ویراستار حسین جاویددانشجوی دکتریمدیر نشر مشاوره و همکاری در زمینهی همهی مراحل تولید کتاب: ۰۹۱۲۲۴۷۲۸۳۸ صرفاً پیام ضروری و کاری: ویراستار ۱۹:۵۴ ۱۳۹۵/۰۶/۰۴ بد نیست قبل از «آموزش اصطلاحات زبان …» املای کلمهی licence را هم یاد بگیرند! ویراستار ۲۲:۱۰ ۱۳۹۵/۰۶/۰۳ کلمهی «پیش» هم به معنی «جلو» است و هم به معنی «عقب»! در زبانهای دیگر هم کلماتی داریم که دو معنی کاملا متضاد داشته باشند؟. ویراستار ۱۱:۲۲ ۱۳۹۵/۰۶/۰۳ سعدی و بیهقی و امهات نثرنویسان فارسی (چه ادیب باشند و چه تاریخنگار و مترجم) فرزند زمانهی خویش بودهاند و به زبان مردم خود مینوش بیگمان، اینان تلاش نمیکردهاند شبیه کس دیگری بنویسند یا، بدتر از آن، از نثر چند قرن ماقبل خودشان تقلید کنند، بلکه نثر زمانهشان را جلا میدادند و به قله میرساندند. حتی آنها که نثر مصنوع مینوشتند اغلب در پی هنرنمایی با زبان عصر خود بودند، نه بازآفرینی زبان عصری دیگر. باید پاکیزه نوشت، نه تقلیدی و مصنوع. امروزه بعضیها تمام تلاششان این است که ادای نثرنویسهای بزرگ فارسی را دربیاورند، و زبانشان معجونی است از تمام ویژگیهای نحوی و دایرهی واژگان زبان فارسی در تاریخ تطورش. نثر اینها به این میماند که شخصی با گوشی آیفون و کلاه پهلوی و قباهای بلند عصر صفوی مشغول قدم زدن در دربار سامانیان باشد!. ... ویراستار ۲۲:۰۵ ۱۳۹۵/۰۵/۳۰ نامهی عبدالرحیم طالبوف به مدیر «مطبعهی خورشید» (اسلامبول) نشان میدهد که بیش از صد سال است بعضی از ناشران ایرانی حقوق مؤلفان را این یادداشت در ابتدای «کتاب احمد» آمده است. ویراستار ۱۰:۴۳ ۱۳۹۵/۰۵/۳۰ بر اساس دستور خط فرهنگستان زبان و ادب فارسی، املای کلمات «ایدئال»، «ایدئالیسم» و «ایدئالیست» به همین شکل درست است نه به شکل «ایده ویراستار ۱۵:۱۶ ۱۳۹۵/۰۵/۲۹ احمد محمود. نوشتهی حسین جاوید. نشر ایده چاپ اول: ۱۳۹۴. ویراستار ۱۰:۱۸ ۱۳۹۵/۰۵/۲۹ اگر نوقلم هستید و قصد دارید کتابی را برای بررسی به ناشری ارائه دهید، با رعایت ۷ نکتهی زیر شانس این را که ناشر کتابتان را بپذیرد ب نگویید کارتان را قبلا به ناشری دادهاید و کتاب را رد کرده است؛ ممکن است ناشری بهدلایلی کار شما را نپسندد و ناشر دیگری آن را مناسب چاپ تشخیص دهد. وقتی میگویید کارم در فلان جا رد شده یا اینکه حتی حاضر نشدهاند پذیرش و بررسیاش کنند، و معمولا گله و شکایتی هم از آن نشر ضمیمهی حرفهایتان میکنید، ناخودآگاه در ناشر و کارشناس او ذهنیت منفی ایجاد میکنید. نگویید فلان استاد کار من را تأیید کرده است؛ جوانترها گمان میکنند اگر بنویسند آقای دولتآبادی یا آقای کوثری یا هر فرد معروف دیگری نوشته یا ترجمهشان را پسندیده و آنها را تشویق کرده چاپش کنند، روی نظر کارشناس نشر تأثیر میگذارند. اصلا اینطور نیست و این روایتها ممکن است باعث جبههگیری کارشناس هم بشود. بگذارید خود کارشناس دربارهی کارتان قضاوت کند. کارتان را ویرایش کنید و متن نهایی را بفرستید؛ وقتی میگویید «البته هنوز کار دارد و باید دستی به سروگوشش بکشم»، این سیگنال را برای کارشناس میفرستید که کارتان ناقص است و شما هم خیلی آدم دقیق و سختگیری