایی که از مرده میماند. میراث. دریک در کنار پل (پیل، پول) در زمان ساسانی به کار میرفت به عنوان پول که با زریک یا زردیک که سکهی طلای زرد بود فرق داشت …هزارهها پیش دریای فارس تا کمرکش سگروس (زاگرس) بالا آمده بود و بین سیستان تا خوزستان هنوز آب پایین نرفته و کناره دریا درست نشده بود. آب بالا بود و تا لار امروزه بالا بود و لار مرداب هایی بود که با زهکشی کردن کشت میشود. در همین فضای مرطوب لار است که خشت پخته میشود و قیر را به کار میگیرند برای میانهی آجرها. در همین لار است که مبادله رونق میگیرد و نیاز به پول پیش میآید. نوعی صدف که لابد مشخصاتی داشته است به عنوان پول به کار میرود و رفته رفته در جاهای دیگر این صدف لار نامیده میشود. ... اندر امیدواری... ۲۱:۵۰ ۱۳۹۶/۰۷/۱۶ و ما با سنگ. قوطیها را میزدیم. زنها را میزدیم قوطیها. از روی چوبها نیافتادند. تنها کج وکوله. منتظر ابرها شدند. که بر زخمهایشان بتادین بزند. ابر. سینهی زنها بود. برای سنگها هم. میجوشید. اندر امیدواری... ۲۰:۱۹ ۱۳۹۶/۰۷/۱۶ بیشتر چیزها که حواس مشاهده میکنند آواز پر جبرئیل است … اندر امیدواری... ۱۹:۴۴ ۱۳۹۶/۰۷/۱۶ نامهی چهل و نه. آلی جانم. من بیشتر حرفهام وقت گپ شکل میگیرد یعنی در میانهی گپ با دوستی میبینم یکهو چیزی تکه تکه جمع شد و هیبت و هیأتی گرفت. خیلی سال پیش وقتی سرود خدایان ترجمهی موحد را میخواندم مایا را شناختم. این چیز شکلدهنده به هرچه هست، این فریب. بی مایا چیزی وجود ندارد. فرمها مایا هستند. فریباند. بعد دیدم در ترکی آنچه به شیر میزنند تا ماست و پنیر شود هم نامش «مایا» ست. آن خام بیشکل، آن شکلپذیر آن مادهگی شیر را مایاست که چیزی میکند و آنچه میشود فریبی از شیر است. دیشب با دوستی سر جبر حرف میزدیم گفتم انسان بر زمین هیچ جبری جز جبر ماده ندارد. ... اندر امیدواری... ۱۷:۴۹ ۱۳۹۶/۰۷/۱۵ مصاحبهی عزیز با من در هفتهنامهی سلامت … 4_5953811707280228816.pdf ( 1.9 MB ) دانلود و مشاهده در تلگرام عکس کار شده در این مصاحبه هنر دوست دیرینم «جواد رستمی» است. اندر امیدواری... ۱۹:۲۴ ۱۳۹۶/۰۷/۱۴ … Voice message ( 01:07, 494.0 KB ) دانلود و مشاهده در تلگرام اندر امیدواری... ۱۲:۴۹ ۱۳۹۶/۰۷/۱۴ حکایت آتش گرفتن سینما الوند همدان، سال ۱۳۴۷ میدان اصلی همدان، برای من خاطرهانگیزترین میدان دنیاست. در کودکی و نوجوانی، جوانی و میانسالی، بارها از آن گذشتهام. سال ۱۳۴۷ سینما که آتش گرفت، من آنجا نبودم، اما دوستی روایت میکرد که ماشین آتشنشانی که برای خاموش کردن سینما آمد، تانکرش خالی بود و شیلنگ قطور متصل به خودرو را در حوض گرد وسط میدان، پای مجسمه شاه انداختند. پمپ مکنده که به کار افتاد، آتشنشانها، نازل شیلنگ را به سمت سینمای در حال سوختن نشانه گرفتند. آب که با فشار به سمت آتش پاشیده میشد، همزمان ماهیهای قرمز هم به سمت آتش پرواز میکردند. حکایتی پای نقاشی ... اندر امیدواری... ۱۰:۵۳ ۱۳۹۶/۰۷/۱۴ نامهی چهل و هشتم. آلی جانم در عرفان این هست که آدمی جهان اصغر است و اگر عالم جهان اکبر باشد همه جهان در آدمی هست. کاری ندارم که از این حرف چه چیزها قصد میکردهاند و چه چیزها میشود بیرون کشید اما سالها پیش مستندی دیدم که شروعش تصویری از کهکشان بود و زمین ذرهای گم