این کانال در پی احیای نگاه و تفکری انتقادیست. آنهم با خوانشی متفاوت از علوم انسانی منجمله روانکاوی و فلسفه و جامعه شناسی،بلکه راهی برای یک تفکر انتقادی و رادیکال بگشاید. https://t.me/joinchat/AAAAAEPRYscX8s9o8ft-FA ارتباط با ادمین @Rezamajd1


«سکس تراپی همزاد پورنوگرافی»:. ✍سیاوش طلایی زاده …۱

مشهور است که شخصی به نام دکتر جانسون وقتی میخواست گواهی در رد نظریه ایدئالیسم بارکلی بیاورد با لگد به سنگی کوبید و گفت «من اینگونه نظر بارکلی را رد میکنم». به پیروی از دکتر جانسون، آیا ما نیز میتوانیم لکان را به تختخواب دعوت کنیم و او را در آغوش کیم کارداشین بیندازیم تا دیگر شعار سر ندهد «رابطه جنسی وجود ندارد»؟. قطعا همانگونه که پس از لگد دکتر جانسون فلسفه ایدئالیسم همچنان سر جایش میماند هم آغوشی لکان و کیم کارداشین نیز منتهی به ابطال قاعده «امتناع رابطه جنسی» در لکان نمیشود. باید دانست که مقصود لکان از جمله «هیچ رابطه جنسی ای وجود ندارد» قطعا انکار واقعیت جسمانی سکس نیست؛ بلکه منظور میانجیگری متغیری به نام فانتزی است که تجربه مواجهه جنسی را پیچیده‌تر از یک کنش طبیعی محض میسازد. جان کلام لکان این است: میل ورزی -به طور خاص میل ورزی جنسی- بدون وجود خیالی در ذهن که خود میل را به صحنه میبرد ممکن نیست. بر خلاف روابط جنسی حیوانات که در آن همه چیز به شکلی خالص و طبیعی رخ میدهد در انسان خیال همواره میان اندامهای جنسی وساطت میکند و این دقیقا به دلیل خصلت زبانی انسان است. به واسطه خیال اندامهای ...
  • گزارش تخلف

فلسفه‌ی نزد گروهی از فیلسوفان از قبول تام برخوردار شد

از جمله پیروان او که بر مذهب اصالت عقل جازم شدند و به‌کلی عقاید تجربیان را رد می‌کردند و هر شناختی را محصول تعقل محض می‌دانستند، بود که در کتاب‌هایش اشاراتی به او دارد. چنین فیلسوفان را در تاریخ فلسفه‌ی غرب «جزمی» یا «دگماتیک» خوانده‌اند. و چون این اصطلاح فراوان در ایران به کار می‌رود و غالبا در مناقشه، هر گروه مخالفان خویش را «دگماتیک» لقب می‌دهد و از طرف دیگر فهم آن از بعضی جهات برای درک مقصود کانت لازم است، بی‌مناسبت نیست توضیحی درباره‌ی آن بدهیم. معنای عام «دگماتیسم» یا «جزمیت» در فلسفه، اعتقاد به حصول یقین برای آدمی است، در مقابل شکاکیت. در اصطلاح کانت، «دگماتیسم» مقابل «کریتیسیسم» یا «سنجش» و «نقادی» است. فیلسوف «جزمی» یا «دگماتیک» نه تنها اصولی را که از پیشینیان به ارث برده است بدون نقد و سنجش می‌پذیرد، بلکه به‌عقیده‌ی کانت بی آن‌که «طبیعت» و «حدود» عقل را بسنجد، ارزش شناخت‌های آدمی را مسلم می‌انگارد. وقتی کانت می‌گوید مرا از خواب جزمی بیدار کرد، مقصودش این است که به نقد و سنجش قوه‌ی عقل و ارزیابی معرفت انسان وا داشت. معنای «فلسفه‌ی نقدی» در برابر «فلسفه‌ی جزمی» همین است. کس دیگ ...
  • گزارش تخلف

