تاریخ شفاهی "ایران" تاریخ شفاهی "ایران" ۱۳:۰۸ ۱۳۹۵/۰۸/۲۰ باغ کن تور: به فتح ک، در گویش محلی به باغهای انبوه و ترسناک گفته میشود نام باغی در محله باغ فردوس مشهد قدیم که تا حدود سا ل یک هزارو سیصد وسی شمسی وجودداشته است. تاریخ شفاهی "ایران" ۱۳:۰۶ ۱۳۹۵/۰۸/۲۰ راز باغ کنتور. داستان هایی از مشهد قدیم. 👇👇👇 تاریخ شفاهی "ایران" ۱۰:۵۴ ۱۳۹۵/۰۸/۲۰ چاروق. 👇👇👇👇 تاریخ شفاهی "ایران" ۰۵:۵۹ ۱۳۹۵/۰۸/۲۰ بو علی ثانی. به قلم دکتر مرضیه داودپور. قسمت چهارم دراین خانه دزیره جوان را دیدم که با پیراهن بلند وچین دارخود در. برابر ناپلئون ادای احترام میکرد. من اسکارلت بی وفا را مشاهده کردم. که دردوازده بلوط مجسمه قیمتی را برسررت باتلرگستاخ میکوبید وهیت. کلیف وحشی دربلندیهای بادگیر ازپشت پنجره کاترین زیبا را تماشا. می کرد. من قهرمان محجوب داستان ربه کا را دیدم که زیرنگاه سرد. خانم دانورس، چای وکیک عصرانه را ازدست مستخدمین قصرماندرلی. می گرفت. ... تاریخ شفاهی "ایران" ۱۹:۰۲ ۱۳۹۵/۰۸/۱۹ اعلام همبستگی سبزواریها. 👇👇👇👇👇 تاریخ شفاهی "ایران" ۰۶:۰۴ ۱۳۹۵/۰۸/۱۹ بو علی ثانی. به قلم دکتر مرضیه داودپور. قسمت سوم تمام شهر مدیون او بودند. در بین خانوادههای مشهدی، خاطرات از او بسیار است. چنان که درباره مادربزرگ نیز خاطرهای ازاوبه جا مانده است:. در یکی از زمستانهای سرد وطولانی سالهای قبل که برف فراوانی. سطح کوچهها ومعابرراپوشانده بود وتا شبهای عید نوروز، آثار آن. روی زمین باقی میماند، خانم بزرگ به ذات الریهای سخت دچارشد و. جانش درمعرض خطرقرارگرفت. رفت و آمد عابران درکوچه پرپیچ وخم. محل سکونت اوکه به کوچه نو شهرت داشت، سخت بودودر این روزها. ... تاریخ شفاهی "ایران" ۱۳:۴۴ ۱۳۹۵/۰۸/۱۸ کانال تاریخ شفاهی. 👇👇👇👇👇 تاریخ شفاهی "ایران" ۰۶:۰۲ ۱۳۹۵/۰۸/۱۸ بو علی ثانی. به قلم دکتر مرضیه داودپور. قسمت دوم بیماران سنگین وتب داربه طرف (محکمهاش) میرفتند ویا پدران. مادران نگران، فرزند بیمارخود را بردوش کشیده، ازپلههای بیشمار. مطب اوبالا میرفتند، گویی احساس سبکی وبهبودی ازهمان لحظه آغاز. می شد. اتاق انتظاراوبا با صندلیهای چوبی قدیمی ونیمکت هایی که روکش چرمی داشتند وپنجرهای که به خیابان شلوغ وپرسروصدا گشوده. می شد، پذیرای بیمار بود و منشی او سید یحیی، با کلاه دوره دارو. آرامش خاص خود درحالی که تسبیح میگرداند روی یکی ازصندلیها. نشسته بود وبه بیمارخوش آمد میگفت وبا اوخوش وبش میکرد وبر. خلاف بعضی ازمنشیهای امروزی که بی حوصله بوده وجواب بیماران. ... تاریخ شفاهی "ایران" ۲۲:۵۱ ۱۳۹۵/۰۸/۱۷ نقشه خراسان اثر ابن حوقل سال ۳۳۱ه. ق. کانال تاریخ شفاهی 👇👇👇👇👇. تاریخ شفاهی "ایران" ۱۸:۱۹ ۱۳۹۵/۰۸/۱۷ آشنایی با حمامهای قدیمی. همشهری آنلاین - محمد ملاحسینی تا قبل از عصر جدید بخشی از حوزة عمومی بود، حمامها کنار خیابان و همچنین کنار بازار ساخته میشدند. حمامهای عمومی به لحاظ معماری غالبا دارای در ورودی پیچ داری بودند که به رختکن منتهی میشد. در گوشهای از رختکن محل استقرار صندوقدار حمام قرار داشت. این رختکن به