نکته‌ای بر مطلب بالا:

شعری که به صفدر نسبت داده شده سروده‌ی ایشان نیست و خاص ترکهای همدان هم نیست و در بین تمام ترکها هم رواج دارد۰. در ایران علوی، بکتاشی نداریم۰ طریقت بکتاشی و علوی تنها در مستعمرات سابق عثمانی رواج دارد و خود این طریقت‌ها هم بامهاجرت دراویش ایرانی به ویژه از خراسان و آذربایجان به آسیای صغیر در آن سرزمین رواج پیدا کرده۰. ترکهای ایران که به طریقت‌های باطنی پیوستگی دارند، عموما یارسان هستند و بیشتر سرسپرده خاندان آتش بیگی۰. در همدان جمعیت ترکهای یارسان علیرغم کاهش شدید، نسبتا قابل توجه است۰. ...
  • گزارش تخلف

حق خوری و دزدی در مملکت گل و بلبل از در و دیوار می‌بارد …به هر شکلی که می‌توانند می‌چاپند

دانشگاه آزاد نااسلامی برای ثبت نام کوتاه‌ترین فرصت را اعلام کرده و در اولین گام پول را مطالبه می‌کند.. پول که واریز شد همان لحظه اگر منصرف شوی پنجاه درصد پولت را برمی‌دارند. یکی نیست بگوید چرا؟. عزیزی کارشناسی ارشد پژوهش هنر دانشگاه آزاد علوم تحقیقات قبول شده است. پول را گرفته‌اند برای کار نکرده پنجاه درصد پول را برمی‌دارند که انصراف بدهد. ...
  • گزارش تخلف

نامه‌ی سی و دوم. آلی جان. می‌دانی که با حافظه، بازیابی و بازجویی و بازگشت درگیرم

به یادآوردن درگذشته، بازیابی و بازجویی آنچه رها کرده‌ای و پشت سر گذاشته‌ای. بازگشت به کلاف بی سر و تهی که تو را بافته. اما هیچ‌وقت گذشته همان‌جا نیست که بوده و هر آن‌چه که رهایش کرده‌ایم. و آنکه بازمی‌گردد هجرتی داشته. هجرت. اولین هاجری که روایت شده کیست، اولین آدر و آذری که رفت تا بگوید این که هست را نمی‌خواهم. این را نمی‌خواهم و رفتن‌اش را اعتراض کرد، که بود؟. حالا این‌ها را داشته باش. چند وقت پیش رمان ابن‌الوقت یوسف انصاری را خواندم. ...
  • گزارش تخلف

نامه‌ی سی و یک‌ام.. این‌همه راه آمدی با من حالا کمی برقص: …برادرم آلی. وقتی شناختمت

قوچ‌های جوان در استخوان‌هایت. تازه سر به سنگ‌ها می‌ساییدند. نامت، برادر صبورم. که حکمت است در آواش. حکمت است. که خندیده‌ای با من طوری. طوری که خنده به چهره حالتی پیامبرانه می‌دهد. آلی. خنده به ما گفت.
  • گزارش تخلف

نکند میل سینما هرگز … نرود در تئاترها هرگز …

«سید کریم امیری فیروزکوهی» متخلص به «امیر»، غزل سرا و قصیده سرای معاصر است که علاوه بر دیوان اشعار، حکایتهایی هم از اختلافاتش با شاعر همعصر خود یعنی «شهریار» از او به یادگار مانده.. استاد کتابی هم دارند به نام «عفاف نامه» که سال ۱۳۱۳ در «مطبعه مهر» چاپ شده و آن را به «تنها یادگار اساتید سخن آقای وحید دستگردی» تقدیم کرده‌اند. این مثنوی در ضرورت و اهمیت حجاب زنان سروده شده و مقدمه‌ای هم دارد از «احمد کسروی» که هنوز یازده سالی مانده بوده تا به دست «فدائیان اسلام» به قتل برسد. مقدمه‌ای در تعریف و تمجید از اشعار و نظرات شاعر.. حالا با اینها کار ندارم و جالب برایم اواخر این مثنوی است که از میان همه تحفه‌های فرنگ که ایرانی مستفرنگ با خود به ایران آورد، استاد سه تا را ظاهرا بدتر از همه می‌داند و می‌گوید: «وآنچه از نیک و بد به مغرب دید/ هرچه جز علم و فضل بود گزید». در ادامه بخوانید نظر استاد را درباره این سه تحفه و این را هم داشته باشید که مرحوم امیری فیروزکوهی پدربزرگ مادری «علی مصفا»، بازیگر و فیلمساز خوب سینما هستند …. نقل از کانال کتاب‌نما. ...
  • گزارش تخلف

اخبار فلسفه:

