ویراستار حسین جاویددانشجوی دکتریمدیر نشر مشاوره و همکاری در زمینهی همهی مراحل تولید کتاب: ۰۹۱۲۲۴۷۲۸۳۸ صرفاً پیام ضروری و کاری: ویراستار ۱۸:۵۶ ۱۳۹۵/۰۳/۳۱ این هم یک نوع کژتابی است دیگر! ویراستار ۱۹:۵۷ ۱۳۹۵/۰۳/۲۹ خبر خوب! میتوانید این دو کتاب مفید و کارآمد را بهرایگان دانلود کنید: ویراستار ۱۱:۵۷ ۱۳۹۵/۰۳/۲۹ استفادهی همزمان از «سن» و «سالگی» حشو ایجاد میکند و به فصاحت جمله لطمه میزند وقتی از «سالگی» استفاده میکنیم، نیازی به استفاده از «سن» نیست …مثالهای نادرست:. در سن بیست سالگی به فرانسه مهاجرت کرد. در سن هشتاد سالگی درگذشت. در روستا به دنیا آمد و تا سن پانزده سالگی همان جا ماند. درست:. در بیست سالگی به فرانسه مهاجرت کرد. در هشتاد سالگی درگذشت. در روستا به دنیا آمد و تا پانزده سالگی همان جا ماند. پیوستن به گروه اخبار کتاب:. ... ویراستار ۱۱:۰۵ ۱۳۹۵/۰۳/۲۹ کلمهی «علیه»، به معنی «برضد» و «مخالف»، نیازی به حرف اضافهی «بر» ندارد. شهادت شهود علیه متهم جنگ علیه داعش. اشتباهات داوری علیه اسپانیا. ویراستار ۱۲:۳۰ ۱۳۹۵/۰۳/۲۸ نمونهای از نامهنگاریهای دولتی! دو سطر آخر هم شاهکار جملهبندی است! ویراستار ۱۱:۰۷ ۱۳۹۵/۰۳/۲۸ شکلگیری زبانهای مختلف دنیا.. پیوستن به گروه اخبار کتاب: ویراستار ۱۱:۱۳ ۱۳۹۵/۰۳/۲۷ دورهی چهارم کارگاه «مبانی ویرایش کتاب» از هفتهی دوم تیرماه آغاز میشود دوستانی که علاقهمندند در کلاسهای من شرکت کنند میتوانند با مؤسسهی هفتاقلیم تماس بگیرند …حسین جاوید ویراستار ۱۷:۰۳ ۱۳۹۵/۰۳/۲۶ باید شیوهی آوردن نام نویسنده و مترجم در کتاب یکسان باشد؛ «مؤلف: / مترجم:» یا «نوشتهی / ترجمهی» پیوستن به گروه اخبار کتاب:. ویراستار ۲۳:۵۲ ۱۳۹۵/۰۳/۲۵ هنگام بررسی متنهای ویراسته در مؤسسات مختلف نشر، گاه با یادداشتهایی از ویراستارهای محترم مواجه میشوم که بسیار باعث تعجباند مثلا، ویراستار با لحن نهچندان محترمانهای نظرش را راجع به خطایی که فکر میکند در متن رخ داده بیان کرده یا جوری تعیین تکلیف کرده که انگار نویسنده یا مترجم متن است! بگذریم که گاه کار ویراستار به تکهپرانی و تمسخر هم میکشد. ویراستار باید از اولین کلمهی کتاب تا آخرین نقطهی آن در نظر داشته باشد که امانتی در دست دارد و مالک حقیقی این امانت کسان دیگریاند. فقط ویراستارهای ناشیاند که تا چند تا کلمه و عبارت را جابهجا میکنند فکر میکنند شریک آفرینش متن شدهاند و در جایگاهی قرار دارند که میتوانند با پدیدآور آن عتاب و خطاب کنند. ... ویراستار ۱۱:۰۶ ۱۳۹۵/۰۳/۲۵ نمونهای از کژتابی. در حالی که منظور این است: یکی دیگر از بالگردهای نظامی امارات سقوط کرد ویراستار ۰۹:۵۲ ۱۳۹۵/۰۳/۲۴ از صفحهی فیسبوک حسین جاوید غرب، وقتی از «bestsellers» حرف میزنند، دستکم فروش چند ده هزار تایی و چه بسا چند صد هزار تایی و میلیونی کتابها را مد نظر دارند. در ایران، ما واژهی «پرفروش» را آنقدر دستمالی کردهایم که از معنی واقعیاش تهی شده است. همهاش مشغول بازی با الفاظ هستیم؛ پرفروشترین کتاب