خاقانی شروانی شرح قصائد خاقانی؛ بر اساس شرح برزگر خالقی کانال دیگر ما: گزینهٔ شعر معاصر @gozineyesher لینک پست اول: https://t.me/khaghanieshervani/4 خاقانی شروانی ۱۴:۳۷ ۱۳۹۶/۰۲/۱۶ قصیدهٔ۲..۵۶. زان سوی عرش رفته هزاران هزار میل.. خود گفته: أین أنزل؟ و، حق گفته: هٰیهنٰا. 🍃🍂🍃🍂. میل: واحد مقیاس مسافت، در روم قدیم برابر با ۱۶۲۰ یارد انگلیسی و ۱۴۸۲ متر فرانسوی است، یک سوم فرسنگ، شاید واژهٔ میله با کلمهٔ میل ارتباطی داشته است. در قدیم اندازهها را با پارهچوبی یا پارهآهنی یا برجکی نشان میدادهاند که میله نامیده میشده است و معمولا فاصلهٔ بین آنها به اندازهٔ یک میدان دید بوده است. (فرهنگ لغات و تعبیرات خاقانی شراوانی، سید ضیاءالدین سجادی). أین أنزل؟ کجا فرود آیم؟. هٰیهنا: اینجا. ... خاقانی شروانی ۱۱:۴۶ ۱۳۹۶/۰۲/۱۵ قصیدهٔ۲..۵۴. بنوشته هفتچرخ و رسیده به مستقیم. بگذشته از مسافت و رفته به منتها 🍃🍂🍃🍂. نوشتن: طی کردن، در نوردیدن. هفت چرخ: هفت فلک، هفت آسمان. مستقیم: فلکالمستقیم، فلک المعدلالنهار که به آن فلکالافلاک و فلک اطلس نیز میگویند، عرش …معنی: پیامبر (ص) آسمانها و افلاک را درنوردید و به عرش الهی رسید و پس از طی کردن فاصلهها از تنگنای عالم خاک گذشت و به لامکان پاک و مطهر رسید. ---------------------.۵۵. ره رفته تا خط رقم اول از خطر. پی برده تا سرادق اعلا هم از علا. 🍃🍂🍃🍂. خط رقم اول: کنایه از عرش است که اولین صنع قلم آفرینش است. ... خاقانی شروانی ۱۴:۲۷ ۱۳۹۶/۰۲/۱۳ قصیدهٔ۲..۵۳. زو بازمانده غاشیهدارش میان راه. سلطان دهر گفته کهای خواجه تا کجا 🍃🍂🍃🍂. غاشیه: زینپوش. غاشیهدار: غاشیهکش، کسی که غاشیهٔ امیر یا بزرگی را میبرد که چون پیاده شود، بر زین افکند، کنایه از غلام و چاکر که منظور جبرئیل است. سلطان دهر: پادشاه جهان، کنایه از جبرئیل و به این خاطر سلطان دهر خوانده شده است که عقل دهم است و فلاسفه به آن عقل فعال میگویند و در زبان شرع، جبرئیل و روحالقدس نامیده میشود. او فیاض است و عقول و نفوس انسانی را از قوت به فعل میآورد و واهبالصور و واسطهٔ فیض است به موجودات عالم کون و فساد و صور جمیع اشیا در آن است و حاکم است بر جهان سفلی (فرهنگ علوم عقلی). خواجه: سید، آقا، بزرگ، در ادبیات فارسی لقبی است برای پیامبر (ص)، خواجهٔ رسل، خواجهٔ عالم و خواجهٔ بعث و نشر، منظور پیامبر (ص) میباشد. سعدی میفرماید:. گر خواجه شفاعت نکند روز قیامت. شاید که ز مشاطه نرنجیم که زشتیم. ... خاقانی شروانی ۱۴:۵۳ ۱۳۹۶/۰۲/۱۲ قصیدهٔ۲..۵۲. روحالقدس خریطهکش او در آن طریق. روحالامین جنیبهبر او در آن فضا 🍃🍂🍃🍂. روحالقدس: اقنوم سوم از اقانیم ثلاث الهیه خوانده شده و آن را روح گویند؛ زیرا که مبدع و مخترع حیات است. و مقدس گویند بهواسطهٔ اینکه از کارهای مخصوصهٔ او آن است که قلوب مؤمنین را تقدیس میفرماید و به سبب علاقهای که به خدا و مسیح دارد، او را روح الله و روح المسیح نیز گویند. (قاموس کتاب مقدس، ترجمه و تألیف مسترهاکس، اساطیر، ۴۲۴). روحالامین: جبرئیل، روح، نام جبرئیل و امین صفت اوست و خطاب امین، از آن جهت یافت که آنچه از کلام خدا میشنید، به عینه پیش پیامبر (ص) ادا میکرد. اشاره است به آیهٔ۱۹۳ سورهٔ شعرا: نزل به الروح الأمین. آن را روحالامین نازل کرده است (فرهنگ خاقانی). خریطه: کیسهٔ چرمی، جوال، مطلق کیسه. جنیبه: اسب یدک، کتل، اسبی که در پهلو و جنب حرکت میکند. ... خاقانی شروانی ۱۴:۴۱ ۱۳۹۶/۰۲/۱۱ قصیدهٔ۲..