ویراستار حسین جاویددانشجوی دکتریمدیر نشر مشاوره و همکاری در زمینهی همهی مراحل تولید کتاب: ۰۹۱۲۲۴۷۲۸۳۸ صرفاً پیام ضروری و کاری: ویراستار ۱۱:۲۹ ۱۳۹۵/۰۲/۱۰ عنوانهای آکادمیک پدیدآورها فقط باید روی جلد کتابهای علمی و فنی و دانشگاهی بیاید «دکتر» و «مهندس» و «پروفسور» عناوینیاند که با دیدن آنها روی جلد، پیش از نام نویسنده یا مترجم، ناخودآگاه احساس میکنیم با متون نظری و دانشگاهی طرفیم. روی جلد آثار ادبی مثل رمان و شعر و نمایشنامه و …، نیز روی جلد ترجمههای این آثار، صرفا باید نام پدیدآور یا مترجم را نوشت، بدون عنوان آکادمیک او. فرض کنید بخواهیم روی جلد کتابهای کافکا بنویسیم «نوشتهی دکتر فرانتس کافکا» یا پای «عزاداران بیل» بنویسیم «دکتر غلامحسین ساعدی»! مضحک نیست؟. مثالی برای توضیح بیشتر: روی جلد کتابهای تئوریک رضا براهنی مینویسیم «دکتر رضا براهنی» اما روی جلد رمانها و مجموعهشعرهایش مینویسیم «رضا براهنی». اگر پدیدآور اصرار دارد که عنوان آکادمیک او در کتاب ادبیاش قید شود، بهتر است این عنوان را روی جلد و در صفحهی عنوان کوتاه نگذاریم و در صفحهی حقوق (شناسنامهی کتاب) ذکر کنیم. ... ویراستار ۱۹:۲۹ ۱۳۹۵/۰۲/۰۶ دورهی سوم کارگاه «مبانی ویرایش کتاب» با تدریس حسین جاوید از ٣٠ اردیبهشت آغاز میشود برای ثبتنام، با مؤسسهی هفتاقلیم تماس بگیرید. ویراستار ۱۸:۲۵ ۱۳۹۵/۰۲/۰۶ نقطهویرگول فقط باید بین دو جمله که از لحاظ دستوری کامل هستند به کار رود استفاده از نقطهویرگول بین یک جملهی کامل و یک عبارت غلط است. بین جملهی کامل و عبارت باید از ویرگول بهره گرفت …این نمونه را در نظر بگیریم: «هزار و یک شب میراث گرانبهای فرهنگ مشرقزمین است، میراثی که سالها در پستوهای تاریخ مستور بود.» در این مثال، «میراثی که سالها در پستوهای تاریخ مستور بود» عبارت است نه جملهی کامل، چون بهتنهایی بیمعنا است و فقط به جملهی پیش از خود مطلبی اضافه میکند. بنابراین، باید قبل از آن از ویرگول استفاده کرد نه نقطهویرگول. ... ویراستار ۱۷:۵۱ ۱۳۹۵/۰۲/۰۶ نقطهویرگول (؛) از نشانههایی است که اخیرا بسیار پرکاربرد شده و بعضیها بهافراط از آن بهره میگیرند استفادهی زیاد از نقطهویرگول نشانهی نداشتن درک درست از مفهوم انسجام متن (Cohesion) است. ابزارهای انسجام (Cohesive devices) ابزارهای دستوری و واژگانی هستند. نشانههایی مثل نقطهویرگول فقط در موارد خاصی میتوانند پیوستگی جملات را نشان دهند و به آسان شدن درک متن کمک کنند. اگر قرار باشد هر دو جملهی مرتبطی را با نقطهویرگول از هم جدا کنیم، باید تقریبا همه جا بهجای نقطه از نقطهویرگول استفاده کنیم، چون تمام جملات هر متن بهنوعی به هم مرتبطاند و از لحاظ معنایی همدیگر را کامل