پاساژ ممدآقااینا، پرفروشترین کتاب سایت شفتالوبوک، پرفروشترین کتاب کتابفروشیهایی که صاحبانشان مجردند، پرفروشترین کتاب محلهی خالهاماینا، پرفروشترین کتاب با جلد بنفشرنگ، و قسعلیهذا. اگر بررسی کنی، میبینی در هر کدام از موارد مشابه بالا کتاب کلا از پنج تا بیست سی نسخه فروخته!. از جمله بهدلیل نوع قوانین مالیاتیمان، نظام یکپارچهی عرضه و فروش کتاب نداریم. بنابراین، هیچکس نمیتواند مدعی شود میداند از هر کتاب دقیقا چند نسخه در سراسر کشور یا حتی در تهران فروش رفته است. همهی کتابفروشها کتابهای نشر متبوعشان را جزو «پرفروشها» معرفی میکنند. حتی تیراژهای چاپشده در شناسنامهی کتابها هم میتواند غیرواقعی باشد. اگر هم بخواهیم نسبی نگاه کنیم، پرفروشهای واقعی در صنعت نشر ما یک مشت کتاب به قول خودمان «خالتور» هستند ... ویراستار ۱۲:۲۳ ۱۳۹۵/۰۳/۲۳ تصویر: قطعهای کتاب. پیوستن به گروه اخبار کتاب: ویراستار ۱۲:۰۱ ۱۳۹۵/۰۳/۲۳ بهجای پیشوند عربی «بلا»، خیلی مواقع، میشود از پیشوند فارسی «بی» استفاده کرد و کلمات سادهتر و زیباتری ساخت: بیعوض. بلاجواب: بیجواب. بلادرنگ: بیدرنگ. بلاتردید: بیتردید. بلااستثنا: بیاستثنا. بلاصاحب: بیصاحب. بلامانع: بیمانع. بلامحل: بیمحل. پیوستن به گروه اخبار کتاب:. ویراستار ۱۰:۳۱ ۱۳۹۵/۰۳/۲۳ «حق کپی رایت» هم چیزی است در مایههای «سنگ حجرالاسود»! «کپی رایت» یعنی «حق نشر»، و «حق کپی رایت» حشو دارد. ویراستار ۰۰:۲۱ ۱۳۹۵/۰۳/۲۳ عطف به پست قبلی کانال؛ کاربرد عبارت اشتباه «آنچه که»، آن هم در عنوان کتاب بماند که «کتاب رمان» هم حشو دارد!. ویراستار ۱۴:۳۱ ۱۳۹۵/۰۳/۲۲ «آنچه» به معنی «آن چیز که»، «هر چیز که» و «هر چه که» است و بعد از آن نباید از «که» استفاده کرد درواقع، «آنچه که» اشتباه است. در متون نثر و نظم کلاسیک ما هم «آنچه» بدون «که» به کار رفته است. بیطار از آنچه در چشم چارپای میکند در دیدهی او کشید و کور شد. (گلستان سعدی). شنیدم آنچه بیان کردی، لیکن به عقل خود رجوع کن. (کلیله و دمنه). آنچه از زمانه بدل آن نتوان یافت علقهی برادری است. (مرزباننامه). آنچه دی کاشتهای میکنی امروز درو/ طمع خوشهی گندم مکن از دانهی جو (ظهیر فاریابی). ... ویراستار ۱۶:۰۶ ۱۳۹۵/۰۳/۱۹ «کشف» وقتی اتفاق میافتد که ما از وجود مکان، نیرو، ماده، جاندار یا پدیدهای که از قبل در جهان هستی بوده آگاه میشویم و آن را مییا مثلا، آتش، آهن، جاذبه، قارهی امریکا، ذرهی هیگز، نوع جدیدی از بندپایان و مقبرهی پادشاهان مصر باستان جزو «کشف» های بشر هستند. وقتی اتفاق میافتد که ما با استفاده از دانش خودمان، و عموما برای آسانتر یا لذتبخشتر کردن زندگی، وسیلهای یا چیزی را میسازیم. مثلا، سلاح، گاوآهن، آسیاب، دینامیت، برق، ماشین بخار و کامپیوتر جزو «اختراع» های بشر هستند. پیوستن به گروه اخبار کتاب:. ... ویراستار ۱۰:۱۴ ۱۳۹۵/۰۳/۱۹ «شوک» درست است نه «شک».. مثال درست: شوک عجیبی به او وارد شد.. «جوک» درست است نه «جک» مثال درست: همیشه چند تا جوک بامزه در