۵۱. لاتعجبوا اشارت کرده به مرسلین. لاتقنطوا بشارت داده به اتقیا 🍃🍂🍃🍂. مرسلین: جمع مرسل، فرستادگان، پیامبران و رسولان. اتقیا: پرهیزگاران. لا تعجبوا: تعجب نکنید، در معراج، پیامبر (ص) به قدری به درجات عالی و بلند دست پیدا کرد که همهٔ پیامبران در شگفت شدند و پیامبر به آنان فرمود: لا تعجبوا/ لاتقنطوا: ناامید نشوید، اشاره است به بخشی از آیهٔ ۵۳ سوره زمر:. لاتقنطو من رحمة الله إن الله یغفر الذنوب جمیعا، از رحمت خدا ناامید نشوید که او تمامی گناهان را میبخشد.. ... خاقانی شروانی ۱۴:۳۶ ۱۳۹۶/۰۲/۱۰ قصیدهٔ۲..۵۰. از شیب تازیانهٔ او عرش را هراس. وز شیههٔ تکاور او چرخ را صدا 🍃🍂🍃🍂. شیب تازیانه: دنباله و رشتهٔ تازیانه. تکاور: اسب نجیب و تندرو که در اینجا کنایه از براق، اسب پیامبر (ص) است.. خاقانی شروانی ۱۶:۳۶ ۱۳۹۶/۰۲/۰۹ قصیدهٔ۲ …۴۹. یا سید البشر! زده خورشید بر نگین یا احسن الصور! زده ناهید در نوا. 🍃🍂🍃🍂. سیدالبشر: آقا و سرور بشر، نعتی است بر پیامبر (ص). احسن الصور: بهترین صورتها و نقشها. ناهید: ستارهای است که او را زهره نیز گویند که مطربۀ فلک و چنگزن است. نوا: نغمه و آهنگ. در قدیم معمول بود که امرای کوچک بر نگین مهر خود نام سلطان یا امیر بزرگ را مینوشتند …معنی: هنگام معراج، خورشید، سلطان آسمان، بر نگین مهر خود نقش «یاسیدالبشر» را نوشته است و ناهید، خنیاگر فلک، بهترین نغمه و سرودهها را سروده است … ... خاقانی شروانی ۱۴:۲۵ ۱۳۹۶/۰۲/۰۸ قصیدهٔ۲..۴۸. روحانیان مثلث عطری بسوخته. وز عطرها مسدس عالم شده ملا 🍃🍂🍃🍂. روحانیان: فرشتگان. مثلث عطری: مثلث معطر و خوشبو، مشمومی که از سه مادهٔ خوشبوی مشک و عنبر و عود و یا از مشک و عنبر و بان ساخته میشده است. مسدس عالم: شش جهت عالم. ملا: پر. بین مسدس و مثلث ایهام تناسب است.. ... خاقانی شروانی ۱۴:۴۵ ۱۳۹۶/۰۲/۰۷ قصیدهٔ۲..۴۷. گردون پیر، گشت مرید کمال او. پوشید از ارادتش این نیلگونوطا 🍃🍂🍃🍂. ارادت: میل و خواست، در اصطلاح عرفا، توجه خاص مرید به مرشد و اظهار کوچکی در دوستی. وطا: لباس. نیلگونوطا: لباس و گستردنی نیلی، استعاره از رنگ کبود آسمان. بین «پیر» به معنی «مرشد و راهنما» با «مرید» ایهام تناسب است …معنی: گردون پیر در شب معراج پیامبر (ص) مرید کمال او شد و خرقهٔ ارادت او را پوشید. لازم به ذکر است که سالکان مبتدی در خانقاه ابتدا خرقهٔ نیلی و کبود بر تن میکنند؛ آسمان هم با همهٔ پیری، همچون سالکان مبتدی، خرقهٔ کبود ارادت پیامبر (ص) را پوشید.. ... خاقانی شروانی ۱۳:۱۰ ۱۳۹۶/۰۲/۰۶ قصیدۀ۲.. ۴۶. برداشت فر او دوگروهی ز خاک و آب آمیخت با سموم اثیری دم صبا. 🍃🍂🍃🍂. دوگروهی: دو گروه بودن، اختلاف و دوگانگی، شاعر تباین و اختلاف چهار عنصر آتش، هوا، آب، خاک را در نظر داشته است. سموم اثیری: باد خشک آتشین. دم صبا: باد خنک صبا …معنی: فر پیامبر (ص) در شب معراج تضاد و دوگانگی را از میان آب و خاک برداشت و باد خشک و آتشین را با باد خنک صبا درهم آمیخت و سبب آشتی میان اضداد گردید.. ... خاقانی شروانی ۱۴:۴۱ ۱۳۹۶/۰۲/۰۵ قصیدهٔ۲..۴۵. آمد پی متابعتش کوه در روش. رفت از پی مشایعتش سنگ بر هوا 🍃🍂🍃🍂. متابعت: تبعیت و پیروی کردن. مشایعت: بدرقه کردن. بین «آمدن» و «رفتن» ایهام تضاد است. بین اشاره است به حرکت کوه و پریدن سنگ به آسمان در شب معراج پیامبر (ص) … «در اخبار معراج چنین نیامده است که کوه در شب معراج از پیامبر (ص) متابعت کرده باشد و سنگ برای بدرقهٔ پیامبر (ص) به هوا برخاسته باشد؛ این تعبیری است شاعرانه، چون پیامبر قطب و ولی عالم امکان بود، بعد از رفتنش از این عالم حرکت و زلزلهای پدید آمد.». (از تقریرات شفاهی مرحوم استاد دکتر سید جعفر شهیدی). ولی ناصرخسرو در سفرنامه نوشته است که قبةالصخرة در شب معراج به حرکت درآمد. (نک: سفرنامه، ۵۳). ... خاقانی شروانی ۱۶:۰۶ ۱۳۹۶/۰۲/۰۴ قصیدۀ۲.. ۴۴. آن شب که سوی کعبۀ خلت نهاد روی این غولدار بادیه را کرد زیر پا. 