«فردی در مطلوب مورد اوست که خود بالذات مستور و پنهان است.»

با این جمله از لکان شروع کردم تا با قبول میل جلوه‌گری در آدمی بگویم به گمان من مطلوب مورد تمنای آدم تنها و تنها جلوه‌گری نیست.. جلوه‌گری بخشی از مطلوب است که در جهان امروز به پرده دری رسیده است از همین رو بر این باورم که بیرون آمدن از جهان صرف است هر چند خروج کامل از آن ممکن نیست چرا که ما طبیعت ماست. اما به رسیدن در بین و طبیعت که در هر دوره‌ای مشخصات خاص خود را دارد و در نهایت اشتراکی در بین تمام دوره‌ها که را از باقی ماندن صرف در طبیعت و از غلتیدن و غلطیدن در خودساخته نجات می‌دهد. بین دانستن اینکه :پری رو تاب مستوری ندارد. و طالب طلبیدن چیزها -طالب را به سکون با بخوانید- و ربط و حشر و نشر داشتن، تا خود را به هر جا و هر شکلی درآوردن فرسنگها فاصله است. یعنی تربیت شدگی، فهم دانستن‌گری و یافتن حدود جلوه‌گری است پیش از. نفی جلوه‌گری نفی طبیعت است و علیه طبیعت بودن که ممکن نیست فشارش سبب تعارض می‌شود به تمامی هم تن دادن به جلوه‌گری سر از هر جا درآوردن است و هر جایی شدن …بیت:. شیدا از آن شدم که نگارم چو ماه نو. ابرو نمود و جلوه‌گری کرد و رو ببست … ...
  • گزارش تخلف

چند وقت پیش شاعری از دوستان در کار و بار شاعری لفظی به کار برد که اگرچه از شنیدن و تحیرش چیزی نگفتم اما گمانم مثل همیشه کردار بدنی

سر کار فیلمهایی که برای سایت تدارک می‌بینیم در نهایت بازبینی و تایید دارند و هر کس بر سر فیلم خودش جار و جنجال که ببین چه یافتم. یکی از سردبیرها چند روز پیش باز خطاب به من در نشان دادن کارهایم همان لفظ را به کار برد، زیاد تعجب نکردم …پرزنت کردن. این لغت را اول بار در عالم گلدکوییستیها شنیدم که هی به ما شام و ناهار دادند و ما هم خوردیم و پرزنت نشدیم اما شاعر چه؟ باید خودش را پرزنت کند؟ سر کار هم حتا من زیاد نمی‌فهممش. خلاصه روزگار روزگار پرزنت کردن است. پرزنت کنید تا دیده شوید بازگشت طبیعت به شکل فرهنگ حیوانات با بدن و جسمانیت خود جلوه می‌کردند تا جفتی بیابند الان هم انگار همان است به شکلی دیگر. جلوه خریدار دارد علی الخصوص اگر دروغ باشد. بعد از پست یاد این مثل افتادم که هر وقت بحث ازدواجی پیش می‌آید مادر به کار می‌برد که برای زن گرفتن دو چیز باید یا پول زیاد یا دروغ بزرگ …. ...
  • گزارش تخلف

نامه‌ی هشتم. آلی جان. آنجا که من به دنیا آمدم و بزرگ شدم برای خودش ماکاندویی ست

مرده‌ها و ارواح و اشباح و اراذل با هم بر شهر حکومت می‌کنند. آسمان‌اش اما زمانی قرق کبوترها بوده البته بعد هم هواپیماها؛ روزی آمد که پرواز کبوترها به خاطر هواپیماها ممنوع شد. شاعرکانه نگاه کنی وای پرواز کبوتر ممنوع است. خب جنگ بود کبوترها مزاحم هواپیماها بودند. چند صد کیلومتر آن‌طرف‌تر کسان ما داشتند قلع و قمع می‌شدند باز این هواپیماها گاهی کمک بودند. کفتربازهای فراری از جبهه اما چه قشرقی به پا کردند با آن دستمال‌های سرخ‌شان، با آن پنجه‌بکس‌ها و چاقوهاشان … کار همیشگی‌شان بود. دیده بودم که به خاطر یک کبوتر چطور می‌زنند همدیگر را آش و لاش می‌کنند …. یک وقتی در یادداشتی نشان دادم که چطور کبوتر به نشان فره ایزدی که رفت، سر از خانه‌های مردم ایران درآورد و قهرمان‌های اساطیری‌مان چطور لوطی‌های چاقوکش شدند فکر نمی‌کنم خوانده باشی‌اش مهم هم نیست … این را تا اینجا داشته باش. حالا بگیر یک نفر فیلم‌ساز، شاعر، داستان‌نویس می‌خواهد از این‌ها فیلم بسازد و شعر و داستان بنویسد مثل آن آقای فیلم‌ساز چنان این نیروی متحجر، این اراده‌ی به خشونت و عقب‌ماندگی را زیباشناختی می‌کند که انگار نوک پیکان معصومیت و ...
  • گزارش تخلف