آستین داشت. «هول» به معنی «هراس» و «حرص» و «دستپاچه شدن» است و «هل» به معنی «فشار دادن». مثال درست: مخور هول ابلیس تا جان دهد/ هر آن کس که دندان دهد نان دهد (سعدی). مثال درست: از هول حلیم افتاد تو دیگ. مثال درست: بهزاد هول شده بود. مثال درست: ماشین را هل دادیم تا روشن شد. پیوستن به گروه اخبار کتاب:. ... ویراستار ۰۹:۱۲ ۱۳۹۵/۰۳/۱۷ بعضی از کلمات تنویندار عربی به فارسی راه یافتهاند کلمات عربی تنوینداری که در زبان فارسی کاربرد دارند کلماتیاند که تنوین نصب () دارند. بهعنوان مثال، «قطعا»، «واقعا»، «احتمالا»، «مثلا» و «جمعا». از سالهای دور، این بحث در جریان بوده که تنوین را به شکل «ن» بنویسیم، یعنی، بهعنوان مثال، بنویسیم: «قطعن»، «واقعن»، «احتمالن»، «مثلن» و «جمعن». در مقام ویراستار، ما نباید کاری به بحثها داشته باشیم. طبق دستور خط فرهنگستان زبان و ادب فارسی، تنوین نصب به همان شکلی که در عربی نوشته میشود در خط فارسی هم به کار میرود. بنابراین، کلمات تنویندار را باید با تنوین نوشت. در حال حاضر، بیش از آنکه شاهد استفاده از «ن» بهجای تنوین باشیم، میبینیم که نویسندهها در گذاشتن تنوین سهلانگاری میکنند، یعنی، بهعنوان مثال، مینویسند: «قطعا»، «واقعا»، «احتمالا»، «مثلا» و «جمعا». باید حواسمان باشد که هیچ کلمهی تنوینداری با «ن» نوشته نشود و هیچ تنوینی هم جا نماند. ... ویراستار ۱۰:۵۱ ۱۳۹۵/۰۳/۱۶ از بزرگترین مشکلات ویرایش در کشور ما این است: خیلی از نویسندهها و مترجمها گمان میکنند چون حرفهشان نوشتن و ترجمه کردن است «ویر ویراستاری کاری تخصصی است و نیاز به نیروهای متخصص و آموزشدیده دارد. هر کس که رانندگی بلد است لزوما نمیتواند تعمیرکار اتومبیل هم باشد؛ پس اینکه نویسنده و مترجم هستیم دلیلی بر این نیست که ویراستار هم هستیم. ... ‹ 51 52 53 54 55 56 57 ›
ویراستار ۱۱:۵۷ ۱۳۹۵/۰۳/۲۹ استفادهی همزمان از «سن» و «سالگی» حشو ایجاد میکند و به فصاحت جمله لطمه میزند وقتی از «سالگی» استفاده میکنیم، نیازی به استفاده از «سن» نیست …مثالهای نادرست:. در سن بیست سالگی به فرانسه مهاجرت کرد. در سن هشتاد سالگی درگذشت. در روستا به دنیا آمد و تا سن پانزده سالگی همان جا ماند. درست:. در بیست سالگی به فرانسه مهاجرت کرد. در هشتاد سالگی درگذشت. در روستا به دنیا آمد و تا پانزده سالگی همان جا ماند. پیوستن به گروه اخبار کتاب:. ...
ویراستار ۱۱:۰۵ ۱۳۹۵/۰۳/۲۹ کلمهی «علیه»، به معنی «برضد» و «مخالف»، نیازی به حرف اضافهی «بر» ندارد. شهادت شهود علیه متهم جنگ علیه داعش. اشتباهات داوری علیه اسپانیا.
ویراستار ۱۱:۱۳ ۱۳۹۵/۰۳/۲۷ دورهی چهارم کارگاه «مبانی ویرایش کتاب» از هفتهی دوم تیرماه آغاز میشود دوستانی که علاقهمندند در کلاسهای من شرکت کنند میتوانند با مؤسسهی هفتاقلیم تماس بگیرند …حسین جاوید
ویراستار ۱۷:۰۳ ۱۳۹۵/۰۳/۲۶ باید شیوهی آوردن نام نویسنده و مترجم در کتاب یکسان باشد؛ «مؤلف: / مترجم:» یا «نوشتهی / ترجمهی» پیوستن به گروه اخبار کتاب:.