🍃🍂🍃🍂. کعبۀ خلت: اضافۀ تشبیهی، کعبۀ دوستی، مراد بارگاه الهی و عرش اعلا که پیامبر (ص) در شب معراج به آنجا بار یافت. غولدار بادیه: بیابان پر از غول، استعاره از دنیا، غول را نیز میتوان استعاره از هواهانی نفسانی دانست. بین «روی» و «سوی» جناس لاحق و «روی» با «پا» ایهام تناسب است و نیز بین «روی» و «زیر» ایهام تضاد وجود دارد … ... خاقانی شروانی ۲۱:۲۹ ۱۳۹۶/۰۲/۰۳ قصیدهٔ۲..۴۳. پس، آسمان به گوش خرد گفت: شک نکن. کان قدر مصطفی است علیالعرش استویٰ 🍃🍂🍃🍂. گوش خرد: استعارهٔ مکنیه. علیالعرشاستوی: قسمتی از آیهای است که چندین بار در قرآن به کار رفته است؛ از جمله: آیهٔ۵ سوره طه (۲۰)، آیهٔ۳ سورهٔ یونس (۱۰) و آیهٔ۲ سورهٔ رعد (۱۳) … (از این بیت چنین برمیآید که عرش مورد عنایت خداست که پیامبر با آن قدر و منزلت در آنجا فرود آمد و آرمید و بدین شرف مفتخر گشت.). معنی: قدر پیامبر (ص) تا جایی بالا رفت که فهم عقل به آن نرسید و نزدیک بود که دچار شک شود که آسمان در گوش عقل گفت: شک مکن، قدر پیامبر (ص) است که بر عرش قرار گرفته است.. ... خاقانی شروانی ۱۴:۵۰ ۱۳۹۶/۰۲/۰۲ قصیدهٔ۲..۴۲. از آسمان جنیبه برون تاخت قدر او. هم عرش نطعش آمد هم سدره متکا 🍃🍂🍃🍂. جنیبه: اسب یدک و کتل، اسبی که در پهلو و جنب حرکت میکند. نطع: بساط و فرش چرمین، مجازا به معنی مطلق فرش و گستردنی. سدره: درخت کنار که بالای آسمان هفتم که منتهای اعمال مردم است، قرار دارد و آن را سدرةالمنتهی گویند. حد رسیدن رسیدن جبرئیل همانجاست. در آیههای ۱۴-۱۶ سورهٔ نجم از سدره سخن رفته است: عند سدرةالمنتهی، عندها جنةالمأویٰ، إذ یغشیٰ السدرة ما یغشیٰ؛ در نزد سدرة المنتهی که بهشت (جایگاه مؤمنان است) در نزد آن است، هنگامی که آن سدره را آنچه پوشاننده است (از نور و زیبایی و فرشتگان) احاطه کرده بود. متکا: اسم مفعول که در معنی اسم مکان به کار رفته است، تکیهگاه. از این بیت به بعد خاقانی وارد مبحث معراج میشود …معنی: پیامبر (ص) به سبب قدر و منزلت خود اسب را از آسمان گذراند؛ آنچنانکه عرش، فرش او قرار گرفت و سدره تکیهگاه او شد.. ... خاقانی شروانی ۰۰:۱۵ ۱۳۹۶/۰۲/۰۲ قصیدهٔ۲..۴۱. ذاتش مراد عالم و او عالم کرم. شرعش مدار قبله و او قبلهٔ ثنا 🍃🍂🍃🍂. ذاتش مراد عالم: اشاره است به حدیث معروف: لولاک لما خلقت الافلاک (احادیث مثنوی: ۲۰۳ و ۱۷۲). مدار: جای گشتن و دور زدن، منزل و مقصود. مدار قبله: محور و مرکز قبله. قبلهٔ ثنا: اضافهٔ تشبیهی، مرکز و محل ثنا. بین «مدار» «مراد» جناس قلب بعض است.. ... خاقانی شروانی ۱۲:۰۵ ۱۳۹۶/۰۱/۳۱ قصیدهٔ۲..۴۰. آدم از او به برقع حرمت سپیدروی. شیطان از او به سیلی حرمان سیهقفا 🍃🍂🍃🍂. برقع حرمت: اضافهٔ تشبیهی، رویبند احترام و بزرگداشت. سپیدروی: کنایه از نیکبخت، سرافراز و سربلند. سیلی حرمان: اضافهٔ تشبیهی، سیلی ناامیدی. سیهقفا: کنایه از شوم بدبخت. بین «سپید» و «سیه»، «روی» و «قفا» ایهام تضاد است.. معنی: آدم (ع) بهواسطهٔ حرمت و احترام پیامبر (ص)، سپیدروی و سرافراز شد و شیطان از ایشان سیلی ناامیدی خورد و بدبخت گشت.. مصراع اول اشاره است به شفاعت پیامبر (ص)، و پذیرفته شدن توبهٔ آدم از جانب پروردگار و مصراع دوم اشاره است به ناامید شدن شیطان پس از بعثت حضرت رسول (ص).. ... خاقانی شروانی ۱۶:۳۷ ۱۳۹۶/۰۱/۳۰ قصیدهٔ۲..