میکنند! نقطهویرگول را باید بهندرت و بهضرورت استفاده کرد. مثلا، در مواردی که اطلاعات خاصی در دو جمله پخش شده است و این دو جمله ارتباط مستقیم و بسیار قوی دارند. ... ویراستار ۱۴:۲۶ ۱۳۹۵/۰۲/۰۵ ویرگول جامانده بهتر از ویرگول اضافه است! هم ویرگولی که باید باشد و نیست و هم ویرگولی که نباید باشد و هست جزو اشکالات نقطهگذاری متن هستند، اما خطای دوم بدتر است. ویراستار ۱۲:۰۵ ۱۳۹۵/۰۲/۰۳ «پیشخان» درست است یا «پیشخوان»؟ «غلط ننویسیم» و «فرهنگ درستنویسی سخن» تأکید کردهاند که املای «پیشخان» به همین صورت درست است نه به شکل «پیشخوان». زندهنام علامه دهخدا و زندهنام دکتر محمد معین هر دو املا را ضبط کردهاند و مترادف هم گرفتهاند. پس هر دو صورت صحیح است. از آنجا که «پیشخان» کثرت استعمال داشته، قاعدتا ضبط ارجح است. «فرهنگ املایی خط فارسی» شکل «پیشخوان» را املای درست دانسته است، که قابل دفاع نیست و قطعا باید در چاپهای بعدی آن اصلاح لازم صورت بگیرد و «پیشخان» هم در کنار «پیشخوان» بنشیند. ... ویراستار ۱۵:۰۱ ۱۳۹۵/۰۲/۰۲ زیاد میبینم که روزنامهنگاران از اصطلاح «آخرین کتاب …» استفاده میکنند مثلا، مینویسند: «آخرین کتاب محمود دولتآبادی منتشر شد.». منظور اینها از «آخرین کتاب» درواقع «جدیدترین کتاب» است. وقتی مینویسیم «آخرین کتاب فلانی»، تداعیکنندهی این است که نویسندهی مورد نظر دیگر نمیخواهد کتابی بنویسد یا فوت کرده و دیگر نمیتواند اثر جدیدی خلق کند. در بهکارگیری اصطلاحات دقیقتر باشیم. ... ویراستار ۱۳:۳۸ ۱۳۹۵/۰۲/۰۱ سایت خبر آنلاین نوشته است: «مهرداد اولادی برای اینکه به لیگ برتر برگردد، زحمت زیادی کشید بهجرئت میتوان گفت او روزانه دو جلسه تمرین میکرد.». عبارت «بهجرئت میتوان گفت» در جاهایی کاربرد دارد که نویسنده یا گوینده میخواهد ادعای مهمی را مطرح کند که محل اختلاف نظر است. مثلا، «بهجرئت میتوان گفت صادق هدایت بزرگترین نویسندهی معاصر ایران است» یا «بهجرئت میتوان گفت قدرت نظامی فرانسه در اروپا نظیر ندارد». استفاده از این عبارت برای امور عادی و محرز درواقع تهی کردن آن از کارکرد راستینش است. اینطور که رسانهها پیش میروند، بعید نیست با چنین جملاتی هم مواجه شویم: «بهجرئت میتوان گفت امروز ناهار قورمهسبزی داریم!». ... ویراستار ۱۱:۰۶ ۱۳۹۵/۰۲/۰۱ «سؤال پرسیدن» از ترکیباتی است که حشو دارد و از فصاحت بهدور است «سؤال» یعنی «پرسش» و ترکیب «سؤال پرسیدن» یعنی «پرسش پرسیدن»! بهجای آن میتوان از ترکیب «سؤال کردن» استفاده کرد که از دیرباز در زبان فارسی کاربرد داشته است. «هر سؤالی را که ایشان کرده بودند و هر جوابی را که از ما یافته بودند جمله گرد کردیم اندرین کتاب …» (رسالهی استخراج، محمد