خاقانی شروانی شرح قصائد خاقانی؛ بر اساس شرح برزگر خالقی کانال دیگر ما: گزینهٔ شعر معاصر @gozineyesher لینک پست اول: https://t.me/khaghanieshervani/4 خاقانی شروانی ۱۵:۱۲ ۱۳۹۷/۰۳/۰۶ گزینهٔ شعر معاصر. گلچینی از شعر معاصر نیمایی، سپید، حجم، طرح، شعر گفتار، جریان سادهنویسی، هایکو، فراسپید. لینک پست اول:. خاقانی شروانی ۱۳:۳۷ ۱۳۹۷/۰۳/۰۶ قصیدهٔ۸..۳۶. بگردانم ز بیتالله قبله. به بیتالمقدس و محراب اقصا؟! 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. محراب اقصا: محراب مسجدالاقصی در بیتالمقدس … خاقانی شروانی ۱۳:۵۳ ۱۳۹۷/۰۳/۰۵ قصیدهٔ۸..۳۵. در ابخازیان اینک گشاده!. حریم رومیان آنک مهیا! 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. ابخازیان: قوم سرزمین ابخاز در شمال غربی گرجستان؛ به قول مینورسکی اینجا مقصود گرجیانند. امروزه ابخاز به دو بخش کوچک و بزرگ تقسیم میشود که جزو گرجستان به شمار میرود … خاقانی شروانی ۱۳:۱۸ ۱۳۹۷/۰۳/۰۴ قصیدهٔ۸..۳۴. چه گویی آستان کفر جویم؟!. نجویم در ره دین صدر والا؟! 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. صدر والا: فراز مجلس، در برابر آستانه … خاقانی شروانی ۲۳:۵۸ ۱۳۹۷/۰۳/۰۳ قصیدهٔ۸..۳۳. چه فرمایی که از ظلم یهودی. گریزم در در دیر سکوبا؟! 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. یهودی: منظور یهودی فعل بیت قبل است. سکوبا: مینورسکی مینویسد: دیر سکوبا در بین دیرهای متعددی که یاقوت در «معجمالبلدان» ذکر آنها را آورده است نیست؛ سکوبا ظاهرا به معنی اسقف باشد. در برهان قاطع آمده است که: سکوبا به ضم اول و ثانی نام عابدی است نصاری که دیرهایی ساخته بود که به نام او مشهور شد. گویند: عیسی (ع) به دیر او رفت و از آنجا به آسمان صعود کرد … ... خاقانی شروانی ۱۴:۵۲ ۱۳۹۷/۰۳/۰۲ قصیدهٔ۸..۳۲. مرا مشتی یهودیفعل خصماند. چو عیسی ترسم از طعن مفاجا 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. مشتی: عدهای، گروهی. یهودی فعل: یهودی کردار، یهودیصفت، کسانی که چون یهودیان با عیسی (ع) رفتار خصمانه دارند. طعن مفاجا: سززنش و ملامت ناگهانی … خاقانی شروانی ۲۳:۴۰ ۱۳۹۷/۰۲/۲۸ قصیدهٔ۸..۳۱. پس از چندین چله در عهد سی سال. شوم پنجاهه گیرم آشکارا؟! 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. چله: چلهنشینی، عبادت و ریاضت و خلوت چهل روزه است که در میان صوفیه معروف بوده است. پنجاهه: صوم نصاری است که پنجاه روز حیوانی نخورند. پنجاهه همان عید خمسین نصاری است که در چند بیت بعد هم به آن اشاره میکند؛ اما مینورسکی حدس زده که ممکن است مراد از پنجاهه صوم چهلروزه باشد که عیسویهٔ مشرق پیش از عید قیامت نگاه میدارند به اضافهٔ هفتهای که مناسک مربوط به قیام عیسی از میان مردگان را اقامه میکنند؛ اما اگر مراد از آن روزهٔ بزرگ ترسایان باشد، ایام روزه و توبهٔ مسیحیان است که مقدمهای برای عید فصح است که سابقهٔ آن به قرن چهارم میلادی میرسد و بنا به نوشتهٔ منابع اسلامی هفت هفته است.. معنی: آیا پس از آموختن دین از هفتمردان و یاد گرفتن قرائات مختلف از هفت قرا و خواندن قرآن و انجام حج و ریاضت، بروم مسیحی شوم و به شیوهٔ ایشان روزه بگیرم … ... خاقانی شروانی ۲۳:۴۱ ۱۳۹۷/۰۲/۲۷ قصیدهٔ۸..