۳۹. برنامه سپیدهٔ صبح ازل هنوز. کاو بر سیهسپید ازل بوده پیشوا 🍃🍂🍃🍂. صبح ازل: اضافهٔ تشبیهی، از آن جهت که روز با صبح آغاز میشود و آفرینش از ازل شروع شده، شاعر صبح را به ازل مانند کرده است. سیهسپید ازل: ابتدای خلقت، گرگ و میش صبح ازل که به آفرینش متصل میشود. بین «سپیده» و «سپید» جناس مذیل است.. معنی: جهان هنوز خلق نشده و صبح ازل طلوع نکرده بود که آن حضرت، پیامبر بود. اشاره است به احادیث: کنت نبیا و آدم بین الرروح والجسد که به صورتهای «کنت نبیا و آدم بین الماء والطین» و «أول مٰا خلق الله نوری کنت أول النبیین فی الخلق و آخرهم فیالبعث» نیز آمده است.. (احادیث مثنوی، ۱۰۲، ۱۱۱، ۱۱۳). ... خاقانی شروانی ۱۶:۰۳ ۱۳۹۶/۰۱/۲۹ قصیدهٔ۲.. ۳۸. مریم گشاد روزه و عیسی ببست نطق کاو در سخن گشاده و سر سفرهٔ سخا. 🍃🍂🍃🍂. روزه گشادن: افطار کردن. نطق بستن: ساکت و خاموش ماندن. روزهٔ مریم: اشاره به ماجرای حضرت مریم و روزه گرفتن او که در بخشی از آیهٔ ۲۶ سورهٔ مریم آمده است:. فقولی إنی نذرت للرحمن صوما فلن اکلم الیوم إنسیا. بگو برای خداوند رحمن روزهٔ سکوت گرفتهام و امروز هرگز با هیچ انسانی سخن نمیگویم. نطق عیسی: اشاره است به سخن گفتن عیسی در گهواره، چون قوم از مریم سخنها پرسیدند، فقط اشاره به کودک کرد که در گهواره بود و عیسی شروع به سخن گفتن کرد که در آیهٔ ۳۰ سورهٔ مریم آمده است: قال إنی عبدالله آتنی الکتاب و جعلنی نبیا. گفت: من بندهٔ خدایم، به من کتاب داده و مرا پیامبر گردانیده است. ... خاقانی شروانی ۱۴:۴۸ ۱۳۹۶/۰۱/۲۸ قصیدهٔ۲..۳۷. دلگرسنه درآمد بر خوان کاینات. چون شبهتی بدید، برون رفت ناشتا 🍃🍂🍃🍂. دلگرسنه: گرسنهدل، منتظر و مشتاق. خوان کاینات: اضافهٔ تشبیهی، سفرهٔ جهان و موجودات. شبهت: شبههآلود، با شبهه، شبهه در اصطلاح فقه تردید بین حلال و حرام و خطا و ثواب و بالجمله اموری که تشخیص آنها ممکن نباشد. اهل تقوا و پرهیزگاران از لقمه و طعامی که کمترین گمان ناروایی و حرام میرود، پرهیز میکنند. ناشتا: گرسنه و غذانخورده …معنی: پیامبر (ص) سفرهٔ کاینات را شبههناک دید، غذانخورده و بهرهناگرفته از امور دنیوی، از این عالم رفت و هیچ رنگ تعلقی به خود نگرفت.. ... خاقانی شروانی ۱۷:۵۲ ۱۳۹۶/۰۱/۲۷ قصیدهٔ۲..۳۶. نطقش معلمی که کند عقل را ادب. خلقش مفرحی که دهد نفس را شفا 🍃🍂🍃🍂. مفرح: شادکننده، هرچیز شادیبخش و نشاطآور، داروی مقوی دل که در آن سودهٔ یاقوت و زر تعبیه کنند. مصراع دوم اشاره است به خطبهٔ ۱۰۸ نهجالبلاغة، طبیب دوار بطبه، قد أحکم مراهمه، و أحمى مواسمه، یضع من ذلک حیث الحاجة إلیه، من قلوب عمی، و آذان صم، و ألسنة بکم:. طبیبى است که در میان بیماران مىگردد، تا دردشان را درمان کند. داروها و مرهمهاى خود را مهیا کرده است و ابزار جراحى خویش گداخته است. تا هر زمان که نیاز افتد آن را بر دلهاى نابینا و گوشهاى ناشنوا و زبانهاى ناگویا برنهد …بین کلمات نطق، معلم، ادب و مفرح، خلق، شفا تناسب است … ... ‹ 27 28 29 30 31 32 33 ›
خاقانی شروانی ۱۴:۳۷ ۱۳۹۶/۰۲/۱۶ قصیدهٔ۲..۵۶. زان سوی عرش رفته هزاران هزار میل.. خود گفته: أین أنزل؟ و، حق گفته: هٰیهنٰا. 🍃🍂🍃🍂. میل: واحد مقیاس مسافت، در روم قدیم برابر با ۱۶۲۰ یارد انگلیسی و ۱۴۸۲ متر فرانسوی است، یک سوم فرسنگ، شاید واژهٔ میله با کلمهٔ میل ارتباطی داشته است. در قدیم اندازهها را با پارهچوبی یا پارهآهنی یا برجکی نشان میدادهاند که میله نامیده میشده است و معمولا فاصلهٔ بین آنها به اندازهٔ یک میدان دید بوده است. (فرهنگ لغات و تعبیرات خاقانی شراوانی، سید ضیاءالدین سجادی). أین أنزل؟ کجا فرود آیم؟. هٰیهنا: اینجا. ...