ویراستار ۲۳:۵۲ ۱۳۹۵/۰۳/۲۵ هنگام بررسی متنهای ویراسته در مؤسسات مختلف نشر، گاه با یادداشتهایی از ویراستارهای محترم مواجه میشوم که بسیار باعث تعجباند مثلا، ویراستار با لحن نهچندان محترمانهای نظرش را راجع به خطایی که فکر میکند در متن رخ داده بیان کرده یا جوری تعیین تکلیف کرده که انگار نویسنده یا مترجم متن است! بگذریم که گاه کار ویراستار به تکهپرانی و تمسخر هم میکشد. ویراستار باید از اولین کلمهی کتاب تا آخرین نقطهی آن در نظر داشته باشد که امانتی در دست دارد و مالک حقیقی این امانت کسان دیگریاند. فقط ویراستارهای ناشیاند که تا چند تا کلمه و عبارت را جابهجا میکنند فکر میکنند شریک آفرینش متن شدهاند و در جایگاهی قرار دارند که میتوانند با پدیدآور آن عتاب و خطاب کنند. ...
ویراستار ۱۱:۰۶ ۱۳۹۵/۰۳/۲۵ نمونهای از کژتابی. در حالی که منظور این است: یکی دیگر از بالگردهای نظامی امارات سقوط کرد
ویراستار ۰۹:۵۲ ۱۳۹۵/۰۳/۲۴ از صفحهی فیسبوک حسین جاوید غرب، وقتی از «bestsellers» حرف میزنند، دستکم فروش چند ده هزار تایی و چه بسا چند صد هزار تایی و میلیونی کتابها را مد نظر دارند. در ایران، ما واژهی «پرفروش» را آنقدر دستمالی کردهایم که از معنی واقعیاش تهی شده است. همهاش مشغول بازی با الفاظ هستیم؛ پرفروشترین کتاب پاساژ ممدآقااینا، پرفروشترین کتاب سایت شفتالوبوک، پرفروشترین کتاب کتابفروشیهایی که صاحبانشان مجردند، پرفروشترین کتاب محلهی خالهاماینا، پرفروشترین کتاب با جلد بنفشرنگ، و قسعلیهذا. اگر بررسی کنی، میبینی در هر کدام از موارد مشابه بالا کتاب کلا از پنج تا بیست سی نسخه فروخته!. از جمله بهدلیل نوع قوانین مالیاتیمان، نظام یکپارچهی عرضه و فروش کتاب نداریم. بنابراین، هیچکس نمیتواند مدعی شود میداند از هر کتاب دقیقا چند نسخه در سراسر کشور یا حتی در تهران فروش رفته است. همهی کتابفروشها کتابهای نشر متبوعشان را جزو «پرفروشها» معرفی میکنند. حتی تیراژهای چاپشده در شناسنامهی کتابها هم میتواند غیرواقعی باشد. اگر هم بخواهیم نسبی نگاه کنیم، پرفروشهای واقعی در صنعت نشر ما یک مشت کتاب به قول خودمان «خالتور» هستند ...
ویراستار ۱۲:۰۱ ۱۳۹۵/۰۳/۲۳ بهجای پیشوند عربی «بلا»، خیلی مواقع، میشود از پیشوند فارسی «بی» استفاده کرد و کلمات سادهتر و زیباتری ساخت: بیعوض. بلاجواب: بیجواب. بلادرنگ: بیدرنگ. بلاتردید: بیتردید. بلااستثنا: بیاستثنا. بلاصاحب: بیصاحب. بلامانع: بیمانع. بلامحل: بیمحل. پیوستن به گروه اخبار کتاب:.
ویراستار ۱۰:۳۱ ۱۳۹۵/۰۳/۲۳ «حق کپی رایت» هم چیزی است در مایههای «سنگ حجرالاسود»! «کپی رایت» یعنی «حق نشر»، و «حق کپی رایت» حشو دارد.
ویراستار ۰۰:۲۱ ۱۳۹۵/۰۳/۲۳ عطف به پست قبلی کانال؛ کاربرد عبارت اشتباه «آنچه که»، آن هم در عنوان کتاب بماند که «کتاب رمان» هم حشو دارد!.
