خاطراتی از کتاب شازده حمام سرگذشت کتیرایی‌ها. قسمت ۲۳. گروه، تیر ۱۳۴۲

آخرین گروه کتیرایی صبح وارد گاراژ طهماسبی، نزدیک سبز میدان قزوین شدند. اتوبوس بنز موتور جلو مملو از مرد و نیم مرد و ثلثه مرد بود. در ماشین که باز شد. بوی گند، دل و روده آدم را به هم می‌زد. فکر می‌کردی جلو ماشین تخلیه فاضلاب ایستاده‌ای، بخار داخل ماشین چشم آدم را می‌سوزاند. دماغ و چشمم را گرفتم و از ماشین دور شدم. کنار دیوار گاراژ ایستادم و نظاره‌گر خروج آدم‌ها از ماشین شدم. یکی یکی آن‌ها را می‌شمردم. یک تسبیح ۱۰۱ دانه‌ای داشتم. ...
  • گزارش تخلف

خاطراتی از کتاب شازده حمام سرگذشت کتیرایی‌ها. قسمت ۲۲

بالاخره راننده و کمک راننده با هزار زحمت این بیچاره‌ها را دوباره سوار می‌کردند. داخل هر صندلی سه تا آدم بزرگ یکی دو تا بچه و وسط ماشین هم آدم نشسته و ایستاده سوار شدند. در آن زمان پلیس راه و کنترل اتوبوس‌ها و از این حرف‌ها خبری نبود. بیچاره کتیرایی‌ها همه‌اش نان خالی خورده بودند و آب. توی ماشین حال استفراغ به آدم دست می‌داد. آقا حشمت هم سرش را از شیشه بغل دستش بیرون می‌برد و رانندگی می‌کرد. ساعت ۱۰ صبح از یزد راه افتاده بودیم و سحر کرج بودیم. آقا حشمت می‌خواست طوری به قزوین برسد که کتیرایی‌ها همان جا نماز صبح را بخوانند. کرج شهرکی کوچک بود. ...
  • گزارش تخلف

فصلنامه الکترونیکی تاریخ شفاهی منتشر شد

شماره از فصلنامه الکترونیکی تاریخ شفاهی به صاحب امتیازی انجمن ایرانی تاریخ شعبه خراسان منتشر شد. این فصلنامه به مدیرو مسولی و سردبیری غلامحسین نوعی و معاون سردبیر ان غلامرضا اذری خاکستر است. فصلنامه تاریخ شفاهی با دیباچه‌ای که دکتر ابوالفضل حسن ابادی با عنوان تاریخ شفاهی در دانشگاها, ضرورت‌ها و نیازها شروع می‌شود, سایر مطالب ان عبارتند از. 🔴تاریخ شفاهی دانشگاه فردوسی مشهد. 🔴توصیف بی واسطه دکتر شریعتی به روایت استاد نقی لطفی. 🔴مصاحیه با علیرضا ناظری مدیر عامل بنیاد دانشگاهی فردوسی. 🔴نگاهی به نیم قرن فعالیت درخشان مهندس سید جواد شهرستانی. 🔴از تهران تا پاریس. 🔴و گزارش هایی از نشست‌های وقف, روز اسناد ملی و شانزدهمین سال انتشار تاریخ پژوهی. ...
  • گزارش تخلف

خاطراتی از کتاب شازده حمام سرگذشت کتیرایی‌ها. قسمت ۲۱. نان خالی را بین آن‌ها تقسیم کردند

گاراژ مساعده ارباب‌ها را داد و صورت حساب‌ها بسته و قرار شد آن‌ها با دو دستگاه اتوبوس عازم قزوین شوند. هر اتوبوس تقریبا ۹۵ نفر مسافر داشت. سر کار گرها کرایه رفتن به قزوین را نداشتند باید کرایه آن‌ها پس کرایه می‌شد. به علاوه سر کارگرها به ازاء هر کارگر از گاراژ۵۰ تا ۱۰۰ تومان هم مساعده می‌گرفتند. پول را بین کارگران تقسیم می‌کردند آن‌ها با این پول آرد و قند و چای می‌خریدند و برای زن و بچه و پدر و مادر خود به روستا می‌فرستادند. کارها به گفته خودشان راست و ریس و به گفته ما تشکیلاتی و ارگانیزه بود. یعنی عده‌ای دلال کارشان همین بود. آنها اسم شان و اسم آبادیشان را به دلال‌ها می‌گفتند و پولشان را هم به آن‌ها می‌دادند. دلال‌ها، آردو قند و چای را روانه روستای آن‌ها می‌کردند. ...
  • گزارش تخلف