خاقانی شروانی ۱۱:۴۶ ۱۳۹۶/۰۲/۱۵ قصیدهٔ۲..۵۴. بنوشته هفتچرخ و رسیده به مستقیم. بگذشته از مسافت و رفته به منتها 🍃🍂🍃🍂. نوشتن: طی کردن، در نوردیدن. هفت چرخ: هفت فلک، هفت آسمان. مستقیم: فلکالمستقیم، فلک المعدلالنهار که به آن فلکالافلاک و فلک اطلس نیز میگویند، عرش …معنی: پیامبر (ص) آسمانها و افلاک را درنوردید و به عرش الهی رسید و پس از طی کردن فاصلهها از تنگنای عالم خاک گذشت و به لامکان پاک و مطهر رسید. ---------------------.۵۵. ره رفته تا خط رقم اول از خطر. پی برده تا سرادق اعلا هم از علا. 🍃🍂🍃🍂. خط رقم اول: کنایه از عرش است که اولین صنع قلم آفرینش است. ...
خاقانی شروانی ۱۴:۲۷ ۱۳۹۶/۰۲/۱۳ قصیدهٔ۲..۵۳. زو بازمانده غاشیهدارش میان راه. سلطان دهر گفته کهای خواجه تا کجا 🍃🍂🍃🍂. غاشیه: زینپوش. غاشیهدار: غاشیهکش، کسی که غاشیهٔ امیر یا بزرگی را میبرد که چون پیاده شود، بر زین افکند، کنایه از غلام و چاکر که منظور جبرئیل است. سلطان دهر: پادشاه جهان، کنایه از جبرئیل و به این خاطر سلطان دهر خوانده شده است که عقل دهم است و فلاسفه به آن عقل فعال میگویند و در زبان شرع، جبرئیل و روحالقدس نامیده میشود. او فیاض است و عقول و نفوس انسانی را از قوت به فعل میآورد و واهبالصور و واسطهٔ فیض است به موجودات عالم کون و فساد و صور جمیع اشیا در آن است و حاکم است بر جهان سفلی (فرهنگ علوم عقلی). خواجه: سید، آقا، بزرگ، در ادبیات فارسی لقبی است برای پیامبر (ص)، خواجهٔ رسل، خواجهٔ عالم و خواجهٔ بعث و نشر، منظور پیامبر (ص) میباشد. سعدی میفرماید:. گر خواجه شفاعت نکند روز قیامت. شاید که ز مشاطه نرنجیم که زشتیم. ...
خاقانی شروانی ۱۴:۵۳ ۱۳۹۶/۰۲/۱۲ قصیدهٔ۲..۵۲. روحالقدس خریطهکش او در آن طریق. روحالامین جنیبهبر او در آن فضا 🍃🍂🍃🍂. روحالقدس: اقنوم سوم از اقانیم ثلاث الهیه خوانده شده و آن را روح گویند؛ زیرا که مبدع و مخترع حیات است. و مقدس گویند بهواسطهٔ اینکه از کارهای مخصوصهٔ او آن است که قلوب مؤمنین را تقدیس میفرماید و به سبب علاقهای که به خدا و مسیح دارد، او را روح الله و روح المسیح نیز گویند. (قاموس کتاب مقدس، ترجمه و تألیف مسترهاکس، اساطیر، ۴۲۴). روحالامین: جبرئیل، روح، نام جبرئیل و امین صفت اوست و خطاب امین، از آن جهت یافت که آنچه از کلام خدا میشنید، به عینه پیش پیامبر (ص) ادا میکرد. اشاره است به آیهٔ۱۹۳ سورهٔ شعرا: نزل به الروح الأمین. آن را روحالامین نازل کرده است (فرهنگ خاقانی). خریطه: کیسهٔ چرمی، جوال، مطلق کیسه. جنیبه: اسب یدک، کتل، اسبی که در پهلو و جنب حرکت میکند. ...