۳۰. پس از میقات حق و طوف کعبه. جمار و سعی و لبیک و مصلا 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. میقات: وعدهگاه، موضع احرام بستن حاجیان که در آنجا برخی چیزهای حلال و مباح را در طول مراسم حج بر خود حرام کنند. حاجیان از آنجا لبیکگویان آهنگ حج کنند و به سوی مکه به حرکت درآیند. طوف کعبه: طواف کعبه و آن هفت بار گردیدن حاجیان به دور کعبه است که از ارکان حج است. جمار: جمع جمره و جمره یک بار انداختن سنگ را گویند. و مراد رمی جمار است و حاجیان در وقت به جا آوردن مناسک حج آن را در سه موضع انجام میدهند: ۱. جمرهٔ اولی. ۲. جمرهٔ وسطی. ... خاقانی شروانی ۲۲:۱۰ ۱۳۹۷/۰۲/۲۵ قصیدهٔ۸..۲۹. پس از الحمد و الرحمن و الکهف. پس از یاسین و طاسین و میم و طاها 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. الحمد: نام اولین سورهٔ قرآن. الرحمن: نام پنجاه و پنجمین سورهٔ قرآن. الکهف: نام هجدهمین سورهٔ قرآن. یاسین: نام سی و ششمین سورهٔ قرآن و نیز از حروف مقطعه است. طاسین میم (طسم): از حروف مقطعهٔ قرآن که در آغاز سورههای شعرا و قصص آمده است. طاها (طه): نام بیستمین سورهٔ قرآن و نیز از حروف مقطعه است.. ... خاقانی شروانی ۱۰:۴۹ ۱۳۹۷/۰۲/۱۵ قصیدهٔ۸..۲۸. پس از تحصیل علم از هفت مردان. پس از تأویل وحی از هفت قرا 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. تحصیل: به دست آوردن، کسب کردن. هفت مردان: مردان خداوند که هفت دستهاند: اقطاب، ابدال، اخیار، اوتاد، غوث، نقبا و نجبا و گاهی از هفت مردان اصحاب کهف را اراده کنند؛ چنانکه خاقانی گوید:. من آن هشتم هفت مردان کهفم. که بر سرنوشت جفا میگریزم. (دیوان، ص۲۸۹). تأویل: برگرداندن، تفسیر کردن. هفت قرا: هفت تن از استادان قرائت قرأن در صدر اسلام که عبارتند از:.۱. ابوعماره حمزة بن حبیب کوفی (متوفی ۱۵۴یا۱۵۸ ه. ... خاقانی شروانی ۲۳:۱۸ ۱۳۹۷/۰۲/۱۴ قصیدهٔ۸..۲۷. مرا اسلامیان چون داد ندهند. شوم برگردم از اسلام؟ حاشا!. 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. اسلامیان: جمع اسلامی، مسلمانان، مردم پیرو اسلام. حاشا: دور باد، هرگز … خاقانی شروانی ۲۲:۵۲ ۱۳۹۷/۰۲/۱۳ قصیدهٔ۸..۲۶. چو یوسف نیست کز قحطم رهاند. مرا چه ابنیامین، چه یهودا 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. قحط: قحطی و کمیابی، خشکسالی. ابنیامین: بنیامین یکی از دوازده فرزند یعقوب (ع) که با یوسف (ع) از یک مادر بود. هنگامی که برادران یوسف به مثل رفتند، به دستور یوسف رطل طلا را در میان بار او نهادند. یهودا: نام برادر بزرگ ناتنی یوسف (ع) که از مادری دیگر بوده و نام مادرش لایا (لیا) بود. چون مادرش هنگام ولادت نهایت شکرگزاری را داشت، بدان واسطه به این نام نامیده شد. حضرت داوود و ملوک بنیاسرائیل و حضرت عیسی (ع) از نسل این شخص بودند. بین «یوسف»، «قحط»، «ابنیامین» و «یهودا» تناسب است.. ... خاقانی شروانی ۱۸:۵۴ ۱۳۹۷/۰۲/۱۲ قصیدهٔ۸..