خاقانی شروانی شرح قصائد خاقانی؛ بر اساس شرح برزگر خالقی کانال دیگر ما: گزینهٔ شعر معاصر @gozineyesher لینک پست اول: https://t.me/khaghanieshervani/4 خاقانی شروانی ۲۲:۳۴ ۱۳۹۷/۰۱/۱۱ شروع قصیدهٔ هشتم🌺🌺 خاقانی شروانی ۲۱:۳۹ ۱۳۹۷/۰۱/۱۱ در صورت فیلتر تلگرام از کدام پیامرسان استفاده خواهید کرد؟. anonymous poll..۲. آی گپ – ۳۴ 👍👍👍👍👍👍👍 ۷۷٪.۱. سروش – ۱۰. 👍👍 ۲۳٪. 👥 ۴۴ people voted so far. خاقانی شروانی ۲۳:۲۸ ۱۳۹۷/۰۱/۱۰ پایان قصیدهٔ هفتم🌺🌺 خاقانی شروانی ۲۳:۲۸ ۱۳۹۷/۰۱/۱۰ قصیدهٔ۷..۷۶. ای ربیع فضل و از تو گشت عالم را شرف. وای ربیع فصل و از تو کشت آدم را نما،..۷۷ در ربیع دولتت هرگز خزان را ره مباد!. فارغم زآمین که دانم مستجاب است این دعا. 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. ربیع فضل: اضافهٔ تشبیهی، در لغت به معنی بهار دانش است. شاعر ممدوح را به بهار دانش مانند کرده است و نیز ایهامی به ابوالعباس فضل بن ربیع، وزیر هارونالرشید دارد. او بعد از یحیی بن خالد برمکی به وزارت رسید و بعد از هارون وزارت محمد بن امین را داشت و در سال ۲۸۰ه. ق. وفات یافت که بسیار بخشنده و کریم بوده است. (فرهنگ لغات و تعبیرات خاقانی). ... خاقانی شروانی ۱۶:۴۸ ۱۳۹۷/۰۱/۰۹ قصیدهٔ۷..۷۵. ای گه توقیع آصفخامه و جمشیدقدر. وای گه نیت ارسطوعلم و اسکندربنا 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. توقیع: فرمان و دستخط، مجازا نوشتن. آصف: از فرزندان اشمویل پیغمبر و مادرش از بزرگان بنیاسرائیل و از نوادگان یعقوب بود. تورات وی را یکی از موسیقیدانان و سرایندگان دربار بنیاسرائیل معرفی کرده است؛ اما بنا بر روایات اسلامی آصف، وزیر سلیمان نبی بود و بسیار مورد اعتماد او؛ به طوری که میتوانست هر وقت نزد او برود و زنان از وی رو پنهان نمینمودند. او مستجابالدعوه بود و در قرآن نام او صریحا نیامده است. مفسرین مراد آیهٔ «الذی عنده علم منالکتاب (سورهٔ نمل؛ آیهٔ۴۰) را آصف دانستهاند که علم بسیار داشت و کتابهای فراوان خوانده بود و حتی در برخی روایات است که او اسم اعظم یا نام بزرگ خدای تعالی میدانست. در شعر فارسی ارتباط آصف با سلیمان از جهات مختلف و از آن جمله به عنوان مظهر وزرای کاردان و عاقبتاندیش مورد توجه قرار گرفته است. (فرهنگ اساطیر و اشارات داستانی در ادبیات فارسی، محمدجعفر یاحقی). آصفخامه: آن که قلم او مانند قلم آصف است، آن که فرمان و دستخطش همچون آصف است. ... خاقانی شروانی ۲۰:۴۳ ۱۳۹۷/۰۱/۰۸ قصیدهٔ۷..۷۴. آسمان صدرا، شنیدی لفظ پروینبار من. قایلان عهد را گو: هکذا والا فلا 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. صدر: درگاه، آستان. آسمان صدرا: صفت مرکب جانشین موصوف همراه حرف ندا، ای کسی که آسمان صدر و مسند و درگاه توست، کنایه از مقام بلند و رفعت متعالی. پروین: نمودار شعر و نظم است؛ چنانکه بناتالنعش نمودار نثر است. (رک به قصیدهٔ۴؛ بیت۵۸). لفظ پروینبار: ترکیب وصفی، سخن و شعری که ستارهٔ پروین میبارد و در و گوهر نثار میکند به درخشندگی پروین. قایلان عهد: گویندگان زمان. هکذا و الا فلا: اینگونه و گرنه هیچ … ... خاقانی شروانی ۱۶:۲۴ ۱۳۹۷/۰۱/۰۷ قصیدهٔ۷..