شرح قصائد خاقانی؛ بر اساس شرح برزگر خالقی کانال دیگر ما: گزینهٔ شعر معاصر @gozineyesher لینک پست اول: https://t.me/khaghanieshervani/4


قصیدهٔ۸..۱۷. برآرم زاین دل چون خان زنبور. چو زنبوران خون‌آلوده غوغا

🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. غوغا برآوردن: بانگ و فریاد کردن. خان زنبوران: شان و کندوی عسل، یعنی جایی که زنبور در آن خانه کند و عسل بسته شود. زنبوران خون‌آلود: ظاهرا زنبوران سرخ است که صدایشان از دیگر زنبوران بیشتر است. شاعر‌ دل خود را از جهت سوراخ‌سوراخ بودن به لانهٔ زنبور و فریاد و غوغای خود را به صدای زنبوران سرخ‌رنگ مانند کرده است … ...
  • گزارش تخلف

قصیدهٔ۸..۱۶. چو‌ من ناورد پانصد سال هجرت. دروغی نیست‌ها برهان من‌ها؟!

🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. سال تولد خاقانی ۵۲۰ ه. ق. است؛ اما وی در اشعارش عقد کامل (بی‌خرده) در نظر و به ۵۰۰ ه. ق. اشاره می‌کند. خاقانی در جاهای دیگر می‌گوید:. پانصد هجرت چو من نزاد یگانه. باز دوگانه کنم دعای صفاهان.
  • گزارش تخلف

قصیدهٔ۸..۱۵. سخن بر بکر طبع من گواه است. چو بر اعجاز مریم نخل خرما

🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. بکر طبع: اضافهٔ تشبیهی، طبعی که چون دوشیزه است و متأثر از دیگران نیست. اعجاز مریم: اشاره است به سرسبز شدن نخل خشک خرما که در قرآن کریم آیات ۲۵-۲۳ سورهٔ مریم آمده است:. فأجاءها المخاض إلىٰ جذع النخلة قالت یا لیتنی مت قبل هٰذا وکنت نسیا منسیا (۲۳). ﺗﺎ ﺩﺭﺩ ﺯﺍﻳﻤﺎﻥ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻮﻯ ﺗﻨﻪ ﺩﺭﺧﺖ ﺧﺮﻣﺎﻳﻰ ﻛﺸﺎﻧﻴﺪ ﮔﻔﺖ ﺍﻯ ﻛﺎﺵ ﭘﻴﺶ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻣﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩم ﻭ ﻳﻜﺴﺮ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩم …فناداها من تحتها ألا تحزنی قد جعل ربک تحتک سریا (۲۴). ﭘﺲ ﺍﺯ ﺯﻳﺮ [ﭘﺎﻯ] ﺍﻭ [ﻓﺮﺷﺘﻪ] ﻭﻯ ﺭﺍ ﻧﺪﺍ ﺩﺍﺩ ﻛﻪ ﻏﻢ ﻣﺪﺍﺭ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺕ ﺯﻳﺮ [ﭘﺎﻯ] ﺗﻮ ﭼﺸﻤﻪ ﺁﺑﻰ ﭘﺪﻳﺪ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﺳﺖ.. وهزی إلیک بجذع النخلة تساقط علیک رطبا جنیا (۲۵). ﻭ ﺗﻨﻪ ﺩﺭﺧﺖ ﺧﺮﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻃﺮﻑ ﺧﻮﺩ [ﺑﮕﻴﺮ ﻭ] ﺑﺘﻜﺎﻥ ﺑﺮ ﺗﻮ ﺧﺮﻣﺎﻯ ﺗﺎﺯﻩ ﻣﻰ‌ﺭﻳﺰﺩ.. ...
  • گزارش تخلف