۲۵. چو داد من نخواهد داد این دور. مرا چه ارسلانسلطان، چه بغرا 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. ارسلان و بغرا: نام دو تن از شاهان و امیران و در اینجا مطلق حاکم و امیر مورد نظر است و شاید ارسلانسلطان از نبیرههای ملکشاه سلجوقی و بغرا از فرزندان اوست.. خاقانی شروانی ۱۹:۱۷ ۱۳۹۷/۰۲/۰۹ قصیدهٔ۸..۲۴. نه از عباسیان خواهم معونت. نه بر سلجوقیان دارم تولا 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. عباسیان: خلفای عباسی، فرزندان عباس بن عبدالمطلب، عم پیامبر (ص) بودند که از ۱۳۲ تا سال ۶۵۶ ه. ق خلافت کردند و ۳۷ تن از عباسیان بر مسند خلافت تکیه زدند. آخرین آنان به دست هلاکوخان، نوادهٔ چنگیزخان، در سال ۶۵۶ کشته شد وسلسلهٔ بنی عباس منقرض گشت. معونت: کمک و یاری. سلجوقیان: مراد سلجوقیان عراق است که فرزندان محمد بن ملکشاه سلجوقی هستند و تا سال ۵۹۰ ه. ق در عراق عجم حکومت کردند. خاقانی غیاثالدین محمد بن محمود بن محمد بن ملکشاه از سلجوقیان عراق و رکنالدین ارسلانشاه بن طغرل را مدح گفته و به مناسبت در موارد زیاد از سنجر پادشاه معروف سلجوقی نام برده است. تولا داشتن: محبت و امید و دوستی داشتن … ... خاقانی شروانی ۱۸:۱۳ ۱۳۹۷/۰۲/۰۸ قصیدهٔ۸..۲۳. علیالله از بد دوران علیالله. تبرا از خدادوران تبرا 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. علیالله: در مقام استعاذه به کار میرود، پناه بر خدا، توکل بر خدا، کوتاه شدهٔ «توکلت علی الله» . در تداول عامه: هرچه باداباد. علی الله گفتن: دل به دریا زدن. تبرا: مصدر باب تفعل از ماده برائت به معنای دوری.. ... خاقانی شروانی ۱۶:۵۴ ۱۳۹۷/۰۲/۰۷ قصیدهٔ۸..۲۲. مرا زانصاف یاران نیست یاری. تظلم کردنم ز آن نیست یارا 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. تظلم کردن: دادخواهی کردن و دادخواستن. یارا: اسم مصدر است از یارستن، قوت و توانایی. بین «یاران» و «یارا» جناس مذیل است …معنی: از عدل و داد دوستان مرا یاری و امیدی نیست؛ به همین سبب توانایی دادخواهی از ظلم و ستم را ندارم … ... خاقانی شروانی ۲۱:۵۱ ۱۳۹۷/۰۲/۰۶ قصیدهٔ۸..۲۱. چنان استادهام پیش و پس طعن. که استادهست الفهای اطعنا 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. طعن: ملامت و سرزنش. اطعنا: فعل ماضی صیغهٔ متکلم معالغیر، از مصدر اطاعت، به معنی اطاعت و فرمانبرداری کردیم. لازم به ذکر است که خاقانی معنی لغوی آن را اراده نکرده، بلکه به شکل ظاهری آن نظر دارد که دو «الف» کلمهٔ طعن را محاصره کرده است. باید گفت که حرف نخستین «همزه» است نه «الف» و شاعر با تسامح آن را «الف» فرض کرده است.. معنی: همانگونه که در «اطعنا» دو «الف»، کلمهٔ طعن را در برگرفتهاند، من نیز از هر طرف در محاصرهٔ طعنها و ملامتهای بدگویان قرار گرفتهام.. ... خاقانی شروانی ۲۲:۲۱ ۱۳۹۷/۰۲/۰۵ قصیدهٔ۸..