روسو مرا به راه راست آورد

اکنون آن احساس کورکورانه‌ی برتری در حال زائل شدن است و رفته‌رفته یاد می‌گیرم که انسان‌ها را بزرگ بدارم و محترم بشمارم و بسیار خویشتن را از یک کارگر ساده پایین‌تر می‌دانستم اگر معتقد نبودم که این پیشه [یعنی اشتغال به فلسفه] می‌تواند ارزش هرکار دیگری را بیفزاید و به‌کسانی که به آن کارها مشغولند در احراز حقوق بشر یاری برساند.». سی و پنج سال بعد، در هفتاد و سه سالگی، هنوز می‌بینیم این تاثیر پابرجاست و کانت میراثی را که از روسو برده همچنان حفظ کرده است و می‌پرسد:. «چه سود از همه‌ی این زحمت‌ها و نزاع‌ها در عالم نظر اگر از مهر و رأفت قلبی ما کاسته شود؟». عزت‌الله فولادوند - شهریور ۱۳۶۷-مقدمه بر کتاب نوشته‌ی. ...
  • گزارش تخلف

انسان در جستجوی معنی (راهنمایی برای یافتن فلسفه زندگی).. من برای چه زنده هستم؟)

۲- انسان معنا را در شیوه تجربه کردن زندگی، یا کسی را دوست داشتن، می بیند. در اینجا انسان از خود می‌پرسد:. من برای چه کسی زنده هستم؟.۳- انسان معنا را در بحبوحهٔ مشکلات سنگین در می‌یابد. طرز برخوردی که ما نسبت به رنج انتخاب میکنیم. در جایی که ما با یک سرنوشت غیر قابل تغییر روبرو می‌شویم. مثلا (یک بیماری غیر قابل علاج، مرگ یک عزیز، یک موقعیت ناامید کننده، …) در این جاست که زندگی را معنا میکنیم. (در اینجا انسان از خود می‌پرسد:. چرا نگرش مثبت در برابر سرنوشت غیر قابل تغییر و اجتناب ناپذیر نداشته باشم؟). ویکتور فرانکل معتقد است که درست در جایی که ما با یک موقعیت روبه رومی شویم که به هیچ روی نمی‌توانیم آن را تغییر دهیم از ما انتظار می‌رود که خود را تغییر دهیم، رشد کنیم، بالغ شویم واز خود فراتر رویم …. ...
  • گزارش تخلف

✔️ «نباید سکوت کنیم».. ✍ سعید سلطانپور.. دریای سیاه به غارت می‌رود، و ملت گرسنه است

مزارع سپید و شکفته به غارت می‌روند، و ملت گرسنه است. دریا و درختان و کوه‌ها به غارت می‌روند و او همچنان غارت‌زده بر جای می‌ماند. برای عظیم‌ترین غارت‌ها، می‌باید عظیم‌ترین تحمیل فرهنگی ممکن شود. پس بیهوده نیست که معلم به هیچ گرفته می‌شود تا زیر فشار استراحت و نان خانواده، مسئولیت خویش را از یاد ببرد و برای حفظ تعادل مرسوم زندگی به مشاغل دیگر نیز بپردازد، پس بیهوده نیست که بر کتاب‌های درسی و کتاب‌های کودکان نظارتی دیکتاتوری به عمل می‌آید و بیهوده نیست که مطبوعات ارزشی برابر تسلیحات می‌یابد، و گردن مفاهیم مترقی با گیوتین سانسور قطع می‌گردد …. من می‌گویم نباید سکوت کنیم. شاید شما نیز این را می‌گویید. اما عمل چیز دیگری می‌گوید: ما سکوت کرده‌ایم. نفس‌های جسته و گریخته هرگز کافی نیست. باید خطر کنیم. ...
  • گزارش تخلف