پشت کرده‌ای به من اما نمی‌دانی. اصلن از پشت به هم نمی‌آئیم

قلب من از هفت پشت. به قبیله‌ای می‌رسد. که پهلوانانش را. زنان خاک کرده‌اند. و زبان ام، از انگشت پاهای تو آغاز می‌شود. بومی نفس‌های توام. ضرب که می‌گیرد. زنی که از همه‌ی تخت‌ها. باکره پائین می‌آید.
  • گزارش تخلف

⚡️چه نیازی به افتخار آفرینی است؟!.. ✔️علی زمانیان🔻.. 🔹چه نیازی به افتخار آفرینی است؟

و هر ملتی به چه چیزی افتخار می‌کند؟ عامل افتخار و سرفرازی، ربط و نسبت محکمی با ساختار اجتماعی و فرهنگی دارد. ارزش هایی که بدان افتخار می‌شود از متن و مرکز فرهنگ زاده می‌شود. از این رو در هر دوره‌ای از تاریخ و در هر فرهنگ و ساختار اجتماعی، عامل «افتخار» با سایر دوره‌ها متفاوت بوده است …سه سنخ جوامع عبارت است از:. 🔹۱-سنخ اول، جوامعی است که هنوز ارزش‌های عصر بادیه نشینی و شبانی و نظامات سنتی را بر دوش می‌کشند. در این جوامع، افتخار به پیشینه‌ی تاریخی، نژاد، قومیت، زبان، دین و از همه مهمتر، داشتن روحیه‌ی جنگاوری و سلحشوری، رواج داشته است. ساکنان آن دوره‌ها، هر گونه مواجه با سایر ملت‌ها و دولت‌ها را از دریچه‌ی این ارزش‌ها تنظیم می‌کردند. ایستادن و پایمردی, رخ به رخ شدن و به تعبیر روزمره‌ی آن، کم نیاوردن، محکم بودن، ارزش والایی دارد. این جوامع در فرهنگ بادیه نشینی و بی اطمینانی و جنگ و پیکار سیر بودند. ...
  • گزارش تخلف

نامه‌ی هفتم. آلی جان!

حرف دیگری که این روزها آزارم می‌دهد بانگ و نوای بی‌کسی است که دوستان در عالم ادبیات و هنر و … سر می‌دهند که کو بزرگی و کو مرد مردستانی. حرصم می‌گیرد که نمی‌خواهند ببیند براهنی را، دولت‌آبادی را، گلستان را، رویایی را، داریوش شایگان را … قبلن هم نوشتم چشم دیدن بزرگی نیست در میان ما وگرنه کم هم نداریم. بعد هم اگر اتفاقات یکه را کنار بگذاریم همه چیز باید به همه چیز بیاید نمی‌شود بین مردم با اقتصاد دلالی، پروست ظهور کند که، بعد هم اینها از شاعر و نویسنده‌شان چیزی می‌خواهند که در خودشان نمی‌بییند. نفوذ و تاثیرگذاری بر قدرت سیاسی. آلی جان! آخر به کدام جای تاریخ زور قلم بر قدرت چربیده؟ اینها نمی‌خواهند شاعر شاعر باشد می‌خواهند قهرمان سیاسی باشد. اینها نمی‌خواهند نویسنده نویسنده باشد می‌خواهند قهرمان جذاب سیاسی باشد غافل از اینکه چه چیزی سیاسی‌تر از نوشتن در مملکتی که معجزت پیامبرانش همیشه کتاب بوده است.۹۳/۵/۲۴. —-------------------باز نشر نامه‌های آلی ...
  • گزارش تخلف

نامه‌ی ششم. آلی جان!

دوستان ما چهار تا حرف شنیده‌اند از تغییر نگاه و هیچ هم دقت نمی‌کنند و همه‌جا معیارش می‌گیرند که زیبایی مثلن در نگاه توست و از این حرفها. اما نمی‌شود که سرمان را گرم قصار کنیم و قصور کنیم از اصل ماجرا و زندگی. خوبست علم حساب و کتاب و آمار هست در این مملکت وگرنه به هیچ قسمی نمی‌شد حرف زد. بله که زندگی سویه‌های متناقض دارد همان وقت که مرگش به پیش است زایش و زایایی‌اش در پس می‌آید. مگر زمان جنگ نبود. کلن زمان نبودها بود دیگر. مردم زندگی کردند. شهید دادند. سختی کشیدند. ...
  • گزارش تخلف