اتاقی راه مییافت که آن را اتاق سرد و یا بیت اول مینامیدند و دارای حوضهای آب و هوای گرمی بود که از طریق لولههای سفالی کار گذاشته شده در دیوار سالن (اتاق دوم) از گرمخانه میآمد. این اتاق به اتاق دیگری به نام بیت الحراره و یا حجره داغ وصل میشد. این اتاق دارای حوضی پر از آب گرم بود و دمای آن حداکثر میزانی بود که بدن انسان توان تحمل آن را میتوانست داشته باشد. کف این اتاقها تماما از سنگ مرمر پوشیده میشد تا نظافت آن به آسانی صورت پذیرد. سقف اتاقهای حمام گنبدی شکل و دارای نور گیرهایی بود که به وسیله دریچههایی شیشهای بسته میشدند تا بدین ترتیب فقط نور آفتاب به داخل حمام بتابد و از ورود هوای سرد جلوگیری و حمام به صورت طبیعی روشن شود. معمولا در ساخت حمامها از آجر، سنگ و مرمر استفاده میکردند، زیرا این مواد به خوبی در مقابل آب مق ... تاریخ شفاهی "ایران" ۰۶:۰۲ ۱۳۹۵/۰۸/۱۷ بو علی ثانی. به قلم دکتر مرضیه داودپور. قسمت اول حرم امام رضا که نمازصبح خود را دراین مکان مقدس به جا آورده بودند، درصورت نیازمی توانستند ازهمان ساعات اولیه روز،. وقتیکه دیگر پزشکان شهرتازه میرفتند تا روزخود را آغاز کنند، اورا. آماده به خدمت درپشت میزکارش بیابند. درمطب او ازصبح زود به روی. بیماران ونیازمندان و زوارحرم امام رضا بازبود. کمترکسی است که درشهرمشهد این طبیب گرانقدررا نشناسد ودرزمان. حیات پربرکت وعمرطولانی وی ازدانش وانسان دوستی اش بهره مند. نشده باشد. اگرازخانوادههای اصیل و قدیمی مشهدی سوال کنی، اغلب. ... تاریخ شفاهی "ایران" ۲۲:۳۴ ۱۳۹۵/۰۸/۱۶ مختصری پیرامون تأسیس انجمن مهرورزان گیل.. دکتر فائق عصر پنجشنبه یکی از روزهای تابستان سال ۱۳۷۰ بود، با آقای فریدون نوزاد نشسته بودیم، از اینکه انتشار گیلانما به دستور اداره کل مطبوعات داخلی وزارت ارشاد و به استناد ماده ۱۶ جلوگیری به عمل آمده بود، با هم چارهاندیشی میکردیم و تا رفع این اقدام که زمان میبرد، فکر میکردیم چه اقدام فرهنگی جایگزین نمائیم. به این نتیجه رسیدیم که لزوما باید با دوستان فرهیخته و به ویژه هیئت تحریریه هماندیشی کنیم و موضوع را در میان بگذاریم. تصمیم گرفتیم، ابتدا از آقای جعفر خمامیزاده دعوت کنیم. در جلسهی دوم آقایان جعفر خمامیزاده و احمد محامد دعوت شدند و در جلسه حضور داشتند، یاد دارم پس از چند جلسه به ترتیب آقایان: زندهیادان حاج تراب کمائی، سید محمدتقی میرابوالقاسمی و دکتر غلامحسن مهدیزاده و زندهیاد استاد دکتر محمود بهزاد در جلسه دعوت شدند و جلسه در روز جمعه تشکیل میشد و در این جلسه پیشنهاد شد: ۱. نام انجمن مهرورزان گیل باشد. ۲. جلسات در اولین پنجشنبه هر ماه (غیر از فروردینماه) تشکیل گردد و در شش ماه اول سال از ساعت ۶ بعدازظهر و شش ماه دوم سال از ساعت ۵ بعدازظهربرگزار شود. ۳. در هر جلسه یک سخنرانی با م ... تاریخ شفاهی "ایران" ۲۲:۳۳ ۱۳۹۵/۰۸/۱۶ اشنایی با حمامهای قدیمی. شرح در کانال تاریخ شفاهی. 👇👇👇👇 تاریخ شفاهی "ایران" ۱۲:۳۶ ۱۳۹۵/۰۸/۱۶ همشهریان عزیز بت محمدرضا شاه موقتا به دلایلی از طرف مردم سبزوار حفاظت میگردد. 