در باب چیزی بنام «چپ لکانی». ✍ محمدزمان زمانی

سخن گفتن از چیزی به نام چپ لکانی بی درنگ این پرسش را به ذهن می‌آورد که آیا چیزی به نام «راست لکانی» هم وجود دارد یا میتواند وجود داشته باشد؟ این واقعیت که جریانی به نام چپ لکانی (lacanian left) وجود دارد قابل شک نیست ولی مساله مهم و حیاتی این است که چپ تا چه اندازه میتواند از نظریه لکانی بهره ببرد و نظریه لکانی تا چه حد برای جریان چپ سلاح نظری فراهم میکند. ایا اینکه چیزی بنام راست لکانی نداریم امریست اتفاقی و تصادفی یا اینکه نظریه لکان در بنیاد نمیتواند در خدمت سیاست راستگرا باشد. اگر جریان چپ را اینجا به معنای مارکسیسم و کمونیسم بگیریم باید بدانیم که از دل نظریه لکان مستقیما چیزی در تایید پر سوز و گداز رادیکالهای شورشی مارکسیست درنمی آید. پس بخشی از جریان مارکسیستی چرا اینسان به ماترک و میراث ژاک لکان بسته و پیوسته است؟ نظریه لکانی شناخت و نقدهای مهمی درباره فانتزی و ایدیولوژی و هویت فراهم میکند که در ارایه خوانشی نو و مفید از مارکس کمک مان میکند. این خوانش در پرتو افکندن بر بسیاری مسایل جهان کنونی کارگر می‌افتد. نخست یادمان نرود که بقول ژیژک این مارکس بود که به لکان در معرفی و بسط مف ...
  • گزارش تخلف

این نیاز به رهبر و انضباط برخاسته از این جهت

است که هر عضوی از گروه کم و بیش متوجه این نکته است که او و دیگران جمع به هم پیوسته‌ای را می‌سازند و هر نوع پراکندگی و جدا افتادگی همچون دشمن و تهدیدی برایشان بشمار می‌آید، بنابراین میل به رهبر داشتن و وجود انضباط بیشتر ناشی از حس تعاون و میل به زندگانی مشترک است تا علاقه صرف و پست به اطاعت و حاکم و فرمانروا داشتن. در حقیقت هرگاه میل به اطاعت در افراد اجتماعی وجود داشته باشد، این میل در آن جامعه موجب پیدا شدن فرمانروایان فرومایه و مستبدی می‌گردد، در حالیکه هرگاه انضباط و لزوم رهبر بر مبنای حس تعاون و زندگی مشترک باشد، رهبرانی عالی و بزرگ را بوجود می‌آورد. زیگموند فروید/ آینده یک پندار … ...
  • گزارش تخلف

«مردم برابر با توده‌ای خشن و جاهل نیست». ✍ژاک رانسیر

ترجمه؛ مراد فرهادپور …روزی نمی‌گذرد بی‌آن‌که خطرات پوپولیسم از همه سو گوش‌زد شود. اما فهم این‌که این واژه به چه اشاره می‌کند چندان ساده نیست. پوپولیسم چیست؟ به‌رغم نوسانات گوناگون در معنای این واژه، ظاهرا گفتار مسلط آن را بر حسب سه ویژگی اساسی تعریف می‌کند: سبک خاصی از سخن گفتن که مستقیما مردم را خطاب قرار می‌دهد و نمایندگان و مقامات را دور می‌زند؛ تأکید بر این‌که حکومت‌ها و نخبگان حاکم بیش‌تر دغدغه‌ی جیب خود را دارند تا منافع عموم را؛ کاربرد نوعی واژگان معطوف به هویت که بیانگر طرد خارجی‌ها و ترس از آنان است …. اما روشن است که هیچ ربط ضروری میان این سه ویژگی وجود ندارد. سیاست‌مداران جمهوری خواه و سوسیالیست ادوار گذشته به یقین معتقد بودند پدیده‌ای به‌نام «مردم» وجود دارد که بستر قدرت و طرف اصلی خطاب گفتار سیاسی است. این امر متضمن هیچ نوع احساس نژادپرستانه یا بیگانه‌ستیز نیست. ما به هیچ مردم‌فریبی نیاز نداریم که با صدای بلند اعلام کند سیاست‌مداران ما بیش‌تر به‌فکر شغل و مقام خویش‌اند تا آینده‌ی دیگر شهروندان، و یا این حقیقت را افشا کند که حاکمان ما با نمایندگان سرمایه‌ی مالی هم‌زیستی کام ...
  • گزارش تخلف