۲۰. چو مریم سرفکنده ریزم از طعن. سرشکی چون دم عیسی مصفا 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. سرفکنده: سربهزیرانداخته و ناراحت. چو مریم سرفکنده: اشاره است به این که جهودان مریم را به سبب آبستنی بیشوی شدیدا ملامت میکردند و طعنه میزدند و مریم تصمیم گرفت که در مقابل طعنهها و تهمتهای مردم سکوت اختیار کند. این خاموشی او به صوم سکوت مشهور است. (رک به قصیدهٔ۲؛ بیت۳۸). در قرآن آیهٔ۱۵۶ سورهٔ نسا به طعنه زدن به مریم اشاره شده است: و بکفرهم و قولهم علی مریم بهتانا عظیما، و نیز به سبب کفرشان و آن تهمت بزرگ که به مریم زدند. طعن: کسی که سخن رنجانیدن، سرزنش. دم عیسی: دارای دو معناست: ۱. نفس حضرت عیسی (ع) که پاک و شفابخش و زنده کننده بود و به اذن الهی که در آیهٔ۴۹ سورهٔ آل عمران بدان اشاره شده است:. ... خاقانی شروانی ۱۷:۱۴ ۱۳۹۷/۰۲/۰۳ قصیدهٔ۸..۱۹. چو قندیلم برآویزند و سوزند. سه زنجیرم نهادستند اعدا 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. اشاره به سه زنجیری دارد که بر دست و پا و گردن شاعر در زندان بسته بودند.. خاقانی شروانی ۱۳:۱۹ ۱۳۹۷/۰۲/۰۲ قصیدهٔ۸..۱۸. زبان روغنینم زآتش آه. بسوزد چون دل قندیل ترسا 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. زبان روغنین: ترکیب وصفی، زبان چرب و فصیح. قندیل: معرب کلمهٔ رومی candela به معنی سوختن و برافروختن است؛ چراغدانی که از سقف برآویزند خاقانی این کلمه را بیشتر با کلیساها و دیرها و عبادتگاههای مسیحیان مربوط دانسته و به این جهت قندیل ترسا و قندیل عیسی نیز گفته است و قندیل با سه زنجیر به سقف آویخته میشده است. ترسا: در لغت به معنی ترسنده و خائف از خداست و راهب نیز در عربی به همین معناست، زاهد و عابد نصرانی. بین روغن، آتش، بسوزد و قندیل تناسب است …معنی: زبان دروغین من بر اثر آه آتشینم همچون چراغ درون قندیل کلیسای ترسا میسوزد.. ... ‹ 10 11 12 13 14 15 16 ›
خاقانی شروانی ۱۵:۱۲ ۱۳۹۷/۰۳/۰۶ گزینهٔ شعر معاصر. گلچینی از شعر معاصر نیمایی، سپید، حجم، طرح، شعر گفتار، جریان سادهنویسی، هایکو، فراسپید. لینک پست اول:.
خاقانی شروانی ۱۳:۳۷ ۱۳۹۷/۰۳/۰۶ قصیدهٔ۸..۳۶. بگردانم ز بیتالله قبله. به بیتالمقدس و محراب اقصا؟! 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. محراب اقصا: محراب مسجدالاقصی در بیتالمقدس …
خاقانی شروانی ۱۳:۵۳ ۱۳۹۷/۰۳/۰۵ قصیدهٔ۸..۳۵. در ابخازیان اینک گشاده!. حریم رومیان آنک مهیا! 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. ابخازیان: قوم سرزمین ابخاز در شمال غربی گرجستان؛ به قول مینورسکی اینجا مقصود گرجیانند. امروزه ابخاز به دو بخش کوچک و بزرگ تقسیم میشود که جزو گرجستان به شمار میرود …
خاقانی شروانی ۱۳:۱۸ ۱۳۹۷/۰۳/۰۴ قصیدهٔ۸..۳۴. چه گویی آستان کفر جویم؟!. نجویم در ره دین صدر والا؟! 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. صدر والا: فراز مجلس، در برابر آستانه …
خاقانی شروانی ۲۳:۵۸ ۱۳۹۷/۰۳/۰۳ قصیدهٔ۸..۳۳. چه فرمایی که از ظلم یهودی. گریزم در در دیر سکوبا؟! 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. یهودی: منظور یهودی فعل بیت قبل است. سکوبا: مینورسکی مینویسد: دیر سکوبا در بین دیرهای متعددی که یاقوت در «معجمالبلدان» ذکر آنها را آورده است نیست؛ سکوبا ظاهرا به معنی اسقف باشد. در برهان قاطع آمده است که: سکوبا به ضم اول و ثانی نام عابدی است نصاری که دیرهایی ساخته بود که به نام او مشهور شد. گویند: عیسی (ع) به دیر او رفت و از آنجا به آسمان صعود کرد … ...