ابن ایوب طبری، قرن چهارم هجری). ... ویراستار ۱۰:۰۵ ۱۳۹۵/۰۲/۰۱ هر گاه پیشوند «ب» بر سر افعالی بیاید که با «ا» و «ا» شروع میشوند، حرف «ی» جانشین «ا» و «ا» میشود مثال درست: بینداز، بیفتاد، بینجامد، بینداخت، بینگیخت، بیفکند. مثال نادرست: بیانداز، بیافتاد، بیانجامد، بیانداخت، بیانگیخت، بیافکند. ویراستار ۰۹:۵۵ ۱۳۹۵/۰۱/۳۱ ویراستار باید هم قدرت تشخیص اشتباهها و لغزشها را داشته باشد و هم قدرت اصلاح آنها را خیلی از ویراستارهایی که در صنعت نشر ما شاغلاند (بهخصوص وقتی متن ترجمهشدهای را به آنها میسپاریم) فقط اولی را دارند و از مقابله و اصلاح عاجزند. اینها گیرهای عمدهی متن را پیدا میکنند و برای ناشر یا نویسنده و مترجم میفرستند تا اصلاح شود. این مثل این میماند که شما اتومبیلتان را ببرید تعمیرگاه و آقای مکانیک بعد از چک کردن آن بگوید که فلان قطعات خراب هستند و باید تعویض یا تعمیر شوند اما خودش نتواند این تعمیرات را انجام دهد!. ... ویراستار ۰۹:۰۴ ۱۳۹۵/۰۱/۳۱ حفظ یکدستی متن مهمتر از سلیقه و شیوهی کار ویراستار است مثلا، مهمتر از اینکه بنویسیم «آمریکا» یا «امریکا»، «خونریزی» یا «خونریزی»، «بلیط» یا «بلیت»، «مزمزه» یا «مزهمزه»، «ساعت ۲» یا «ساعت دو»، «بیستویکساله» یا «بیست و یک ساله» یا «۲۱ ساله» و … این است که این موارد در سراسر متن یکسان نوشته شوند و خواننده در جاهای مختلف کتاب با شیوههای ضبط متفاوت مواجه نشود. برای خواننده چندان تفاوتی نمیکند که با «امریکا» مواجه شود یا «آمریکا» اما اگر یک جا «آمریکا» را ببیند و چند صفحهی بعد «امریکا» را، این را به حساب آشفتگی متن میگذارد. ... ویراستار ۲۰:۱۰ ۱۳۹۵/۰۱/۳۰ به پیشواز اول اردیبهشت (روز بزرگداشت سعدی) / بههمراه لینک دانلود کتاب «گلستان»، چاپ استانبول ادبیات کلاسیک فارسی پنج ستارهی فروزان دارد: سعدی، فردوسی، نظامی، حافظ و مولوی. در این میان، شاید بتوان سعدی را نامیترین و مردمیترین شاعر پارسیگوی دانست. روزگاری دراز، «گلستان» سعدی اولین کتابی بوده است که دانشآموزان در مکتبها میخواندهاند و میآموختهاند و در طاقچهی خانهی هر فارسیزبان ادبدوستی، در کنار قرآن، یک «کلیات سعدی» هم یافت میشده است. او خود در دیباچهی «گلستان» میگوید: «ذکر جمیل سعدی در افواه عوام افتاده است و صیت سخنش در بسیط زمین رفته و قصبالجیب حدیثش همچون شکر میخورند و رقعهی منشآتش چون کاغذ زر میبرند.» این پاره علاوه بر اینکه نشان از شهرت عالمگیر سعدی حتی در دورهی حیات خودش دارد، این سؤال را به ذهن متبادر میکند که راز گیرایی کلام او چیست. پاسخگویی به این سؤال بیشک دشوار است. با وجود این، چندان دور از ذهن نیست که دو عامل مهم را در مقبولیت کلام سعدی