شاعر. نویسنده

متولد: ۱۳۱۶ همدان، ایران. • زندگینامه. • آثار در ناکجا. • نقد. • قصه جمعه. • جملات منتخب. • نظرات شما …زندگینامه. مهری یلفانی متولد همدان است. دوره ابتدایی و متوسطه را در شهر زادگاهش به پایان برد و برای ادامه تحصیلات به تهران رفت و در رشته مهندسی برق از دانشگاه تهران فارغ التحصیل شد و به مدت بیست سال به عنوان مهندس برق در وزارت نیرو، سازمان آب و برق خوزستان و شرکت سیمان تهران کار کرد. ...
  • گزارش تخلف

محسن یلفانی نویسنده و نمایشنامه نویس ایرانی در همدان به دنیا آمد و دوران کودکی و دبستان و دبیرستان را در این شهر گذراند …از همان س

در سال ۱۳۴۰ به تهران رفت و همزمان با تحصیل در دانشسرای عالی به نحو جدی‌تری به تئاتر پرداخت. در هنرکدهٔ آناهیتا متعلق به اسکوئی‌ها نام‌نویسی کرد، نمایشنامهٔ چهارپرده‌ای دیگری برای همان مسابقه فرستاد و جایزه برد (این نمایشنامه در سال ۱۳۴۶ به کارگردانی عباس مغفوریان در تئاتر سنگلج اجرا شد). او چند نمایشنامهٔ تک پرده‌ای نوشت که در کتاب هفته به چاپ رسیدند و به کارگردانی خلیل موحد دیلمقانی و با بازیگری جمشید مشایخی و عزت‌الله انتظامی و پرویز فنی زاده در تلویزیون ایران نمایش داده شدند …یلفانی در سال ۱۳۴۳ به خدمت وزارت آموزش و پرورش درآمد و رهسپار سلماس (شاهپور) شد. سپس خدمت سربازی را در شیراز و چهل دختر انجام داد. مدت کوتاهی هم در رشت کار معلمی را از سر گرفت. در سال ۱۳۴۹ نمایشنامه آموزگاران را نوشت که به کارگردانی دوست و همکارش سعید سلطانپور در تهران به روی صحنه برده شد …نمایش آموزگاران بعد از ده شب با دخالت ساواک متوقف شد و سلطانپور و یلفانی دستگیر شدند و سه ماه در زندان ماندند. از این پس نوشته‌های یلفانی ممنوع شدند و او دیگر امکان انتشار یا اجرای آثار معدود خود را به دست نیاورد …از جمله، نم ...
  • گزارش تخلف

دهخدا. کافرستان

[ف / ف ر] (ا مرکب) محل سکونت کافران. (آنندراج از بهار عجم). کشوری که ساکنین آن کافر باشند. (ناظم الاطباء): معتصم روزی برنشسته بود با غلامان و سپاه، مردی پیر پیش او ایستاده او را گفت ای پسر هارون از خدا بترس که ترکان عجمی را از کافرستان آوردی و بر مسلمانان مسلط کردی. (ترجمه ٔ تاریخ طبری). خانه ٔ ملک را بدست خویش ویران کردند و آن رفت از ایشان که در کافرستان نرفتی بر مسلمانان. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۶۹). آنچه با من در غم آن نامسلمان میرودباﷲ ار با مؤمن اندر کافرستان میرود. انوری. ...
  • گزارش تخلف

‌ها …

در شمال پاکستان و در دل کوههای صعب العبور که دسترسی به منطقه را دشوار میکند، دره‌ای وجود دارد به نام کالاش که قومی به نام «کالاشی» در روستاهای آن پراکنده هستند۰کالاشی‌ها چشمان سبز دارند و مو‌های بور، زبان آنها در رده زبانهای ایرانی جای میگیرد و آداب و رسوم آنها به سنت‌های پیشازرتشتی شباهت تام دارد، آن سوی مرز در جنوب افغانستان، سرزمین کافرستان وجود دارد که مردمان آنجا نیز کالاشی هستند۰. کالاشی‌ها پدران خود را بازمانده لشکر کشی اسکندر مقدونی به هند میدانند۰اما همه پژوهشگران بر تبار ایرانی آنها تاکید دارند۰. زن و مرد کالاشی در جشن‌های بی شمار خود انواع بنگیات ومشروبات و مواد مخدر را مصرف میکنند و به هنجار شکنی و بی پروایی شهرت دارند۰. در طول تاریخ بارها از سوی حاکمان مسلمان قتل عام شده یا مجبور به تغییر مذهب شده اند۰. اکنون تخمین زده میشود در دره کالاش حدود پنج هزار کالاشی که همچنان به سنت‌های نیاکان خود وفادار مانده‌اند، باقی مانده باشد۰. در سالها ی اخیر دولت یونان برای آنها پنج مدرسه در شمال پاکستان تاسیس کرده است۰. به اعتقاد من تبار کولی‌های جهان به همین مردمان کالاشی و کافرستانی برمی ...
  • گزارش تخلف