۷۳. گر بسیط خاک را چون من سخنپیرای است. صلم آتش دان و فرعم کفر و پیوندم ابا 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. بسیط خاک: زمین گسترده و فراخ. سخنپیرای: پیرایندهٔ سخن، آنکه سخن را تهذیب کند، کنایه از شاعر فصیح و بلیغ. اصلم آتش دان: اصل مرا مثل شیطان از آتش بدان که اشاره است به قسمتی از آیهٔ۱۲ سورهٔ اعراف: قال أنا خیر منه خلقتنی من نار و خلقته من طین، گفت: من از او بهترم، مرا از آتش آفریدهای و او را از گل. کفر: ناسپاسی. پیوندم ابا دان: پیوند مرا با سرکشی بدان که اشاره است به قسمتی از آیهٔ۳۴ سورهٔ بقره: أبی واستکبر و کان من الکافرین، [شیطان] سر باز زد و برتری جست و او از کافران بود.. ... خاقانی شروانی ۲۱:۰۷ ۱۳۹۷/۰۱/۰۶ قصیدهٔ۷..۷۲. گوید: این خاقانی دریامثابت خود منم. خوانمش خاقانی اما از میان افتاده قا 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. دریامثابت: مانند دریا، مواج و پهناور و بخشنده. چون از خاقانی «قا» بیفتد «خانی» میشود که به معنی چشمه و دریاچه و مرداب است. خاقانی عینا این بیت را در قصیدۀ۶، بیت۲۸ تکرار کرده است …معنی: شاعر در جواب کسی که خود را مانند او دریاسان میداند، میگوید: آری، خاقانیاند، اما آن خاقانیای که از میانش «قا» افتاده و «خانی» شده است و این همان خطا و اشتباهی است که او در بیت قبل به آن اشاره کرده است. . ... خاقانی شروانی ۲۱:۳۲ ۱۳۹۷/۰۱/۰۵ قصیدهٔ۷..۷۱. دانم از اهل سخن هرک این فصاحت بشنود. هم بسوزد مغز و هم سودا پزد بیمنتها 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. مغز سوختن: کنایه از اندوهگین شدن و رنج دیدن. سودا پختن: کنایه از اندیشه و خیال خام کردن … خاقانی شروانی ۱۴:۴۴ ۱۳۹۷/۰۱/۰۴ قصیدهٔ۷..۷۰. لیک با امالخبائث چون طلاقش واقع است. خسروش رجعت نفرماید به فتوی جفا 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. امالخبائث: مادر همهٔ ناپاکیها و پلیدیها، کنایه از شراب، مأخوذ از حدیث نبوی، الخمر امالخبائث (المعجم المفهرس). طلاق واقع: سه طلاق کردن در یک محضر را گویند که بین اهل سنت رواج دارد. رجعت: بازگشتن، بازگشتن مرد به سوی زنی که از او جدا شده است و در این معنی با طلاق ایهام تناسب است. فتوی جفا: فرمان به اکراه …معنی: حال که از شرابخواری توبه کردم و آن را سه طلاقه گفتهام، بهتر آن است که شاه فرمان بازگشت مجدد به خوردن شراب را به من ندهد.. ... خاقانی شروانی ۲۲:۳۰ ۱۳۹۷/۰۱/۰۲ قصیدهٔ۷..۶۹. مریم طبعش نکاح یوسف طبع تو بست. مریمی با حسن یوسف، نی چو یوسف کمبها، 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. مریم طبع و یوسف وصف: اضافهٔ تشبیهی، شاعر طبع خود را در تازگی به مریم و وصف ممدوح را به یوسف نجار مانند کرده است؛ همانگونه که مریم با یوسف نجار پیمان بست، طبع شاعر نیز با وصف ممدوح آمیخته است. یوسف: در مصراع اول تلمیح است به یوسف نجار که قبل از ظاهر شدن جبرئیل بر مریم، او را به عقد خود درآورده بود. در انجیل متی فصل دوم چنین آمده است: «چون خواستگاری کرد مادر یوسف، مریم را جهت یوسف، پیش از آنکه یوسف مریم را ببیند، معلوم شد که مریم حامله است از روحالقدس و یوسف چون مردی بود عابد و صدیق و نمیخواست که مشهور شود قصهٔ مریم، که خواست که او را طلاق گوید پنهان. وقتی که یوسف در این فکر بود، به خواب رفت و در خواب فرشته از پروردگار بر او ظاهر شد، گفت: ای یوسف بن داوود، مترس اینکه بگیری مریم را که خواستگاری کردهای؛ به درستی که طفلی که در شکم مریم است، از روحالقدس است و زود باشد که بزاید پسری و نام کنی او را یسوع؛ زیرا که آن پسر خلاص میکند امت خود را از گناهان. و کار مریم چنین شد تا تمام شود و به عمل آید آنچه از جانب پروردگار. خبر داده بود پیغمبری و فرموده بود که زود باشد که دختر باکره ... خاقانی شروانی ۱۷:۳۳ ۱۳۹۷/۰۱/۰۱ قصیدهٔ۷..