پشتیبان این اقدام‌ها شکلی از مبارزه‌ی ایدئولوژیکی است که به اتکای ناتوانی افراد از ارائه‌ی برخی ویژگی‌های شاخص هویت ملی این محدود

ولی این «پوپولیست‌های» جبهه‌ی ملی (فاشیست‌های فرانسوی) نیستند که جرقه‌ی شروع این مبارزه را زنده‌اند. برعکس، این برخی روشنفکران ظاهرا متعلق به چپ اند که استدلال زیر را پاسخ‌ناپذیر یافته‌اند: «این مردمان حقیقتا فرانسوی نیستند زیرا آنان سکولار نیستند.». یاوه‌گویی‌های اخیر مارین لوپن از این لحاظ آموزنده است. کل کار او چیزی نیست مگر فشرده کردن دنباله‌ای از گفتار در یک تصویر واحد: مسلمان = با اسلام‌گرا= با نازی، دنباله‌ای که تقریبا در همه‌جای نوشته‌‌های به اصطلاح جمهوری‌خواه وجود دارند. راست افراطی «پوپولیست» بیانگر هیچ شور و اشتیاق خارجی‌ستیز خاصی نیست که از اعماق توده‌ها فیضان کند؛ این جناحی حاشیه‌ای‌ست که استراتژی‌های حکومت و مبارزات روشنفکران برجسته را به سود خود به‌کار می‌گیرد. دولت حس دائمی ناامنی را حفظ می‌کند حسی‌که در آن خطرات ناشی از بحران اقتصادی و بی‌کاری را با خطرات ناشی از کاربرد مواد شیمیایی درهم می‌آمیزد، تا نهایتا همه چیز در هیأت تهدید عظیم تروریسم اسلامی به اوج رسد. راست افراطی صرفا به تصویر رایجی گوشت و پوست می‌بخشد که ساخته‌ی فرامین بخش‌نامه‌های وزرا و نوشته‌های ایدئولوژی ...
  • گزارش تخلف

ما همواره در وضعیتی هستیم. وضعیت‌ها دگرگون می‌شوند و امکان‌هایی به وجود می‌آیند

اگر امکانی از دست برود، دیگر هرگز به‌دست نخواهد آمد. من، خود می‌توانم بکوشم که وضعیت را دگرگون سازم. اما وضعیت‌هایی هست که حتی اگر وجوه گذرایی از آن‌ها دگرگون شود یا نیروی خردکننده‌ی آن‌ها مورد غفلت قرار گیرد، باز هم، در اساس، دگرگون نمی‌شود: من باید بمیرم، من باید رنج بکشم، من باید مبارزه کنم، من بازیچه‌ی بخت هستم، من با بی‌ملاحظگی خود را درگیر گناه می‌کنم. ما این وضعیت‌های بنیادی وجود خود را وضعیت‌های نهایی می‌نامیم. یعنی، ما نمی‌توانیم از این وضعیت‌ها بگریزیم یا آن‌ها را دگرگون سازیم. آگاهی نسبت به این وضعیت‌های نهایی، در کنار حیرت و شک، ژرف‌ترین سرچشمه‌ی است. در زندگی روزمره‌مان، غالبا از این وضعیت‌ها غفلت می‌کنیم و چشممان را به‌گونه‌ای به‌روی آن‌ها می‌بندیم و چنان زندگی می‌کنیم که گویی چنین وضعیت‌هایی وجود ندارند. از یاد می‌بریم که باید بمیریم، از یاد می‌بریم که گناهکاریم، از یاد می‌بریم که بازیچه‌ی بخت و تصادف هستیم. ما تنها با وضعیت‌های متجسم روبه‌رو می‌شویم و به‌سود خود بر آن‌ها چیره می‌شویم و با برنامه‌ریزی و عمل در جهان، به انگیزه‌ی منافع عملی خود، دربرابر آن‌ها واکنش نشان می ...
  • گزارش تخلف