خاطراتی از کتاب شازده حمام سرگذشت کتیرایی‌ها. قسمت ۲۰

کتیرایی‌ها بخش مهمی از این کتاب را تشکیل می‌دهد. دلیلش چند چیز است. اول اینکه بخش مهمی از خاطرات جوانی من است. دوبار در سنین نوجوانی تنها، به کوه‌های کردستان سفر و با مردمی زندگی کردم که عصاره‌ای از فقر و فاقه بودند. دوم این که فکر کنم تا به حال کسی درباره زندگی عادی و روزانه این مردم مطلبی ننوشته است. سوم این که هنوز هم تعدادی از کتیرایی‌ها دوستان دوران نوجوانی مرا تشکیل می‌دهند. آخر این که زندگی بعضی از بچه‌های کتیرایی که با سعی و کوشش و تلاش، خود و خانواده خود را از فقر و فاقه نجات دادند شاید درسی باشد برای جوان‌هایی که نانشان آماده است و سستی می‌کنند. اردیبهشت سال ۱۳۴۱ بود و هنوز امتحانات شروع نشده بود من هم ۱۴ سال بیشتر نداشتم دو دستگاه اتوبوس در گاراژ آماده می‌شد تا به بافق بروند و مسافر کتیرایی بیاورند. قرار شد من هم همراه آن‌ها به بافق بروم. ...
  • گزارش تخلف

اصفهان:. مقبره R. C

Worth Harris ازافسران متفقین دراصفهان. --------------------------------------------------- درگورستان ارامنه اصفهان مزاری را مشاهده کردم که متعلق به R. C. Worth Harris از افسران انگلیسی است که درمیانه جنگ جهانی دوم در لرستان کشته می‌شود. تاریخ مرگ او ۳ آگوست ۱۹۴۲ (۱۲ مرداد ۱۳۲۱) در سن ۳۵ سالگی بوده است. داستان از این قرار بوده که در دوران جنگ جهانی دوم و اشغال ایران توسط متفقین، یک هواپیما از متفقین که دارای محموله مهمی بوده است درلرستان سقوط می‌کند. این افسر انگلیسی ماموریت می‌یابد تا با چند سربازاز اصفهان به محل حادثه رفته و اسناد وتجهیزات سالم را پیدا نمایند. آنها این کار را انجام می‌دهند ولی در بازگشت از ماموریت با گروهی (احتمالا افراد محلی) درگیری پیدا می‌کنند و کشته می‌شوند. این مزار تا ۱۵ سال پیش هیچ عکسی نداشت تا اینکه نوه Harris موفق به پیدا کردن مزار پدربزرگش در اصفهان شد و این عکس را برای مزار او فرستاد. ...
  • گزارش تخلف

روایت آنتوان‌خان از ایران قاجار. نقل ازسایت فرارو

یکی از ویژگی‌های مهم عکس‌های آنتوان سوریوگین توجه ویژه او به زندگی روزمره مردم کوچه و خیابان در کنار زندگی شاهان و درباریان است. عکس‌های برجا مانده از مجموعه آنتوان سوریوگین عکاس مهم دوران قاجار حاوی تعداد زیادی عکس از مردم و زندگی روزمره است؛ در این میان مشاغل به طورخاص بارها سوژه عکاس قرار گرفته تا آنجا که افراد را در لباس کار به آتلیه آورده و از آنها عکس گرفته است. بسیاری از پیشه هایی که آنتوان آن روز به فکر ثبت مصور آنها بود امروزه تنها نامی هستند که در کتاب‌ها وجود دارند و این ارزش مجموعه عکاس را دو چندان می‌کند. گفتنی است نوشته‌های ذیل عکس‌ها تنها اطلاعاتی است که درباره هر عکس وجود دارد. ...
  • گزارش تخلف

خانم زرنگار ناظم مدرسه شازده خانم فروغ برای صدور گواهینامه ششم ابتدایی مادر احتیاج به یک عکس سه در چهار از او داشت

آقا بزرگ به هیچوجه حاضر نبود که مرد نامحرم از دخترش عکس بگیرد و عقیده داشت او برای شوهر کردن و بچه بزرگ کردن احتیاج به کارنامه ندارد و همین که باسواد شده کافی است. باز هم اصرار یک شیرزن دیگر، خانم زرنگار، این فرهنگی پیشکسوت که هر روز پیغام می‌فرستادو آقا بزرگ را تحت فشار می‌گذاشت باعث شد او به فکر چاره جویی بیافتد و مادر را برای برداشتن یک عکس فوری به عکاسی دم بست ببرد. عکاس دم بستی سرش را زیر پارچه‌ای کرد و یک عکس فوری از مادر گرفت و آقا بزرگ هم فورا عکس‌تر و خیس را از دست او چنگ زد و همان طور مرطوب به خانه آورد و روی چراغ گرد سوز گرفت تا خشک شود. این عکس زرد کهنه رنگ و رو رفته از آن دخترک زیبا و مححوب امروز موجود است. عکسی که خانم زرنگار به خاطر لوله بودن کاغذ آن را با غرولند تحویل گرفت و روی کارنامه ششم ابتدایی او چسباند. عکسی که سرنوشت مادر را عوض کرد و اگر. نمی‌بود شاید او سالها بعد موفق به رفتن به دبیرستان شبانه و دانشکده و اخذ لیسانس نمی‌شد. بهر حال این چهار شیرزن در سرنوشت ما تاثیر داشتند: شازده خانم فروغ آذرخشی یا قهرمان، خانم قمر رحمانی، خانم جعفری و خانم زرنگار. چنانکه در سر ...
  • گزارش تخلف