شرح قصائد خاقانی؛ بر اساس شرح برزگر خالقی کانال دیگر ما: گزینهٔ شعر معاصر @gozineyesher لینک پست اول: https://t.me/khaghanieshervani/4


قصیدهٔ۸..۷۵. چه باید رفت تا روم، از سر ذل. عظیم‌الروم، عزالدوله اینجا؟

🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. روم: (رک: همین قصیده؛ بیت۴۴). ذل: خواری، ذلت‌. عظیم‌الروم: لقب سلاطین و قیاصرهٔ روم، صاحب «بیان الادیان» ص۱۶ نوشته است: و قیصر را عظیم‌الروم و طاغیة‌الروم و کلب‌الروم خوانند. (فرهنگ لغات و تعبیرات خاقانی) اما در اینجا منظور آندرونیکوس کمننوس است. غزالدوله: ارجمندی و عزت دولت و حکومت، لقب دیگر آندرونیکوس کمننوس است …معنی: شاعر خطاب به خود می‌گوید: چرا باید از سر خواری به روم بروم وقتی بزرگ و عزیز دولت اینجاست … ...
  • گزارش تخلف

قصیدهٔ۸..۷۳. مگو این کفر و ایمان تازه گردان. بگو استغفرالله زاین تمنا

🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. کفر: بی‌ایمانی و ناسپاسی. تازه گرداندن: تازه و تجدید کردن، احیا نمودن. استغفرالله: کلمه‌ای است که در مقام توبه گویند، طلب بخشش و آمرزش می‌کنم. تمنا: میل و آرزو، هوا و هوس …
  • گزارش تخلف

قصیدهٔ۸..۷۲. رفیق دون چه اندیشد به عیسی؟. وزیر بد چه اندازد به دارا؟

🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. رفیق دون: یار و دوست پست و فرومایه، در اینجا کنایه از یهودای اسخریوطی؛ هنگامی که یهودیان درصدد کشتن مسیح برآمدند، او با حواریان خود گریخت؛ اما یکی از ایشان به نام یهودای اسخریوطی به ازای سی درم رشوه نهانگاه عیسی را آشکار کرد؛ اما یهودیان به دستگیری عیسی موفق نشدند؛ زیرا خداوند ایشوع، رئیس یهودی‌ها و یا شمعون را به صورت عیسی درآورد و او را به جای عیسی بر دار زدند و او هفت روز بر دار ماند و حال آنکه عیسی به آسمان رفته بود. مریم بر پای درخت می‌گریست. در شب هفتم، عیسی به زمین برگشت و مادر خود را آرامش بخشید و سحرگاه به آسمان برگشت و آن شب، هفت نفر از حواریون او را دیدند. به ایشوع مسیح یکشبه گویند. (فرهنگ تلمیحات، ذیل عیسی، سیروس شمیسا). وزیر بد: کنایه از دو وزیر داراست که او را شب‌هنگام به قتل رساندند. انداختن: طرح ریختن، اندیشیدن. دارا: پسر داراب (پسر بهمن) پادشاه کیانی است و به او دارای اصغر گویند در مقابل پدرش که به دارای اکبر معروف است و از این رو، دارای بن دارا نیز خوانده شده است. ...
  • گزارش تخلف

قصیدهٔ۸..۷۰. به نام قیصران سازم تصانیف. به از ارتنگ چین و‌ تنگلوشا

🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. قیصران: جمع قیصر، (نک: همین قصیده؛ بیت۶۵). تصانیف: جمع تصنیف، کتاب‌ها. ارتنگ: ارثنگ، ارژنگ؛ کتابی بوده مصور منسوب به مانی. ارتنگ چین: اگر ارتنگ به چین منسوب شده است، شاید به این خاطر باشد که برخی مانی را از نقاشان چین می‌دانستند و یا در شرح حال مانی نوشته‌اند که وی چندی را در چین گذرانده و آیین خود را در آنجا ترویج نموده است و یا به این جهت که کتاب مانی کتابی است دارای نقش و نگار و چینیان از قدیم در نقاشی مهارت داشته‌اند؛ مجموعهٔ این عوامل ممکن است سبب شده باشد که شاعر ارتنگ چین را به کار برده است. تنگلوشا: کتابی است در صورت‌های نجومی و دلالت آن‌ها بر حوادث زندگی نوزادان نوشتهٔ تئوکروس یونانی. متقدمان آن را به کتابی پر از تصویر و صورت تعبیر کرده‌اند. ظاهرا تئوکروس یونانی تنگلوشای بابلی تصحیف شده است …معنی: به نام قیصران روم کتاب‌هایی بهتر از ارتنگ مانی و ‌تنگلوشا می‌نویسم.. ...
  • گزارش تخلف