بین عوام و خواص دخیل دانست. نوشتههای سعدی مشحون از پند و اندرزهای اخلاقی، تلمیحات به احادیث و آیات قرآنی و اشارات مذهبی است. پرواضح است که جامعهی اخلاقی و مذهبگرای ایران در طول تاریخ توجه ویژهای به آموز ... ویراستار ۱۳:۲۶ ۱۳۹۵/۰۱/۳۰ اینکه برای یافتن معنای یک لغت آن را در گوگل تایپ کنیم و به فرهنگها و لغتنامههای رسمی مراجعه نکنیم مثل این است که طلا را با تراز ویراستار ۱۲:۴۷ ۱۳۹۵/۰۱/۳۰ طبق دستور خط فرهنگستان، «آنکه» و «اینکه» سرهم نوشته میشوند توجه کنید که «آن که» در معنای «آن کسی که» با «آنکه» در معنای «آن است که» متفاوت است. هر زمان مقصود ما «آن کسی که» باشد، بین «آن» و «که» یک فاصلهی کامل میگذاریم: «آن که.». مثال:. یار مفروش به دنیا که بسی سود نکرد/ آن که یوسف به زر ناسره بفروخته بود (حافظ). ... ویراستار ۰۹:۵۵ ۱۳۹۵/۰۱/۳۰ های پایانی بعضی از کلمههاهای ملفوظ است، یعنی هایی است که خوانده میشود (برخلافها در کلماتی مثل خانه، نشانه، تپانچه و … که غیرمل مثلا: فرمانده، بازده، نه، شکوه، زره، توجیه، موجه، گره، تشابه، و سودده. این کلمات در حالت مضاف «ی» یا «ء» نمیگیرند، چون «ه» آنها خوانده میشود و نیاز به میانجی ندارند. مثال درست: فرمانده لشکر، گره کراوات، بازده کارخانه، تشابه اسمی. مثال غلط: فرماندهی/ فرماندهٔ لشکر، گرهی/ گرهٔ کراوات، بازدهی/ بازدهٔ کارخانه، تشابهی/ تشابهٔ اسمی. ... ویراستار ۲۰:۰۶ ۱۳۹۵/۰۱/۲۹ تصویر: توضیحی دربارهی درازنویسی از کتاب «نمونهی نثرهای دلاویز و آموزندهی فارسی»، گردآوردهی محمد دبیرسیاقی، چاپ علمی، ۱۳۴۴. ویراستار ۱۰:۳۲ ۱۳۹۵/۰۱/۲۹ نقطهگذاری لاتین در قرن شانزدهم میلادی پا گرفت و در اواسط قرن نوزدهم قوانین آن کاملا مشخص و مدون شد ویراستار ۰۹:۳۶ ۱۳۹۵/۰۱/۲۹ هنرجویان گرامی کارگاه ویرایش،. کاتبان و خوشنویسان قدیم از علائم سجاوندی استفاده نمیکردهاند ما همهی این علائم را از غربیها وام گرفتهایم. نویسندهی ایرانی، برخلاف همتای غربیاش، آشنایی دقیقی با علائم نگارشی و ویرایشی ندارد. بخش عمدهی مشکلات نشانهگذاری در متنهای ترجمهشده نیز ناشی از این است که مترجمها توجه نمیکنند که نمیتوان عینا نظام نشانهگذاری زبانهای غربی را به متن فارسی تحمیل کرد. روشن است که ساختار فارسی با ساختار زبانهایی مثل انگلیسی و فرانسه تفاوت دارد. ما باید از نشانهها مطابق با ساخت دستوری و آوایی زبان فارسی استفاده کنیم. ... ویراستار ۲۲:۴۶ ۱۳۹۵/۰۱/۲۸ پیشوند «ب» هر گاه به ابتدای اسم بچسبد و صفت بسازد باید سرهم نوشته شود (بجا، بخرد، بشکوه، بنام و …) در تصویر، نمونهای از کاربرد غلط «ب» صفتساز را میبینید. ‹ 54 55 56 57 58 59 ›