در میان غبار ذرات. بعد تصویر نزدیک شد زمین شکل گرفت بزرگ شد نزدیکتر نزدیکتر نزدیکتر نزدیکتر رودها دریاها جنگلها درختها یک درخت برگهاش یک برگ بعد جهانی در یک برگ. مانده کجا ایستاده باشیم و از چه منظر و مقطعی ببینیم. گاهی نزدیکشدن به واقعیت از واقعیت تصویری میدهد که برانداز واقعیتهای مرسوم است. نزدیک شدن به واقعیت یک چیز چنان هولناک میشود که تصور پیشین فرو میریزد. نزدیک شو به چشم نزدیکتر نزدیکتر به چشم تا از چشم وحشت کنی. وضع امروز ما همین است. صورتت را بچسبان به امروز تا واقعیتهای پیشین فرو بریزند. ... اندر امیدواری... ۱۷:۰۰ ۱۳۹۶/۰۷/۱۳ میپرسد دوستم داری؟. جواب میدهد، دوستت دارم. و جهان همچنان به آغاز شدن ادامه میدهد ---------- …. اندر امیدواری... ۲۰:۳۸ ۱۳۹۶/۰۷/۱۲ دوستان پیام میدهند که چرا کمتر شعر میگذارم باورم این است شعرهای چاپ شده که در کتابها هست، شعرهای تازه را منتشر نمیکنم چون مورد استفادههای سوء و مفید دوستان قرار میگیرد. بهطور استفاده خانم بهاره رهنما را یادآوری میکنم که شعر مرا به نام خودش در روزنامهی اعتماد منتشر کرده بود.. اما. این شعر تازهی کوتاه. تقدیم به شما. باید جالب باشد ویرگول. جمله سر گذاشته به شیب رانهات. یک لحظه تامل کافیست بر زانوت. رسیدهام به پاهات و باید مثالی بزنم؛. ... اندر امیدواری... ۲۰:۳۲ ۱۳۹۶/۰۷/۱۱ خطابی با قاضی …بگو به ناخلف «کاشفا» کهای قاضی. به مادر و پدرت اعتماد تا چند است؟ تو هیچ فکر نکردی که نخل دولت تو. به این دو ریشهی پوسیده تا به کی بند است؟ … اندر امیدواری... ۱۷:۴۸ ۱۳۹۶/۰۷/۱۱ مرگ او بر اتفاقات کردستان بی اثر نخواهد بود.. درگذشت اندر امیدواری... ۱۵:۵۸ ۱۳۹۶/۰۷/۱۱ آیا عربستان بازی میکند یا کاملن جدی ضرورت اصلاحات را پذیرفته است؟ سرعت اصلاحات در عربستان به شکلیست که حالتی رویاگونه بهخود گرفته است البته این فهم من ناظر بیرونی است و خودشان این اصلاحات و روندش را چطور میفهمند شکل و حکایتی دیگر دارد. اما همین شتاب و سرعت اصلاحات سبب شده من به این فهم رویاگونه با تردید نگاه کنم هر چند امیدوارم برخاسته از تدبیر و عقلانیت باشد. شما چه فکر میکنید؟. ... اندر امیدواری... ۰۸:۱۲ ۱۳۹۶/۰۷/۱۱ یکی از مسائلی که جامعهی ما را آزار میدهد و من در حد وسع و دهانم کوشیدهام هربار بهطوری آن را بیان کنم، خلط مباحث است حرفها و بحثها باید از هم تفکیک شوند. بهطور مثال آگاه بودن با باسواد بودن فرق دارد. ممکن است هر کدام از ما در رشتهای و فنی و کاری باسواد باشیم اما هر باسوادی لزومن آگاه نیست. آگاهی سطوح بالاتر سواد است. شخص آگاه نه در یک حیطهی خاص دانش دارد بلکه آگاهیاش از نگاه جامعنگر او حاصل میشود و در این جامعنگری توان تجزیه و تحلیل و یافتن ربط و نسبتهای درست هست. به این معنا جامعهی ما شاید و شاید در حیطههای علمی و تخصصی پیشرفته باشد که در این هم من شک دارم-طبل رسواییهای علمی هر روز از یکجا صدایش بلند است- اما بهقطع و یقین جامعهی آگاهی نداریم اما نکتهای خطرناکتر در حال شکلگیری است. احساس به آگاهی کاملن مشهود است اما به جای دریافت پاسخ درست در حال تولید توهم آگاهی هستیم، حتا توهم باسواد بودن هم قابل مشاهده است. شما اطرافتان را نگاه کنید، کمتر کسی را پیدا میکنید که برای خود حق اظهار نظر در هر حیطهای قائل نباشد. ... اندر امیدواری... ۲۰:۴۷ ۱۳۹۶/۰۷/۱۰ چند روز است که فکر میکنم آنها که در اطراف تو هستند تو را در همین اطرافشان میبینند …دوردستها را ببین تا در افق دوردستیها تو هم افق دور و بلندشان باشی … اندر امیدواری... ۱۵:۰۸ ۱۳۹۶/۰۷/۱۰ چشمهای تو دریچههای دریا را. پلک چون باز ز هم کنند، بگشایند.. یدالله رویایی وزنی تازه و تصویری درخشان. ‹ 36 37 38 39 40 41 42 ›