جودیت باتلر.. زمینه کاری: فلسفه قاره‌ای، نظریه فراهنجار، جنسیت، فلسفه سیاسی، علم اخلاق، فلسفه یهودی

مکتب مکتب انتقادی، فمینیسم موج سوم، پست‌مدرنیسم، پساساختارگرایی. متولد۲۴ فوریه ۱۹۵۶در کلیولند, اوهایو، ایالات متحده آمریکا. متأثر از. هگل، کارل مارکس، فریدریش نیچه، کیرکگارد، سیمون دوبووار، فوکو، آدورنو، فروید، جان لانگشاو آستین، لوس ایریگاره، امانوئل لویناس، دریدا، لوئی آلتوسر، ژاک لاکان. جودیت باتلر فیلسوف پساساختارگرا و منتقد فمنیست آمریکایی است و در زمینه‌های فمینیسم، نظریه فراهنجار، فلسفه سیاسی و علم اخلاق صاحب نظر است. وی دارای کرسی استادی در رشته ادبیات در دانشگاه کلمبیای شهر نیویورک است …او مدرک دکترای خود را در سال ۱۹۸۴ از دانشگاه ییل دریافت کرد. پایان‌نامه وی با عنوان مباحث شهوت، بازتاب اندیشه‌های هگل در قرن بیستم فرانسه بود …نخستین اثر وی آشفتگی جنسیتی نام دارد که در سال ۱۹۹۰ به چاپ رسید و بیش از ۱۰۰٬۰۰۰ نسخه از آن در کشورهای دیگر و به زبان‌های مختلف به چاپ رسید. یکی از مهمترین نظریات باتلر در خصوص جنسیت طرح مبحثی‌ست با عنوان پرفورمتیویته‌ی جنسیت. باتلر معتقد است که جنسیت یک «اجراء» (performance) کردن است، آن چیزی که فرد در شرایطی خاص به نمایش می‌گذارد، نه قاعده‌ای جهانشمول ...
  • گزارش تخلف

* یکی از معناهای «اشاره» را «بلندکردن آتش» گفته‌اند («اشار النار …»).. ✍ پویا ایمانی …اول

بحث فلسفی از قرن‌ها قبل از «انتخابات» شروع می‌شود و تا قرن‌ها بعدش ادامه می‌یابد. همین‌قدر کند و باواسطه و آناکرونیک. این کار تأمل فلسفی نیست که به شما بگوید در انتخابات شرکت بکنید یا نکنید. نگاه عجول و هیستریکی که همین حالا، همین‌جا، دنبال پاسخ فوری یک‌کلمه‌ای می‌گردد پیش‌فرض‌ ساده‌دلانه‌اش این است که «اکنون» نقطه‌ی گسست معناداری در روند خطی زمان است. این‌همه دنبال پاسخ‌های اضطراری گشتن سر بزنگاه‌هایی که اتفاقا پرهیبی کم‌رنگ از «بزنگاه» هم نیستند نه بخشی از راه‌حل، که از قضا نشان خود بیماری‌ست. این‌همه این در و آن در زدن دنبال جواب‌های راحت‌الحلقوم و کنسروهای تئوریک ساده‌شده، آن هم هر چند سال یک بار، با این التهاب پوک و سطحی، به هیچ‌جا، مطلقن به هیچ‌جا، نمی‌رسد. نه این‌که نشود بین بد و بدتر انتخاب کرد، نه این‌که به تخت غلامی نشاندن یک رئیس‌جمهور کم‌تر جانی یا کم‌تر فاسد یا کم‌تر ارتدوکس ناممکن باشد، البته که ممکن است، این اتفاقن هدیه‌ی بنجل و ارزان‌خرید حاکم است به رأی‌دهندگان، دقیقن به همین دلیل هم جز تداوم وضعیت اضطراری‌ای که معنا و منطق و رانه‌ی حکومت فعلی‌ست چیزی عاید رأی‌دهندگان ...
  • گزارش تخلف

ژاک دریدا در یکی از سمینارهایش در آمریکا می‌گوید: جنایت علیه بشریت بخشودنی نیست!

