یادداشتی خواندم در کانال مجله‌ی «رستاک» از سوسن شریعتی که از غفلت بزرگ حرف زده بودند و باید خدمت ایشان عارض شوم این غفلت مخصوص هما

صاحب‌فکران بزرگ و کوچکی هستند که هزاران بار فریاد زدند و کسی نشنید …کسی مثل من جز همین دوستان و‌ مخاطبانش کسی ندارد و جز همین فضای مجازی تریبونی ندارد. سالهاست می‌گویم این بحثهای روشنفکری درد و ضرورت جامعه‌ی ما نیست. ...
  • گزارش تخلف

گفتم برای شروع روز با هم معنای چند واژه‌ی ساده را از دم دستی‌ترین فرهنگ‌ها مرور کنیم

تا به مثال از فرط بداهت و نزدیکی دچار فراموشی نشویم. نخست واژه باشد مردم … «مردم». (م د) [په.] (ا.) ۱ - انسان، آدمی. ۲ - مردمک چشم. ج. مردمان. [فرهنگ فارسی معین. واژه‌ی بعدی ملت بود که دوباره خواندمش …. «ملت». ...
  • گزارش تخلف

ملت به ما ملحق شوید، شهید راه حق شوید

در دوران انقلاب ۵۷ مردم و گروه‌ها برای سازماندهی هر چه بیشتر از هر امکانی که وجود داشت استفاده می‌کردند یکی از این امکان‌ها شعارهایی چنین بود که در «خیابان» فریاد می‌زدند: مردم به ما ملحق شوید، شهید راه حق شوید. باور عام بر این بود انقلاب «راه حق» است و همه را به آن می‌خواندند. البته من همیشه به «خودجوش» بودن چنین قضایایی شک داشته و دارم بلکه مردم میلی دارند و اصحاب سیاست و سیاسیون بازی را رقم می‌زنند. حالا این خواندن‌های مجازی و غوغای شهرها را باید درست‌تر نگاه کرد و میزان میل مردم و میزان صحنه‌آرایی دست‌های پشت پرده را دید …مردم من جمع نمی‌شوند مگر به حقیقت و درستی. رسول اسلام صحابه‌ای داشت که به راست گویی شهره و محبوب بود. و حضرت بسیارش دوست می‌داشت. تا اینکه بعد از رحلت حضرت مردم جمع شدند تا آن صحابه را از شهر بیرون کنند. زنی شنید نگران و سر برهنه بر بام دوید که مکنید او را رسول بسیار دوست می‌داشت. مرد در میان هنگامه آواز برآورد که آیا از رسول هم نشنیده‌ای زن چنین بی‌شأن نباید در جمع آید. ...
  • گزارش تخلف

مرگ بر پیش از زنده باد اگر برسد ایرانی این بار به روز اول هجرت در مدینه می‌رسند …انقلاب خود پدیده‌ای پیشاسرمایه داری است

یعنی این که شیوه‌ای را از بنیاد دگرگون کند و مناسبات پیشاسرمایه داری را بروفد، نمونه‌ی انقلاب اکتبر روسیه. در انقلاب روسیه، روسیه‌ای که اگر طبقه کارگری هم داشت به همراه دهقان‌ها در جنگ بود و جنگ در بنیاد شیوه‌ای شبانی است، مردمانی شهرنشین که نسل در نسل، هزاره شهرنشین، یکجانشین باشد و با محیط زیست خود اخت باشد و شهر را بند خودش نبیند، شیوه‌ی حل مشکلاتش بر همکاری و همسنخنی است. این سخن، این پرله، این گفت گو بعدها در غرب پارلمنت را می‌آورد و در شرق لوی جرگه را، جرگه‌ی بزرگان را. این شیوه‌ی حل مشکل با گپ در آن طرف سر کوه‌ها ماند و این جا به میان شهرنشین هایی آمد که همواره «خانه‌ی امن» را، آسیل را (آسل را، خانه‌ی آ را)، بست را داشتند: جایی که تن از تعقیب آزاد است. انقلاب روسیه انقلاب کارگرهایی بود که از ده آمده بودند اما کار نداشتند. همان که مارکسیست‌های آن‌ها را لومپن می‌نامند. این‌ها با کفش‌های زهواردررفته به شهری ریخته بودند که اگر پوتینی به پایت می‌کرد، به جنگت می‌برد و نانت می‌داد به‌ات لطف کرده بود. این انقلاب به بازو نیاز داشت: دهقان هایی که یک راست از ده به جنگ می‌رفتند، دهقانزاده ه ...
  • گزارش تخلف

نامه‌ی شصت و هشت. آلی جانم

در حالی که چشمانم از خستگی و بی‌خوابی می‌سوزد و گرما انگار بر این کولر بی‌رمق پیروز شده سعی می‌کنم این نامه را برایت بنویسم. فکر می‌کنم مهم است این را بگویم. مهم است که بدانی. مهم است بدانی که هرچیز زبانی دارد. دست زبانی دارد. سر زبانی دارد. پا زبانی دارد. چشم زبانی دارد. گوش زبانی دارد. ...
  • گزارش تخلف

به شیخ شهر، فقیری ز جوع برد پناه. بدین امیدکه از جود، خواهدش نان داد

هزار مسئله پرسیدش از مسائل و گفت:. اگر جواب ندادی نبایدت نان داد!. نداشت حال جدال آن فقیر و شیخ غیور. ببرد آبش و نانش نداد تا جان داد. عجب‌که با همه دانایی این نمی‌دانست. که «حق» به «بنده» نه روزی به شرط ایمان داد. من و ملازمت آستان پیر مغان. که جام می‌به کف کافر و مسلمان داد …. زلالی زبان را بنگرید … ...
  • گزارش تخلف

نامه‌ی شصت و هفت. آلی جانم. هر دوره‌ای از تاریخ آدمی را مناسباتش با چیزها و مفاهیم کلان می‌سازد

اینطور که در فلان دوره تصور از خدا چیست؟ از حکومت چیست؟ از عشق چیست؟ همین پرسش‌ها و پاسخ‌های آن است که نقشه‌ی زیست آدمیان را رسم می‌کند. سال‌ها قبل یادداشت بلندبالایی نوشتم پیرامون حلاج و رابطه‌ای که می‌شود از زیست او در رابطه با خدا به دست داد. هرکس حق تفسیر گذشته و حالا و آینده را دارد. با همین تفسیرهای دوباره است که راه و چاه‌های تازه باز می‌شوند و دهان‌شان پیدا می‌شود. من فکر می‌کنم وقتی حلاج گفت: یکی مرا از دست این خدا برهاند. اولین انسان ایرانی بود که می‌خواست بر زمین قدرت را به دست‌های انسان بسپارد و خدا را به عرش و کرسی خودش بازگرداند اما جالب ماجرا این‌جاست که آن‌ها که نفع‌شان در حمایت از حضور خدا در زمین بود، دست و پای حلاج را بریدند تا این‌طور دست‌وپای مطالبه‌ی به حق او را کوتاه کنند. ...
  • گزارش تخلف