شرح قصائد خاقانی؛ بر اساس شرح برزگر خالقی کانال دیگر ما: گزینهٔ شعر معاصر @gozineyesher لینک پست اول: https://t.me/khaghanieshervani/4


قصیدهٔ۱..۱۵. چون رسیدی بر در لا، صدر الا جوی، از آنک. کعبه را هم دید باید چون رسیدی در منا

🍃🍂🍃🍂. در الا و صدر الا: استعارهٔ مکنیه. منا: محلی در مکه است حاجیان روز دهم ذی‌الحجه در آن‌جا قربانی می‌کنند. مصراع دوم تمثیل است برای تأکید معنی مصراع اول …معنی: وقتی به مرحلهٔ لا و مقام نفی رسیدی، در پی اثبات حق باش؛ به این خاطر که به لا رسیدن همچون رفتن به قربان‌گاه، و رسیدن به الله مثل رسیدن به کعبه است. (در اعمال حج، حاجی باید پی از قربانی از منا به طواف کعبه برود تا حج او کامل گردد.). ----------------.۱۶. ور تو اعمی‌دیده‌ای، بر دوش احمد دار دست. کاندر این ره قائد تو مصطفا به، مصطفا. 🍃🍂🍃🍂. ...
  • گزارش تخلف

چند نکته در مورد این‌که چرا شرح دکتر محمدرضا برزگر خالقی را انتخاب کردم:..۱

تعداد قصائدی که در این شرح آمده بیشتر از گزیده‌‌های دیگره. پنجاه قصیده به طور کامل …۲. جزو شرح‌های تازه است و طبیعتا به شرح‌های گذشته، مثل شرح استعلامی، گزارش دشواری‌های خاقانی (کزازی)، بزم دیرینه عروس و جام عروس خاوری (معصومه معدن‌کن)، شرح مشکلات خاقانی، شرح موضوعی (شش جلد، عباس ماهیار)، فرهنگ لغات و تعبیرات خاقانی، ضیاءالدین سجادی، گزیده نصرالله امامی، گزیده مجید سرمدی، رخسار صبح (کزازی) و … نظر داشته است. متأسفانه با این‌که در موارد زیادی، مستقیم یا غیرمستقیم، تحت تأثیر این آثار بوده؛ مأخذش را ذکر نکرده است..۳. از این نظر شرح برزگر خالقی به شرح مثنوی کریم زمانی شباهت دارد که مجموعه‌ای از نکات شروح دیگر مثنوی را گرد آورده و به همین دلیل اسم شرحش را شرح جامع گذاشته است..۴. هرکدام از شروح فوق محاسن و معایبی دارند مثلا شرح کزازی صرفا ابیات مبهم را توضیح داده با ضبط‌های فاسد نسبتا زیاد. شرح معدن‌کن جزو شروح منقح و قویه منتها فقط ۲۱ قصیده را توضیح داده است. شرح استعلامی مختصره و از ایرادات تصحیحی که گریبانگیر بسیاری از شروح بوده و هست خالی نیست. همین شرح برزگر خالقی هم ضبط‌های فاسدی دارد. ...
  • گزارش تخلف

قصیدهٔ۱..۱۳. سر بنه کاینجا سری را صد سر آید در عوض. بلکه برسر، هر سری را صد کلاه آید عطا …🍃🍂🍃🍂

سرنهادن: کنایه از مطیع و تسلیم شدن، از خود گذشتن، ترک تعلقات مادی کردن. برسر: برسری، به اضافهٔ، به‌علاوه. کلاه: تاج، استعاره از عزت و منزلت. مصراع دوم اشاره است به قسمتی از آیهٔ ۱۶۰ سورهٔ انعام (۶): من جاء بالحسنة فله عشر أمثالها. کسی که کار نیکی را پیش آورد، ده چندان آن پاداش دارد. آرایهٔ تکرار و جناس تام: «سر». ---------------.۱۴. هرچه جز نورالسموات از خدایی عزل کن. گر تو را مشکوة دل روشن شد از مصباح لا. ...
  • گزارش تخلف

قصیدهٔ۱..۱۲. با قطار خوک در بیت‌المقدس پا منه. با سپاه پیل، بر درگاه بیت‌الله میا