دریدا در نظریه خود از بخشش «بی قید و شرط» صحبت می‌کند، که بخشش نباید با چشمداشت رسیدن به نتیجه خاصی صورت گیرد. او فروتنانه تا به آخر می‌رود و می‌گوید در حقیقت این نابخشودنی است که بخشش را فرا می‌خواند. تنها با اینگونه عمل نابخشودنی که بخشیده شود. بخشش به صورت واقعی و در نفسش معنا می‌یابد. همینجا دریدا به مسئله بسیار مهمی اشاره می‌کند و می‌گوید: تنها و تنها خود قربانی است که می‌تواند در جنایت علیه بشریت ببخشد، و چون همه‌ی قربانیان به قتل رسیده‌اند و دیگر در قید حیات نیستند، هیچ کس دیگر نمی‌تواند به جای آنها جانیان را ببخشد …. ...
  • گزارش تخلف

تکه‌ای از کتاب پرتوی در چشمی مردانه. نوشته نانسی هوستون. ترجمه نیشابور

در مجموع، پورنوگرافی، چون هنر اروتیک از عهد باستان، فانتاسم مذکر را منعکس می‌کند، که متنوع. هستند اما دو تای آن به صورت نظام‌بندی شده اگر نگوییم وسوسه‌گرایانه‌ای پشت سر هم می‌آیند …اولین فانتاسم: «مردیتی» شکست ناپذیر و خستگی ناپذیر. می‌توان از آن نتیجه گرفت که قبل و بعد از ابداع ویاگرا، مردان از بابت این «محل» نگرانی داشتند، و در خیال خود خویش را با مردانی قهارتر مقایسه می‌کردند، در نقش‌دیوارهای بمبئی، مثلا، مردیت پیروزمندانه نه به وسیله مردم معمولی شهر بلکه به وسیله پیگمه‌ها و ساتیرها مجسم شده. دومین فانتاسم: ‌ جسم زنانه، جوان حتی خیلی جوان، تقدیم شده، شهوانی، تحریک‌آمیز و قابل‌تحریک. از این هم می‌توان نتیجه گرفت که زنان واقعی اغلب کم‌تر آماده لذت‌جویی هستند تا زنان خیالی …من از آن‌هایی هستم که معمولا مهر احترام بر نقاشی می‌زنم و در مورد پورنوگرافی تردید دارم اما …. مرز این دو کجاست؟ در این چون در آن، می‌توان جسما از تصویری که با ما حرف می‌زند متآثر شد، از تصویری که به سراغ ما می‌آید … … …. ایرینا یونسکو، خود او نتیجه زنا میان مادر و پدربزرگ‌اش ادعای هنر دارد، اما زندگی دخترش اوا را ب ...
  • گزارش تخلف

بنابراین پرسیدن این که چه کسی زیباست، چه کسی عادل است، و نه این که زیبا چیست یا عادل چیست، ثمره‌ی روشی طرح ریزی شده بود، روشی متضم

هنری تجربه گرا و کثرت باور. «کنجکاوانه فریاد زدم: پس چیست؟ -باید بپرسی: پس چه کسی؟ چنین گفت دیونیزوس، و چنانکه شیوه‌ی اوست دم فرو بست، یعنی به شیوه‌ای اغواگرانه.». پرسش «چه کسی؟» نزد نیچه بدین معناست: بر چیزی که مورد بررسی است کدام نیروها چیره‌اند، کدام خواست این چیز را در تصرف دارد؟ چه کسی خود را در این چیز بیان، آشکار و حتی پنهان می‌کند؟ فقط پرسش «چه کسی؟» ما را به ذات هدایت می‌کند. زیرا ذات فقط معنا و ارزش چیز است. ذات را نیروهایی که با چیز در قرابت اند، و خواستی که با این نیروها در قرابت است، تعیین می‌کند. ...
  • گزارش تخلف