خاقانی شروانی ۱۴:۵۲ ۱۳۹۷/۰۳/۰۲ قصیدهٔ۸..۳۲. مرا مشتی یهودیفعل خصماند. چو عیسی ترسم از طعن مفاجا 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. مشتی: عدهای، گروهی. یهودی فعل: یهودی کردار، یهودیصفت، کسانی که چون یهودیان با عیسی (ع) رفتار خصمانه دارند. طعن مفاجا: سززنش و ملامت ناگهانی …
خاقانی شروانی ۲۳:۴۰ ۱۳۹۷/۰۲/۲۸ قصیدهٔ۸..۳۱. پس از چندین چله در عهد سی سال. شوم پنجاهه گیرم آشکارا؟! 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. چله: چلهنشینی، عبادت و ریاضت و خلوت چهل روزه است که در میان صوفیه معروف بوده است. پنجاهه: صوم نصاری است که پنجاه روز حیوانی نخورند. پنجاهه همان عید خمسین نصاری است که در چند بیت بعد هم به آن اشاره میکند؛ اما مینورسکی حدس زده که ممکن است مراد از پنجاهه صوم چهلروزه باشد که عیسویهٔ مشرق پیش از عید قیامت نگاه میدارند به اضافهٔ هفتهای که مناسک مربوط به قیام عیسی از میان مردگان را اقامه میکنند؛ اما اگر مراد از آن روزهٔ بزرگ ترسایان باشد، ایام روزه و توبهٔ مسیحیان است که مقدمهای برای عید فصح است که سابقهٔ آن به قرن چهارم میلادی میرسد و بنا به نوشتهٔ منابع اسلامی هفت هفته است.. معنی: آیا پس از آموختن دین از هفتمردان و یاد گرفتن قرائات مختلف از هفت قرا و خواندن قرآن و انجام حج و ریاضت، بروم مسیحی شوم و به شیوهٔ ایشان روزه بگیرم … ...
خاقانی شروانی ۲۳:۴۱ ۱۳۹۷/۰۲/۲۷ قصیدهٔ۸..۳۰. پس از میقات حق و طوف کعبه. جمار و سعی و لبیک و مصلا 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. میقات: وعدهگاه، موضع احرام بستن حاجیان که در آنجا برخی چیزهای حلال و مباح را در طول مراسم حج بر خود حرام کنند. حاجیان از آنجا لبیکگویان آهنگ حج کنند و به سوی مکه به حرکت درآیند. طوف کعبه: طواف کعبه و آن هفت بار گردیدن حاجیان به دور کعبه است که از ارکان حج است. جمار: جمع جمره و جمره یک بار انداختن سنگ را گویند. و مراد رمی جمار است و حاجیان در وقت به جا آوردن مناسک حج آن را در سه موضع انجام میدهند: ۱. جمرهٔ اولی. ۲. جمرهٔ وسطی. ...
خاقانی شروانی ۲۲:۱۰ ۱۳۹۷/۰۲/۲۵ قصیدهٔ۸..۲۹. پس از الحمد و الرحمن و الکهف. پس از یاسین و طاسین و میم و طاها 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. الحمد: نام اولین سورهٔ قرآن. الرحمن: نام پنجاه و پنجمین سورهٔ قرآن. الکهف: نام هجدهمین سورهٔ قرآن. یاسین: نام سی و ششمین سورهٔ قرآن و نیز از حروف مقطعه است. طاسین میم (طسم): از حروف مقطعهٔ قرآن که در آغاز سورههای شعرا و قصص آمده است. طاها (طه): نام بیستمین سورهٔ قرآن و نیز از حروف مقطعه است.. ...