اندر امیدواری... ۱۹:۴۱ ۱۳۹۶/۰۷/۱۹ که سرنوشت درختان باغ ما تبر است. -----. اعتراض یک باغدار به اوضاع اقتصادی
اندر امیدواری... ۲۰:۴۱ ۱۳۹۶/۰۷/۱۸ ما اشتباهی. سطرهای شعرمان را پاک میکردیم. شعرهای کوتاه به گوش دنیا قد نمیدهند. توی قطار خیالهایمان بودیم و. هیچ وقت از نردبانی که به دیوار تکیه داشت. بههم نرسیدیم. هو چی میگی تو خره!. ما که توی آپارتمان زندگی میکردیم. ما پاک اشتباه میکردیم. دنیا موذیتر ازآن بود. که بگذارد. ...
اندر امیدواری... ۰۰:۴۵ ۱۳۹۶/۰۷/۱۸ برگردان هفت فرگرد «فراخوان» (القران) – محمود مسعودی. شامل فرگردهای «گشایا»، «زهدانپناه»، «ی massoodi_farakhan_wp.pdf ( 979.7 KB ) دانلود و مشاهده در تلگرام س»، «شبروی»، «خسروی»، «رویداد» و «مردمان». از چاپ سوم (الکترونیکی)، نشر سیودو حرف
اندر امیدواری... ۲۳:۰۲ ۱۳۹۶/۰۷/۱۷ نامهی پنجاه. آلی جانم. هوا سرد شده است بر دماوند تا کمر برف باریده دامن سیاهش اما پیداست صبحها انیس باتور میخوانم. عصرها انیس باتور میخوانم و در این میان مینویسم زمان بر خاطرات نمیگذرد بر ما میرود. درک زمان چیز غریبیست. ببین چه اسمهایی برایش داریم: زمان، وقت، هنگام، دم، روزگار، زمانه، مدت، دهر، حتا مهلت را هم میشود آورد. در زمان دهری زکریای رازی بحثی دارد که الان هرچه کردم خاطرم نیامد. این یادم نیامدن یعنی چه؟ یعنی چیزی در جایی از زمان مانده است. از بحثهای صرف زمان که بیرون بیاییم، کمی در کنار زندگی ببینیماش چه دستمان را میگیرد؟ در شهر از این سر شهر تا آن سر شهر بروی دو سه ساعت طول میکشد. ...
اندر امیدواری... ۱۶:۴۹ ۱۳۹۶/۰۷/۱۷ پول، پیل، پل. مردها ریش میبریدند و گرو میگذاشتند یا سبیل گیس گرو نهادن، پل سرانجام معنای پول گرفت، آن چه میدهی و با آن کالایی میگیری … دیگر چیزی که برای مبادله به کار میرفت ریگ است، ریک، دریک، د ریگ. رایش، ریک، ریچ همه به معنی مال و دولت از همینجاست. این ریگها که لابد مشخصهای داشته و کمیاب بوده است در مرده ریگ هم هست، ریگ هایی که از مرده میماند. میراث. دریک در کنار پل (پیل، پول) در زمان ساسانی به کار میرفت به عنوان پول که با زریک یا زردیک که سکهی طلای زرد بود فرق داشت …هزارهها پیش دریای فارس تا کمرکش سگروس (زاگرس) بالا آمده بود و بین سیستان تا خوزستان هنوز آب پایین نرفته و کناره دریا درست نشده بود. آب بالا بود و تا لار امروزه بالا بود و لار مرداب هایی بود که با زهکشی کردن کشت میشود. در همین فضای مرطوب لار است که خشت پخته میشود و قیر را به کار میگیرند برای میانهی آجرها. در همین لار است که مبادله رونق میگیرد و نیاز به پول پیش میآید. نوعی صدف که لابد مشخصاتی داشته است به عنوان پول به کار میرود و رفته رفته در جاهای دیگر این صدف لار نامیده میشود. ...
