شعر ضیایی و اشیا شعرهایش اما در کدام سوی ماجرا هستند

در جهانی که اشیا به خواست خداوند به کار می‌آیند؟ یا جهانی که اشیا از ید قدرت خداوند خارج شده‌اند و در دست‌های انسان نو آمده با هزار فشار و خشونت همانی می‌شوند که او می‌خواهد؟ به گمان من اشیا جهان شعرهای ضیایی نه آنند و نه این. بلکه بیشتر این است که آنها بر انسان مسلط‌اند یا گاهی حتا خودسرانه برای خودشان زندگی می‌کنند بدون آنکه خدا یا انسان بر آنها قدرتی داشته باشد. بلکه آنها تنها به روی شکلی از معصومیت و نادانستگی انسان گشوده‌اند. اشیا جهان شعرهای ضیایی از چنگال حکمت خداوند و از دست عقل انسان درآمده‌اند و برای خود خودسرانه به زندگی‌شان ادامه می‌دهند و تنها به روی کودکی گشوده‌اند:. تنها کودکان.. مقابل انتظار پنهانی اشیا. چه می‏توان کرد. ...
  • گزارش تخلف

اگر زبان ناخودآگاه ماست و شعر و داستان قریب‌ترین راه‌ها و روزن‌ها به آن

می‌شود پرسید: چرا ناخودآگاه ما این‌قدر تاریک و ویران و پر از تلخی است؟ این شعرها و قصه‌ها و داستان‌ها که از حزنی مالامال صاحب دانشی تاریک شده‌اند نه مگر خبر از ناخودآگاه تاریک ما دارند؟. می‌شود ظن دیگری هم داشت که این‌ها فریب‌اند که ما به باور تلخی و ویرانی و شکست برسیم یعنی درست که نگاه می‌کنی می‌بینی بهترین آرزومندان، تلخ‌ترین قصه‌ها را به ارث گذاشته‌اند. آرزومندان آزادی و شادی و آواز، تاریک‌ترین سرودها را به ارث گذاشته‌اند. هر قصه و داستان و شعر فارسی را که می‌گشایی: سوگوارانند. دو راه بیش نداریم یا آن اعماق دور و نزدیک ما پر از تاریکی است یا از یک‌جایی آوازدانان ما را، خواب و طلسم گرفته و بر ما آوازهای جادوی تاریک خوانده‌اند. ...
  • گزارش تخلف

فریاد ناصری:. یک. من در نزد مادرم چنانم که یک‌کاسه آب هم نباید به دستم بدهد چرا که با دین نیستم …دو

پیش اندک دوستانم که گپ دارم چنانم که انگار مدافع عقاید ایدئولوژیک نهادهای مذهبی‌ام …سه. چند روز پیش فیلمی دیدم از ضجه‌های یک آخوند که فریاد می‌زد مگر من از شما چه می‌خواهم؟ بگذریم از اینکه اگر بر من بر شود بسیار چیزها خواهان است اما چگونه شد که مردم ایران مؤبد را رها کردند. شاه را هم که سالها پیش از خانه بیرون راندند.. چهار. کسی در یکی از این گروه‌ها دست‌چینی از آیات کتاب حکیم گذاشته بود با برگردان‌هایی جهت‌دهی شده، دستکاری شده که می‌شد با اندکی تامل و گشتن دید که از بین برگردان‌ها هیچ‌کدام‌شان آن‌طور نیست. بعد زیرش نوشته بود ببینید این است کتاب مسلمان‌ها که دعوت به مرگ و خون‌ریزی می‌کند. در دشمنی هم انصاف باید داشت. همه و هر کس حق زیست و حیات دارند و آزادی بیان، جامعه باید نهاد دولتی برنهد که حافظ همین آزادی باشد و اجازه ندهد دشمن آزادی حاکم شود هر چند او هم حق دارد داد سخن بدهد و بگوید و بیندیشد که چرا دشمن آزادی است …پنج. ...
  • گزارش تخلف

مثل دیوانه‌ها. ناگهان. صدایی بلند می‌شود و

سکوت را می‌شکند. و دریای سفید را به فکر فرومی‌برد. هواپیماهایی در آسمان می‌گذرند و. رد سفید کف مانندشان را. بر سینه‌ی آبی‌اش جا می‌گذارند. دریای سفید. سر بلند می‌کند و. به آنچه که پیدا کرده. لبخند می‌زند …. ...
  • گزارش تخلف

فریاد ناصری:. والسارق والسارقة فاقطعوا أیدیهما جزاء بما کسبا نکالا من الله والله عزیز حکیم

سوره‌ی مائده آیه‌ی ۳۸ …⚖ ماده ۲۶۸ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲. سرقت در صورتی که دارای تمام شرایط زیر باشد موجب حد است:. الف - شیء مسروق شرعا مالیت داشته باشد. ب - مال مسروق در حرز باشد. پ - سارق هتک حرز کند. ث - هتک حرز و سرقت مخفیانه باشد. ج - سارق پدر یا جد پدری صاحب مال نباشد. چ - ارزش مال مسروق در زمان اخراج از حرز، معادل چهار و نیم نخود طلای مسکوک باشد. ح - مال مسروق از اموال دولتی یا عمومی، وقف عام و یا وقف بر جهات عامه نباشد. ...
  • گزارش تخلف

یکی پیر و سبز. یکی پیر و کبود. وقتی که باد می‌وزد

در هم می‌روند. تا وسعت هم. انگشت ستاره‌ها بر لب موج‌ها. هر حباب یک طوفان. هر حباب یک جهان است. دریا و آسمان در هم می‌روند و. پنهان می‌شوند. اما عشق تو، حتا. یک لحظه هم پنهان نمی‌شود … …
  • گزارش تخلف

در کدام محله شیخی نیست. در آنجا خواهم مرد. تا کسی نبیند که چقدر زیباست

پاهایم. موهایم. و هر کجای تنم. به اسم مرده آزاد و رها. به دریاهای بی‌نام ماهی شدن. نمی‌گویم مسلمان نیستم. فقط از سر و صدا بیزارم. کفن سفید به تنم نکنید. تا در سیاهی هوایم نسوزد.
  • گزارش تخلف

وقتی که یعقوب در سوره‌ی یوسف به فرزندانش می‌گوید:.. جان آدم روشن می‌شود …چه درخشان است این سپارش

بعضی‌ها این امید سپارش شده در نصوص اسلامی را مثل آن کسی می‌خوانند که «دید روبهی بی دست و پای» و رفت و توکل کرد و دست از کار کشید، صد افسوس که این خواندن چه فراگیر است.. اما این نیست، که ناامید نشدن به وقتی‌ست که «برو شیر درنده باش ای دغل» …لابد لزومی ندارد که بگویم درنده بودن اوج استعدادهای شیر است و هر کس باید اوج استعدادش را نمایان کند و آن‌وقت ناامید نشود از لطف حق، که ناامید نمی‌شوند از لطف حق مگر ناگرویدگان … ...
  • گزارش تخلف