👇👇👇👇👇 تاریخ شفاهی "ایران" ۲۱:۵۱ ۱۳۹۵/۰۸/۱۵ خاطراتی از کتاب شازده حمام سرگذشت کتیراییها. قسمت ۳۳ کار کرد من پول را نگرفتم و گفتم: ممکن نیست من اگر کاری کردم برای شماها کردم پول نمیخواهم. هر کار کرد گفتم پول نمیخواهم ناراحت هم میشوم. در گفتگو بودیم که دانشی وارد دهنه گاراژ شد. فریاد زد آهای وسایلتان را جمع کنیدقرار داد بسته شد قرار داد بسته شد. تا یک ساعت دیگر به طرف سردشت حرکت میکنیم. من درتمام عمرم چنین شادی ندیدم. امروز که این خاطرات را مینویسم درست ۴۵ سال میگذرد. شادیهای بسیار دیدم. اما شادی این آدمهای مستضعف، بی زبان، بی سواد، تسلیم و ساکت و نگران از نوع دیگری بود. ... تاریخ شفاهی "ایران" ۱۵:۲۸ ۱۳۹۵/۰۸/۱۵ اپارتمانهای مرتفع مشهد قبل از بهره برداری. 👇👇👇👇👇 تاریخ شفاهی "ایران" ۱۹:۴۴ ۱۳۹۵/۰۸/۱۴ خاطراتی از کتاب شازده حمام سرگذشت کتیراییها. قسمت ۳۲. گفت: ۱۲۰ نفر؟ بلی، عده زیادی هستند. حاجی گفت: حاج محسن آقا گفته شریک کار است و پای اباعبدا … و حضرت ابوالفضل را هم وسط آورده این جوان هم که طرف گاراژ یزد است، وضع رقت بار این بیچارهها را گفته است. باید آنها را به کردستان بفرستیم. حاج عباس گفت: آخر حاجی پروانه نداریم، فصل کتیرا هم دارد میگذرد، اینها خیلی دیر آمدهاند. حاج ابوتراب گفت: از این حرفها گذشته، وقتی حاج محسن آقا میگوید انها را به کردستان بفرستیم که نمیتوانیم نفرستیم، خصوصأ که میگوید شریک است و اگر ضرر شد او میدهد و به حساب سیدالشهدا و ابوالفضل میگذرد. برو کرایهاش را بده، مساعده هم به آنها بده و همین امروز آنها را به سردشت بفرست. تلگراف هم به مقصود خان بزن بگو اینها میآیند خودش با مجوز یا بدون مجوز آنها را جایی سامان بدهد. حاجی عباس گفت: به چشم. رو به من کرد و گفت: شما فوری برو پیش آقای دانشی بگو به حجره بیایدو قرارداد را امضاء کند. ... تاریخ شفاهی "ایران" ۱۰:۱۸ ۱۳۹۵/۰۸/۱۴ اعدام عسکرخان از اشرار شیراز سال ۱۲۹۰. کانال تاریخ شفاهی. 👇👇👇👇👇 تاریخ شفاهی "ایران" ۰۶:۳۹ ۱۳۹۵/۰۸/۱۴ نقش مشهد در انقلاب اسلامی, شماره چهارم, بهمن ۱۳۹۲, مدیر و مسول غلامحسین نوعی. 👇👇👇👇 تاریخ شفاهی "ایران" ۲۰:۰۷ ۱۳۹۵/۰۸/۱۳ خاطراتی از کتاب شازده حمام سرگذشت کتیراییها. قسمت ۳۱ یک طرف اتاق چند تا تشک (مخده) و پشتی گذاشته شده بود. حاجی گفت: بفرمایید بنشینید. کنار بستر حاجی نشستم. حاجی حدود ۶۵ سالی داشت. محاسنش جو گندمی و موهای سرش کوتاه بود. چهرهای بشاش و خندان داشت. نشستم احوال پرسی کردم گفت: مسئلهای نیست، سرما خوردهام کمی هم سینهام درد میکند، دیروز و امروز به حجره نرفتم. همان مرد که مرا وارد خانه کرده بود، با یک سینی نقره در دست وارد شد. یک استکان چایی در گالش نقره همراه با قندان نقره جلوی روی من گذاشت و خودش هم نشست. ... ‹ 66 67 68 69 70 71 72 ›
تاریخ شفاهی "ایران" ۱۳:۰۸ ۱۳۹۵/۰۸/۲۰ باغ کن تور: به فتح ک، در گویش محلی به باغهای انبوه و ترسناک گفته میشود نام باغی در محله باغ فردوس مشهد قدیم که تا حدود سا ل یک هزارو سیصد وسی شمسی وجودداشته است.