اندر امیدواری... ۲۱:۵۰ ۱۳۹۶/۰۷/۱۶ و ما با سنگ. قوطیها را میزدیم. زنها را میزدیم قوطیها. از روی چوبها نیافتادند. تنها کج وکوله. منتظر ابرها شدند. که بر زخمهایشان بتادین بزند. ابر. سینهی زنها بود. برای سنگها هم. میجوشید.
اندر امیدواری... ۱۹:۴۴ ۱۳۹۶/۰۷/۱۶ نامهی چهل و نه. آلی جانم. من بیشتر حرفهام وقت گپ شکل میگیرد یعنی در میانهی گپ با دوستی میبینم یکهو چیزی تکه تکه جمع شد و هیبت و هیأتی گرفت. خیلی سال پیش وقتی سرود خدایان ترجمهی موحد را میخواندم مایا را شناختم. این چیز شکلدهنده به هرچه هست، این فریب. بی مایا چیزی وجود ندارد. فرمها مایا هستند. فریباند. بعد دیدم در ترکی آنچه به شیر میزنند تا ماست و پنیر شود هم نامش «مایا» ست. آن خام بیشکل، آن شکلپذیر آن مادهگی شیر را مایاست که چیزی میکند و آنچه میشود فریبی از شیر است. دیشب با دوستی سر جبر حرف میزدیم گفتم انسان بر زمین هیچ جبری جز جبر ماده ندارد. ...
اندر امیدواری... ۱۷:۴۹ ۱۳۹۶/۰۷/۱۵ مصاحبهی عزیز با من در هفتهنامهی سلامت … 4_5953811707280228816.pdf ( 1.9 MB ) دانلود و مشاهده در تلگرام عکس کار شده در این مصاحبه هنر دوست دیرینم «جواد رستمی» است.
اندر امیدواری... ۱۲:۴۹ ۱۳۹۶/۰۷/۱۴ حکایت آتش گرفتن سینما الوند همدان، سال ۱۳۴۷ میدان اصلی همدان، برای من خاطرهانگیزترین میدان دنیاست. در کودکی و نوجوانی، جوانی و میانسالی، بارها از آن گذشتهام. سال ۱۳۴۷ سینما که آتش گرفت، من آنجا نبودم، اما دوستی روایت میکرد که ماشین آتشنشانی که برای خاموش کردن سینما آمد، تانکرش خالی بود و شیلنگ قطور متصل به خودرو را در حوض گرد وسط میدان، پای مجسمه شاه انداختند. پمپ مکنده که به کار افتاد، آتشنشانها، نازل شیلنگ را به سمت سینمای در حال سوختن نشانه گرفتند. آب که با فشار به سمت آتش پاشیده میشد، همزمان ماهیهای قرمز هم به سمت آتش پرواز میکردند. حکایتی پای نقاشی ...
اندر امیدواری... ۱۰:۵۳ ۱۳۹۶/۰۷/۱۴ نامهی چهل و هشتم. آلی جانم در عرفان این هست که آدمی جهان اصغر است و اگر عالم جهان اکبر باشد همه جهان در آدمی هست. کاری ندارم که از این حرف چه چیزها قصد میکردهاند و چه چیزها میشود بیرون کشید اما سالها پیش مستندی دیدم که شروعش تصویری از کهکشان بود و زمین ذرهای گم در میان غبار ذرات. بعد تصویر نزدیک شد زمین شکل گرفت بزرگ شد نزدیکتر نزدیکتر نزدیکتر نزدیکتر رودها دریاها جنگلها درختها یک درخت برگهاش یک برگ بعد جهانی در یک برگ. مانده کجا ایستاده باشیم و از چه منظر و مقطعی ببینیم. گاهی نزدیکشدن به واقعیت از واقعیت تصویری میدهد که برانداز واقعیتهای مرسوم است. نزدیک شدن به واقعیت یک چیز چنان هولناک میشود که تصور پیشین فرو میریزد. نزدیک شو به چشم نزدیکتر نزدیکتر به چشم تا از چشم وحشت کنی. وضع امروز ما همین است. صورتت را بچسبان به امروز تا واقعیتهای پیشین فرو بریزند. ...