خاقانی شروانی ۱۴:۴۱ ۱۳۹۶/۰۲/۱۱ قصیدهٔ۲..۵۱. لاتعجبوا اشارت کرده به مرسلین. لاتقنطوا بشارت داده به اتقیا 🍃🍂🍃🍂. مرسلین: جمع مرسل، فرستادگان، پیامبران و رسولان. اتقیا: پرهیزگاران. لا تعجبوا: تعجب نکنید، در معراج، پیامبر (ص) به قدری به درجات عالی و بلند دست پیدا کرد که همهٔ پیامبران در شگفت شدند و پیامبر به آنان فرمود: لا تعجبوا/ لاتقنطوا: ناامید نشوید، اشاره است به بخشی از آیهٔ ۵۳ سوره زمر:. لاتقنطو من رحمة الله إن الله یغفر الذنوب جمیعا، از رحمت خدا ناامید نشوید که او تمامی گناهان را میبخشد.. ...
خاقانی شروانی ۱۴:۳۶ ۱۳۹۶/۰۲/۱۰ قصیدهٔ۲..۵۰. از شیب تازیانهٔ او عرش را هراس. وز شیههٔ تکاور او چرخ را صدا 🍃🍂🍃🍂. شیب تازیانه: دنباله و رشتهٔ تازیانه. تکاور: اسب نجیب و تندرو که در اینجا کنایه از براق، اسب پیامبر (ص) است..
خاقانی شروانی ۱۶:۳۶ ۱۳۹۶/۰۲/۰۹ قصیدهٔ۲ …۴۹. یا سید البشر! زده خورشید بر نگین یا احسن الصور! زده ناهید در نوا. 🍃🍂🍃🍂. سیدالبشر: آقا و سرور بشر، نعتی است بر پیامبر (ص). احسن الصور: بهترین صورتها و نقشها. ناهید: ستارهای است که او را زهره نیز گویند که مطربۀ فلک و چنگزن است. نوا: نغمه و آهنگ. در قدیم معمول بود که امرای کوچک بر نگین مهر خود نام سلطان یا امیر بزرگ را مینوشتند …معنی: هنگام معراج، خورشید، سلطان آسمان، بر نگین مهر خود نقش «یاسیدالبشر» را نوشته است و ناهید، خنیاگر فلک، بهترین نغمه و سرودهها را سروده است … ...
خاقانی شروانی ۱۴:۲۵ ۱۳۹۶/۰۲/۰۸ قصیدهٔ۲..۴۸. روحانیان مثلث عطری بسوخته. وز عطرها مسدس عالم شده ملا 🍃🍂🍃🍂. روحانیان: فرشتگان. مثلث عطری: مثلث معطر و خوشبو، مشمومی که از سه مادهٔ خوشبوی مشک و عنبر و عود و یا از مشک و عنبر و بان ساخته میشده است. مسدس عالم: شش جهت عالم. ملا: پر. بین مسدس و مثلث ایهام تناسب است.. ...
خاقانی شروانی ۱۴:۴۵ ۱۳۹۶/۰۲/۰۷ قصیدهٔ۲..۴۷. گردون پیر، گشت مرید کمال او. پوشید از ارادتش این نیلگونوطا 🍃🍂🍃🍂. ارادت: میل و خواست، در اصطلاح عرفا، توجه خاص مرید به مرشد و اظهار کوچکی در دوستی. وطا: لباس. نیلگونوطا: لباس و گستردنی نیلی، استعاره از رنگ کبود آسمان. بین «پیر» به معنی «مرشد و راهنما» با «مرید» ایهام تناسب است …معنی: گردون پیر در شب معراج پیامبر (ص) مرید کمال او شد و خرقهٔ ارادت او را پوشید. لازم به ذکر است که سالکان مبتدی در خانقاه ابتدا خرقهٔ نیلی و کبود بر تن میکنند؛ آسمان هم با همهٔ پیری، همچون سالکان مبتدی، خرقهٔ کبود ارادت پیامبر (ص) را پوشید.. ...
خاقانی شروانی ۱۳:۱۰ ۱۳۹۶/۰۲/۰۶ قصیدۀ۲.. ۴۶. برداشت فر او دوگروهی ز خاک و آب آمیخت با سموم اثیری دم صبا. 🍃🍂🍃🍂. دوگروهی: دو گروه بودن، اختلاف و دوگانگی، شاعر تباین و اختلاف چهار عنصر آتش، هوا، آب، خاک را در نظر داشته است. سموم اثیری: باد خشک آتشین. دم صبا: باد خنک صبا …معنی: فر پیامبر (ص) در شب معراج تضاد و دوگانگی را از میان آب و خاک برداشت و باد خشک و آتشین را با باد خنک صبا درهم آمیخت و سبب آشتی میان اضداد گردید.. ...
خاقانی شروانی ۱۴:۴۱ ۱۳۹۶/۰۲/۰۵ قصیدهٔ۲..۴۵. آمد پی متابعتش کوه در روش. رفت از پی مشایعتش سنگ بر هوا 🍃🍂🍃🍂. متابعت: تبعیت و پیروی کردن. مشایعت: بدرقه کردن. بین «آمدن» و «رفتن» ایهام تضاد است. بین اشاره است به حرکت کوه و پریدن سنگ به آسمان در شب معراج پیامبر (ص) … «در اخبار معراج چنین نیامده است که کوه در شب معراج از پیامبر (ص) متابعت کرده باشد و سنگ برای بدرقهٔ پیامبر (ص) به هوا برخاسته باشد؛ این تعبیری است شاعرانه، چون پیامبر قطب و ولی عالم امکان بود، بعد از رفتنش از این عالم حرکت و زلزلهای پدید آمد.». (از تقریرات شفاهی مرحوم استاد دکتر سید جعفر شهیدی). ولی ناصرخسرو در سفرنامه نوشته است که قبةالصخرة در شب معراج به حرکت درآمد. (نک: سفرنامه، ۵۳). ...