قصیدهٔ۸..۶۹. چرا پیچد مگس دستار فوطه. چرا پوشد ملخ رانین دیبا

🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. دستار: سربند و مندیل و هر چیزی که به دور سر پیچیده شود. فوطه: کلمهٔ فوطه که اصلا هندی است، به قول شارحان و لغویان عرب، در اصل به معنی نوعی از پارچه بوده که از هند می‌آوردند؛ ولی بعدها آن را دربارهٔ البسهٔ مختلفی که از این پارچه درست می‌شده، به کار برده‌اند؛ و نیز به معنی عمامه و قطعه‌پارچه‌ای که به سر پیچند، به کار رفته است. رانین دیبا: شلوار و ران‌پوش از حریر و نوعی جامهٔ ابریشمین …معنی: می‌توانم بگویم که چرا مگس بر سرش دستار فوطه پیچیده است و چرا ملخ رانین دیبا پوشیده است … ...
  • گزارش تخلف

قصیدهٔ۸..۶۸. به قسطاسی بسنجم راز موبد. که جوسنگش بود قسطای لوقا

🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. قسطاس: ترازو، میزان. موبد: روحانی و رئیس دین زرتشتی، به معنی مطلق روحانی و پیشوای مذهبی؛ چه زرتشتی باشد و چه از دیگر مذاهب. جوسنگ: هم‌سنگ و هم‌وزن جو، و آن یک قسمت از هفتاد دو قسمت مثقال بوده است. قسطای لوقا: قسطا بن لوقا حکیم و ریاضی‌دان معروف نصاری اهل بعلبک که در نیمهٔ دوم قرن نهم میلادی می‌زیسته که در اکثر علوم تبحر داشت و در زبان یونانی فصیح بود و عربی و سریانی نیز می‌دانست. بین «قسطاس» و «قسطا» جناس مذیل است …معنی: اسرار موبد را با ترازویی می‌سنجم که کمترین سنگ آن قسطای لوقا است … ...
  • گزارش تخلف

قصیدهٔ۸..۶۷. چه اخگر ماند از آن آتش که وقتی. خلیل الله در او افتاد دروا

🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. اخگر: شراره و پارهٔ آتش. خلیل الله: لقب حضرت ابراهیم که در قرآن آیهٔ۱۲۵ سورهٔ نسا بدآن اشاره شده است: واتخذالله ابراهیم خلیلا، و خدا ابراهیم را به دوستی خود برگزید. دروا: معلق و سرنگون، سرگشته و حیران …معنی: توضیح می‌دهم که چگونه آتش به گلستان تبدیل شد وقتی که حضرت ابراهیم در آن سرنگون افتاد. در برخی از تفسیرها آمده است که اخگر گل‌هایی است که از آتش شکفته شده است. (کشف‌الاسرار، جلد۶، ص۲۷۳). ...
  • گزارش تخلف