در سال جاری دو ترجمه از این کتاب منتشر شده است؛ ترجمه هادی حاجی بیگلو از سوی نشر شب خیز و ترجمه صالح نجفی از سوی نشر مرکز …تکرار کتابی است که کیرکگور در سال ۱۸۴۳ و با نام مستعار کنستانتین کنستانتیوس چاپ کرد. کنستانتین به تحقیق در این باره می‌پردازد که آیا تکرار ممکن است یا نه و کتاب شامل تمام آزمون‌هایی می‌شود که او بدان‌ها دست می‌زند تا این معنی برای او روشن شود. آزمایش‌های او در ضمن به بیماری بی‌نام پیوند می‌خورد که تحت عنوان «مرد جوان» بدو اشاره می‌شود. مرد جوان از دختر محبوبش درخواست ازدواج کرده است اما یکباره احساس می‌کند باید نامزدی را به هم بزند چرا که نظرش عوض شده است. تضاد و تعارضی هست میان دو شکل از صادق بودن: وفادار بودن به نامزدش و صادق بودن در مورد احساس‌های جدیدش. از قضا این وضعیت به روشنی آینه‌ای است در برابر تجربه شخصی کیرکگور و رابطه‌اش با رگینه اولسن. همین شباهت وضعیت مرد جوان به وضعیت خود کیرکگور است که نشان می‌دهد کنستانتیوس و مرد جوان به احتمال زیاد دو شخص جدا نیستند و ما با نوعی تحلیل حیات باطن روبه‌روییم که در آن، یک فرد هم‌زمان نقش بیمار و روانکاو را بازی می‌کند ...
  • گزارش تخلف

نامه‌ی سی‌ام. آلی جان

چنان فارسی بی‌شأن شده است که هر که به فارسی فکر می‌کند و می‌نویسد حالا دست چندم محسوب می‌شود. در این دست چندم بودن بخشی از حقیقت هست اما بخش دیگرش گویی انتقامی تاریخی‌ست. انتقام آنهایی که خود توان زایایی و زایش نداشته‌اند و حالا افتاده‌اند به جان زایای زبان فارسی؛ شعر را می‌گویم. این پیکان تیز فارسی که حالا از هر طرف مورد بی‌مهری است. از طرف ناشاعران در کار شعر، از طرف داستان‌نویسان، مترجمان، روزنامه‌نگاران، ناشران همه و همه. می‌بینی یک شعر خوب نادیده مانده آنوقت آقا یا خانم مترجمی نوشته:هاپچی. بعد زیر همین هاپچی نام لاتین کتاب. چندمین ویراست و چندمین چاپ و کدام کشور و کدام دانشگاه و معنای هاپچی در لغتنامه‌های گوناگون را ردیف کرده و چه غوغاها به پاشده است. مدام دارم زهر حرفم را می‌گیرم تا حرفم منصفانه دیده شود. ...
  • گزارش تخلف

نامه‌ی بیست و نه. آلی جان

من اینجا تبعیدی‌ام یا به قولی رانده‌شده و فراری چرا که تبعیدی ارج و قرب دارد. خانه‌ی تبعیدی خانه نیست خوابگاه است. تبعیدی نمی‌خوابد کابوس‌هایش را در شب ادامه می‌دهد. وقتی رفته بودم دنبال کار، شرکت پشتیبان کارتخوان‌ها، طرف پرسید: قبلن کجا بوده‌ای؟ تحصیلاتت؟ گفتم قبلن هفت سال معلم بوده‌ام و بعد هم … الان دانشجوی ارشدم. نگاهم کرد و گفت:روزگار است دیگر، اینجا خیلی داریم که زمانی برای خودشان کسی بودند. از آنجا آمدم بیرون و دیگر برنگشتم اما مدام یاد افغان‌هایی افتادم که زمانی برای خودشان کسی بوده‌اند و حالا این‌جایند به شکل رانده شده، فراری، تبعیدی و شاید حتا دنبال رویاهای‌شان. یاد قهرمانان خودمان افتادم که در دبی باربری و در قزوین دست‌فروشی می‌کنند. ...
  • گزارش تخلف

چهره‌های روشنفکری. قصدم حرف از طور و چه طور بودن چهره‌های روشنفکری در ایران است

آن‌قدر که خودم دقت کرده‌ام. تاریخ فارسی تازه را که نگاه کنی بالاخص در ایران؛ چهره‌هایی می‌بینی که همه داعیه‌ی آوردن و داشتن فکر تازه دارند اما هر کدام در قشر و قومی دیگراند. هر چند در گام اول خیلی ارسطویی همه‌ی اینان مشغول نوشتنند. و هنوز بین شعر و ناشعر و داستان و نه داستان و نمایش و سرایش جنگی نیست. امر نوشتن بر اینان غالب است و گونه‌ای هم که غالب است بر این جهان نو آمده، نمایش است، بعد داستان و بعد شعر. یعنی جهان نو و تازه در فارسی با نمایش می‌آید و بعد با رومان به قول آخوندزاده. در حلقه‌ی بعدی است که شعر ایستاده. درست که نگاه کنیم از آخوندزاده به این طرف داعیان قبل و بعد مشروطه دستی بر آتش نمایش داشته‌اند حتا نوآوران شعر هم همه جد و جهدی در قالب و ساختمان نمایش و نمایش نویسی کرده‌اند. پس طور اول از چهره‌های روشنفکری ما به نمایش گره خورده است. ...
  • گزارش تخلف

نه وبلاگ و نه فیسبوک، اینستاگرام که تقریبن هیچ برای من به اندازه‌ی این کانال مواجهه‌ی اصیل نیاورده‌اند

بعضی وقت‌ها شرمنده می‌شوم که از گرفتاری پیام‌هاتان را دیر پاسخ می‌دهم. اما همین نسبت‌ها و مواجهات است که می‌تواند ما را پیش ببرد و زنده نگه دارد. و سپاس‌گزارم از تک‌تک‌تان که می‌خوانید. می‌بینید. دقت می‌کنید و بی‌نظر نیستید. با مهر و دوستی. فریاد ناصری ...
  • گزارش تخلف