خاقانی شروانی ۱۶:۰۶ ۱۳۹۶/۰۲/۰۴ قصیدۀ۲.. ۴۴. آن شب که سوی کعبۀ خلت نهاد روی این غولدار بادیه را کرد زیر پا. 🍃🍂🍃🍂. کعبۀ خلت: اضافۀ تشبیهی، کعبۀ دوستی، مراد بارگاه الهی و عرش اعلا که پیامبر (ص) در شب معراج به آنجا بار یافت. غولدار بادیه: بیابان پر از غول، استعاره از دنیا، غول را نیز میتوان استعاره از هواهانی نفسانی دانست. بین «روی» و «سوی» جناس لاحق و «روی» با «پا» ایهام تناسب است و نیز بین «روی» و «زیر» ایهام تضاد وجود دارد … ...
خاقانی شروانی ۲۱:۲۹ ۱۳۹۶/۰۲/۰۳ قصیدهٔ۲..۴۳. پس، آسمان به گوش خرد گفت: شک نکن. کان قدر مصطفی است علیالعرش استویٰ 🍃🍂🍃🍂. گوش خرد: استعارهٔ مکنیه. علیالعرشاستوی: قسمتی از آیهای است که چندین بار در قرآن به کار رفته است؛ از جمله: آیهٔ۵ سوره طه (۲۰)، آیهٔ۳ سورهٔ یونس (۱۰) و آیهٔ۲ سورهٔ رعد (۱۳) … (از این بیت چنین برمیآید که عرش مورد عنایت خداست که پیامبر با آن قدر و منزلت در آنجا فرود آمد و آرمید و بدین شرف مفتخر گشت.). معنی: قدر پیامبر (ص) تا جایی بالا رفت که فهم عقل به آن نرسید و نزدیک بود که دچار شک شود که آسمان در گوش عقل گفت: شک مکن، قدر پیامبر (ص) است که بر عرش قرار گرفته است.. ...
خاقانی شروانی ۱۴:۵۰ ۱۳۹۶/۰۲/۰۲ قصیدهٔ۲..۴۲. از آسمان جنیبه برون تاخت قدر او. هم عرش نطعش آمد هم سدره متکا 🍃🍂🍃🍂. جنیبه: اسب یدک و کتل، اسبی که در پهلو و جنب حرکت میکند. نطع: بساط و فرش چرمین، مجازا به معنی مطلق فرش و گستردنی. سدره: درخت کنار که بالای آسمان هفتم که منتهای اعمال مردم است، قرار دارد و آن را سدرةالمنتهی گویند. حد رسیدن رسیدن جبرئیل همانجاست. در آیههای ۱۴-۱۶ سورهٔ نجم از سدره سخن رفته است: عند سدرةالمنتهی، عندها جنةالمأویٰ، إذ یغشیٰ السدرة ما یغشیٰ؛ در نزد سدرة المنتهی که بهشت (جایگاه مؤمنان است) در نزد آن است، هنگامی که آن سدره را آنچه پوشاننده است (از نور و زیبایی و فرشتگان) احاطه کرده بود. متکا: اسم مفعول که در معنی اسم مکان به کار رفته است، تکیهگاه. از این بیت به بعد خاقانی وارد مبحث معراج میشود …معنی: پیامبر (ص) به سبب قدر و منزلت خود اسب را از آسمان گذراند؛ آنچنانکه عرش، فرش او قرار گرفت و سدره تکیهگاه او شد.. ...
خاقانی شروانی ۰۰:۱۵ ۱۳۹۶/۰۲/۰۲ قصیدهٔ۲..۴۱. ذاتش مراد عالم و او عالم کرم. شرعش مدار قبله و او قبلهٔ ثنا 🍃🍂🍃🍂. ذاتش مراد عالم: اشاره است به حدیث معروف: لولاک لما خلقت الافلاک (احادیث مثنوی: ۲۰۳ و ۱۷۲). مدار: جای گشتن و دور زدن، منزل و مقصود. مدار قبله: محور و مرکز قبله. قبلهٔ ثنا: اضافهٔ تشبیهی، مرکز و محل ثنا. بین «مدار» «مراد» جناس قلب بعض است.. ...
خاقانی شروانی ۱۲:۰۵ ۱۳۹۶/۰۱/۳۱ قصیدهٔ۲..۴۰. آدم از او به برقع حرمت سپیدروی. شیطان از او به سیلی حرمان سیهقفا 🍃🍂🍃🍂. برقع حرمت: اضافهٔ تشبیهی، رویبند احترام و بزرگداشت. سپیدروی: کنایه از نیکبخت، سرافراز و سربلند. سیلی حرمان: اضافهٔ تشبیهی، سیلی ناامیدی. سیهقفا: کنایه از شوم بدبخت. بین «سپید» و «سیه»، «روی» و «قفا» ایهام تضاد است.. معنی: آدم (ع) بهواسطهٔ حرمت و احترام پیامبر (ص)، سپیدروی و سرافراز شد و شیطان از ایشان سیلی ناامیدی خورد و بدبخت گشت.. مصراع اول اشاره است به شفاعت پیامبر (ص)، و پذیرفته شدن توبهٔ آدم از جانب پروردگار و مصراع دوم اشاره است به ناامید شدن شیطان پس از بعثت حضرت رسول (ص).. ...