ویراستار ۱۱:۲۹ ۱۳۹۵/۰۲/۱۰ عنوانهای آکادمیک پدیدآورها فقط باید روی جلد کتابهای علمی و فنی و دانشگاهی بیاید «دکتر» و «مهندس» و «پروفسور» عناوینیاند که با دیدن آنها روی جلد، پیش از نام نویسنده یا مترجم، ناخودآگاه احساس میکنیم با متون نظری و دانشگاهی طرفیم. روی جلد آثار ادبی مثل رمان و شعر و نمایشنامه و …، نیز روی جلد ترجمههای این آثار، صرفا باید نام پدیدآور یا مترجم را نوشت، بدون عنوان آکادمیک او. فرض کنید بخواهیم روی جلد کتابهای کافکا بنویسیم «نوشتهی دکتر فرانتس کافکا» یا پای «عزاداران بیل» بنویسیم «دکتر غلامحسین ساعدی»! مضحک نیست؟. مثالی برای توضیح بیشتر: روی جلد کتابهای تئوریک رضا براهنی مینویسیم «دکتر رضا براهنی» اما روی جلد رمانها و مجموعهشعرهایش مینویسیم «رضا براهنی». اگر پدیدآور اصرار دارد که عنوان آکادمیک او در کتاب ادبیاش قید شود، بهتر است این عنوان را روی جلد و در صفحهی عنوان کوتاه نگذاریم و در صفحهی حقوق (شناسنامهی کتاب) ذکر کنیم. ...
ویراستار ۱۹:۲۹ ۱۳۹۵/۰۲/۰۶ دورهی سوم کارگاه «مبانی ویرایش کتاب» با تدریس حسین جاوید از ٣٠ اردیبهشت آغاز میشود برای ثبتنام، با مؤسسهی هفتاقلیم تماس بگیرید.
ویراستار ۱۸:۲۵ ۱۳۹۵/۰۲/۰۶ نقطهویرگول فقط باید بین دو جمله که از لحاظ دستوری کامل هستند به کار رود استفاده از نقطهویرگول بین یک جملهی کامل و یک عبارت غلط است. بین جملهی کامل و عبارت باید از ویرگول بهره گرفت …این نمونه را در نظر بگیریم: «هزار و یک شب میراث گرانبهای فرهنگ مشرقزمین است، میراثی که سالها در پستوهای تاریخ مستور بود.» در این مثال، «میراثی که سالها در پستوهای تاریخ مستور بود» عبارت است نه جملهی کامل، چون بهتنهایی بیمعنا است و فقط به جملهی پیش از خود مطلبی اضافه میکند. بنابراین، باید قبل از آن از ویرگول استفاده کرد نه نقطهویرگول. ...
ویراستار ۱۷:۵۱ ۱۳۹۵/۰۲/۰۶ نقطهویرگول (؛) از نشانههایی است که اخیرا بسیار پرکاربرد شده و بعضیها بهافراط از آن بهره میگیرند استفادهی زیاد از نقطهویرگول نشانهی نداشتن درک درست از مفهوم انسجام متن (Cohesion) است. ابزارهای انسجام (Cohesive devices) ابزارهای دستوری و واژگانی هستند. نشانههایی مثل نقطهویرگول فقط در موارد خاصی میتوانند پیوستگی جملات را نشان دهند و به آسان شدن درک متن کمک کنند. اگر قرار باشد هر دو جملهی مرتبطی را با نقطهویرگول از هم جدا کنیم، باید تقریبا همه جا بهجای نقطه از نقطهویرگول استفاده کنیم، چون تمام جملات هر متن بهنوعی به هم مرتبطاند و از لحاظ معنایی همدیگر را کامل میکنند! نقطهویرگول را باید بهندرت و بهضرورت استفاده کرد. مثلا، در مواردی که اطلاعات خاصی در دو جمله پخش شده است و این دو جمله ارتباط مستقیم و بسیار قوی دارند. ...