تاریخ شفاهی "ایران" ۰۵:۵۹ ۱۳۹۵/۰۸/۲۰ بو علی ثانی. به قلم دکتر مرضیه داودپور. قسمت چهارم دراین خانه دزیره جوان را دیدم که با پیراهن بلند وچین دارخود در. برابر ناپلئون ادای احترام میکرد. من اسکارلت بی وفا را مشاهده کردم. که دردوازده بلوط مجسمه قیمتی را برسررت باتلرگستاخ میکوبید وهیت. کلیف وحشی دربلندیهای بادگیر ازپشت پنجره کاترین زیبا را تماشا. می کرد. من قهرمان محجوب داستان ربه کا را دیدم که زیرنگاه سرد. خانم دانورس، چای وکیک عصرانه را ازدست مستخدمین قصرماندرلی. می گرفت. ...
تاریخ شفاهی "ایران" ۰۶:۰۴ ۱۳۹۵/۰۸/۱۹ بو علی ثانی. به قلم دکتر مرضیه داودپور. قسمت سوم تمام شهر مدیون او بودند. در بین خانوادههای مشهدی، خاطرات از او بسیار است. چنان که درباره مادربزرگ نیز خاطرهای ازاوبه جا مانده است:. در یکی از زمستانهای سرد وطولانی سالهای قبل که برف فراوانی. سطح کوچهها ومعابرراپوشانده بود وتا شبهای عید نوروز، آثار آن. روی زمین باقی میماند، خانم بزرگ به ذات الریهای سخت دچارشد و. جانش درمعرض خطرقرارگرفت. رفت و آمد عابران درکوچه پرپیچ وخم. محل سکونت اوکه به کوچه نو شهرت داشت، سخت بودودر این روزها. ...
تاریخ شفاهی "ایران" ۰۶:۰۲ ۱۳۹۵/۰۸/۱۸ بو علی ثانی. به قلم دکتر مرضیه داودپور. قسمت دوم بیماران سنگین وتب داربه طرف (محکمهاش) میرفتند ویا پدران. مادران نگران، فرزند بیمارخود را بردوش کشیده، ازپلههای بیشمار. مطب اوبالا میرفتند، گویی احساس سبکی وبهبودی ازهمان لحظه آغاز. می شد. اتاق انتظاراوبا با صندلیهای چوبی قدیمی ونیمکت هایی که روکش چرمی داشتند وپنجرهای که به خیابان شلوغ وپرسروصدا گشوده. می شد، پذیرای بیمار بود و منشی او سید یحیی، با کلاه دوره دارو. آرامش خاص خود درحالی که تسبیح میگرداند روی یکی ازصندلیها. نشسته بود وبه بیمارخوش آمد میگفت وبا اوخوش وبش میکرد وبر. خلاف بعضی ازمنشیهای امروزی که بی حوصله بوده وجواب بیماران. ...