ویراستار ۱۴:۳۱ ۱۳۹۵/۰۳/۲۲ «آنچه» به معنی «آن چیز که»، «هر چیز که» و «هر چه که» است و بعد از آن نباید از «که» استفاده کرد درواقع، «آنچه که» اشتباه است. در متون نثر و نظم کلاسیک ما هم «آنچه» بدون «که» به کار رفته است. بیطار از آنچه در چشم چارپای میکند در دیدهی او کشید و کور شد. (گلستان سعدی). شنیدم آنچه بیان کردی، لیکن به عقل خود رجوع کن. (کلیله و دمنه). آنچه از زمانه بدل آن نتوان یافت علقهی برادری است. (مرزباننامه). آنچه دی کاشتهای میکنی امروز درو/ طمع خوشهی گندم مکن از دانهی جو (ظهیر فاریابی). ...
ویراستار ۱۶:۰۶ ۱۳۹۵/۰۳/۱۹ «کشف» وقتی اتفاق میافتد که ما از وجود مکان، نیرو، ماده، جاندار یا پدیدهای که از قبل در جهان هستی بوده آگاه میشویم و آن را مییا مثلا، آتش، آهن، جاذبه، قارهی امریکا، ذرهی هیگز، نوع جدیدی از بندپایان و مقبرهی پادشاهان مصر باستان جزو «کشف» های بشر هستند. وقتی اتفاق میافتد که ما با استفاده از دانش خودمان، و عموما برای آسانتر یا لذتبخشتر کردن زندگی، وسیلهای یا چیزی را میسازیم. مثلا، سلاح، گاوآهن، آسیاب، دینامیت، برق، ماشین بخار و کامپیوتر جزو «اختراع» های بشر هستند. پیوستن به گروه اخبار کتاب:. ...
ویراستار ۱۰:۱۴ ۱۳۹۵/۰۳/۱۹ «شوک» درست است نه «شک».. مثال درست: شوک عجیبی به او وارد شد.. «جوک» درست است نه «جک» مثال درست: همیشه چند تا جوک بامزه در آستین داشت. «هول» به معنی «هراس» و «حرص» و «دستپاچه شدن» است و «هل» به معنی «فشار دادن». مثال درست: مخور هول ابلیس تا جان دهد/ هر آن کس که دندان دهد نان دهد (سعدی). مثال درست: از هول حلیم افتاد تو دیگ. مثال درست: بهزاد هول شده بود. مثال درست: ماشین را هل دادیم تا روشن شد. پیوستن به گروه اخبار کتاب:. ...
ویراستار ۰۹:۱۲ ۱۳۹۵/۰۳/۱۷ بعضی از کلمات تنویندار عربی به فارسی راه یافتهاند کلمات عربی تنوینداری که در زبان فارسی کاربرد دارند کلماتیاند که تنوین نصب () دارند. بهعنوان مثال، «قطعا»، «واقعا»، «احتمالا»، «مثلا» و «جمعا». از سالهای دور، این بحث در جریان بوده که تنوین را به شکل «ن» بنویسیم، یعنی، بهعنوان مثال، بنویسیم: «قطعن»، «واقعن»، «احتمالن»، «مثلن» و «جمعن». در مقام ویراستار، ما نباید کاری به بحثها داشته باشیم. طبق دستور خط فرهنگستان زبان و ادب فارسی، تنوین نصب به همان شکلی که در عربی نوشته میشود در خط فارسی هم به کار میرود. بنابراین، کلمات تنویندار را باید با تنوین نوشت. در حال حاضر، بیش از آنکه شاهد استفاده از «ن» بهجای تنوین باشیم، میبینیم که نویسندهها در گذاشتن تنوین سهلانگاری میکنند، یعنی، بهعنوان مثال، مینویسند: «قطعا»، «واقعا»، «احتمالا»، «مثلا» و «جمعا». باید حواسمان باشد که هیچ کلمهی تنوینداری با «ن» نوشته نشود و هیچ تنوینی هم جا نماند. ...
ویراستار ۱۰:۵۱ ۱۳۹۵/۰۳/۱۶ از بزرگترین مشکلات ویرایش در کشور ما این است: خیلی از نویسندهها و مترجمها گمان میکنند چون حرفهشان نوشتن و ترجمه کردن است «ویر ویراستاری کاری تخصصی است و نیاز به نیروهای متخصص و آموزشدیده دارد. هر کس که رانندگی بلد است لزوما نمیتواند تعمیرکار اتومبیل هم باشد؛ پس اینکه نویسنده و مترجم هستیم دلیلی بر این نیست که ویراستار هم هستیم. ...