ویراستار ۱۴:۲۶ ۱۳۹۵/۰۲/۰۵ ویرگول جامانده بهتر از ویرگول اضافه است! هم ویرگولی که باید باشد و نیست و هم ویرگولی که نباید باشد و هست جزو اشکالات نقطهگذاری متن هستند، اما خطای دوم بدتر است.
ویراستار ۱۲:۰۵ ۱۳۹۵/۰۲/۰۳ «پیشخان» درست است یا «پیشخوان»؟ «غلط ننویسیم» و «فرهنگ درستنویسی سخن» تأکید کردهاند که املای «پیشخان» به همین صورت درست است نه به شکل «پیشخوان». زندهنام علامه دهخدا و زندهنام دکتر محمد معین هر دو املا را ضبط کردهاند و مترادف هم گرفتهاند. پس هر دو صورت صحیح است. از آنجا که «پیشخان» کثرت استعمال داشته، قاعدتا ضبط ارجح است. «فرهنگ املایی خط فارسی» شکل «پیشخوان» را املای درست دانسته است، که قابل دفاع نیست و قطعا باید در چاپهای بعدی آن اصلاح لازم صورت بگیرد و «پیشخان» هم در کنار «پیشخوان» بنشیند. ...
ویراستار ۱۵:۰۱ ۱۳۹۵/۰۲/۰۲ زیاد میبینم که روزنامهنگاران از اصطلاح «آخرین کتاب …» استفاده میکنند مثلا، مینویسند: «آخرین کتاب محمود دولتآبادی منتشر شد.». منظور اینها از «آخرین کتاب» درواقع «جدیدترین کتاب» است. وقتی مینویسیم «آخرین کتاب فلانی»، تداعیکنندهی این است که نویسندهی مورد نظر دیگر نمیخواهد کتابی بنویسد یا فوت کرده و دیگر نمیتواند اثر جدیدی خلق کند. در بهکارگیری اصطلاحات دقیقتر باشیم. ...
ویراستار ۱۳:۳۸ ۱۳۹۵/۰۲/۰۱ سایت خبر آنلاین نوشته است: «مهرداد اولادی برای اینکه به لیگ برتر برگردد، زحمت زیادی کشید بهجرئت میتوان گفت او روزانه دو جلسه تمرین میکرد.». عبارت «بهجرئت میتوان گفت» در جاهایی کاربرد دارد که نویسنده یا گوینده میخواهد ادعای مهمی را مطرح کند که محل اختلاف نظر است. مثلا، «بهجرئت میتوان گفت صادق هدایت بزرگترین نویسندهی معاصر ایران است» یا «بهجرئت میتوان گفت قدرت نظامی فرانسه در اروپا نظیر ندارد». استفاده از این عبارت برای امور عادی و محرز درواقع تهی کردن آن از کارکرد راستینش است. اینطور که رسانهها پیش میروند، بعید نیست با چنین جملاتی هم مواجه شویم: «بهجرئت میتوان گفت امروز ناهار قورمهسبزی داریم!». ...
ویراستار ۱۱:۰۶ ۱۳۹۵/۰۲/۰۱ «سؤال پرسیدن» از ترکیباتی است که حشو دارد و از فصاحت بهدور است «سؤال» یعنی «پرسش» و ترکیب «سؤال پرسیدن» یعنی «پرسش پرسیدن»! بهجای آن میتوان از ترکیب «سؤال کردن» استفاده کرد که از دیرباز در زبان فارسی کاربرد داشته است. «هر سؤالی را که ایشان کرده بودند و هر جوابی را که از ما یافته بودند جمله گرد کردیم اندرین کتاب …» (رسالهی استخراج، محمد ابن ایوب طبری، قرن چهارم هجری). ...