او مژده‌ی جهان دگر را/ تصویر می‌کند.. نیما.. وقتی دروغ سخن‌گوست

محمد بیابانی …. بارها خوانده‌ایم که شاعران و نویسندگان می‌گویند دوران‌های تاریک و تاریکی‌های درون‌شان را به لطف شعرها و داستان‌هایشان طی کرده‌اند.. و این یعنی آنچه که در پشت و پسله‌های ذهن اسیر نبودن بود و می‌خلید به جان تا به بودن راه بجوید حالا موفق شده است که باشد. جسم و شکل بگیرد. نوشتن تجسد است. جسم و جسد دادن به نیست …برای همین است که کتاب‌های امروز را که باز می‌کنی توده‌ای سیاهی و تاریکی می‌زند در صورتت. تو خسته از سیاهی پناه می‌بری به کنجی که نجاتت دهد از خار منقار پرنده‌ی تاریک اما گیر چنگال‌هایی می‌افتی که محکم می‌گیرندت که راه فرار نداشته باشی.. کتاب‌های امروز ما کتاب‌های تاریکی‌اند. کتاب‌هایی که نویسندگان‌شان برای نجات دادن خود از تاریکی و سیاهی نوشته‌اند بعد آنها را منتشر کرده‌اند.. ...
  • گزارش تخلف

قضیه ٔ کلی مذک

ور را هنگامی توان کلی تصدیق کرد که بر این شرایط و قیود مشتمل باشد پس علم به مباحث متعلق به این شرایط و قیود بمنزله ٔ علم به این قضیه ٔ کلی است و بنابرین مباحث مزبور از مسائل اصول فقه است و این از لحاظ دلیل است و اما از لحاظ مدلول که همان حکم است هنگامی میتوان قضیه ٔ کلی بودن قضیه ٔ کلی را ثابت کردکه انواع حکم شناخته شود. و همانا هر یک از انواع حکم به نوعی از ادله با خصوصیت ثابتی از حکم ثابت میشود مانند: بودن این چیز علت برای آن چیز، چه این حکم را به قیاس نمی‌توان اثبات کرد. آنگاه باید دانست که مباحث متعلق به محکوم به که همان فعل مکلف است چه عبادت باشد و چه عقوبت و مانند آن، از مطالبی است که در کلیت این قضیه مندرج می‌باشد، زیرا احکام به نسبت اختلاف احوال مکلفان مختلف است، چه ایجاب عقوبات به قیاس امکان ناپذیر است، همچنین مباحث متعلق به محکوم علیه که همان مکلف است از قبیل معرفت اهلیت و مانند آن نیز در تحت این قضیه ٔ کلی مندرج است، زیرا به نسبت اختلاف محکوم علیه و با نگریستن به وجود عوارض و عدم آن، احکام مختلف است. بنابراین ترکیب دلیل بر اثبات مسائل فقه به شکل اول چنین است: این حکم ثابت اس ...
  • گزارش تخلف

ابتنای فقه بر

آن اشتراک دارد و آنگاه از معلومات آن به لفظ خودش که اصول فقه باشد و از خود اصول فقه به اضافه کردن علم بدان، تعبیر خواهد شد و خواهیم گفت: علم اصول فقه. یا اطلاق آن بر علم مخصوص بر طریق حذف مضاف خواهد بود یعنی علم اصول فقه، ولی احتیاج به اعتبار قید اجمال خواهیم داشت و از اینجاست که در «محصول» گفته شده است: اصول فقه مجموع طرق فقه است بر سبیل اجمال و کیفیت استدلال و هم کیفیت حال مستدل بدان. و در احکام عبارتست از ادله ٔ فقه و جهات دلالت آنها بر احکام شرعی و کیفیت حال مستدل از جهت جمله. اینست آنچه سید سند در حواشی شرح مختصرالاصول یاد کرده است. و اما تعریف آن به اعتبار لقب عبارتست از: علم به قواعدی که بدان بر وجه تحقیق به فقه برسند. و مراد از قواعد قضایایی کلی است که یکی از دو مقدمه دلیل بر مسائل فقه است و مراد به رسیدن یا توصل، توصل قریبی است که آنرا مزید اختصاصی به فقه است زیرا این معنی از باء سببیت (به آن) و از توصیف قواعد به توصل، به ذهن متبادر میشود، بنابراین «مبادی» از قبیل قواعد عربیت و کلام از تعریف خارج میشود زیرا از قواعدعربیت به معرفت الفاظ و کیفیت دلالت آنها بر معانی وضعی می‌رسند ...
  • گزارش تخلف