قصیدهٔ۸..۱۴. نتیجهٔ دختر طبعم چو عیسی‌ست. که بر پاکی مادر هست گویا

🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. دختر طبع: اضافهٔ تشبیهی، طبع شاعر در بکری و تازگی به دوشیزه مانند شده است. نتیجهٔ دختر طبع: کنایه از شعر و سخن شاعر، اشعار خاقانی در پاکی و دست‌نخوردگی به عیسی مانند شده است. عیسی و گواهی او بر پاکی مادر: گواهی حضرت عیسی بر پاکی مادر در قرآن کریم آیات ۲۸-۳۰ سورهٔ مریم آمده است:. یا أخت هارون ما کان أبوک امرأ سوء وما کانت أمک بغیا فأشارت إلیه قالوا کیف نکلم من کان فی المهد صبیا قال إنی عبد الله آتانی الکتاب وجعلنی نبیا. ﺍﻯ ﺧﻮﺍﻫﺮ ﻫﺎﺭﻭﻥ ﭘﺪﺭﺕ ﻣﺮﺩ ﺑﺪﻯ ﻧﺒﻮﺩ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﺕ [ﻧﻴﺰ] ﺑﺪﻛﺎﺭﻩ ﻧﺒﻮﺩ. [ﻣﺮﻳﻢ] ﺑﻪ ﺳﻮﻯ [ﻋﻴﺴﻰ] ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻛﺮﺩ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﺎ ﻛﺴﻰ ﻛﻪ ﺩﺭ ﮔﻬﻮﺍﺭﻩ [ﻭ] ﻛﻮﺩک ﺍﺳﺖ ﺳﺨﻦ ﺑﮕﻮﻳﻴﻢ. [ﻛﻮﺩک] ﮔﻔﺖ ﻣﻨﻢ ﺑﻨﺪﻩ ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻛﺘﺎﺏ ﺩﺍﺩﻩ ﻭ ﻣﺮﺍ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ.. معنی: شعر من که از طبع تازه و دست‌نخوردهٔ من زاده شده است، بر پاکی من گواه است؛ همچون عیسی که بر پاکی مادر خویش گواهی داد.. ...
  • گزارش تخلف

قصیدهٔ۳..۱۳. چرا عیسی طبیب مرغ خود نیست؟. که اکمه را تواند کرد بینا

🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. اکمه: نابینای مادرزاد. بیت اشاره است به قسمتی از آیهٔ۴۹ سورهٔ آل عمران: و أبریء الأکمه والأبرص، نابینای مادرزاد و برص‌گرفته را شفا می‌دهم. و همچنین می‌توان به آیهٔ۱۱۰ سورهٔ مائده نیز مراجعه نمود.. ...
  • گزارش تخلف

قصیدۀ۸..۱۲. گر آن کیخسرو ایران و تور است. چرا بیژن شد این در چاه یلدا؟!

🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. کیخسرو: از پادشاهان کیانی و در اینجا به معنی مطلق پادشاه گرفته شده است، استعاره از خورشید و اختر دانش. کیخسرو پسر سیاوش و فرنگیس، دختر افراسیاب است. تور: مقصود سرزمینی است بر آن سوی آمودریا (جیحون) یعنی ماوراءالنهر و ترکستان، پیوسته به خوارزم و از جانب مشرق کشیده تا دریاچۀ آران، توران. بیژن: پهلوان اساطیری ایرانی، پسر گیو که به روایت شاهنامه به فرمان کیخسرو همراه گرگین به جنگ گرازها رفت، ولی گرگین او را فریب داد و به دشتی که منیژه (دختر افراسیاب، شاه توران) در آن خیمه زده بود، برد و سرانجام بیژن به فرمان افراسیاب در چاهی زندانی شد و پس از چندی به دست رستم نجات یافت. (فرهنگ تلمیحات، سیروس شمیسا)، استعاره از شاعر. یلدا: واژه‌ای سریانی به معنی ولادت، شب ۲۵ دسامبر که شب ولادت مسیح است؛ به شب اول زمستان -که درازترین شب سال است- شب یلدا گفته می‌شود. چاه یلدا: اضافۀ تشبیهی، چاهی بسیار تاریک و دراز و عمیق مانند یلدا که درازترین و تاریک‌ترین شب سال است. برای این بیت دو معنی می‌توان در نظر گرفت …۱. ...
  • گزارش تخلف

سلام دوستان و همراهان عزیز.. مدیر تلگرام ادعا کرده تلگرام اصلا قابل فیلتر نیست

کانال انجمن سواد رسانه‌ای هم ادعا کرده در شیوهٔ جدید فیلترینگ، تلگرام با فیلترشکن هم کار نخواهد کرد. احتیاط حکم می‌کند مطالب کانال در کانال ایتا کپی شود. فعلا یک قصیده را کپی کرده‌ام و به مرور تمام مطالب را کپی خواهم کرد. 🌺 ...
  • گزارش تخلف