نیستید. متن کامل اثر را بفرستید؛ هیچ ناشری بر اساس ده صفحه یا یک فصل از کتاب شما دربارهی چاپ ... ویراستار ۱۰:۳۵ ۱۳۹۵/۰۵/۲۸ در صدها کتاب ترجمهشدهای که مطالعه، بررسی و ویرایش کردهام نکتهای برایم کاملا روشن شده است: مترجمهایی که در خارج از کشور زندگی به نظرم اگر کسی میخواهد مترجمی درجهیک بشود، واقعا لازم است دستکم یکی دو سال را در کشوری به سر ببرد که گویشوران بومی (Native) زبانی که از آن ترجمه میکند در آن زندگی میکنند. مترجمی صرفا ترجمهی لغات و عبارات نیست؛ باید جامعه و فرهنگ متصل به زبان مبدأ را نیز شناخت. ... ویراستار ۱۳:۰۲ ۱۳۹۵/۰۵/۲۷ کتابی که دکتر سیروس شمیسا هنگام گذراندن خدمت سربازی به مافوقش اهدا کرده است عکس از کتابخانهی شخصی حسین جاوید. ویراستار ۱۲:۱۲ ۱۳۹۵/۰۵/۲۷ نشر قطره منتشر کرد:. لیلا. (برندهی جایزهی منتقدان کتاب ملی آمریکا/ نامزد نهایی جایزهی من بوکر) مریلین رابینسون/ مرجان محمدی. دبیر مجموعه: حسین جاوید. ویراستار ۱۶:۱۸ ۱۳۹۵/۰۵/۲۶ تازگیها بارها با این مورد مواجه شدهام که مترجمها کلمهی «safe» را همهجا «امن» ترجمه کردهاند مثلا، نوشتهاند «این شومینه امن است»، یا «امنتر این است که او در مهمانی خانوادگی حضور نداشته باشد»، یا «رنگ کردن مو در دوران بارداری امن است». «safe» همیشه معنی «امن» نمیدهد. گاهی معنی آن این است که «خطرناک نیست» یا «بیخطر است» یا «مطمئن است» و گاهی معنی آن این است که «اینطوری خیالشان راحت است» و … «امن» معادل تحتاللفظی «safe» است و برای بعضی جملهها کاملا مناسب است و برای بعضی دیگر کاملا نامناسب. تفاوت مترجمهای معمولی با مترجمهای درجهیک در معادلیابی برای چنین کلماتی در ساختارهای متفاوت مشخص میشود. ... ویراستار ۲۳:۵۳ ۱۳۹۵/۰۵/۲۵ خیلیها از من میپرسند که چطور میرسم اینهمه کتاب را بخوانم یا بررسی و کارشناسی کنم توضیحی کلی میدهم و امیدوارم مفید باشد. اینکه سرعتمان در مطالعه (ی هر متنی) بیشتر شود، باید تفاوتهای ذهن و دستگاه گفتار را بشناسیم. اگر بخواهیم یک متن را با ادا کردن تمام کلمات (حتی با صدای نهچندان بلند و بهاصطلاح زیرلبی) بخوانیم، نمیتوانیم در بازهی زمانی مشخصی از یک تعداد کلمهی مشخص فراتر رویم. در متون تحقیقی انگلیسی نوشته شده است که یک انگلیسیزبان بهطور متوسط میتواند در هر دقیقه حداکثر ۱۸۰ تا ۲۰۰ کلمه را «ادا کند». این رقم تقریبا در مورد فارسیزبانها هم صادق است. بنابراین، خیلی ساده بگویم، اگر شما موقع خواندن متون هیچ صدا و حرکتی در دستگاه گفتار نداشته باشید، سرعتتان به میزان شگفتآوری افزایش مییابد. اما اگر بخواهید همهی کلمات را ادا کنید، در هر دقیقه فقط حدود نیم صفحه از کتاب را میخوانید. پس:. فقط با ذهن و چشم بخوانید نه همزمان با زبان و دهان. ... ویراستار ۱۲:۰۲ ۱۳۹۵/۰۵/۲۲ «خانومی که شما باشی» شامل دو داستان بلند نوشتهی خانم آزاده نامداری است و افتخار داشتم ویراستار آن باشم شخصا داستانهای خانم نامداری را دوست داشتم و به گمانم اگر به داستاننویسی ادامه دهند، در آینده موفقیتهای بیشتری کسب خواهند کرد. مهمتر از این، برای من، این بود