ویراستار ۱۰:۰۵ ۱۳۹۵/۰۲/۰۱ هر گاه پیشوند «ب» بر سر افعالی بیاید که با «ا» و «ا» شروع میشوند، حرف «ی» جانشین «ا» و «ا» میشود مثال درست: بینداز، بیفتاد، بینجامد، بینداخت، بینگیخت، بیفکند. مثال نادرست: بیانداز، بیافتاد، بیانجامد، بیانداخت، بیانگیخت، بیافکند.
ویراستار ۰۹:۵۵ ۱۳۹۵/۰۱/۳۱ ویراستار باید هم قدرت تشخیص اشتباهها و لغزشها را داشته باشد و هم قدرت اصلاح آنها را خیلی از ویراستارهایی که در صنعت نشر ما شاغلاند (بهخصوص وقتی متن ترجمهشدهای را به آنها میسپاریم) فقط اولی را دارند و از مقابله و اصلاح عاجزند. اینها گیرهای عمدهی متن را پیدا میکنند و برای ناشر یا نویسنده و مترجم میفرستند تا اصلاح شود. این مثل این میماند که شما اتومبیلتان را ببرید تعمیرگاه و آقای مکانیک بعد از چک کردن آن بگوید که فلان قطعات خراب هستند و باید تعویض یا تعمیر شوند اما خودش نتواند این تعمیرات را انجام دهد!. ...
ویراستار ۰۹:۰۴ ۱۳۹۵/۰۱/۳۱ حفظ یکدستی متن مهمتر از سلیقه و شیوهی کار ویراستار است مثلا، مهمتر از اینکه بنویسیم «آمریکا» یا «امریکا»، «خونریزی» یا «خونریزی»، «بلیط» یا «بلیت»، «مزمزه» یا «مزهمزه»، «ساعت ۲» یا «ساعت دو»، «بیستویکساله» یا «بیست و یک ساله» یا «۲۱ ساله» و … این است که این موارد در سراسر متن یکسان نوشته شوند و خواننده در جاهای مختلف کتاب با شیوههای ضبط متفاوت مواجه نشود. برای خواننده چندان تفاوتی نمیکند که با «امریکا» مواجه شود یا «آمریکا» اما اگر یک جا «آمریکا» را ببیند و چند صفحهی بعد «امریکا» را، این را به حساب آشفتگی متن میگذارد. ...
ویراستار ۲۰:۱۰ ۱۳۹۵/۰۱/۳۰ به پیشواز اول اردیبهشت (روز بزرگداشت سعدی) / بههمراه لینک دانلود کتاب «گلستان»، چاپ استانبول ادبیات کلاسیک فارسی پنج ستارهی فروزان دارد: سعدی، فردوسی، نظامی، حافظ و مولوی. در این میان، شاید بتوان سعدی را نامیترین و مردمیترین شاعر پارسیگوی دانست. روزگاری دراز، «گلستان» سعدی اولین کتابی بوده است که دانشآموزان در مکتبها میخواندهاند و میآموختهاند و در طاقچهی خانهی هر فارسیزبان ادبدوستی، در کنار قرآن، یک «کلیات سعدی» هم یافت میشده است. او خود در دیباچهی «گلستان» میگوید: «ذکر جمیل سعدی در افواه عوام افتاده است و صیت سخنش در بسیط زمین رفته و قصبالجیب حدیثش همچون شکر میخورند و رقعهی منشآتش چون کاغذ زر میبرند.» این پاره علاوه بر اینکه نشان از شهرت عالمگیر سعدی حتی در دورهی حیات خودش دارد، این سؤال را به ذهن متبادر میکند که راز گیرایی کلام او چیست. پاسخگویی به این سؤال بیشک دشوار است. با وجود این، چندان دور از ذهن نیست که دو عامل مهم را در مقبولیت کلام سعدی بین عوام و خواص دخیل دانست. نوشتههای سعدی مشحون از پند و اندرزهای اخلاقی، تلمیحات به احادیث و آیات قرآنی و اشارات مذهبی است. پرواضح است که جامعهی اخلاقی و مذهبگرای ایران در طول تاریخ توجه ویژهای به آموز ...