قصیدهٔ۸..۱۱. چه راحت مرغ عیسی را ز عیسی. که همسایه‌ست با خورشید عذرا

🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. راحت: آسایش و آرامش. مرغ عیسی: شب‌پره، خفاش و آن را از این جهت مرغ عیسی خوانده‌اند که گویند عیسی بر پاره‌ای گل چیزی خواند و دمید و آن مرغی شد؛ در قرآن کریم آیهٔ۴۹ سورهٔ آل عمران، به این داستان اشاره شده است:. أنی أخلق لکم من الطین کهیئة الطیر فأنفخ فیه فیکون طیرا بإذن الله. ﻣﻦ ﺍﺯ ﮔﻞ ﺑﺮﺍﻯ ﺷﻤﺎ [ﭼﻴﺰﻯ] ﺑﻪ ﺷﻜﻞ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﻣﻰ‌ﺳﺎﺯم ﺁﻧﮕﺎﻩ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻣﻰ‌ﺩﻣﻢ ﭘﺲ ﺑﻪ ﺍﺫﻥ ﺧﺪﺍ ﭘﺮﻧﺪﻩ‌ﺍﻯ ﻣﻰ‌ﺷﻮﺩ. و نیز در آیهٔ۱۱۰ سورهٔ مائده، به ساختن پرنده از گل توسط حضرت عیسی (ع) اشاره شده است. عذرا: آشکارا و روشن، دوشیزه و بکر، آوردن صفت مؤنث عذرا برای خورشید به دلیل آن است که واژهٔ خورشید در عربی مؤنث مجازی محسوب می‌شود. این بیت در تعلیل و توجیه بیت پیشین است. شاعر خواسته است بگوید که: نور دانش به جای اینکه مایهٔ راحت‌ من می‌شود، برایم رنج و محنت به بار آورده و در زندانم داشته است.. ...
  • گزارش تخلف

قصیدهٔ۸..۱۰. مرا از اختر دانش چه حاصل؟. که من تاریکم، او‌ رخشنده اجزا

🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. اختر دانش: کنایه از ستارهٔ تیر، در نجوم احکامی قدیم عطارد کوکب حکما، طبیبان، منجمان، شعرا، اذکیا و دیوانیان است؛ به همین علت از عطارد در شعر فارسی با القاب: اختر دانش، کاتب گردون، مستوفی گردون، دبیر انجم، کاتب علوی، منشی دیوان گردون، مستوفی دیوان اعلا، منشی دیوان ثانی، خدیو عرصهٔ دیوان پیشگاه دوم، دبیر و جوان یاد شده است. (فرهنگ اصطلاحات نجومی) و نیز می‌توان اختر دانش را اضافهٔ تشبیهی گرفت. دانش در روشنگری و هدایت به اختر مانند شده است؛ ولی با توجه به بیت قبل که از نامهربانی آبای علوی و افلاک برین شکوه می‌کند و بیت بعد که از عیسی و خفاش در فلک چهارم سخن می‌گوید، ستارهٔ عطارد درست‌تر به نظر می‌رسد. که من تاریکم: مراد به سر بردن شاعر در تاریکی زندان است.. ...
  • گزارش تخلف

قصیدهٔ۸..۹. به من نامشفق‌اند آبای علوی. چو عیسی ز آن ابا کردم ز آبا

🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. نامشفق: نامهربان. آبای علوی: پدران بالایی و آسمانی، استعاره از هفت سیاره که آن‌ها را آبای سبعه نیز گویند و عبارتند از: قمر، عطارد، زهره، شمس، مریخ، مشتری و زحل و از ازدواج آن‌ها با امهات اربعه (آتش، باد، آب و خاک)، موالید ثلاثه (معدن، نبات و حیات) به وجود می‌آید. ابا کردن: سرپیچی و خودداری کردن. روی گردانیدن از پدران اشاره‌ای دارد به روی گردانیدن شاعر از پدرش، علی نجار، و قرار گرفتن تحت تربیت عمویش، کافی‌الدین عمر بن عثمان. بین «ابا» و «آبا» جناس ناقص است …معنی: پدران فلکی به من نامهربانند؛ از این رو مانند عیسی که پدر نداشت، من نیز از آن‌ها روی برگرداندم.. نکتهٔ لطیفی هم در این بیت است و آن اینکه خاقانی چون فرزند درودگر است، مانند ابراهیم خلیل از پدران آسمانی بیزاری می‌جوید که آن‌ها را رب بشمارد؛ به این مطلب در آیات ۷۶-۷۸ سورهٔ انعام اشاره شده است …خاقانی در جای دیگر صریح‌تر می‌گوید:. آبای علوی‌اند مرا خصم چون خلیل. بانگ ابا ز نسبت آبا برآورم. ...
  • گزارش تخلف