که خانم نامداری، برخلاف بسیار از نویسندههایمان که ادعای حرفهای بودن دارند اما درک درستی از مراحل تولید کتاب ندارند، شناخت دقیقی از موضوع ویرایش داشتند و کار کردن با ایشان بسیار آسان و لذتبخش بود. مطمئنم از خواندن «خانومی که شما باشی» لذت خواهید برد. ... ویراستار ۱۲:۰۲ ۱۳۹۵/۰۵/۲۲ انتشارات علمی و فرهنگی منتشر کرد:. خانومی که شما باشی. آزاده نامداری ویراستار: حسین جاوید. ویراستار ۱۰:۳۹ ۱۳۹۵/۰۵/۲۱ لابد در سالهای اخیر بارها و بارها با کلمهی «خوانش» مواجه شدهاید این کلمه از ساختههای اخیر فارسیزبانان است و هیچ سابقهای در زبان و ادبیات فارسی ندارد. جالب اینکه از معدود کلمات جدیدی است که آن را قشر باسواد ساختهاند نه عامهی مردم. اوایل که «خوانش» سر زبانها افتاد، از این واژه بهعنوان معادل فارسی واژهی عربی «قرائت» استفاده میشد. یکی از معانی «قرائت» ارائهی تفسیر و برداشتی از موضوعات فقهی و حقوقی است و اولین کاربران واژهی «خوانش» هم آن را برای اشاره به نقد و بررسی آثار ادبی و فلسفی استفاده میکردند. مثلا، مینوشتند: «خوانشی نو از خشم و هیاهوی فاکنر.» سپس معنای دیگری هم به «خوانش» تحمیل شد و آن همان «خواندن» بود، یعنی درواقع «خوانش»، بهاشتباه، صورت شیکی از «خواندن» شد. مثلا، این روزها چنین جملاتی را زیاد میبینم که «خوانش این کتاب زیاد زمان نمیبرد» یا «مشغول خوانش کتاب فلان هستم». مخالف مبارزهی کورکورانه با واژهسازیام، بهخصوص اگر از نهادی رسمی تحمیل نشده باشد و حاصل ماهیت زایای زبان باشد. با این حال، به نظرم چنین واژههایی برای اینکه به فارسی فصیح راه پیدا کنند نیاز به زمان بیشتری دارند. ادیبها و ویراستارها باید حواسشان به این واژهها ... ویراستار ۱۱:۴۱ ۱۳۹۵/۰۵/۲۰ حس بینظیری دارم وقتی میبینم هنرجویان کارگاه ویرایش من کمکم راهشان را پیدا میکنند و ویراستار حرفهای میشوند آقای قبا از هنرجویان دورهی دوم کارگاه بود و حالا ویراستار مجلهی خواندنی «خطخطی» است. ویراستار ۲۳:۰۱ ۱۳۹۵/۰۵/۱۸ به همهی علاقهمندان به حوزههای ترجمه و ویرایش توصیه میکنم کتاب «از گوشه و کنار ترجمه» نوشتهی آقای علی صلحجو را بخوانند پر است از نکتههای مفید و خواندنی. عکس از: instagram. com/hjavid. ویراستار ۱۰:۲۰ ۱۳۹۵/۰۵/۱۷ گاهی دو یا چند واژهی مستقل به ضرورت وزن شعر در هم ادغام میشوند از این موارد در شعر فارسی بسیار زیاد داریم. باید توجه داشت که در ضبط این کلمات حتما پیوستگی آنها حفظ شود.. مثال:. «کزو» (که از او)، «کو» (که او)، «کاین» (که این)، «کت» (که تو را)، «کش» (که او را)، «کم» (که من را)، «کز» (که از)، «نز» (نه از)، «کانجا» (که آنجا)، «کانان» (که آنان). ... ویراستار ۱۲:۵۱ ۱۳۹۵/۰۵/۱۶ دوستان مترجمی که کتاب منتشرشده دارند میتوانند برای پیوستن به گروه «مترجمان» به من پیام خصوصی بدهند ویراستار ۱۹:۰۰ ۱۳۹۵/۰۵/۱۵ در اعرابگذاری متن باید مقتصد بود. شعور و سطح سواد خواننده را نباید دستکم گرفت ‹ 49 50 51 52 53 54 55 ›
ویراستار ۱۹:۵۴ ۱۳۹۵/۰۶/۰۴ بد نیست قبل از «آموزش اصطلاحات زبان …» املای کلمهی licence را هم یاد بگیرند!
