خاقانی شروانی شرح قصائد خاقانی؛ بر اساس شرح برزگر خالقی کانال دیگر ما: گزینهٔ شعر معاصر @gozineyesher لینک پست اول: https://t.me/khaghanieshervani/4 خاقانی شروانی ۲۲:۵۲ ۱۳۹۶/۰۳/۰۶ قصیدهٔ۳..۸. به تلخ و ترش رضا ده به خوان گیتی بر. که نیشتر خوری ار بیشتر خوری حلوا 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. تلخ و ترش: مجازا ناگواریهای زندگی. نیشتر خوردن: رگ زدن، استعاره از رنج و سختی کشیدن. حلوا: شیرینی، استعاره از لذتها و خوشیها. بین «نیشتر» و «بیشتر» جناس خط یا مصحف است …مصراع دوم اشاره است به عقیدهٔ قدما که معتقد بودند خوردن حلوا و شیرینی فراوان، سبب فساد و تیرگی خون میگردد که با رگ زدن و خون گرفتن بهبود مییابد. (رک: قانون، جلد اول، ۴۹۰-۴۷۱) …معنی: بر سر سفرهٔ روزگار به خوردن تلخ و ترش هم راضی باش، اگر در دنیا فقط در فکر لذتها و شیرینیها باشی، رنج و سختی بیشتری خواهی برد.. ... خاقانی شروانی ۱۵:۵۶ ۱۳۹۶/۰۳/۰۵ قصیدهٔ۳..۷. مرا طبیب دل اندرزگونهای کرده است. کز این سواد بترس از حوادث سودا 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. طبیب دل: اضافهٔ تشبیهی. سواد: سیاهی، سیاهی شهر که از دور پدید آید. در اینجا استعاره از دنیا. سودا: مؤنث اسود، سیاه، یکی از اخلاط چهارگانه: وسواس، خیال فاسد، هوا و هوس. حوادث سودا: حوادثی که دل و عقل انسان را مبتلا میکند. بین «سودا» و «سواد» صنعت قلب بعض است … ... خاقانی شروانی ۱۶:۱۰ ۱۳۹۶/۰۳/۰۴ قصیدهٔ۳..۶. ز مرغزار سلامت، دل مراست خبر. که هم مسیح خبر داد از مزاج گیا 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. مرغزار سلامت: اضافهٔ تشبیهی، چمنزار تندرستی و عافیت. مزاجگیا: سرشت و خاصیتگیا. مصراع دوم اشاره به طبابت و شفابخشی عیسی (ع) دارد …معنی: دل من از عافیت و رستگاری آگاه است؛ همانگونه که حضرت مسیح (ع) طبیعت گیاهان را برای درمان بیماران میشناسد. شاعر دل خود را مسیح دوران میداند که سبب سلامت دیگران است.. ... خاقانی شروانی ۱۴:۲۷ ۱۳۹۶/۰۳/۰۳ قصیدهٔ۳..۵. مسیحوار پی راستی گرفت آن دل. که باشگونهروی بود چون خط ترسا 🍃🍂🍃🍂. مسیحوار: مانند مسیح، مسیح در راستی و درستی شهره است. باشگونه: باژگونه، واژگونه. باشگونهرو: کجرو، منحرف. خط ترسا: خط مسیحیان و ترسایان که از چپ به راست نوشته میشده است. در اصل، خط یونانی است که از چپ به راست نوشته میشود …فلک کژروتر است از خط ترسا. مرا دارد مسلسل راهبآسا. (بیت اول قصیدهٔ ترسائیه). کز رشک سحرهاش به حیرت رود به عجز. ... خاقانی شروانی ۱۶:۱۲ ۱۳۹۶/۰۳/۰۲ قصیدهٔ۳..۴. چو ماه سیشبه ناچیز شد خیال غرور. چو روز پانزدهساعت کمال یافت ضیا 🍃🍂🍃🍂. ماه سیشبه: کنایه از ماه پنهان از چشم که در محاق فرورفته است. خیال غرور: شبح و تصورات واهی، تصورات و خیالات فریبنده. روز پانزده ساعت: کنایه از بلندترین روز سال، روز اول تابستان، روزی بس دراز. بین «سی» و «پانزده» تناسب است که یکی نیمی از دیگری است …معنی: تصورات و اوهام باطل من همچون ماه سیشبه از میان رفت و نور الهی چون روز اول تابستان زیاد شد و کمال یافت … ... خاقانی شروانی ۱۵:۳۲ ۱۳۹۶/۰۳/۰۱ قصیدهٔ۳..