قصیدهٔ۸..۸. شده‌ست از آه دریاجوشش من. تیمم‌گاه عیسی قعر دریا

🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. آه دریاجوشش: ترکیب وصفی، آه دریا جوشنده، آه سوزان، آهی که سوزنده و به جوش آورنده و بخارکنندهٔ آب دریاست که آن را خشک می‌کند و قعر دریا را تیمم‌گاه عیسی می‌سازد. این معنی را خاقانی در جاهای دیگر دیوان آورده است:. زآتش آه بن دریا را. چون تیمم‌گه عطشان چه کنم. (دیوان، ص۲۵۱). دجله ز تف آه خود کرده تیمم‌گاه خود. بغداد را در راه خود از دیده طوفان دیده‌ام. (دیوان، ص۴۵۵). ...
  • گزارش تخلف

قصیدهٔ۸..۷. به صور صبحگاهی برشکافم. صلیب روزن این بام خضرا

🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. صور صبحگاهی: استعاره از آه و‌ ناله و فریاد صبحگاهی و سحری. (نک به قصیدهٔ۴؛ بیت۳۸). روزن: شاعر چوب‌هایی را اراده کرده که به طور متقاطع بر روزن زندان نهاده شده است که با ناله‌های جانسوز خویش می‌خواهد روزن زندان را بگشاید و رهایی یابد؛ چنانکه خاقانی در مثنوی «تحفة‌العراقین» ص۲۱۶ می‌گوید:. از بس که شده صلیب دشمن. در خط شده از صلیب روزن. در واژهٔ «صلیب» ایهامی نیز به صلیب فلک دارد که از تقاطع خط محور و خط استوا در فلک به وجود می‌آید و به آن صلیب اکبر نیز می‌گویند؛ چنانکه خاقانی در «تحفة‌العراقین»، ص۷۷ به آن اشاره‌ کرده است:. ای نامزد صلیب اکبر. یعنی خط استوا و محور. ...
  • گزارش تخلف

قصیدهٔ۸..۶. لباس راهبان پوشیده و روزم. چو راهب زان برآرم هر شب آوا

🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. لباس راهبان: کنایه از لباس سیاه که اهل کلیسا و کشیشان می‌پوشند. روز: با استعارهٔ کنایی به انسانی مانند شده که جامهٔ سیاه را به نشانهٔ سوگ و اندوه به تن دارد. آوا برآوردن: ناله و فریاد کردن. در مصراع دوم شاعر خود را به راهب مانند کرده است …معنی: به سبب تاریکی زندان روزم همچون راهبان لباس سیاه پوشیده است؛ به همین خاطر هر شب چون راهبان ناله و فغان می‌کنم … ...
  • گزارش تخلف

قصیدهٔ۸..۵. چرا سوزن چنین دجال‌چشم است. که اندر جیب عیسی یافت مأوا؟!

🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. دجال‌چشم: یک‌چشم، کنایه از نامبارک و فریبکار. مأوایافتن، اقامت کردن. خاقانی در جای دیگری نیز این مضمون را چنین بیان می‌کند:. نه عیسی راست از یاران کمینه‌سوزنی در بر؟. نه سوزن شبه‌دجال است یک چشم و صفاهانی (دیوان، ص۴۱۳). سوزن به سبب آنکه یک روزن بیشتر ندارد و یک چشم است، به دجال مانند شده است. ‌. ...
  • گزارش تخلف

قصیدهٔ۸..۴. من اینجا پای‌بست رشته مانده. چو عیسی پای‌بست سوزن آنجا

🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. پای‌بست: پای‌بسته، دربند و‌ مقید. رشته: مراد از رشته زنجیری است که خاقانی در زندان به پای داشته است. اینجا و آنجا: کنایه از زندان و آسمان چهارم. بین «رشته» در معنی «نخ» با «سوزن» ایهام تناسب است … ...
  • گزارش تخلف