اندر امیدواری... ۱۷:۰۰ ۱۳۹۶/۰۷/۱۳ میپرسد دوستم داری؟. جواب میدهد، دوستت دارم. و جهان همچنان به آغاز شدن ادامه میدهد ---------- ….
اندر امیدواری... ۲۰:۳۸ ۱۳۹۶/۰۷/۱۲ دوستان پیام میدهند که چرا کمتر شعر میگذارم باورم این است شعرهای چاپ شده که در کتابها هست، شعرهای تازه را منتشر نمیکنم چون مورد استفادههای سوء و مفید دوستان قرار میگیرد. بهطور استفاده خانم بهاره رهنما را یادآوری میکنم که شعر مرا به نام خودش در روزنامهی اعتماد منتشر کرده بود.. اما. این شعر تازهی کوتاه. تقدیم به شما. باید جالب باشد ویرگول. جمله سر گذاشته به شیب رانهات. یک لحظه تامل کافیست بر زانوت. رسیدهام به پاهات و باید مثالی بزنم؛. ...
اندر امیدواری... ۲۰:۳۲ ۱۳۹۶/۰۷/۱۱ خطابی با قاضی …بگو به ناخلف «کاشفا» کهای قاضی. به مادر و پدرت اعتماد تا چند است؟ تو هیچ فکر نکردی که نخل دولت تو. به این دو ریشهی پوسیده تا به کی بند است؟ …
اندر امیدواری... ۱۵:۵۸ ۱۳۹۶/۰۷/۱۱ آیا عربستان بازی میکند یا کاملن جدی ضرورت اصلاحات را پذیرفته است؟ سرعت اصلاحات در عربستان به شکلیست که حالتی رویاگونه بهخود گرفته است البته این فهم من ناظر بیرونی است و خودشان این اصلاحات و روندش را چطور میفهمند شکل و حکایتی دیگر دارد. اما همین شتاب و سرعت اصلاحات سبب شده من به این فهم رویاگونه با تردید نگاه کنم هر چند امیدوارم برخاسته از تدبیر و عقلانیت باشد. شما چه فکر میکنید؟. ...
اندر امیدواری... ۰۸:۱۲ ۱۳۹۶/۰۷/۱۱ یکی از مسائلی که جامعهی ما را آزار میدهد و من در حد وسع و دهانم کوشیدهام هربار بهطوری آن را بیان کنم، خلط مباحث است حرفها و بحثها باید از هم تفکیک شوند. بهطور مثال آگاه بودن با باسواد بودن فرق دارد. ممکن است هر کدام از ما در رشتهای و فنی و کاری باسواد باشیم اما هر باسوادی لزومن آگاه نیست. آگاهی سطوح بالاتر سواد است. شخص آگاه نه در یک حیطهی خاص دانش دارد بلکه آگاهیاش از نگاه جامعنگر او حاصل میشود و در این جامعنگری توان تجزیه و تحلیل و یافتن ربط و نسبتهای درست هست. به این معنا جامعهی ما شاید و شاید در حیطههای علمی و تخصصی پیشرفته باشد که در این هم من شک دارم-طبل رسواییهای علمی هر روز از یکجا صدایش بلند است- اما بهقطع و یقین جامعهی آگاهی نداریم اما نکتهای خطرناکتر در حال شکلگیری است. احساس به آگاهی کاملن مشهود است اما به جای دریافت پاسخ درست در حال تولید توهم آگاهی هستیم، حتا توهم باسواد بودن هم قابل مشاهده است. شما اطرافتان را نگاه کنید، کمتر کسی را پیدا میکنید که برای خود حق اظهار نظر در هر حیطهای قائل نباشد. ...
اندر امیدواری... ۲۰:۴۷ ۱۳۹۶/۰۷/۱۰ چند روز است که فکر میکنم آنها که در اطراف تو هستند تو را در همین اطرافشان میبینند …دوردستها را ببین تا در افق دوردستیها تو هم افق دور و بلندشان باشی …
اندر امیدواری... ۱۵:۰۸ ۱۳۹۶/۰۷/۱۰ چشمهای تو دریچههای دریا را. پلک چون باز ز هم کنند، بگشایند.. یدالله رویایی وزنی تازه و تصویری درخشان.