۳. خروس کنگرهٔ عقل پر بکوفت، چو دید. که در شب امل من سپید شد پیدا 🍃🍂🍃🍂. کنگرهٔ عقل: اضافهٔ تشبیهی، عقل و خرد از آن جهت که انسان را از ضلالت و گمراهی رها میکند و در پناه امن خود جای میدهد، به برج و بارو مانند شده است؛ نیز میتوان این ترکیب را استعارهٔ مکنیه دانست. خروس کنگرهٔ عقل: اضافهٔ تخصیصی. پرکوفتن: کنایه از مژدهٔ روز آوردن، بال کوفتن و آماده شدن خروس برای خواندن در سحر؛ زیرا خروس هنگام خواندن، پرهای خود را به هم میکوبد. شب امل: اضافهٔ تشبیهی، شب آرزو، آرزوهای طولانی در تیرگی و درازی به شب مانند شده است …معنی: وقتی عقل دید که در شب آرزوی من سپیده آشکار شد و آمال من به انتها رسید، شروع به نغمهسرایی کرد.. ... خاقانی شروانی ۱۷:۰۱ ۱۳۹۶/۰۲/۳۱ قصیدهٔ۳..۲. چو کشت عافیتم خوشه در گلو آورد. چو خوشه بازبریدم گلوی کام و هوا 🍃🍂🍃🍂. کشت عافیت: اضافهٔ تشبیهی، کشتهٔ سلامت و تندرستی و دور ماندن از گناه و هوا و هوس. خوشه در گلو آوردن: کنایه از برآمدن و رسیدن خوشه. گلوی کام و هوا: اضافهٔ استعاری، کام و هوا به دامی مانند شده که باید گلویشان را برید و به همین سبب شاعر آنها را به خوشه تشبیه کرده است؛ زیرا گلوی خوشه هم با داس بریده میشود. بین «کام» به معنی «دهان» با «گلو» و «هوا» به معنی «اکسیژن» که در اینجا مراد نیست، و نیز بین «هوا» در معنی «باد» با «کشت و خوشه» ایهام تناسب است.. معنی: وقتی که کشتزار عافیتم به ثمر نشست و مرا بهرهمند ساخت، گلوی هوا و هوس را همچون خوشه بریدم.. ... خاقانی شروانی ۱۴:۵۷ ۱۳۹۶/۰۲/۳۰ قصیدهٔ۳.. در نعت حضرت ختمیمرتبت صلواتالله و سلامه علیه و حکمت و موعظه …۱ عروس عافیت آنگه قبول کرد مرا. که عمر بیشبها دادمش به شیربها. 🍃🍂🍃🍂. عافیت: قصیدهٔ۲.۲۷. از عافیت مپرس، که کس را ندادهاند. در عاریتسرای جهان، عافیت عطا. 🍂🍃🍂🍃. عافیت: سلامت و تندرستی و آسودگی، در اصطلاح صوفیه سالم ماندن و دور بودن از خطا و گناه، پارسایی و زهد داشتن. عروس عافیت: اضافهٔ تشبیهی، عروس سلامت و دور ماندن از خطا و گناه. ... خاقانی شروانی ۱۹:۴۱ ۱۳۹۶/۰۲/۲۹ قصیدهٔ۲..۶۶. بر فضل توست تکیه امید او، از آنک. پاشندهٔ عطایی و پوشندهٔ خطا 🍃🍂🍃🍂. پاشیدن: کنایه از بسیار و بیدریغ بخشیدن. بین «عطا» و «خطا» جناس مضارع و بین «پاشنده» و «پوشنده» جناس لاحق است. ----------------------.۶۷. ای افضل، ار مشاطهٔ بکر سخن تویی. این شعر در محافل احرار کن ادا. 🍃🍂🍃🍂. افضل: کوتاه شدهٔ افضلالدین، لقب خاقانی. مشاطه: آرایشگر و پیرایندهٔ مو. ... خاقانی شروانی ۱۹:۰۲ ۱۳۹۶/۰۲/۲۸ قصیدهٔ۲..