قصیدهٔ۸..۳. تنم چون رشتۀ مریم دوتا است. دلم چون سوزن عیسی‌ست یکتا

🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. رشتۀ مریم: نخ مریم، ظاهرا مریم در رشتن تارهای ظریف مهارت داشته است؛ به گونه‌ای که برای به کاربردن آن‌ها لازم بوده است که نخ‌ها را دولا کند. این نکته در جای دیگر دیوان خاقانی نیز آمده است:. فرسوده‌تر ز سوزن عیسی تن من است. باریک‌تر ز رشتۀ مریم لبان اوست (دیوان خاقانی، ص۵۶۴). سوزن عیسی: در روایات آمده است که به هنگام صعود حضرت عیسی (ع) به آسمان‌ها چون در زه دلق او از تعلقات دنیوی سوزنی مانده بود، او را در آسمان چهارم متوقف ساختند. «خدای تعالی او را به آسمان چهارم برد، چون به آنجا رسید، امر آمد فریشتگان را بنگرید تا با وی از دنیا هیچ چیز هست، اگر هست وی را به آسمان هفتم آرید. نگاه کردند، با وی سوزنی یافتند در گریبان پلاس که چهل سال بود تا آن را پوشیده داشت و آن وقت سع شبانه‌روز بود تا عیسی (ع) چیزی نخورده بود. چون آن سوزن دیدند با وی، ندا آمد که عیسی (ع) را هم آنجا بدارید. ...
  • گزارش تخلف

قصیدهٔ۸..۲. نه روح‌الله بر این دیر است؟ چون شد

چنین دجال‌فعل این دیر مینا؟!. 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. روح‌الله: لقب حضرت عیسی (ع) که در قرآن از جمله: آیهٔ۱۷۱ سورهٔ نسا، آیهٔ۹۱ سورهٔ انبیا و آیهٔ۱۲ سورهٔ تحریم بدان اشاره شده است. دیر: جایی که راهبان مسیحی در آن با هم زندگی و عبادت می‌کنند، صومعه در اینجا استعاره از آسمان چهارم که جایگاه عیسی (ع) است. دجال: طبق روایات اسلامی مردی است یک‌چشم که در آخرالزمان پیش از ظهور مهدی موعود (عج) سوار بر درازگوشی که خر دجال نام گرفته، می‌آید و دعوی خدایی می‌کند و به دست عیسی مسیح (ع) (به روایتی) یا پس از ظهور حضرت مهدی (عج) به دست او کشته می‌شود. ظهور دجال را از شهر خراسان یا کوفه و‌ محلهٔ یهودیهٔ اصفهان می‌دانند. دجال‌فعل: دجال‌کردار، عملی چون عمل دجال زشت و‌ ناپسند. دیر مینا: استعاره از آسمان لاجوردی …معنی: آیا حضرت عیسی (ع)، کشندهٔ دجال در آسمان نیست؟ پس چرا آسمان چنین دجال‌گونه رفتار می‌کند … ...
  • گزارش تخلف

قصیدهٔ۸..۱. فلک کژروتر است از خط ترسا. مرا دارد مسلسل راهب‌آسا

🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. این قصیده را ترسائیه می‌نامند؛ به دلیل آنکه در آنکه در آن از اصطلاحات و عقاید مسیحیت بسیار استفاده شده است. در شعر خاقانی مقصود آندرونیکوس کمننوس است که خاقانی در ۵۶۵ ه. ق (بعد از ۱۱۷۰ میلادی) در این قصیدهٔ مسیحیت برای رهایی از زندان اخستان شروانشاه او را شفیع قرار داده است و شاعر وی را عظیم‌الروم، عزالدوله، مخلص المسیح، کهف الحواری می‌نامد و قصیدهٔ دیگری در مدح همین شخص به مطلع ذیل دارد که در آنجا نیز از او شفاعت رهایی از زندان خواسته است:. روزم فرو شد از غم و هم غم‌خواری ندارم. رازم برآمد از دل و هم دلبری ندارم. (دیوان، ص۲۷۹).۱. فلک: چرخ، سپهر، از نظر قدما جسمی است کروی و دارای حرکت دورانی و ذاتی، فلک از چپ به راست شروع به چرخش می‌کند؛ از این‌رو، فلک را کج‌رو گویند که مطابق میل شاعر نمی‌گردد و او را از رسیدن به آرزوهایش بازمی‌دارد. خط ترسا: خط مسیحیان، خطی است که کتاب مقدس نصارا به آن نوشته شده است و قدیم‌ترین انجیل‌های موجود به خط لاتینی است که در مقایسه با خط عربی که از سمت راست نوشته می‌شود، از چپ به راست نوشته می‌شده است و شاعر به همین دلیل آن را کج‌رو گفته است و در ابیا ...
  • گزارش تخلف