تاریخ شفاهی "ایران" ۱۸:۱۹ ۱۳۹۵/۰۸/۱۷ آشنایی با حمامهای قدیمی. همشهری آنلاین - محمد ملاحسینی تا قبل از عصر جدید بخشی از حوزة عمومی بود، حمامها کنار خیابان و همچنین کنار بازار ساخته میشدند. حمامهای عمومی به لحاظ معماری غالبا دارای در ورودی پیچ داری بودند که به رختکن منتهی میشد. در گوشهای از رختکن محل استقرار صندوقدار حمام قرار داشت. این رختکن به اتاقی راه مییافت که آن را اتاق سرد و یا بیت اول مینامیدند و دارای حوضهای آب و هوای گرمی بود که از طریق لولههای سفالی کار گذاشته شده در دیوار سالن (اتاق دوم) از گرمخانه میآمد. این اتاق به اتاق دیگری به نام بیت الحراره و یا حجره داغ وصل میشد. این اتاق دارای حوضی پر از آب گرم بود و دمای آن حداکثر میزانی بود که بدن انسان توان تحمل آن را میتوانست داشته باشد. کف این اتاقها تماما از سنگ مرمر پوشیده میشد تا نظافت آن به آسانی صورت پذیرد. سقف اتاقهای حمام گنبدی شکل و دارای نور گیرهایی بود که به وسیله دریچههایی شیشهای بسته میشدند تا بدین ترتیب فقط نور آفتاب به داخل حمام بتابد و از ورود هوای سرد جلوگیری و حمام به صورت طبیعی روشن شود. معمولا در ساخت حمامها از آجر، سنگ و مرمر استفاده میکردند، زیرا این مواد به خوبی در مقابل آب مق ...
تاریخ شفاهی "ایران" ۰۶:۰۲ ۱۳۹۵/۰۸/۱۷ بو علی ثانی. به قلم دکتر مرضیه داودپور. قسمت اول حرم امام رضا که نمازصبح خود را دراین مکان مقدس به جا آورده بودند، درصورت نیازمی توانستند ازهمان ساعات اولیه روز،. وقتیکه دیگر پزشکان شهرتازه میرفتند تا روزخود را آغاز کنند، اورا. آماده به خدمت درپشت میزکارش بیابند. درمطب او ازصبح زود به روی. بیماران ونیازمندان و زوارحرم امام رضا بازبود. کمترکسی است که درشهرمشهد این طبیب گرانقدررا نشناسد ودرزمان. حیات پربرکت وعمرطولانی وی ازدانش وانسان دوستی اش بهره مند. نشده باشد. اگرازخانوادههای اصیل و قدیمی مشهدی سوال کنی، اغلب. ...
تاریخ شفاهی "ایران" ۲۲:۳۴ ۱۳۹۵/۰۸/۱۶ مختصری پیرامون تأسیس انجمن مهرورزان گیل.. دکتر فائق عصر پنجشنبه یکی از روزهای تابستان سال ۱۳۷۰ بود، با آقای فریدون نوزاد نشسته بودیم، از اینکه انتشار گیلانما به دستور اداره کل مطبوعات داخلی وزارت ارشاد و به استناد ماده ۱۶ جلوگیری به عمل آمده بود، با هم چارهاندیشی میکردیم و تا رفع این اقدام که زمان میبرد، فکر میکردیم چه اقدام فرهنگی جایگزین نمائیم. به این نتیجه رسیدیم که لزوما باید با دوستان فرهیخته و به ویژه هیئت تحریریه هماندیشی کنیم و موضوع را در میان بگذاریم. تصمیم گرفتیم، ابتدا از آقای جعفر خمامیزاده دعوت کنیم. در جلسهی دوم آقایان جعفر خمامیزاده و احمد محامد دعوت شدند و در جلسه حضور داشتند، یاد دارم پس از چند جلسه به ترتیب آقایان: زندهیادان حاج تراب کمائی، سید محمدتقی میرابوالقاسمی و دکتر غلامحسن مهدیزاده و زندهیاد استاد دکتر محمود بهزاد در جلسه دعوت شدند و جلسه در روز جمعه تشکیل میشد و در این جلسه پیشنهاد شد: ۱. نام انجمن مهرورزان گیل باشد. ۲. جلسات در اولین پنجشنبه هر ماه (غیر از فروردینماه) تشکیل گردد و در شش ماه اول سال از ساعت ۶ بعدازظهر و شش ماه دوم سال از ساعت ۵ بعدازظهربرگزار شود. ۳. در هر جلسه یک سخنرانی با م ...