ویراستار ۲۲:۱۰ ۱۳۹۵/۰۶/۰۳ کلمهی «پیش» هم به معنی «جلو» است و هم به معنی «عقب»! در زبانهای دیگر هم کلماتی داریم که دو معنی کاملا متضاد داشته باشند؟.
ویراستار ۱۱:۲۲ ۱۳۹۵/۰۶/۰۳ سعدی و بیهقی و امهات نثرنویسان فارسی (چه ادیب باشند و چه تاریخنگار و مترجم) فرزند زمانهی خویش بودهاند و به زبان مردم خود مینوش بیگمان، اینان تلاش نمیکردهاند شبیه کس دیگری بنویسند یا، بدتر از آن، از نثر چند قرن ماقبل خودشان تقلید کنند، بلکه نثر زمانهشان را جلا میدادند و به قله میرساندند. حتی آنها که نثر مصنوع مینوشتند اغلب در پی هنرنمایی با زبان عصر خود بودند، نه بازآفرینی زبان عصری دیگر. باید پاکیزه نوشت، نه تقلیدی و مصنوع. امروزه بعضیها تمام تلاششان این است که ادای نثرنویسهای بزرگ فارسی را دربیاورند، و زبانشان معجونی است از تمام ویژگیهای نحوی و دایرهی واژگان زبان فارسی در تاریخ تطورش. نثر اینها به این میماند که شخصی با گوشی آیفون و کلاه پهلوی و قباهای بلند عصر صفوی مشغول قدم زدن در دربار سامانیان باشد!. ...
ویراستار ۲۲:۰۵ ۱۳۹۵/۰۵/۳۰ نامهی عبدالرحیم طالبوف به مدیر «مطبعهی خورشید» (اسلامبول) نشان میدهد که بیش از صد سال است بعضی از ناشران ایرانی حقوق مؤلفان را این یادداشت در ابتدای «کتاب احمد» آمده است.
ویراستار ۱۰:۴۳ ۱۳۹۵/۰۵/۳۰ بر اساس دستور خط فرهنگستان زبان و ادب فارسی، املای کلمات «ایدئال»، «ایدئالیسم» و «ایدئالیست» به همین شکل درست است نه به شکل «ایده
ویراستار ۱۰:۱۸ ۱۳۹۵/۰۵/۲۹ اگر نوقلم هستید و قصد دارید کتابی را برای بررسی به ناشری ارائه دهید، با رعایت ۷ نکتهی زیر شانس این را که ناشر کتابتان را بپذیرد ب نگویید کارتان را قبلا به ناشری دادهاید و کتاب را رد کرده است؛ ممکن است ناشری بهدلایلی کار شما را نپسندد و ناشر دیگری آن را مناسب چاپ تشخیص دهد. وقتی میگویید کارم در فلان جا رد شده یا اینکه حتی حاضر نشدهاند پذیرش و بررسیاش کنند، و معمولا گله و شکایتی هم از آن نشر ضمیمهی حرفهایتان میکنید، ناخودآگاه در ناشر و کارشناس او ذهنیت منفی ایجاد میکنید. نگویید فلان استاد کار من را تأیید کرده است؛ جوانترها گمان میکنند اگر بنویسند آقای دولتآبادی یا آقای کوثری یا هر فرد معروف دیگری نوشته یا ترجمهشان را پسندیده و آنها را تشویق کرده چاپش کنند، روی نظر کارشناس نشر تأثیر میگذارند. اصلا اینطور نیست و این روایتها ممکن است باعث جبههگیری کارشناس هم بشود. بگذارید خود کارشناس دربارهی کارتان قضاوت کند. کارتان را ویرایش کنید و متن نهایی را بفرستید؛ وقتی میگویید «البته هنوز کار دارد و باید دستی به سروگوشش بکشم»، این سیگنال را برای کارشناس میفرستید که کارتان ناقص است و شما هم خیلی آدم دقیق و سختگیری نیستید. متن کامل اثر را بفرستید؛ هیچ ناشری بر اساس ده صفحه یا یک فصل از کتاب شما دربارهی چاپ ...