۶۸. اجتماع ماه بود امروز و استقبال بخت. کاوفتاد این ذره را با چون تو خورشید التقا 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. اجتماع ماه و خورشید: به حالت ماه در هنگام محاق اجتماع یا اتصال گویند؛ در این حال، کرهٔ ماه از همه وقت بیشتر به کرهٔ خورشید نزدیک میشود و کاملا در مقابل آن قرار میگیرد. (فرهنگ اشارات سیروس شمیسا). استقبال: مقابلهٔ خورشید و ماه است. در این وقت زاویه بین آن دو در دایره افق ۱۸۰ درجه است؛ به نحوی که در افق حسی چون آفتاب غروب میکند، ماه طلوع مینماید، این حالت بیشتر در موقع بدر (پر ماهی) است و آن را مبتلا؛ یعنی پری ماه از نور آفتاب هم گفتهاند. (فرهنگ اصطلاحات نجومی، ابوالفضل مصفا). ذره: استعاره از شاعر. التقا: دیدار کردن، به هم رسیدن. بین واژهٔ «استقبال» به معنی «رویارویی» با «اجتماع» ایهام تناسب است … ... خاقانی شروانی ۲۳:۵۴ ۱۳۹۶/۱۲/۲۸ قصیدهٔ۷..۶۷. جان خاقانی ز تف آفتاب و رنج راه. مانده بود، آسوده شد در سایهٔ سایهی خدا 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. سایهٔ خدا: ظل الله، صفتی است که شاهان را دهند و صاحب آنندراج گوید: و به اصطلاح پادشاه را گویند؛ چه سایهٔ هر شیای صاحب اوست و حکایت میکند از ذات آن شخص؛ پادشاه نیز همین حال را دارد به ذات الهی که انتظام مملکت به ذات اوست؛ چنانکه انتظام وجود ممکنات به وجود باری تعالی است. (لغتنامه ذیل ظل الله) و در «بحارالانوار» جلد۳، ص۳۰۶ روایتی به این مضمون آمده است: قیل لسلطان العادل إنه ظل الله فی أرضه لعباده … ... خاقانی شروانی ۲۰:۰۶ ۱۳۹۶/۱۲/۲۷ قصیدهٔ۷..۶۶. هم نثار از جان توان کردن به صدر چون تو شاه. هم به ترک زن توان گفتن برای مصطفا 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. صدر: پیشگاه، آستان و درگاه. به ترک زن توان گفتن: اشاره است به ماجرای زید بن حارثه و طلاق دادن همسرش که در بیت قبل اشاره کردیم. مصراع دوم تمثیل است برای تأکید معنی مصراع اول.. خاقانی شروانی ۱۴:۴۵ ۱۳۹۶/۱۲/۲۶ قصیدهٔ۷..۶۵. زید چون در خدمت احمد به ترک زن بگفت. نام باقی یافت، آنک آیت لما قضیٰ 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. زید: مصراع اول اشاره است به ماجرای زید بن حارثه که زید زن خود، زینب بنت جحش را نزد حضرت پیامبر (ص) طلاق داد و حضرتش او را به زنی گرفت و داستان مفصلی دارد که در تفاسیر ذیل آیهای که در مصراع دوم بدان اشاره شده، آمده است. (رک: قصیدهٔ۳؛ بیت۶۴). نام باقی: نام جاوید و ابدی. لما قضی: اشاره است به قسمتی از آیهٔ۳۷ سورهٔ احزاب:. فلما قضىٰ زید منها وطرا زوجناکها لکی لا یکون على المؤمنین حرج فی أزواج أدعیائهم إذا قضوا منهن وطرا وکان أمر الله مفعولا. ﭘﺲ ﭼﻮﻥ ﺯﻳﺪ ﺍﺯ ﺁﻥ [ﺯﻥ] ﻛﺎم ﺑﺮﮔﺮﻓﺖ [ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺗﺮک ﮔﻔﺖ] ﻭﻯ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻧﻜﺎﺡ ﺗﻮ ﺩﺭﺁﻭﺭﺩﻳﻢ ﺗﺎ [ﺩﺭ ﺁﻳﻨﺪﻩ] ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣﺆﻣﻨﺎﻥ ﺑﺎ ﺯﻧﺎﻥ ﭘﺴﺮﺧﻮﺍﻧﺪﮔﺎﻧﺸﺎﻥ -ﭼﻮﻥ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﻃﻠﺎﻕ ﮔﻔﺘﻨﺪ- ﮔﻨﺎﻫﻰ ﻧﺒﺎﺷﺪ، ﻭ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺧﺪﺍوند شدنی است … ... خاقانی شروانی ۱۴:۰۱ ۱۳۹۶/۱۲/۲۴ قصیدهٔ۷..