🍃🍂🍃🍂. مصراع اول اشاره است به ماجرای جنگ‌های صلیبی و نگه داشتن خوک در اماکن متبرکه بیت‌المقدس. واقعۀ مورد بحث، یعنی بسته شدن خوک در اماکن مقدس اسلامی در شهر بیت‌المقدس در شهر بیت‌المقدس به وسیلۀ صلیبیون، در روزگار خاقانی امری مشهور بوده است. اضافه می‌شود بیت‌المقدس مطابق آن‌چه حمدالله مستوفی در «تاریخ گزیده» نوشته است، در سال۴۹۲ ه. ق. به تصرف فرنگیان درآمد و صلاح‌الدین ایوبی در سال۵۸۵ ه. ق. آن شهر را از دست ایشان خارج ساخت و طبیعی است که حوادث مربوط به اشغال بیت‌المقدس در شعر خاقانی که تقریبا معاصر صلیبیون بوده، انعکاس پیدا کرده باشد؛ چنان‌که شاعر چندین‌ بار از این حوادث در دیوان یاد می‌کرد:. خبث ما را بارگاه قدس دور افکند، از آنک. ...
  • گزارش تخلف

قصیدۀ۱..۱۰. بر در فقر آی تا پیش آیدت سرهنگ عشق. گوید: ای صاحب‌خراج هر دو گیتی، مرحبا!

…🍃🍂🍃🍂. فقر: درویشی، از مقامات صوفیه است و بعضی آن را فناء فی‌الله و اتحاد قطره با دریا دانسته‌اند. فقر در اشعار خاقانی بیشتر همین معنای صوفیانه دارد؛ یعنی نیازمندی کامل به خداوند و بی‌نیازی از خلق که ناظر است به حدیث: الفقر فخری و به افتخر (احادیث مثنوی، ۲۳). سرهنگ عشق: اضافۀ تشبیهی، فرمانده و فرمانروای عشق. صاحب خراج: خراج‌ستان، گیرندۀ خراج. —---------------------.۱۱. شرب عزلت ساختی، از سر ببر آب هوس. باغ وحدت یافتی، از بن بکن بیخ هوا …🍃🍂🍃🍂. شرب: آبشخور، جای خوردن آب. ...
  • گزارش تخلف

قصیدۀ۱..۸. رخت از این گنبد برون بر، گر حیاتی بایدت. زآنکه تا در گنبدی، با مردگانی هم‌وطا

🍃🍃🍂🍂☘. گنبد: استعاره از فلک و آسمان، دنیا. رخت برون بردن: کنایه از سفرکردن و عزیمت نمودن، ترک تعلق کردن. حیات: مراد زندگی حقیقی و ابدی است. مردگان: استعاره از دنیاپرستان و دنیاداران که دلی مرده دارند. اشاره است به حدیث: إیاکم و مجالسة الموتیٰ قیل و من هم قٰال الأغنیا (احادیث مثنوی، ۱۵۶). وطا: لباس و پوشش. هم‌وطا: کنایه از هم‌بالین و هم‌نشین و مصاحب. بین «گنبد» و «مردگان» تناسب است؛ به این ترتیب که در قدیم مردگان را زیر گنبدها دفن می‌کردند.. ...
  • گزارش تخلف

قصیدهٔ۱..۷. آتشین ‌داری زبان، زآن، دل‌سیاهی چون چراغ. گرد خود گردی، از آن، تردامنی چون آسیا

🍃🍃🍂🍂. زبان آتشین داشتن: کنایه از دم گیرا و گرم داشتن و فصیح و بلیغ بودن؛ ولی در این‌جا کنایه از زبان تند و تیز و گزنده داشتن است. چون چراغ زبان آتشین و دل سیاه داشتن: اشاره دارد به شعله و فتیلهٔ چراغ و درون تیرهٔ آن که محل روغن چراغ است. گرد خود گشتن: کنایه از خودبین و خودخواه بودن و گرد منافع خود گشتن. تردامن: کنایه از آلوده و بدکار. تردامنی آسیا: اشاره است به آسیاب‌های آبی که گردش آب در دامن آسیاب موجب چرخش آن می‌شود.. آب هر عشوه که در جیب شما ریزد چرخ. آسیاوار هم از دامن‌تر بازدهید. (دیوان، ۱۶۳). ...
  • گزارش تخلف

قصیدهٔ۱٫۴. آن خویشی، چند گویی کآن اویم، آن اوی؟. باش، تا او گوید از خود: آن مایی آن ما …🍂🍂🍃🍃☘