تاریخ شفاهی "ایران" ۱۲:۳۶ ۱۳۹۵/۰۸/۱۶ همشهریان عزیز بت محمدرضا شاه موقتا به دلایلی از طرف مردم سبزوار حفاظت میگردد. 👇👇👇👇👇
تاریخ شفاهی "ایران" ۲۱:۵۱ ۱۳۹۵/۰۸/۱۵ خاطراتی از کتاب شازده حمام سرگذشت کتیراییها. قسمت ۳۳ کار کرد من پول را نگرفتم و گفتم: ممکن نیست من اگر کاری کردم برای شماها کردم پول نمیخواهم. هر کار کرد گفتم پول نمیخواهم ناراحت هم میشوم. در گفتگو بودیم که دانشی وارد دهنه گاراژ شد. فریاد زد آهای وسایلتان را جمع کنیدقرار داد بسته شد قرار داد بسته شد. تا یک ساعت دیگر به طرف سردشت حرکت میکنیم. من درتمام عمرم چنین شادی ندیدم. امروز که این خاطرات را مینویسم درست ۴۵ سال میگذرد. شادیهای بسیار دیدم. اما شادی این آدمهای مستضعف، بی زبان، بی سواد، تسلیم و ساکت و نگران از نوع دیگری بود. ...
تاریخ شفاهی "ایران" ۱۹:۴۴ ۱۳۹۵/۰۸/۱۴ خاطراتی از کتاب شازده حمام سرگذشت کتیراییها. قسمت ۳۲. گفت: ۱۲۰ نفر؟ بلی، عده زیادی هستند. حاجی گفت: حاج محسن آقا گفته شریک کار است و پای اباعبدا … و حضرت ابوالفضل را هم وسط آورده این جوان هم که طرف گاراژ یزد است، وضع رقت بار این بیچارهها را گفته است. باید آنها را به کردستان بفرستیم. حاج عباس گفت: آخر حاجی پروانه نداریم، فصل کتیرا هم دارد میگذرد، اینها خیلی دیر آمدهاند. حاج ابوتراب گفت: از این حرفها گذشته، وقتی حاج محسن آقا میگوید انها را به کردستان بفرستیم که نمیتوانیم نفرستیم، خصوصأ که میگوید شریک است و اگر ضرر شد او میدهد و به حساب سیدالشهدا و ابوالفضل میگذرد. برو کرایهاش را بده، مساعده هم به آنها بده و همین امروز آنها را به سردشت بفرست. تلگراف هم به مقصود خان بزن بگو اینها میآیند خودش با مجوز یا بدون مجوز آنها را جایی سامان بدهد. حاجی عباس گفت: به چشم. رو به من کرد و گفت: شما فوری برو پیش آقای دانشی بگو به حجره بیایدو قرارداد را امضاء کند. ...
تاریخ شفاهی "ایران" ۰۶:۳۹ ۱۳۹۵/۰۸/۱۴ نقش مشهد در انقلاب اسلامی, شماره چهارم, بهمن ۱۳۹۲, مدیر و مسول غلامحسین نوعی. 👇👇👇👇
تاریخ شفاهی "ایران" ۲۰:۰۷ ۱۳۹۵/۰۸/۱۳ خاطراتی از کتاب شازده حمام سرگذشت کتیراییها. قسمت ۳۱ یک طرف اتاق چند تا تشک (مخده) و پشتی گذاشته شده بود. حاجی گفت: بفرمایید بنشینید. کنار بستر حاجی نشستم. حاجی حدود ۶۵ سالی داشت. محاسنش جو گندمی و موهای سرش کوتاه بود. چهرهای بشاش و خندان داشت. نشستم احوال پرسی کردم گفت: مسئلهای نیست، سرما خوردهام کمی هم سینهام درد میکند، دیروز و امروز به حجره نرفتم. همان مرد که مرا وارد خانه کرده بود، با یک سینی نقره در دست وارد شد. یک استکان چایی در گالش نقره همراه با قندان نقره جلوی روی من گذاشت و خودش هم نشست. ...