‌ی_دوم. آلی جان!

اشتباه تاریخی قشر روشنفکر ما این بود که مفاهیم زیبایی‌شناختی‌شده در عالم هنر را بی هیچ چون و چرا و مداقه‌ای به عرصه‌ی زندگی آورد. زیبایی‌شناختی‌کردن مفاهیمی چون خیانت، بازی … که در عالم آفرینش هنری و تخیل امکان بود و وجود دارند تا آدمی را لااقل از هزینه‌های گزاف هر نوع تجربه‌ای برهانند یک روز به لطف قشر فرهیخته و روشنفکر - همین ماها- سر از زندگی‌های واقعی درآورد. نگاه زیبایی‌شناسانه به خیانت در زندگی واقعی نتیجه‌اش چیزی نیست جز ویرانی، نگاه زیبایی‌شناسانه و بازیگوشانه به امور جدی زندگی نتیجه‌اش چیزی نیست جز از دست‌رفتگی‌ها. نگاه زیبایی‌شناختی به نیروی‌های شر، گرچه در عالم هنر هست و خواهد بود اما نباید اشتباه بگیریم. انگار کن همین داعش‌بازی‌های خشن رایانه‌ای را حالا آورده‌اند به واقعیت. اگر آن بازیکن متهور بازی در نماهای زیبا‌ شده گلوله و کارد را در سر و سینه‌ی کسی می‌کارد بازی است اما این‌ها بازی‌ها را حالا به واقعیت آورده‌اند. اینطور می‌شود که ما برای جدایی و طلاق جشن می‌گیریم و آن‌ها برای بریده‌شدن رگ‌های زندگی در مقابل‌شان- خوب که نگاه کنی هر دو ماجرا جوری بریدن رگ زندگی‌ست.۴/۵/۹۳. ...
  • گزارش تخلف

تربیت شدگی.. ما به طور کامل در ای که ما را در بر گرفته است تربیت می‌شویم، در عقلانیت جهان خودمان

عقلانیت فرهنگی که می‌گویم منظورم عقلانیتی ست که در فرهنگ خاص ما امور را به و جدا می‌کند. در این عقلانیت جایگاهی ندارد و تعریفش چنان پا در هواست که حالا نقد سازنده و ویرانگر را برایش ساخته‌ایم. از این رو من نمی‌دانم تو را چطور نقد کنم، در فلان رفتار و کردار و حرف و عمل که نقدم در چارچوب نقد بماند نه تخریب شخصیت و هویت و تو هم نمی‌دانی برخورد مرا چطور باید بفهمی که احساس بدی نداشته باشی. برای همین ما مدام درست یا غلط در این می‌شویم، برخوردها گاهی تا مغز استخوان می‌سوزاند. وجودمان انبار تلخی‌ها می‌شود و خواسته و ناخواسته ما نیز نزدیکترین هایمان را، دم دست‌ترین هایمان را بی نصیب نمی‌گذاریم. و این اوضاع و احوال در همه‌ی سطوح جامعه هست. از خانواده‌ها و جمع‌های خانوادگی بگیر تا در کوچکترین برخوردها و گپها. همه در حال تخیله خودند. تلخایی که وقتی در مقام ضعف در ما ریخته شده است. ...
  • گزارش تخلف

نامه‌ی اول.!. قربانت شوم

بعدها در مورد ما می‌نویسند آن‌ها کسانی بودند که کم و بیش بلد بودند خوب حرف بزنند اما هیچ عملی نه، تازه می‌خاستند ره‌نما و رهبر فکری هم باشند اما درست وقتی که اینها عاجز از هر عمل کوچک درستی بودند مردم عادی با هزار مشقت و آزمون و خطا در فکر ساختن چیزهای کوچک خوب لازم برای زندگی بودند دقیقن به همین نفس‌گیری. می‌گویند آنها آدم‌هایی موقتی بودند که همه چیزشان موقتی بود. دوست‌داشتن‌شان، زندگی‌هاشان، مبارزات و عقایدشان … آدم‌هایی که همه چیزشان موقتی باشد نمی‌شود در هیچ حساب و کتابی واردشان کرد. آدم‌های موقتی توجیه را جای تفسیر می‌گذارند. خوب بلدند حرف بزنند. از یک چیز بنا به خواست‌شان می‌توانند تعبیرهای متفاوتی بدهند اما آن چه که آنها از آن بی‌خبراند زندگی است. زندگی همان حقیقت مدامی‌ست که همیشه و همه جا کم و بیش قوانین خودش را حفظ کرده است. این حرف را نه الان که همان ۸۸ به کسی که آن وقت‌ها دوست بود گفتم به شکلی دیگر که ما از صندوق رای شکست نخوردیم ما از بی‌قانونی‌مان برای زندگی شکست خوردیم، سنت را زدیم سنت‌ها را زدیم اما چیز تازه‌ی قابل اعتمادی نداشتیم که جاش بگذاریم. مردم نمی‌توانند در هوا ...
  • گزارش تخلف