خاقانی شروانی ۱۰:۴۹ ۱۳۹۷/۰۲/۱۵ قصیدهٔ۸..۲۸. پس از تحصیل علم از هفت مردان. پس از تأویل وحی از هفت قرا 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. تحصیل: به دست آوردن، کسب کردن. هفت مردان: مردان خداوند که هفت دستهاند: اقطاب، ابدال، اخیار، اوتاد، غوث، نقبا و نجبا و گاهی از هفت مردان اصحاب کهف را اراده کنند؛ چنانکه خاقانی گوید:. من آن هشتم هفت مردان کهفم. که بر سرنوشت جفا میگریزم. (دیوان، ص۲۸۹). تأویل: برگرداندن، تفسیر کردن. هفت قرا: هفت تن از استادان قرائت قرأن در صدر اسلام که عبارتند از:.۱. ابوعماره حمزة بن حبیب کوفی (متوفی ۱۵۴یا۱۵۸ ه. ...
خاقانی شروانی ۲۳:۱۸ ۱۳۹۷/۰۲/۱۴ قصیدهٔ۸..۲۷. مرا اسلامیان چون داد ندهند. شوم برگردم از اسلام؟ حاشا!. 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. اسلامیان: جمع اسلامی، مسلمانان، مردم پیرو اسلام. حاشا: دور باد، هرگز …
خاقانی شروانی ۲۲:۵۲ ۱۳۹۷/۰۲/۱۳ قصیدهٔ۸..۲۶. چو یوسف نیست کز قحطم رهاند. مرا چه ابنیامین، چه یهودا 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. قحط: قحطی و کمیابی، خشکسالی. ابنیامین: بنیامین یکی از دوازده فرزند یعقوب (ع) که با یوسف (ع) از یک مادر بود. هنگامی که برادران یوسف به مثل رفتند، به دستور یوسف رطل طلا را در میان بار او نهادند. یهودا: نام برادر بزرگ ناتنی یوسف (ع) که از مادری دیگر بوده و نام مادرش لایا (لیا) بود. چون مادرش هنگام ولادت نهایت شکرگزاری را داشت، بدان واسطه به این نام نامیده شد. حضرت داوود و ملوک بنیاسرائیل و حضرت عیسی (ع) از نسل این شخص بودند. بین «یوسف»، «قحط»، «ابنیامین» و «یهودا» تناسب است.. ...
خاقانی شروانی ۱۸:۵۴ ۱۳۹۷/۰۲/۱۲ قصیدهٔ۸..۲۵. چو داد من نخواهد داد این دور. مرا چه ارسلانسلطان، چه بغرا 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. ارسلان و بغرا: نام دو تن از شاهان و امیران و در اینجا مطلق حاکم و امیر مورد نظر است و شاید ارسلانسلطان از نبیرههای ملکشاه سلجوقی و بغرا از فرزندان اوست..
خاقانی شروانی ۱۹:۱۷ ۱۳۹۷/۰۲/۰۹ قصیدهٔ۸..۲۴. نه از عباسیان خواهم معونت. نه بر سلجوقیان دارم تولا 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. عباسیان: خلفای عباسی، فرزندان عباس بن عبدالمطلب، عم پیامبر (ص) بودند که از ۱۳۲ تا سال ۶۵۶ ه. ق خلافت کردند و ۳۷ تن از عباسیان بر مسند خلافت تکیه زدند. آخرین آنان به دست هلاکوخان، نوادهٔ چنگیزخان، در سال ۶۵۶ کشته شد وسلسلهٔ بنی عباس منقرض گشت. معونت: کمک و یاری. سلجوقیان: مراد سلجوقیان عراق است که فرزندان محمد بن ملکشاه سلجوقی هستند و تا سال ۵۹۰ ه. ق در عراق عجم حکومت کردند. خاقانی غیاثالدین محمد بن محمود بن محمد بن ملکشاه از سلجوقیان عراق و رکنالدین ارسلانشاه بن طغرل را مدح گفته و به مناسبت در موارد زیاد از سنجر پادشاه معروف سلجوقی نام برده است. تولا داشتن: محبت و امید و دوستی داشتن … ...
خاقانی شروانی ۱۸:۱۳ ۱۳۹۷/۰۲/۰۸ قصیدهٔ۸..۲۳. علیالله از بد دوران علیالله. تبرا از خدادوران تبرا 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. علیالله: در مقام استعاذه به کار میرود، پناه بر خدا، توکل بر خدا، کوتاه شدهٔ «توکلت علی الله» . در تداول عامه: هرچه باداباد. علی الله گفتن: دل به دریا زدن. تبرا: مصدر باب تفعل از ماده برائت به معنای دوری.. ...
