…. سپاس ترا ای خدا به خاطر نیکی تقدیرت. و هم سپاس که دور کردی از من رنج را

اما مباد که بی بهره باشم از اجر صبر. اگر این شادی و تندرستی بلای مدام است در فرجام. پس پیش‌اش آر. و آنچه به امروز من است را به آخرت انداز. زیرا که فانی ناچیز است و مانا بزرگ و عظیم.
  • گزارش تخلف

…. پناه می‌برم به تو از فریب‌ها و چاره‌جویی‌ها و اطمینان‌های آن رانده شده

از بی‌راهی و ناچیز شدن با خطاها. سخت آمدن آنچه که او زشتش می‌کند. آن وسوسه‌گر رانده شده. دور کن به سبب ستایشت دوستی‌ات و پرده‌ای بساز میان‌مان. پرده‌ای که ندردش سدی که نشکافدش آن رانده شده. بار خدایا به دشمنانت غافلش کن. نگه‌دارمان با نیکی نگه‌داریت. بتاران و بران‌اش از ما. از ما ببر رد پای آن وسوسه‌گر رانده شده را. ...
  • گزارش تخلف

انجمن صنفی یا کانون نویسندگان.. هر نوع تلاشی برای احقاق حقوق تلف شده‌ی اهل کتاب در ایران ستودنی‌ست

هر قدمی که سبب شود فشار دست از گلوی زیست و معیشت این قشر برداشته شود ستودنی‌ست اما هر گامی از این تلاشها که بخواهد فراموش کند، یا خاطره‌ای را بزداید خیانتکار است. فراموش کردن حذف‌ها، فراوش کردن فشارها، پاک کردن رد فجایعی که بر این قوم رفته است و می‌رود خود خیانتی نابخشودنی‌ست. اگر با فراموش نکردن این‌ها و مدام با یادکرد و پاس‌داشت یاد رفتگان قدم برداریم تا امری را تسهیل کنیم و از آنها که رد شلاقشان بر پشتمان است بخواهیم که خطاهایشان را بپذیرند و زانو اعتذار بزنند آن گام‌ها ستودنی‌ست غیر از این اگر باشد هر صنف و انجمنی خیانت است بر تاریخ کانون بزرگان. ...
  • گزارش تخلف

…. گناهکاران تو را میخوانند به دادرسی ای خدا.. و بیچارگان پناه می‌آورند به لطفت

و سخت می‌گریند از خوف تو خطاکاران. قرار دل غریبان دور از وطن به اوقات دلگیر شادی دل خستگان غمگین ای فریاد رس تنهایان خوار شده‌ای یار محتاج رانده شده. ای دانای رحیم در برگرفته هر چیز را. ای بهره داده هر آمده‌ای را. تو آنی که بیش است بخششت از جزات. تو آنی که مهرت پیشی گرفته ز بی مهریت. و داد و دهش‌اش بیشتر است از ستاندن‌اش. و موجودات در گستره‌ی تواند. تو آنی که برای عطایت چیزی نخواستی. ...
  • گزارش تخلف

سرخجامه گان بلکباش.... چندان تلخکامند که هرجا بروند تلخی اندوه می‌برند

یکی آن‌ها که پیروزی را نزدیک و دم دست دیده‌اند و در اوج سرمستی خیال پیروزی می‌شکنند. این جا درد بد از «کار» درآمدن تعبیر رویا جانکاه‌تر و به هم خوردن خواب از زخم شکست بر تن سنگین‌تر است. یکی آن کس که خیال کرده است تنها نیروی برحق است و این بار به بردن تاج نزدیک. می‌دانی که سر تاجدار یکی است و سرهای تاجخواه هزارهزار. البته خطر دارد. برای این می‌روی که سر در تاج بیاوری، البته، بسیار هست که سر بدهی. آن کس که خود را تنها برحق دیده باشد به یک معنا خدا را، نیروی تعیین کننده را، طبقه‌ی بالنده را پشت سر خود دیده است. بشکنی خدایت شکسته شده و دینت «در می‌آید». می‌دانیم که آن‌ها که خدا ندارند و به گفته‌ای بی خدایند بیش از همه از دست خدا عصبانی اند. ...
  • گزارش تخلف

نشر حکمت کلمه:.۶ سپتامبر ۱۹۱۵.. جویس عزیز: …

اگر مجله‌ای هم برای کار (به صورت ماهانه) گیر بیاورم طلا در آن نخوابیده. با این‌همه چیزکی از آن در خواهد آمد که ممکن است دست آدم را بگیرد. فکر کنم حق با توست که نمی‌خواهی دستورالعمل اجرا کنی و مطمئنا بهتر است مشغول خواندن کار خودت شوی تا کار پاپینی یا آن ایتالیایی‌های جوان که به‌نظر همه‌شان به فوتوریسم آلوده شده‌اند؛ به عبارت دیگر پیوند سینماتوگرافی با نقاشی و اسهال با نویسندگی …پاوند/جویس: برگزیده‌ای از نامه‌های ازرا پاوند به جیمز جویس به همراه مقالاتی درباره‌ی جویس. گزینش و ترجمه‌ی مرتضی پاشاپور. نشر حکمت کلمه. چاپ اول، ۱۳۹۶. ...
  • گزارش تخلف

…. سپاس ترا ای خدا از این تن درست که در آنم و هم سپاس به‌خاطر این رنجی که داده‌ای

اگر چه نمی‌دانم سپاس تو در کدام شایسته است. وقتی که با تنی درست و شادمان و گوارایی غذاها به‌ طاعتت توانا بودم. یا به وقتی بیماری که گناهانم را تاراند به وقت درها که پشتم را سبک کرد که تا به یاد بیاورم روزگار خوشی را. فرشته‌ی کاتب برایم اعمال پاک می‌نویسد به وقت بیماری در حالی که تاملی نبوده برای‌شان در دلم نرفته‌اند بر زبانم و نه حتا اندامی رنجور نگشته به انجام‌شان بل‌که همه احسان توست خدایا. بار خدایا خشنودی‌ات را دل خواه من گردان. آسان کن آنچه که بر من نازل شده و پاکم ساز از تیرگی رفته‌ها نابود ساز تاریکی‌های درگذشته‌ام را شیرینی سلامت و گوارایی تندرستی را به من بچشان. از رنجوری بیرونم آر به عفوات از اندوهم به رحمت‌ات در این سختی‌ها گشایشی قرار ده. زیرا تویی که خوبی می‌کنی بی‌دریغ می‌بخشی نعمت‌های فراوان تویی بسیار بخشنده ستوده شده‌ای دارای بزرگ ای عظیم. ...
  • گزارش تخلف