آن خویشی: گرفتار نفس و صفات مادی خودت هستی. آن اویم: مال اویم، انسانی هستم که از خود بریده‌ام و تمام صفات الهی را در خود زنده کرده‌ام …باش: صبر و درنگ کن. از خود: از جانب خود …** مصراع دوم اشاره است به این نکته که به طرف محبوب ازلی رفتن توفیقی است که از جانب او حاصل می‌شود؛ نه کوششی و اکتسابی. —-------.۵. چیست عاشق را جز آن کآتش دهد پروانه‌وار؟. اولش قرب و، میانه سوختن، و آخر فنا. 🍃🍃🍂🍂☘☘. معنی: عاشق به جز این‌که همانند پروانه بسوزد، از آتش عشق چه بهره‌ای می‌برد؟ اول به عشق نزدیک می‌شود، سپس در میان آن می‌رود و در نهایت می‌سوزد و فنا می‌شود. ...
  • گزارش تخلف

قصیدهٔ۱..۳. با تو قرب قاب قوسین آنگه افتد عشق را. کز صفات خود به بعدالمشرقین مانی جدا

🍂🍂🍃🍃☘. قرب قاب قوسین: نزدیکی دو سر کمان، کنایه از نهایت تقرب و نزدیکی. قاب قوسین: برگرفته از آیهٔ۹ و ۱۰ سورهٔ نجم: ثم دنا فتدلیٰ، فکان قاب قوسین أو أدنیٰ. سپس نزدیک شد، پس تواضع نمود تا که فاصلهٔ آن‌ها به قدر دو کمان شد یا کمتر؛ این آیه اشاره دارد به معراج پیامبر اکرم (ص) و قاب قوسین در اصطلاح عارفان مقام قرب الهی و رسیدن به کمال است. «را» در این بیت به معنی «در» به کار رفته است که در شعر فارسی سابقه دارد؛ از جمله فردوسی:. ششم ماه را روی برتافتند. سوی باده و بزم بشتافتند. ناصرخسرو:. حروف عقل بشمارم که مسطور است اشیا را. ...
  • گزارش تخلف

قصیدهٔ۱٫۲. تا خود را پای‌بستی، باد داری در دو دست. خاک بر خود پاش، کز خود هیچ نگشاید تو را

🍃🍃🍂🍂☘☘. پای‌بست: پای‌بسته، گرفتار. باد در دو دست داشتن: کنایه از کار بی‌نتیجه و بی‌فایده کردن، بی‌نصیب و محروم ماندن. خاک بر خود پاشیدن: کنایه از ترک خود کردن، تعلقات مادی را از میان برداشتن، تواضع و فروتنی کردن. نگشاید تو را: گشایش و سودی برایت حاصل نخواهد شد. **ظاهرا خاقانی این بیت را از سنایی گرفته است:. باد بیرون کن ز سر تا جمع گردی، بهر آنک. خاک را جز باد نتواند پریشان داشتن. (دیوان، ۴۶۶). ...
  • گزارش تخلف

قصیده۱. در توحید و موعظه و مدح و حضرت خاتم الانبیا صلوات الله علیه..۱

جوشن صورت برون کن، در صف مردان درآ. دل طلب، کز دار ملک دل توان شد پادشا …🍃🍃. جوشن: زره و لباس جنگی، در قدیم نشانهٔ شجاعت و پهلوانی آن بود که در میدان رزم جوشن و زره را از تن بیرون می‌آوردند و مردان جنگی پوشیدن جوشن را نشانهٔ ترس می‌دانستند؛ چنان‌که در مثنوی مولوی داستان حمزة بن عبدالمطلب، عموی پیامبر (ص)، که مدتی در جنگ‌ها بی‌جوشن می‌رفت، آمده است. اندر آمد حمزه چون در صف شدی. بی‌زره سرمست در غزو آمدی. سینه باز و تن برهنه پیش پیش در فکندی در صف شمشیر خویش. (دفتر سوم، ابیات ۳۴۱۹ و ۳۴۲۰). و خاقانی در جای دیگری می‌گوید:. دیدهٔ ظاهر بدوز، بارگه آنگه ببین. ...
  • گزارش تخلف

بسم الله الرحمن الرحیم. هست کلید در گنج حکیم …دوستان فرهیخته سلام علیکم

شرح اشعار خاقانی را از امشب آغاز می‌کنیم. شرح را با ابتنا بر کتاب شرح دیوان خاقانی، به کوشش دکتر محمدرضا برزگر خالقی، انتشارات زوار، پی خواهیم گرفت. یادآوری می‌کنم در حال حاضر فقط جلد اول این شرح منتشر شده است و پنجاه قصیده از دیوان خاقانی را شرح کرده است. ...
  • گزارش تخلف