تربیت شدگی.. این ماده سبب می‌شود روال منظم و هماهنگ زیستی بدن ما به هم بریزد

تپش قلب، تعرق، احساس خفگی و … آیا تنها جانوران آزاردهنده و نیش دار توانایی دارند چنین با نیش خود بر سر دیگر جانوران بیاورند. آیا ندیده‌اید کسانی را که از شدت خشم چون آتش سرخ برافروخته‌اند، آیا ندیده‌اید کسانی را که از شدت ناراحتی کرخت و لمس و فلج می‌شوند، چه چیزی سامان زیستی اینها را به هم می‌ریزد مسلمن چیزی در بدن آنها تغییر کرده است بدون اینکه سم و زهری آشکار وارد بدنشان شده باشد. و ما می‌تواند چنین اثری داشته باشد. حتا در زبان هم نشانه‌های چنین فهمی را داریم وقتی می‌گوییم فلانی با نیش و کنایه حرف می‌زد. من توانایی علمی ندارم اما لابد راه این هم هست که واکنش‌های عصبی ذهن را در مقابل کلمات ناراحت کننده و طعنه‌ها و کنایه‌های تلخ بسنجیم و ببینیم.. ...
  • گزارش تخلف

…. بر ما بگستران. آن ابر را

که می‌رویاند گیاه را در اطراف زمین. و ببارانش. که می‌رساند میوه‌ها را و می‌شکوفاند گل و گیاه شهرها را. که زندگانی شهرند. فرشتگان نویسنده را بگو. که آب بیاورند به باران. باران بسیار سخت و تند و شتابان. باران زنده ساز. باران بازگرداننده. ...
  • گزارش تخلف

تربیت شدگی.. اساس در راندن او به سمت خواستهایش اوست

از این لحاظ انسان در ساحت است اما اگر به تمامی در این سطح بمانیم که هیچ انسانی به تمامی آنجا نمانده است به تمامی در سپهر حیوانیت است. اندیشمندان رو با آغاز پذیرش دانسته‌اند اما درست‌تر این است که انسان بودن با پذیرش همین محدودیتها آغاز می‌شود که من نوعی بدانم یله و رها و آزاد نیستم تا آنطور که می‌خواهم امیالم را بر آورده سازم. هر قومی و ملتی با تبیینی بر خود حد گذاشته است. ولی آغاز از نیاز به همزیستی بوده است. همزیستی هم از ضعفهایمان آمده است. با پذیرفتن همین حدود آغاز می‌شود. اساطیر و ادیان و نظریات هر کدام به شکلی این محدودیتها را تعریف میکنند. امروز و اکنون باید چگونه تعریف کنیم تا بتوانیم در عین برآورن امیال و نیازهامان انسانی و تربیت شده زندگی کنیم؟. پس دانسته آمد که بی پذیرش محدودیتها ما به عالم انسانی وارد نمی‌شویم بر خلاف دیگر اندیشمندان من باور ندارم این حدود سرکوب وجود ماست. ...
  • گزارش تخلف

تربیت شدگی.. باور من برای متمدن شدن در روندی به نام تربیت شدگی قابل توضیح است

مواجهه انسان با غرایز، امیال و تعارضات درونی و بیرونی خود است در کنار دیگران. شاید برای کسانی که در فرهنگ ایرانی زیسته‌اند به کاربرد سلوک و خوداندیشی بتواند کمک کند اما در جهان نو آمده که در حال گذر از نوع زیستی دیرینه به زیستی تازه هستیم آیا هنوز می‌توان با اتکا به معیارهای گذشته زیست؟. شاید همپای درک انسان از برآوردن نیاز جنسی اش قدمت داشته باشد اما هر بار انسان از آن فهمی داشته است. شاید روزگاری همسر در بستر به عنوان رفتار همسر درک میشده اما امروزه همان رفتار می‌تواند نشان خشونت و آزار جنسی باشد. ابزارهای امروز همانقدر که وسعت ارتباطات را وسیع کرده است امکانهای آزار را هم بیشتر کرده است. ورود به مکالمات شخصی، ارسال پیامهای جنسی و … دیگر مواردی که می‌تواند مصداق و باشد. بیشتر هم زنان در معرض چنین آزارهایی هستند. شما اگر با چنین مشکلات و مزاحمت هایی روبرو شده‌اید واکنش تان چه بوده است؟ آیا پنهان کرده‌اید؟ ...
  • گزارش تخلف

دوستانی که برای جلسات ادبی اعلام تمایل کرده‌اند. تصمیم بر روزهای جمعه شده است

مکان جلسات هم کافه قصه در میدان انقلاب است که با ایستگاه مترو انقلاب کمترین فاصله را دارد. ساعت جلسات هم پنج تا هفت است. جمعه‌ی پیش رو احتمالن نخستین جلسه مان باشد.
  • گزارش تخلف