ویراستار ۱۳:۲۶ ۱۳۹۵/۰۱/۳۰ اینکه برای یافتن معنای یک لغت آن را در گوگل تایپ کنیم و به فرهنگها و لغتنامههای رسمی مراجعه نکنیم مثل این است که طلا را با تراز
ویراستار ۱۲:۴۷ ۱۳۹۵/۰۱/۳۰ طبق دستور خط فرهنگستان، «آنکه» و «اینکه» سرهم نوشته میشوند توجه کنید که «آن که» در معنای «آن کسی که» با «آنکه» در معنای «آن است که» متفاوت است. هر زمان مقصود ما «آن کسی که» باشد، بین «آن» و «که» یک فاصلهی کامل میگذاریم: «آن که.». مثال:. یار مفروش به دنیا که بسی سود نکرد/ آن که یوسف به زر ناسره بفروخته بود (حافظ). ...
ویراستار ۰۹:۵۵ ۱۳۹۵/۰۱/۳۰ های پایانی بعضی از کلمههاهای ملفوظ است، یعنی هایی است که خوانده میشود (برخلافها در کلماتی مثل خانه، نشانه، تپانچه و … که غیرمل مثلا: فرمانده، بازده، نه، شکوه، زره، توجیه، موجه، گره، تشابه، و سودده. این کلمات در حالت مضاف «ی» یا «ء» نمیگیرند، چون «ه» آنها خوانده میشود و نیاز به میانجی ندارند. مثال درست: فرمانده لشکر، گره کراوات، بازده کارخانه، تشابه اسمی. مثال غلط: فرماندهی/ فرماندهٔ لشکر، گرهی/ گرهٔ کراوات، بازدهی/ بازدهٔ کارخانه، تشابهی/ تشابهٔ اسمی. ...
ویراستار ۲۰:۰۶ ۱۳۹۵/۰۱/۲۹ تصویر: توضیحی دربارهی درازنویسی از کتاب «نمونهی نثرهای دلاویز و آموزندهی فارسی»، گردآوردهی محمد دبیرسیاقی، چاپ علمی، ۱۳۴۴.
ویراستار ۱۰:۳۲ ۱۳۹۵/۰۱/۲۹ نقطهگذاری لاتین در قرن شانزدهم میلادی پا گرفت و در اواسط قرن نوزدهم قوانین آن کاملا مشخص و مدون شد
ویراستار ۰۹:۳۶ ۱۳۹۵/۰۱/۲۹ هنرجویان گرامی کارگاه ویرایش،. کاتبان و خوشنویسان قدیم از علائم سجاوندی استفاده نمیکردهاند ما همهی این علائم را از غربیها وام گرفتهایم. نویسندهی ایرانی، برخلاف همتای غربیاش، آشنایی دقیقی با علائم نگارشی و ویرایشی ندارد. بخش عمدهی مشکلات نشانهگذاری در متنهای ترجمهشده نیز ناشی از این است که مترجمها توجه نمیکنند که نمیتوان عینا نظام نشانهگذاری زبانهای غربی را به متن فارسی تحمیل کرد. روشن است که ساختار فارسی با ساختار زبانهایی مثل انگلیسی و فرانسه تفاوت دارد. ما باید از نشانهها مطابق با ساخت دستوری و آوایی زبان فارسی استفاده کنیم. ...
ویراستار ۲۲:۴۶ ۱۳۹۵/۰۱/۲۸ پیشوند «ب» هر گاه به ابتدای اسم بچسبد و صفت بسازد باید سرهم نوشته شود (بجا، بخرد، بشکوه، بنام و …) در تصویر، نمونهای از کاربرد غلط «ب» صفتساز را میبینید.