۶۴. کیمیای جان نثار آورد بر درگاه شاه. با عقیق اشک و زر چهره و در ثنا 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. کیمیای جان: استعاره از شعر. عقیق اشک، زر چهره و در ثنا: اضافهٔ تشبیهی، اشک سرخ و خونین به رنگ عقیق مانند شده است؛ طلای رخسار، منظور زردی چهره است؛ مروارید مدح و درود.. خاقانی شروانی ۲۳:۰۵ ۱۳۹۶/۱۲/۲۲ قصیدهٔ۷..۶۳. بنده خاقانی به خدمت نیم رو خاکین رسید. سهم خسران پس نهاد و سهم خسرو پیشوا 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. نیم رو خاکین: نیمهٔ چهره و رخ خاکآلوده و بر خاک نهاده. خاقانی در جای دیگری نیز میگوید:. نیم رو خاکین چو بوسم پای تو. بر سر از تو تاج تمکین آورم. (دیوان، ۶۴۴). پس نهادن: عقب زدن. پیشوا: جلو و مقدم …معنی: هنگامی که به خدمت آمدم، نیمی از چهرهٔ خاکآلودهٔ خود را، که سهم سلطان بود، پیشکش کردم و نیمی دیگر را که از آستانت خاکی نشده و زیانکار بود، پس نهادم … ... خاقانی شروانی ۱۸:۰۵ ۱۳۹۶/۱۲/۲۱ قصیدهٔ۷..۶۲. خاک درگاهت دهد از علت خذلان نجات. کاتفاق است اینکه از یاقوت کم گردد وبا 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. علت خذلان: بیماری خواری و بدبختی. اتفاق: اجماع، با هم یکی شدن. یاقوت: حکمای هند میگویند که چون یاقوت با خود دارند، از علت طاعون ایمن باشند و وبا بر آنکس که یاقوت دارد کار نکند. (تنسوخنامهٔ ایلخانی، ۲۸). خاقانی در بیت دیگری به دفع وبا به وسیلهٔ یاقوت اشاره کرده است:. چرخ از سموم گرمگه زاده و با هر چاشتگه. دفع وبا را جام شه یاقوتکردار آمده (دیوان، ۳۹۱). مصراع دوم تأکید است برای معنی مصراع اول. ... خاقانی شروانی ۱۸:۱۲ ۱۳۹۶/۱۲/۲۰ قصیدهٔ۷..۶۱. خود مدیحت را به گفت او کجا باشد نیاز؟!. مصحف مجد از پر طاووس کی گیرد بها؟! 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. گفت او: گفتهٔ خاقانی. مصحف مجد: کتاب بزرگی و عظمت، قرآن عظیم (پر طاووس را برای زیبایی و نشانه لای قرآن قرار میدادند.). ** خاقانی خود را از بیت۵۸ تا این بیت سپاه پیل، قطار خوک، آب درمنه، سنگ منات، نجم سفلی و پر طاووس خوانده و درگاه ممدوح را بیتالحرم، بیتالمقدس، آب حیات، سنگ منا، خورشید و مجد مصحف گفته است … ... خاقانی شروانی ۱۸:۱۶ ۱۳۹۶/۱۲/۱۹ قصیدهٔ۷..۶۰. بنده، چون زی حضرتت پوید، ندارد بس خطر. نجم سفلی چون شود شرقی، ندارد بس ضیا 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. نجم سفلی: ستارهٔ پایین که عبارتند از: قمر، عطارد و زهره چون فلک ایشان زیر فلک خورشید است در مقابل کواکب علوی که عبارتند از: مریخ، مشتری و زحل. چون طبق نجوم قدیم فلک آنها بالای خورشید است. (فرهنگ لغات و تعبیرات خاقانی)، استعاره از شاعر. شرقی شدن: کنایه از طلوع کردن، درخشان و ظاهر شدن ستاره …**شاعر در این بیت خود را به نجم سفلی مانند کرده است که در برابر خورشید که شاه است، بینور و بیفروغ است.. ... ‹ 12 13 14 15 16 17 18 ›
خاقانی شروانی ۲۱:۳۹ ۱۳۹۷/۰۱/۱۱ در صورت فیلتر تلگرام از کدام پیامرسان استفاده خواهید کرد؟. anonymous poll..۲. آی گپ – ۳۴ 👍👍👍👍👍👍👍 ۷۷٪.۱. سروش – ۱۰. 👍👍 ۲۳٪. 👥 ۴۴ people voted so far.