قصیدهٔ۸..۶۶. بگویم کآن چه زند است و چه آتش. کز آن پازند و‌ زند آمد مسما

🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. پازند: عبارت از خط و زبانی است که به علت صعوبت خط پهلوی زند را بعدها به آن خط و زبان نوشته‌اند و چون در آغاز، آن را مانند حاشیه در پای (ذیل) اوراق می‌نوشته‌اند، به پازند مشهور شده است. در پازند لغات آرامی به ایرانی تبدیل شده و جای خط پهلوی را خط اوستایی گرفته است. مسما: اسم مفعول از تسمیه، نام گرفته، نامیده شده. در بیت ایهام تناسب زیبایی به کار رفته است؛ بدین صورت که «زند» به معنی «چوب آتش‌زنه» و «پازند» «چوب پایین» آن است که خراطان بر بالای یکدیگر گذراند و بگردانند تا آتش به همه رسد و نیز آهنی که بر سنگ زنند تا آتش بجهد «زند» است.. معنی: شرح می‌دهم که چگونه زند و آتش بعدها به زند و پازند نامیده شد … ...
  • گزارش تخلف

قصیدهٔ۸..۶۵. وگر قیصر سگالد راز زردشت کنم زنده رسوم زند و استا.. 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃

قیصر: عنوان و لقب امپرطوران روم عموما و عنوان و لقب امپراطوران روم شرقی خصوصا. قیصر لقب یولیوس، امپراطور روم، بود و پس از وی امپراطوران روم از خاندان وی را به لقب قیصر خواندند و بعدها عموم‌ امپراطوران روم شد. سگالیدن: اندیشه کردن. زردشت: نام پیامبر باستانی ایران، محل تولد او را بیشتر آذربایجان و بعضی هم تولد او را باختر یا بلخ دانسته‌اند. در زمان تولد و بعثت او اختلاف است و آن را میان قرن ششم و قرن یازدهم پیش از میلاد مسیح گفته و بیشتر تولد او را ۶۶۰ ق. م. و سال شهادت او را ۵۸۳ ق. م. می‌دانند. ...
  • گزارش تخلف

قصیدهٔ۸..۶۴. چه معنی گفت عیسی بر سر دار. که آهنگ پدر دارم به بالا

🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. عیسی بر سر دار: مطابق معتقدات مسلمانان حضرت عیسی (ع) بر سر دار نرفته است؛ بلکه امر بر یهودیان مشتبه شده است؛ این مطلب در آیات ۱۵۷ و ۱۵۸ سورهٔ نسا چنین آمده است:. وقولهم إنا قتلنا المسیح عیسى ابن مریم رسول الله وما قتلوه وما صلبوه ولٰکن شبه لهم وإن الذین اختلفوا فیه لفی شک منه ما لهم به من علم إلا اتباع الظن وما قتلوه یقینا. ﻭ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﻳﺸﺎﻥ ﻛﻪ ﻣﺎ ﻣﺴﻴﺢ ﻋﻴﺴﻰ ﺑﻦ ﻣﺮﻳﻢ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺧﺪﺍ ﺭا ﻛﺸﺘﻴﻢ ﻭ ﺣﺎﻝ ﺁﻧﻜﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻧﻜﺸﺘﻨﺪ ﻭ ﻣﺼﻠﻮﺑﺶ ﻧﻜﺮﺩﻧﺪ ﻟﻴﻜﻦ ﺍﻣﺮ ﺑﺮ ﺁﻧﺎﻥ ﻣﺸﺘﺒﻪ ﺷﺪ ﻭ ﻛﺴﺎﻧﻰ ﻛﻪ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺍﻭ ﺍﺧﺘﻠﺎﻑ ﻛﺮﺩﻧﺪ ﻗﻄﻌﺎ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺁﻥ ﺩﭼﺎﺭ شک ﺷﺪﻩ‌ﺍﻧﺪ ﻭ ﻫﻴﭻ ﻋﻠﻤﻰ ﺑﺪﺍﻥ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ﺟﺰ ﺁﻧﻜﻪ ﺍﺯ ﮔﻤﺎﻥ ﭘﻴﺮﻭﻯ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ ﻭ ﻳﻘﻴﻨﺎ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻧﻜﺸﺘﻨﺪ …بل رفعه الله إلیه وکان الله عزیزا حکیما. ﺑﻠﻜﻪ ﺧﺪﺍ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻮﻯ ﺧﻮﺩ ﺑﺎﻟﺎ ﺑﺮﺩ ﻭ ﺧﺪﺍ ﺗﻮﺍﻧﺎ ﻭ ﺣﻜﻴﻢ ﺍﺳﺖ …آهنگ پدر دارم به بالا: در اخبار آمده که چون عیسی را رفع می‌کردند، گفت: من پیش پدر خود و شما می‌روم؛ شما باشید تا من بازآیم. در این باره شیخ محمود شبستری در گلشن راز چنین می‌سراید:. از آن گفته است گاه اسرا. که آهنگ پدر دارم به بالا (شرح گلشن راز لاهیجی، ۵۷۰). ...
  • گزارش تخلف