خاقانی شروانی ۱۶:۳۷ ۱۳۹۶/۰۱/۳۰ قصیدهٔ۲..۳۹. برنامه سپیدهٔ صبح ازل هنوز. کاو بر سیهسپید ازل بوده پیشوا 🍃🍂🍃🍂. صبح ازل: اضافهٔ تشبیهی، از آن جهت که روز با صبح آغاز میشود و آفرینش از ازل شروع شده، شاعر صبح را به ازل مانند کرده است. سیهسپید ازل: ابتدای خلقت، گرگ و میش صبح ازل که به آفرینش متصل میشود. بین «سپیده» و «سپید» جناس مذیل است.. معنی: جهان هنوز خلق نشده و صبح ازل طلوع نکرده بود که آن حضرت، پیامبر بود. اشاره است به احادیث: کنت نبیا و آدم بین الرروح والجسد که به صورتهای «کنت نبیا و آدم بین الماء والطین» و «أول مٰا خلق الله نوری کنت أول النبیین فی الخلق و آخرهم فیالبعث» نیز آمده است.. (احادیث مثنوی، ۱۰۲، ۱۱۱، ۱۱۳). ...
خاقانی شروانی ۱۶:۰۳ ۱۳۹۶/۰۱/۲۹ قصیدهٔ۲.. ۳۸. مریم گشاد روزه و عیسی ببست نطق کاو در سخن گشاده و سر سفرهٔ سخا. 🍃🍂🍃🍂. روزه گشادن: افطار کردن. نطق بستن: ساکت و خاموش ماندن. روزهٔ مریم: اشاره به ماجرای حضرت مریم و روزه گرفتن او که در بخشی از آیهٔ ۲۶ سورهٔ مریم آمده است:. فقولی إنی نذرت للرحمن صوما فلن اکلم الیوم إنسیا. بگو برای خداوند رحمن روزهٔ سکوت گرفتهام و امروز هرگز با هیچ انسانی سخن نمیگویم. نطق عیسی: اشاره است به سخن گفتن عیسی در گهواره، چون قوم از مریم سخنها پرسیدند، فقط اشاره به کودک کرد که در گهواره بود و عیسی شروع به سخن گفتن کرد که در آیهٔ ۳۰ سورهٔ مریم آمده است: قال إنی عبدالله آتنی الکتاب و جعلنی نبیا. گفت: من بندهٔ خدایم، به من کتاب داده و مرا پیامبر گردانیده است. ...
خاقانی شروانی ۱۴:۴۸ ۱۳۹۶/۰۱/۲۸ قصیدهٔ۲..۳۷. دلگرسنه درآمد بر خوان کاینات. چون شبهتی بدید، برون رفت ناشتا 🍃🍂🍃🍂. دلگرسنه: گرسنهدل، منتظر و مشتاق. خوان کاینات: اضافهٔ تشبیهی، سفرهٔ جهان و موجودات. شبهت: شبههآلود، با شبهه، شبهه در اصطلاح فقه تردید بین حلال و حرام و خطا و ثواب و بالجمله اموری که تشخیص آنها ممکن نباشد. اهل تقوا و پرهیزگاران از لقمه و طعامی که کمترین گمان ناروایی و حرام میرود، پرهیز میکنند. ناشتا: گرسنه و غذانخورده …معنی: پیامبر (ص) سفرهٔ کاینات را شبههناک دید، غذانخورده و بهرهناگرفته از امور دنیوی، از این عالم رفت و هیچ رنگ تعلقی به خود نگرفت.. ...
خاقانی شروانی ۱۷:۵۲ ۱۳۹۶/۰۱/۲۷ قصیدهٔ۲..۳۶. نطقش معلمی که کند عقل را ادب. خلقش مفرحی که دهد نفس را شفا 🍃🍂🍃🍂. مفرح: شادکننده، هرچیز شادیبخش و نشاطآور، داروی مقوی دل که در آن سودهٔ یاقوت و زر تعبیه کنند. مصراع دوم اشاره است به خطبهٔ ۱۰۸ نهجالبلاغة، طبیب دوار بطبه، قد أحکم مراهمه، و أحمى مواسمه، یضع من ذلک حیث الحاجة إلیه، من قلوب عمی، و آذان صم، و ألسنة بکم:. طبیبى است که در میان بیماران مىگردد، تا دردشان را درمان کند. داروها و مرهمهاى خود را مهیا کرده است و ابزار جراحى خویش گداخته است. تا هر زمان که نیاز افتد آن را بر دلهاى نابینا و گوشهاى ناشنوا و زبانهاى ناگویا برنهد …بین کلمات نطق، معلم، ادب و مفرح، خلق، شفا تناسب است … ...