خاقانی شروانی ۲۳:۲۸ ۱۳۹۷/۰۱/۱۰ قصیدهٔ۷..۷۶. ای ربیع فضل و از تو گشت عالم را شرف. وای ربیع فصل و از تو کشت آدم را نما،..۷۷ در ربیع دولتت هرگز خزان را ره مباد!. فارغم زآمین که دانم مستجاب است این دعا. 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. ربیع فضل: اضافهٔ تشبیهی، در لغت به معنی بهار دانش است. شاعر ممدوح را به بهار دانش مانند کرده است و نیز ایهامی به ابوالعباس فضل بن ربیع، وزیر هارونالرشید دارد. او بعد از یحیی بن خالد برمکی به وزارت رسید و بعد از هارون وزارت محمد بن امین را داشت و در سال ۲۸۰ه. ق. وفات یافت که بسیار بخشنده و کریم بوده است. (فرهنگ لغات و تعبیرات خاقانی). ...
خاقانی شروانی ۱۶:۴۸ ۱۳۹۷/۰۱/۰۹ قصیدهٔ۷..۷۵. ای گه توقیع آصفخامه و جمشیدقدر. وای گه نیت ارسطوعلم و اسکندربنا 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. توقیع: فرمان و دستخط، مجازا نوشتن. آصف: از فرزندان اشمویل پیغمبر و مادرش از بزرگان بنیاسرائیل و از نوادگان یعقوب بود. تورات وی را یکی از موسیقیدانان و سرایندگان دربار بنیاسرائیل معرفی کرده است؛ اما بنا بر روایات اسلامی آصف، وزیر سلیمان نبی بود و بسیار مورد اعتماد او؛ به طوری که میتوانست هر وقت نزد او برود و زنان از وی رو پنهان نمینمودند. او مستجابالدعوه بود و در قرآن نام او صریحا نیامده است. مفسرین مراد آیهٔ «الذی عنده علم منالکتاب (سورهٔ نمل؛ آیهٔ۴۰) را آصف دانستهاند که علم بسیار داشت و کتابهای فراوان خوانده بود و حتی در برخی روایات است که او اسم اعظم یا نام بزرگ خدای تعالی میدانست. در شعر فارسی ارتباط آصف با سلیمان از جهات مختلف و از آن جمله به عنوان مظهر وزرای کاردان و عاقبتاندیش مورد توجه قرار گرفته است. (فرهنگ اساطیر و اشارات داستانی در ادبیات فارسی، محمدجعفر یاحقی). آصفخامه: آن که قلم او مانند قلم آصف است، آن که فرمان و دستخطش همچون آصف است. ...
خاقانی شروانی ۲۰:۴۳ ۱۳۹۷/۰۱/۰۸ قصیدهٔ۷..۷۴. آسمان صدرا، شنیدی لفظ پروینبار من. قایلان عهد را گو: هکذا والا فلا 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. صدر: درگاه، آستان. آسمان صدرا: صفت مرکب جانشین موصوف همراه حرف ندا، ای کسی که آسمان صدر و مسند و درگاه توست، کنایه از مقام بلند و رفعت متعالی. پروین: نمودار شعر و نظم است؛ چنانکه بناتالنعش نمودار نثر است. (رک به قصیدهٔ۴؛ بیت۵۸). لفظ پروینبار: ترکیب وصفی، سخن و شعری که ستارهٔ پروین میبارد و در و گوهر نثار میکند به درخشندگی پروین. قایلان عهد: گویندگان زمان. هکذا و الا فلا: اینگونه و گرنه هیچ … ...