«یک «شیء فی نفسه» به همان اندازه تباه و گمراه است که یک «معنای فی نفسه»، یک «مفهوم فی نفسه»

هیچ واقعیت در خویشتن وجود ندارد زیرا که همواره باید معنایی به درون آن فرا افکند، بیش از آنی که «واقعیت» در کار تواند بود. پرسش «چیست؟» یک تحمیل معنا از دیدگاهی دیگر است. «جوهر»، «طبیعت جوهری» چیز دورنمایی است و زین پیش مستلزم یک چندگانگی می‌باشد. در اساس آن، همواره «آن از نظر من چیست؟» نهفته است (از نظر ما، از نظر هرآنچه زیست می‌کند و …).». (فردریش نیچه، اراده قدرت، کتاب سوم-اصول یک ارزشگذاری جدید، قطعه ۵۵۶، ۱۸۸۶-۱۸۸۵). ++++++++++++++. • توضیح: نیچه عملا با این قطعه (و قطعاتی مشابه این) علیه کانت، دکارت و سرچشمه‌ی این موضوع یعنی افلاطون شورش می‌کند. نیچه پرسش «کدام یک» (پرسش سوفسطایی) را در مقابل پرسش «آن چیست» (پرسش افلاطونی) قرار می‌دهد، چراکه معتقد است پرسش از ذات اشیاء ره به جایی نمی‌برد و پرسشی است اساسا اشتباه و در مسیر هیچ انگاری افلاطونی. نیچه اساسا بیشتر با سوفسطاییان همراه است، هرچند سوفسطایی در تاریخ فلسفه بدنام شده است. ...
  • گزارش تخلف

✍ ژاک رانسیر …افکار عمومی فرانسه علیه قاضیانی که شبه‌نظامی سابق، پل توویه را به «جنایت علیه بشریت» متهم ساختند شورید

اما پیش از برآشفتن، باید در تنظیمات منحصر به فرد روابط میان قانون، سیاست و علم، در مسایلی از این دست، اندکی مداقه کنیم. مفهوم قضایی «جنایت علیه بشریت»، که در آغاز به جنایت‌های جنگی اطلاق می‌شد، خود را از این اطلاق رهانید تا تعقیب جنایت‌کارانی را که تقریرات قانونی و عفوهای حکومتی به آنان اجازه رستن از مجازات را می‌دادند، ممکن سازد. واقعیت تاسف‌بار این است که هیچ چیز بشریت را، که موضوع این چنین جنایتی است، از منظر حقوقی تعریف نمی‌کند. بنابراین، جنایت علیه بشریت، نه از آن رو که انسانیت قربانی مورد تعدی آن است، بلکه از آن رو بازشناخته می‌شود که عامل مرتکب‌شونده، در زمان اجرای جرم، [صرفا] موجود فرودست ساده‌ای بوده است که از اراده برنامه‌ریزی‌شده جمعی یک کشور اطاعت می‌کرده؛ کشوری که در آن «سیاستی مبتنی بر یک هژمونی ایدئولوژیک اجرا می‌شود». بدین‌ترتیب، ضروری است که قاضی، به یک مورخ مبدل شود تا وجود چنین سیاستی را ثابت کند، تا پیوستاری را از نیت اصیل یک کشور تا عمل یکی از اتباع آن را رهگیری کند، حتی به قیمت دوباره درافتادن به شکوک تقسیم‌بندی امر نامتناهی. قضات اصلی دادگاه توویه شبه‌نظامی، نتوا ...
  • گزارش تخلف