خاقانی شروانی ۱۶:۵۴ ۱۳۹۷/۰۲/۰۷ قصیدهٔ۸..۲۲. مرا زانصاف یاران نیست یاری. تظلم کردنم ز آن نیست یارا 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. تظلم کردن: دادخواهی کردن و دادخواستن. یارا: اسم مصدر است از یارستن، قوت و توانایی. بین «یاران» و «یارا» جناس مذیل است …معنی: از عدل و داد دوستان مرا یاری و امیدی نیست؛ به همین سبب توانایی دادخواهی از ظلم و ستم را ندارم … ...
خاقانی شروانی ۲۱:۵۱ ۱۳۹۷/۰۲/۰۶ قصیدهٔ۸..۲۱. چنان استادهام پیش و پس طعن. که استادهست الفهای اطعنا 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. طعن: ملامت و سرزنش. اطعنا: فعل ماضی صیغهٔ متکلم معالغیر، از مصدر اطاعت، به معنی اطاعت و فرمانبرداری کردیم. لازم به ذکر است که خاقانی معنی لغوی آن را اراده نکرده، بلکه به شکل ظاهری آن نظر دارد که دو «الف» کلمهٔ طعن را محاصره کرده است. باید گفت که حرف نخستین «همزه» است نه «الف» و شاعر با تسامح آن را «الف» فرض کرده است.. معنی: همانگونه که در «اطعنا» دو «الف»، کلمهٔ طعن را در برگرفتهاند، من نیز از هر طرف در محاصرهٔ طعنها و ملامتهای بدگویان قرار گرفتهام.. ...
خاقانی شروانی ۲۲:۲۱ ۱۳۹۷/۰۲/۰۵ قصیدهٔ۸..۲۰. چو مریم سرفکنده ریزم از طعن. سرشکی چون دم عیسی مصفا 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. سرفکنده: سربهزیرانداخته و ناراحت. چو مریم سرفکنده: اشاره است به این که جهودان مریم را به سبب آبستنی بیشوی شدیدا ملامت میکردند و طعنه میزدند و مریم تصمیم گرفت که در مقابل طعنهها و تهمتهای مردم سکوت اختیار کند. این خاموشی او به صوم سکوت مشهور است. (رک به قصیدهٔ۲؛ بیت۳۸). در قرآن آیهٔ۱۵۶ سورهٔ نسا به طعنه زدن به مریم اشاره شده است: و بکفرهم و قولهم علی مریم بهتانا عظیما، و نیز به سبب کفرشان و آن تهمت بزرگ که به مریم زدند. طعن: کسی که سخن رنجانیدن، سرزنش. دم عیسی: دارای دو معناست: ۱. نفس حضرت عیسی (ع) که پاک و شفابخش و زنده کننده بود و به اذن الهی که در آیهٔ۴۹ سورهٔ آل عمران بدان اشاره شده است:. ...
خاقانی شروانی ۱۷:۱۴ ۱۳۹۷/۰۲/۰۳ قصیدهٔ۸..۱۹. چو قندیلم برآویزند و سوزند. سه زنجیرم نهادستند اعدا 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. اشاره به سه زنجیری دارد که بر دست و پا و گردن شاعر در زندان بسته بودند..
خاقانی شروانی ۱۳:۱۹ ۱۳۹۷/۰۲/۰۲ قصیدهٔ۸..۱۸. زبان روغنینم زآتش آه. بسوزد چون دل قندیل ترسا 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. زبان روغنین: ترکیب وصفی، زبان چرب و فصیح. قندیل: معرب کلمهٔ رومی candela به معنی سوختن و برافروختن است؛ چراغدانی که از سقف برآویزند خاقانی این کلمه را بیشتر با کلیساها و دیرها و عبادتگاههای مسیحیان مربوط دانسته و به این جهت قندیل ترسا و قندیل عیسی نیز گفته است و قندیل با سه زنجیر به سقف آویخته میشده است. ترسا: در لغت به معنی ترسنده و خائف از خداست و راهب نیز در عربی به همین معناست، زاهد و عابد نصرانی. بین روغن، آتش، بسوزد و قندیل تناسب است …معنی: زبان دروغین من بر اثر آه آتشینم همچون چراغ درون قندیل کلیسای ترسا میسوزد.. ...