خاقانی شروانی ۱۶:۲۴ ۱۳۹۷/۰۱/۰۷ قصیدهٔ۷..۷۳. گر بسیط خاک را چون من سخنپیرای است. صلم آتش دان و فرعم کفر و پیوندم ابا 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. بسیط خاک: زمین گسترده و فراخ. سخنپیرای: پیرایندهٔ سخن، آنکه سخن را تهذیب کند، کنایه از شاعر فصیح و بلیغ. اصلم آتش دان: اصل مرا مثل شیطان از آتش بدان که اشاره است به قسمتی از آیهٔ۱۲ سورهٔ اعراف: قال أنا خیر منه خلقتنی من نار و خلقته من طین، گفت: من از او بهترم، مرا از آتش آفریدهای و او را از گل. کفر: ناسپاسی. پیوندم ابا دان: پیوند مرا با سرکشی بدان که اشاره است به قسمتی از آیهٔ۳۴ سورهٔ بقره: أبی واستکبر و کان من الکافرین، [شیطان] سر باز زد و برتری جست و او از کافران بود.. ...
خاقانی شروانی ۲۱:۰۷ ۱۳۹۷/۰۱/۰۶ قصیدهٔ۷..۷۲. گوید: این خاقانی دریامثابت خود منم. خوانمش خاقانی اما از میان افتاده قا 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. دریامثابت: مانند دریا، مواج و پهناور و بخشنده. چون از خاقانی «قا» بیفتد «خانی» میشود که به معنی چشمه و دریاچه و مرداب است. خاقانی عینا این بیت را در قصیدۀ۶، بیت۲۸ تکرار کرده است …معنی: شاعر در جواب کسی که خود را مانند او دریاسان میداند، میگوید: آری، خاقانیاند، اما آن خاقانیای که از میانش «قا» افتاده و «خانی» شده است و این همان خطا و اشتباهی است که او در بیت قبل به آن اشاره کرده است. . ...
خاقانی شروانی ۲۱:۳۲ ۱۳۹۷/۰۱/۰۵ قصیدهٔ۷..۷۱. دانم از اهل سخن هرک این فصاحت بشنود. هم بسوزد مغز و هم سودا پزد بیمنتها 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. مغز سوختن: کنایه از اندوهگین شدن و رنج دیدن. سودا پختن: کنایه از اندیشه و خیال خام کردن …
خاقانی شروانی ۱۴:۴۴ ۱۳۹۷/۰۱/۰۴ قصیدهٔ۷..۷۰. لیک با امالخبائث چون طلاقش واقع است. خسروش رجعت نفرماید به فتوی جفا 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. امالخبائث: مادر همهٔ ناپاکیها و پلیدیها، کنایه از شراب، مأخوذ از حدیث نبوی، الخمر امالخبائث (المعجم المفهرس). طلاق واقع: سه طلاق کردن در یک محضر را گویند که بین اهل سنت رواج دارد. رجعت: بازگشتن، بازگشتن مرد به سوی زنی که از او جدا شده است و در این معنی با طلاق ایهام تناسب است. فتوی جفا: فرمان به اکراه …معنی: حال که از شرابخواری توبه کردم و آن را سه طلاقه گفتهام، بهتر آن است که شاه فرمان بازگشت مجدد به خوردن شراب را به من ندهد.. ...
خاقانی شروانی ۲۲:۳۰ ۱۳۹۷/۰۱/۰۲ قصیدهٔ۷..۶۹. مریم طبعش نکاح یوسف طبع تو بست. مریمی با حسن یوسف، نی چو یوسف کمبها، 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. مریم طبع و یوسف وصف: اضافهٔ تشبیهی، شاعر طبع خود را در تازگی به مریم و وصف ممدوح را به یوسف نجار مانند کرده است؛ همانگونه که مریم با یوسف نجار پیمان بست، طبع شاعر نیز با وصف ممدوح آمیخته است. یوسف: در مصراع اول تلمیح است به یوسف نجار که قبل از ظاهر شدن جبرئیل بر مریم، او را به عقد خود درآورده بود. در انجیل متی فصل دوم چنین آمده است: «چون خواستگاری کرد مادر یوسف، مریم را جهت یوسف، پیش از آنکه یوسف مریم را ببیند، معلوم شد که مریم حامله است از روحالقدس و یوسف چون مردی بود عابد و صدیق و نمیخواست که مشهور شود قصهٔ مریم، که خواست که او را طلاق گوید پنهان. وقتی که یوسف در این فکر بود، به خواب رفت و در خواب فرشته از پروردگار بر او ظاهر شد، گفت: ای یوسف بن داوود، مترس اینکه بگیری مریم را که خواستگاری کردهای؛ به درستی که طفلی که در شکم مریم است، از روحالقدس است و زود باشد که بزاید پسری و نام کنی او را یسوع؛ زیرا که آن پسر خلاص میکند امت خود را از گناهان. و کار مریم چنین شد تا تمام شود و به عمل آید آنچه از جانب پروردگار. خبر داده بود پیغمبری و فرموده بود که زود باشد که دختر باکره ...