ویراستار ۱۰:۳۵ ۱۳۹۵/۰۵/۲۸ در صدها کتاب ترجمهشدهای که مطالعه، بررسی و ویرایش کردهام نکتهای برایم کاملا روشن شده است: مترجمهایی که در خارج از کشور زندگی به نظرم اگر کسی میخواهد مترجمی درجهیک بشود، واقعا لازم است دستکم یکی دو سال را در کشوری به سر ببرد که گویشوران بومی (Native) زبانی که از آن ترجمه میکند در آن زندگی میکنند. مترجمی صرفا ترجمهی لغات و عبارات نیست؛ باید جامعه و فرهنگ متصل به زبان مبدأ را نیز شناخت. ...
ویراستار ۱۳:۰۲ ۱۳۹۵/۰۵/۲۷ کتابی که دکتر سیروس شمیسا هنگام گذراندن خدمت سربازی به مافوقش اهدا کرده است عکس از کتابخانهی شخصی حسین جاوید.
ویراستار ۱۲:۱۲ ۱۳۹۵/۰۵/۲۷ نشر قطره منتشر کرد:. لیلا. (برندهی جایزهی منتقدان کتاب ملی آمریکا/ نامزد نهایی جایزهی من بوکر) مریلین رابینسون/ مرجان محمدی. دبیر مجموعه: حسین جاوید.
ویراستار ۱۶:۱۸ ۱۳۹۵/۰۵/۲۶ تازگیها بارها با این مورد مواجه شدهام که مترجمها کلمهی «safe» را همهجا «امن» ترجمه کردهاند مثلا، نوشتهاند «این شومینه امن است»، یا «امنتر این است که او در مهمانی خانوادگی حضور نداشته باشد»، یا «رنگ کردن مو در دوران بارداری امن است». «safe» همیشه معنی «امن» نمیدهد. گاهی معنی آن این است که «خطرناک نیست» یا «بیخطر است» یا «مطمئن است» و گاهی معنی آن این است که «اینطوری خیالشان راحت است» و … «امن» معادل تحتاللفظی «safe» است و برای بعضی جملهها کاملا مناسب است و برای بعضی دیگر کاملا نامناسب. تفاوت مترجمهای معمولی با مترجمهای درجهیک در معادلیابی برای چنین کلماتی در ساختارهای متفاوت مشخص میشود. ...
ویراستار ۲۳:۵۳ ۱۳۹۵/۰۵/۲۵ خیلیها از من میپرسند که چطور میرسم اینهمه کتاب را بخوانم یا بررسی و کارشناسی کنم توضیحی کلی میدهم و امیدوارم مفید باشد. اینکه سرعتمان در مطالعه (ی هر متنی) بیشتر شود، باید تفاوتهای ذهن و دستگاه گفتار را بشناسیم. اگر بخواهیم یک متن را با ادا کردن تمام کلمات (حتی با صدای نهچندان بلند و بهاصطلاح زیرلبی) بخوانیم، نمیتوانیم در بازهی زمانی مشخصی از یک تعداد کلمهی مشخص فراتر رویم. در متون تحقیقی انگلیسی نوشته شده است که یک انگلیسیزبان بهطور متوسط میتواند در هر دقیقه حداکثر ۱۸۰ تا ۲۰۰ کلمه را «ادا کند». این رقم تقریبا در مورد فارسیزبانها هم صادق است. بنابراین، خیلی ساده بگویم، اگر شما موقع خواندن متون هیچ صدا و حرکتی در دستگاه گفتار نداشته باشید، سرعتتان به میزان شگفتآوری افزایش مییابد. اما اگر بخواهید همهی کلمات را ادا کنید، در هر دقیقه فقط حدود نیم صفحه از کتاب را میخوانید. پس:. فقط با ذهن و چشم بخوانید نه همزمان با زبان و دهان. ...