قصیدهٔ۸..۶۳. چگونه ساخت از گل مرغ، عیسی. چگونه کرد شخص عازر احیا

🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. مرغ: (نک: همین قصیده؛ بیت۱۱). شخص: کالبد و جسم. عازر: نام مردی بود که پس از مرگ به دعای حضرت عیسی (ع) زنده شد. نام وی در قرآن کریم نیامده است؛ ولی در تفسیرها نام یکی از چهار کسی است که حضرت عیسی (ع) او را به اذن خدا زنده کرد. در کتاب «قاموس مقدس» ذیل ایلعازر آمده است: «مردی که با خواهر خود دذ بیت عنیا سکونت داشت و خداوند عیسی مسیح بسیار در خانهٔ او آمد و شد می‌نمود. ناگاه بیمار شده بمرد؛ پس از آنکه چهار روز از موتش گذشته بود، در نزدیکی اورشلیم مسیح در حضور خانوادهٔ وی و جمعی از یهود وی را از مردگان برخیزانید؛ بنابراین یهود تنک‌ظرف و کم‌حوصله پذیرایی این مطلب را از آن وجود حلیم و مقدس نداشته، درصدد آن شدند که مسیح را با ایلعازر مقتول سازند و تا امروز بیت عنیا را نظر به آن معجزهٔ مبارکه ایلعازریه گویند.» اما در اناجیل به نام «لازاروس» و «لازار» از او نام برده شده و در تاریخ یعقوبی به همین نام خوانده شده است. (تاریخ یعقوبی، جلد۲، ص۵۹_۶۰). احیا: زنده کردن … ...
  • گزارش تخلف

قصیدهٔ۸..۶۲. چه بود آن نطق عیسی وقت میلاد. چه بود آن صوم مریم گاه اصغا

🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. نطق عیسی و صوم مریم: حرف زدن حضرت عیسی (ع) در گهواره: «گفت من بندهٔ خدایم، به من کتاب داده و مرا پیامبر گردانیده است» و روزه مریم اشاره است به روزه سکوت حضرت مریم (ع): «بگو‌ برای خداوند رحمان روزه سکوت گرفته‌ام و امروز هرگز با هیچ انسانی سخن نمی‌گویم». اصغا: گوش کردن. معنی: راز سخن گفتن عیسی (ع) را به هنگام تولد و روزهٔ سکوت‌ حضرت مریم (ع) را هنگام شنیدن طعن مردم بیان می‌کنم … ...
  • گزارش تخلف

قصیدهٔ۸..۶۱. هنوز آن مهر بر درج رحم داشت. که جان‌افروزگوهر گشت پیدا

🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. درج: صندوقچهٔ جواهر. درج رحم: اضافهٔ تشبیهی، صندوقچهٔ رحم و زهدان. مهر بر درج رحم داشتن: باکره و دوشیزه بودن. جان‌افروزگوهر: استعاره از حضرت عیسی (ع). بین «درج» و «گوهر» تناسب است …
  • گزارش تخلف