خاقانی شروانی ۱۷:۳۳ ۱۳۹۷/۰۱/۰۱ قصیدهٔ۷..۶۸. اجتماع ماه بود امروز و استقبال بخت. کاوفتاد این ذره را با چون تو خورشید التقا 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. اجتماع ماه و خورشید: به حالت ماه در هنگام محاق اجتماع یا اتصال گویند؛ در این حال، کرهٔ ماه از همه وقت بیشتر به کرهٔ خورشید نزدیک میشود و کاملا در مقابل آن قرار میگیرد. (فرهنگ اشارات سیروس شمیسا). استقبال: مقابلهٔ خورشید و ماه است. در این وقت زاویه بین آن دو در دایره افق ۱۸۰ درجه است؛ به نحوی که در افق حسی چون آفتاب غروب میکند، ماه طلوع مینماید، این حالت بیشتر در موقع بدر (پر ماهی) است و آن را مبتلا؛ یعنی پری ماه از نور آفتاب هم گفتهاند. (فرهنگ اصطلاحات نجومی، ابوالفضل مصفا). ذره: استعاره از شاعر. التقا: دیدار کردن، به هم رسیدن. بین واژهٔ «استقبال» به معنی «رویارویی» با «اجتماع» ایهام تناسب است … ...
خاقانی شروانی ۲۳:۵۴ ۱۳۹۶/۱۲/۲۸ قصیدهٔ۷..۶۷. جان خاقانی ز تف آفتاب و رنج راه. مانده بود، آسوده شد در سایهٔ سایهی خدا 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. سایهٔ خدا: ظل الله، صفتی است که شاهان را دهند و صاحب آنندراج گوید: و به اصطلاح پادشاه را گویند؛ چه سایهٔ هر شیای صاحب اوست و حکایت میکند از ذات آن شخص؛ پادشاه نیز همین حال را دارد به ذات الهی که انتظام مملکت به ذات اوست؛ چنانکه انتظام وجود ممکنات به وجود باری تعالی است. (لغتنامه ذیل ظل الله) و در «بحارالانوار» جلد۳، ص۳۰۶ روایتی به این مضمون آمده است: قیل لسلطان العادل إنه ظل الله فی أرضه لعباده … ...
خاقانی شروانی ۲۰:۰۶ ۱۳۹۶/۱۲/۲۷ قصیدهٔ۷..۶۶. هم نثار از جان توان کردن به صدر چون تو شاه. هم به ترک زن توان گفتن برای مصطفا 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. صدر: پیشگاه، آستان و درگاه. به ترک زن توان گفتن: اشاره است به ماجرای زید بن حارثه و طلاق دادن همسرش که در بیت قبل اشاره کردیم. مصراع دوم تمثیل است برای تأکید معنی مصراع اول..
خاقانی شروانی ۱۴:۴۵ ۱۳۹۶/۱۲/۲۶ قصیدهٔ۷..۶۵. زید چون در خدمت احمد به ترک زن بگفت. نام باقی یافت، آنک آیت لما قضیٰ 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. زید: مصراع اول اشاره است به ماجرای زید بن حارثه که زید زن خود، زینب بنت جحش را نزد حضرت پیامبر (ص) طلاق داد و حضرتش او را به زنی گرفت و داستان مفصلی دارد که در تفاسیر ذیل آیهای که در مصراع دوم بدان اشاره شده، آمده است. (رک: قصیدهٔ۳؛ بیت۶۴). نام باقی: نام جاوید و ابدی. لما قضی: اشاره است به قسمتی از آیهٔ۳۷ سورهٔ احزاب:. فلما قضىٰ زید منها وطرا زوجناکها لکی لا یکون على المؤمنین حرج فی أزواج أدعیائهم إذا قضوا منهن وطرا وکان أمر الله مفعولا. ﭘﺲ ﭼﻮﻥ ﺯﻳﺪ ﺍﺯ ﺁﻥ [ﺯﻥ] ﻛﺎم ﺑﺮﮔﺮﻓﺖ [ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺗﺮک ﮔﻔﺖ] ﻭﻯ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻧﻜﺎﺡ ﺗﻮ ﺩﺭﺁﻭﺭﺩﻳﻢ ﺗﺎ [ﺩﺭ ﺁﻳﻨﺪﻩ] ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣﺆﻣﻨﺎﻥ ﺑﺎ ﺯﻧﺎﻥ ﭘﺴﺮﺧﻮﺍﻧﺪﮔﺎﻧﺸﺎﻥ -ﭼﻮﻥ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﻃﻠﺎﻕ ﮔﻔﺘﻨﺪ- ﮔﻨﺎﻫﻰ ﻧﺒﺎﺷﺪ، ﻭ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺧﺪﺍوند شدنی است … ...