ویراستار ۱۲:۰۲ ۱۳۹۵/۰۵/۲۲ «خانومی که شما باشی» شامل دو داستان بلند نوشتهی خانم آزاده نامداری است و افتخار داشتم ویراستار آن باشم شخصا داستانهای خانم نامداری را دوست داشتم و به گمانم اگر به داستاننویسی ادامه دهند، در آینده موفقیتهای بیشتری کسب خواهند کرد. مهمتر از این، برای من، این بود که خانم نامداری، برخلاف بسیار از نویسندههایمان که ادعای حرفهای بودن دارند اما درک درستی از مراحل تولید کتاب ندارند، شناخت دقیقی از موضوع ویرایش داشتند و کار کردن با ایشان بسیار آسان و لذتبخش بود. مطمئنم از خواندن «خانومی که شما باشی» لذت خواهید برد. ...
ویراستار ۱۲:۰۲ ۱۳۹۵/۰۵/۲۲ انتشارات علمی و فرهنگی منتشر کرد:. خانومی که شما باشی. آزاده نامداری ویراستار: حسین جاوید.
ویراستار ۱۰:۳۹ ۱۳۹۵/۰۵/۲۱ لابد در سالهای اخیر بارها و بارها با کلمهی «خوانش» مواجه شدهاید این کلمه از ساختههای اخیر فارسیزبانان است و هیچ سابقهای در زبان و ادبیات فارسی ندارد. جالب اینکه از معدود کلمات جدیدی است که آن را قشر باسواد ساختهاند نه عامهی مردم. اوایل که «خوانش» سر زبانها افتاد، از این واژه بهعنوان معادل فارسی واژهی عربی «قرائت» استفاده میشد. یکی از معانی «قرائت» ارائهی تفسیر و برداشتی از موضوعات فقهی و حقوقی است و اولین کاربران واژهی «خوانش» هم آن را برای اشاره به نقد و بررسی آثار ادبی و فلسفی استفاده میکردند. مثلا، مینوشتند: «خوانشی نو از خشم و هیاهوی فاکنر.» سپس معنای دیگری هم به «خوانش» تحمیل شد و آن همان «خواندن» بود، یعنی درواقع «خوانش»، بهاشتباه، صورت شیکی از «خواندن» شد. مثلا، این روزها چنین جملاتی را زیاد میبینم که «خوانش این کتاب زیاد زمان نمیبرد» یا «مشغول خوانش کتاب فلان هستم». مخالف مبارزهی کورکورانه با واژهسازیام، بهخصوص اگر از نهادی رسمی تحمیل نشده باشد و حاصل ماهیت زایای زبان باشد. با این حال، به نظرم چنین واژههایی برای اینکه به فارسی فصیح راه پیدا کنند نیاز به زمان بیشتری دارند. ادیبها و ویراستارها باید حواسشان به این واژهها ...
ویراستار ۱۱:۴۱ ۱۳۹۵/۰۵/۲۰ حس بینظیری دارم وقتی میبینم هنرجویان کارگاه ویرایش من کمکم راهشان را پیدا میکنند و ویراستار حرفهای میشوند آقای قبا از هنرجویان دورهی دوم کارگاه بود و حالا ویراستار مجلهی خواندنی «خطخطی» است.
ویراستار ۲۳:۰۱ ۱۳۹۵/۰۵/۱۸ به همهی علاقهمندان به حوزههای ترجمه و ویرایش توصیه میکنم کتاب «از گوشه و کنار ترجمه» نوشتهی آقای علی صلحجو را بخوانند پر است از نکتههای مفید و خواندنی. عکس از: instagram. com/hjavid.
ویراستار ۱۰:۲۰ ۱۳۹۵/۰۵/۱۷ گاهی دو یا چند واژهی مستقل به ضرورت وزن شعر در هم ادغام میشوند از این موارد در شعر فارسی بسیار زیاد داریم. باید توجه داشت که در ضبط این کلمات حتما پیوستگی آنها حفظ شود.. مثال:. «کزو» (که از او)، «کو» (که او)، «کاین» (که این)، «کت» (که تو را)، «کش» (که او را)، «کم» (که من را)، «کز» (که از)، «نز» (نه از)، «کانجا» (که آنجا)، «کانان» (که آنان). ...
ویراستار ۱۲:۵۱ ۱۳۹۵/۰۵/۱۶ دوستان مترجمی که کتاب منتشرشده دارند میتوانند برای پیوستن به گروه «مترجمان» به من پیام خصوصی بدهند
ویراستار ۱۹:۰۰ ۱۳۹۵/۰۵/۱۵ در اعرابگذاری متن باید مقتصد بود. شعور و سطح سواد خواننده را نباید دستکم گرفت