اصول فقه.. لغت‌نامه دهخدا.. اصول فقه

[ا ل ف ق ه ] (ترکیب اضافی، ا مرکب) علمی است که بدان استنباط احکام شرعی فرعی از ادله ٔ اجمالی آنها شناخته میشود. و موضوع آن ادله ٔ شرعی کلی است، از این نظر که چگونه از آنها احکام شرعی استنباط میشود. و مبادی آن از علوم عربی و بعضی از علوم شرعی مانند اصول کلام و تفسیر و حدیث و برخی از علوم عقلی گرفته شده است و غرض از آن بدست آوردن ملکه ٔ استنباط احکام شرعی و فرعی از ادله ٔ چهارگانه یعنی کتاب و سنت و اجماع و قیاس است. و فایده ٔ آن استنباط این احکام بر وجه صحت است. و باید دانست که حوادث هرچند بنفس خود بسبب انقضای جهان تکلیف متناهی باشند ولی به علت فزونی و عدم انقطاع حوادث، احکام آنها را بطور جزئی نمی‌توان دانست. و چون برای هر یک از کردارهای انسان از قبل شارع حکمی است وابسته و منوط به دلیلی که بدان اختصاص دارد، ازاینرو آنها را قضایایی قرار داده‌اند که موضوعات آنها افعال مکلفان و محمولات آنها احکام شارع است از قبیل وجوب و نظایر آن، و علم متعلق بدان را که از این ادله حاصل میشود فقه نامیدند، آنگاه در تفاصیل ادله واحکام و عموم یا شمول آنها درنگریستند و دیدند ادله راجع به کتاب و سنت و اجماع و ق ...
  • گزارش تخلف

فقه.. لغت‌نامه دهخدا.. فقه

[ف ق ه ] (ع مص) فهمیدن چیزی را و دانستن. (منتهی الارب). دریافتن. (ترجمان علامه ٔ جرجانی ترتیب عادل بن علی). || (امص) زیرکی. || (اصطلاح شرع) دانش دریافت چیزی و اکثر بر علم دین استعمال کنند بسبب شرف و بزرگی آن. (منتهی الارب). لغتی است که عبارت از فهم غرض متکلم از کلام است و در اصطلاح، علم احکام شرعیه ٔ عملیه از روی ادله ٔ تفصیلیه است و گویند آن اصابت و وقوف بر معنی خفی است که حکم بدان تعلق دارد و آن علم مستنبط از روی رأی و اجتهاد است. (از تعریفات جرجانی). ...
  • گزارش تخلف

تغییر یا منافع شخصی؟. الگوهای شاعرانه.. ما برای روشن کردن وضع‌‌مان بر خودمان ناچار از شرحیم

شرح چگونگی خودمان بر خویش. رساله‌ها و کتاب‌های بسیاری برای این شرح دادن نوشته شده‌اند اما شاید کمتر به این وضع از نگاه تجربه‌ی زیسته پرداخته شد باشد از نگاه من ناظر. من ناظر و روایتگری که بگوید «ما چگونه ما شدیم؟» و یا «غرب چرا پیشرفت و …» باور من این است که تا تک‌تک ما عالم و عامی، روشنفکر منتقد یا طرفدار وضع موجود به این باور نرسیم که همه در ساخت و حفظ این وضع دخیلیم. تغییر ممکن نیست. همین‌جا اعتراف کنم بسیاری از آن شیوه‌ها و الگوهای زیستن که نشان تغییر وضع است در من یکی هم پیدا نیست. نظم، مکتوب بودن در مقابل شفاهیت، ورزش و …. ما عادت داریم باری به هر جهت باشیم چرا که این امر با مشخص بودن و شفافیت دشمن است. ما نمی‌خواهیم چیزها کاملن روشن و شفاف و مشخص باشد چرا که در آن صورت آن حفره‌ها که در وقت‌های ضرورمان به دادمان می‌رسد دیگر کار نمی‌کنند. همین اتفاق در باره‌ی مکتوب بودن و شفاهیت هم صادق است. ...
  • گزارش تخلف