قصیدهٔ۸..۶۰. چه بود آن نفخ روح و غسل و روزه. که مریم عور بود و روح، تنها

🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. نفخ روح: دمیدن روح‌القدس، مراد دمیدن جبرئیل است که مریم از آن دم باردار شد. غسل: غسل مریم است که در روایات آمده است که مریم برای شست‌و‌شوی تن خویش جایگاه دوردستی را برای غسل برگزیده بود که جبرئیل بر او نازل گشت. روزه: روزهٔ مریم است و آن روزهٔ سکوت بود که به فرمان داده شده بود سه روز حرف نزند. (نک: قصیدهٔ۲؛ بیت۳۸). عور: ‌ برهنه. روح: (نک: قصیدهٔ۶؛ بیت۲). معنی: راز بارداری مریم و دمیدن روح‌القدس در آستین او و دلیل روزهٔ سکوتش را و چگونگی نزول جبرئیل بر او را در هنگام غسل توضیح می‌دهم … ...
  • گزارش تخلف

قصیدهٔ۸..۵۹. سه اقنوم و سه فرقت را به برهان. بگویم مختصر شرح موفا

🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. سه اقنوم: سه اصل و بنیاد که در اینجا منظور اقنوم وجود، اقنوم علم و اقنوم حیات است که از آن به اب و ابن و روح‌القدس تعبیر می‌شود. معتقدان به تثلیث می‌گویند: الاهیت میان خدا و مریم و عیسی (ع) مشترک است و این اشتراک را به انحای مختلف تبیین می‌کنند و غالبا از همین راه به فرقه‌های مختلف تقسیم می‌شوند. (نک: همین قصیده؛ بیت۴۷). سه فرقت: سه فرقهٔ معروف نصاری که عبارتند از: نسطوریان، یعقوبیه و ملکائیه. (نک: به همین قصیده؛ بیت۴۹). موفا: کامل و‌ تمام … ...
  • گزارش تخلف

قصیدهٔ۸..۵۸. سم آن خر به اشک چشم و چهره. بگیرم در زر و یاقوت حمرا

🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. سم آن خر (خر عیسی): بر پایهٔ معتقدات برخی از نصاری سم خر حضرت عیسی مورد احترام آنان بوده است. این اعتقاد گه‌گاه در آثار نظم و نثر فارسی نیز مطرح است. غالبا در ادب فارسی این اعتقاد مسیحیان به سم خر عیسی به دیدهٔ انتقاد و خرافه پرست دانستن نصرانیان، مورد توجه قرار گرفته است. مینورسکی در بارهٔ اعتقاد برخی از راهبان به سم خر عیسی می‌نویسد:. اگر نوشته‌های برخی از مورخان مقرون به حقیقت باشد، سم خر از نظر مسیحیان مورد توجه و عنایت خاص بوده و از اقصای روم محتشمان و پادشاهان به قصد زیارت آن در یکی از صومعه‌های دوردست حرکت می‌کردند و بدآن مفتخر بودند. بلعمی در این باره می‌نویسد: رسول کافر گفت: شهری است در میان دریای بزرگ آن را «کله» خوانند از عمان شش ماه به دریا همی‌باید رفتن تا آنجا رسند و چندان چیزهای قیمتی خیزد که خدا داند … و همه دین ترسا دارند و در میان آن شهر کلیسایی است آن را «کنیسة‌الحافر» خوانند و حافر سم ستور بود و آن را بدآن بازخوانند. اندر آن کلیسا صومعه‌ای است و در آن صومعه حقه‌ای زرین و اندر آن حقه سمی از سم‌های خر حضرت عیسی، به دیبا و مشک خوشبوی کرده و قفل زرین بر آن نهاد ...
  • گزارش تخلف

قصیدهٔ۸..۵۷. ز افسار خرش افسر فرستم. به خاقان و سمرقند و بخارا

🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. خاقان: لقب پادشاه ترکان و پادشاه چین؛ پادشاه بزرگ ترک و آن اصلش خان خان است؛ یعنی رئیس رؤسا؛ این لقب را به پادشاهان ترک داده‌اند، چنانکه پادشاهان عجم را کسری و پادشاهان چین را فغفور و سلاطین روم را قیصر و پادشاه مصر قدیم را فرعون می‌گفتند. اما خاقان مطلقا به پادشاهان نیز اطلاق می‌شود. (لغتنامه). معنی: از افسار خر حضرت عیسی (ع) برای پادشاهان سمرقند و بخارا تاج می‌فرستم.. ...
  • گزارش تخلف