حسین جاویددانشجوی دکتریمدیر نشر مشاوره و همکاری در زمینه‌ی همه‌ی مراحل تولید کتاب: ۰۹۱۲۲۴۷۲۸۳۸ صرفاً پیام ضروری و کاری:


«را» نشانه‌ی مفعول صریح است و باید به آن بچسبد

مثلا، اگر بنویسیم «غذایی که خوردم را دوست داشتم»، جای «را» درست نیست؛ صورت درست این است: «غذایی را که خوردم دوست داشتم.». مثال‌هایی که در پست قبلی آمد، بسیار مهم است که گروه مفعولی را درست تشخیص بدهیم. جابه‌جایی جای «را» در این جملات معنای آن‌ها را تغییر می‌دهد. در مثال اول، اگر «رهبر حماس در کرانه‌ی باختری» را گروه مفعولی بگیریم، معنای جمله این است: «اسرائیل شخصی را بازداشت کرد که رهبر گروه حماس در کرانه‌ی باختری است» (مناطق دیگری که حماس در آن‌ها فعال است رهبران دیگری دارند). در همین مثال، اگر «رهبر حماس» را گروه مفعولی بگیریم، معنای جمله این است: «اسرائیل در کرانه‌ی باختری سراغ رهبر حماس رفت و او را بازداشت کرد» (این شخص رهبر اصلی حماس است. ممکن است او به‌طور اتفاقی در کرانه‌ی باختری حاضر شده باشد و مقر او جای دیگری باشد). به همین ترتیب، در مثال دوم، اگر «نامزدی‌اش» را مفعول بگیریم، معنای جمله این است: «همراه با تد نزد پدرش رفت و به او اطلاع داد که نامزد کرده است.» در همین مثال، اگر «نامزدی‌اش با تد» را گروه مفعولی بگیریم، معنای جمله این است: «به‌تنهایی نزد پدرش رفت و به او اطلاع دا ...
  • گزارش تخلف

در مثال‌های زیر، کدام‌یک از دو جمله درست است؟..۱) اسرائیل رهبر حماس در کرانه‌ی باختری را بازداشت کرد..۲) اسرائیل رهبر حماس را در ک

نامزدی‌اش را با تد به اطلاع پدر رساند.۲) نامزدی‌اش با تد را به اطلاع پدر رساند …جملات را دقیقا بررسی کنید. نیازی نیست پاسخ را برای من بفرستید. تا چند ساعت دیگر، پاسخ را در کانال می‌گذارم.
  • گزارش تخلف

انگار آن‌جا نیستم. (رمانی از نویسنده‌ی کتاب «کمونیسم رفت، ما ماندیم و حتی خندیدیم»)

اسلاونکا دراکولیچ/ حدیث حسینی. دبیر مجموعه: حسین جاوید. دختری جوان است که در دهکده‌ای در بوسنی زندگی می‌کند. روزی سربازی صرب وارد آپارتمانش می‌شود و از او می‌خواهد وسایلش را جمع کند و همراه آن‌ها برود. خیلی زود، او خود را گرفتار چرخ‌دنده‌های ماشین جنگ و تجاوز و تحقیر و کشتاری می‌بیند که صرب‌ها به راه انداخته‌اند. همراه با زنان دیگر، روزهایی سخت و تلخ را در اردوگاه اسرا سپری می‌کند و بارها مرگ را به چشم می‌بیند. سرانجام، در مبادله‌ی اسرا، از اردوگاه رهایی می‌یابد و در سوئد پناهنده می‌شود، اما این پایان ماجرا نیست؛ او کودکی در بطن دارد که احساساتی متناقض را در وجودش می‌پرورد و باید برای سرنوشتش تصمیم بگیرد …. «انگار آن‌جا نیستم» شاهکاری ادبی است که در اکثر فهرست‌های معتبر جزو رمان‌های برتر جهان است. داستانی از یأس و امید و قربانی شدن همیشگی زنان در آتش‌افروزی‌های مردان. ...
  • گزارش تخلف

«بیجا» یعنی «بی‌مورد» و «ناروا» و «بیجا کردن» اصطلاحی توهین‌آمیز است به معنی «کار اشتباه انجام دادن»

«بی‌جا» یعنی بدون جا و مکان. مثال برای «بیجا»:. حرف بیجایی زد. بیجا می‌کنی بدون اجازه‌ی من تصمیم بگیری. مثال برای «بی‌جا»:. در این شهر غریب بود. بی‌جا و تنها.
  • گزارش تخلف

«مرا» صورت آرکائیک «من را» است که بیشتر در نظم کاربرد داشته است

از این صورت‌های مخفف در سابقه‌ی زبان فارسی زیاد داریم: «کزو» (که از او)، «کو» (که او)، «کاین» (که این)، «کت» (که تو را)، «کش» (که او را)، «کم» (که من را)، «کز» (که از)، «نز» (نه از)، «کانجا» (که آنجا)، «کانان» (که آنان) و …. امروزه، دست‌کم در نثر، هیچ‌یک از صورت‌های بالا را به کار نمی‌بریم. پس چرا این‌قدر دست‌ودل‌بازانه از «مرا» استفاده می‌کنیم؟ «من را» صورت بهتر و درست‌تری است و، مگر به‌ضرورت، نباید از «مرا» استفاده کرد. ...
  • گزارش تخلف

«زنی با موهای قرمز» با ترجمه‌ی مژده الفت (نشر نون) به چاپ سوم رسید!

اگر دوست داشتید این شاهکار پاموک را بخوانید که توصیه می‌کنم حتما این کار را بکنید هوشمندانه انتخاب کنید! در کتاب‌فروشی، ابتدا چاپ نشر نون را بگذارید کنار ترجمه‌های دیگر این کتاب و چند صفحه را مقایسه کنید؛ بعد لبخند بزنید و با خیال راحت کتاب را بخرید!. ...
  • گزارش تخلف

«به‌خاطر» ‌ (با نیم‌فاصله) یعنی «به‌دلیل» و «برای».. «به خاطر» (با یک فاصله‌ی کامل) یعنی «به یاد»

مثال برای «به‌خاطر»:. به‌خاطر اینکه دیر رسید، پرواز را از دست داد. به‌خاطر تو هر کاری می‌کنم. مثال برای «به خاطر»:. نام او را به خاطر نمی‌آورم.
  • گزارش تخلف

سرویراستار باتجربه وقتی مجموعه‌داستانی را برای انتشار آماده می‌کند همه‌ی داستان‌ها را بر اساس سطح کیفی‌شان دسته‌بندی می‌کند (البته

توزیع کیفی داستان‌ها بسیار مهم است. یک یا دو داستان خیلی خوب باید در ابتدای کتاب بیایند تا از همان اول باعث قضاوت مثبت خواننده بشوند و او را مشتاق به خواندن بقیه‌ی کتاب کنند. یک داستان خوب برای وسط کتاب نیاز است تا احیانا پس از چند داستان نه‌چندان قوی دوباره خواننده را جذب و قضاوتش را تعدیل کند. داستان پایانی کتاب هم حتما باید جزو داستان‌های خوب کتاب باشد تا خواننده خواندن کتاب را با خاطره‌ی خوش به پایان ببرد. ...
  • گزارش تخلف