خاقانی شروانی ۱۴:۰۱ ۱۳۹۶/۱۲/۲۴ قصیدهٔ۷..۶۴. کیمیای جان نثار آورد بر درگاه شاه. با عقیق اشک و زر چهره و در ثنا 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. کیمیای جان: استعاره از شعر. عقیق اشک، زر چهره و در ثنا: اضافهٔ تشبیهی، اشک سرخ و خونین به رنگ عقیق مانند شده است؛ طلای رخسار، منظور زردی چهره است؛ مروارید مدح و درود..
خاقانی شروانی ۲۳:۰۵ ۱۳۹۶/۱۲/۲۲ قصیدهٔ۷..۶۳. بنده خاقانی به خدمت نیم رو خاکین رسید. سهم خسران پس نهاد و سهم خسرو پیشوا 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. نیم رو خاکین: نیمهٔ چهره و رخ خاکآلوده و بر خاک نهاده. خاقانی در جای دیگری نیز میگوید:. نیم رو خاکین چو بوسم پای تو. بر سر از تو تاج تمکین آورم. (دیوان، ۶۴۴). پس نهادن: عقب زدن. پیشوا: جلو و مقدم …معنی: هنگامی که به خدمت آمدم، نیمی از چهرهٔ خاکآلودهٔ خود را، که سهم سلطان بود، پیشکش کردم و نیمی دیگر را که از آستانت خاکی نشده و زیانکار بود، پس نهادم … ...
خاقانی شروانی ۱۸:۰۵ ۱۳۹۶/۱۲/۲۱ قصیدهٔ۷..۶۲. خاک درگاهت دهد از علت خذلان نجات. کاتفاق است اینکه از یاقوت کم گردد وبا 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. علت خذلان: بیماری خواری و بدبختی. اتفاق: اجماع، با هم یکی شدن. یاقوت: حکمای هند میگویند که چون یاقوت با خود دارند، از علت طاعون ایمن باشند و وبا بر آنکس که یاقوت دارد کار نکند. (تنسوخنامهٔ ایلخانی، ۲۸). خاقانی در بیت دیگری به دفع وبا به وسیلهٔ یاقوت اشاره کرده است:. چرخ از سموم گرمگه زاده و با هر چاشتگه. دفع وبا را جام شه یاقوتکردار آمده (دیوان، ۳۹۱). مصراع دوم تأکید است برای معنی مصراع اول. ...
خاقانی شروانی ۱۸:۱۲ ۱۳۹۶/۱۲/۲۰ قصیدهٔ۷..۶۱. خود مدیحت را به گفت او کجا باشد نیاز؟!. مصحف مجد از پر طاووس کی گیرد بها؟! 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. گفت او: گفتهٔ خاقانی. مصحف مجد: کتاب بزرگی و عظمت، قرآن عظیم (پر طاووس را برای زیبایی و نشانه لای قرآن قرار میدادند.). ** خاقانی خود را از بیت۵۸ تا این بیت سپاه پیل، قطار خوک، آب درمنه، سنگ منات، نجم سفلی و پر طاووس خوانده و درگاه ممدوح را بیتالحرم، بیتالمقدس، آب حیات، سنگ منا، خورشید و مجد مصحف گفته است … ...
خاقانی شروانی ۱۸:۱۶ ۱۳۹۶/۱۲/۱۹ قصیدهٔ۷..۶۰. بنده، چون زی حضرتت پوید، ندارد بس خطر. نجم سفلی چون شود شرقی، ندارد بس ضیا 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. نجم سفلی: ستارهٔ پایین که عبارتند از: قمر، عطارد و زهره چون فلک ایشان زیر فلک خورشید است در مقابل کواکب علوی که عبارتند از: مریخ، مشتری و زحل. چون طبق نجوم قدیم فلک آنها بالای خورشید است. (فرهنگ لغات و تعبیرات خاقانی)، استعاره از شاعر. شرقی شدن: کنایه از طلوع کردن، درخشان و ظاهر شدن ستاره …**شاعر در این بیت خود را به نجم سفلی مانند کرده است که در برابر خورشید که شاه است، بینور و بیفروغ است.. ...