۶۵. با نفس مطمئنه قرینش کن آنچنان. کآواز إرجعی دهدش هاتف رضا 🍃🍂🍃🍂. نفس مطمئنه: یکی از اقسام نفس ناطقه که آن را به اعتبارات مختلف: اماره، لوامه، ملهمه و مطمئنه گویند و به اعتبار آنکه متجلی به فضایل و خالی از رذایل است و با مقتضیات شهوات اندر معارضه میافتد، مطمئنه گویند. (فرهنگ لغات و تعبیرات خاقانی، ضیاءالدین سجادی). هاتف رضا: اضافهٔ تشبیهی، بانگکننده و آوازدهندهٔ خشنودی و رضایت. ارجعی: بازگرد به سوی من، اشاره است به آیات ۳۰-۲۷ سورهٔ فجر:. یا أیتها النفس المطمئنة، إرجعی إلی ربک راضیة مرضیة فادخلی فی عبادی، وادخلی جنتی. ای روح آرامش یافته، خشنود و پسندیده به سوی پروردگارت بازگرد و در زمرهٔ بندگان من داخل شو و به بهشت من درآی.. ... خاقانی شروانی ۰۲:۲۴ ۱۳۹۶/۰۲/۲۸ قصیدهٔ۲..۶۴. ای فیض رحمت تو گنهشوی عاصیان. ریزی بریز بر دل خاقانی از صفا! 🍃🍂🍃🍂. ریز: در معنی ریزه به کار رفته است. کوچک و اندک. شاعر این واژه را در جاهای دیگر دیوان نیز به کار برده است:. چون آگهی که شیفتۀ و کشتۀ توایم. روزی برای ما زی و، ریزی به ما فرست. (دیوان، ۵۵۹). ریزی بریز: عبارت دعایی، به معنی کمی رحمت کن و قطرهای بریز … ... خاقانی شروانی ۱۷:۲۰ ۱۳۹۶/۰۲/۲۶ قصیدهٔ۲..۶۳. بیمهر چار یار، در این پنج روز عمر. نتوان خلاص یافت از این ششدر فنا 🍃🍂🍃🍂. چاریار: خلفای راشدین. ششدر فنا: استعاره از دنیا به اعتبار شش جهت داشتن آن. بین «چار» و «یار» جناس لاحق است. شاعر ابیات چهار، پنج و شش را به ترتیب به کار برده است که به آن سیاقةالاعداد میگویند … ... خاقانی شروانی ۱۷:۰۶ ۱۳۹۶/۰۲/۲۵ قصیدهٔ۲..۶۲. هر چار، چارحد بنای پیمبری. هر چار، چارعنصر ارواح اولیا 🍃🍂🍃🍂. چهار حد: چهار جهت و طرف. بنای پیمبری: اضافۀ تشبیهی، پیامبری به بنایی مانند شده است که خلفای راشدین و یا چهار ملک مقرب الهی چهار دیوار آن هستند که اگر این چهار نباشند، بنای پیامبری برپای نخواهد بود.. ... خاقانی شروانی ۰۰:۱۴ ۱۳۹۶/۰۲/۲۴ قصیدهٔ۲..۶۱. داده قرار، هفت زمین را به بازگشت. کرده خبر، چهار امین را ز ماجرا 🍃🍂🍃🍂. هفت زمین: هفت طبقهٔ زمین، هفت اقلیم. چهار امین: خلفای راشدین، و نیز مراد خاقانی چهار ملک مقرب الهی باشد که عبارتند از: جبرئیل، میکائیل، اسرافیل و عزرائیل که به امنای وحی الهی مشهورند.. خاقانی شروانی ۱۸:۲۵ ۱۳۹۶/۰۲/۲۱ قصیدهٔ۲..۶۰. آورده روزنامهٔ دولت در آستین. مهرش نهاده سورهٔ والنجم إذا هوی 🍃🍂🍃🍂. روزنامهٔ دولت: اضافهٔ تشبیهی، دفتر و نامهٔ بخت و اقبال. در آستین آوردن: کنایه از آماده و در دسترس داشتن. والنجم إذا هوی: آیهٔ اول سورهٔ نجم (۵۳): قسم به آن ستاره چون پنهان شد.. معنی: به این خاطر سورهٔ نجم مهر نامهٔ بخت و دولت شمرده شد که چگونگی معراج پیامبر (ص) در آن ذکر گردیده است.. ... خاقانی شروانی ۲۱:۲۲ ۱۳۹۶/۰۲/۱۹ 🎥این ادبیات رامثل جاری کنید🌹 …. ✅ مرورگر شما از ویدیو پشتیبانی نمیکند. Video file ( 04:35, 6.0 MB ) دانلود و مشاهده در تلگرام خاقانی شروانی ۱۶:۳۶ ۱۳۹۶/۰۲/۱۹ قصیدهٔ۲..۵۹. دیده که نقدهای اولوالعزم دهیکی است. آموخته ز مکتب حق علم کیمیا 🍃🍂🍃🍂. نقدهای اولوالعزم: سکه و زر پیامبران اولوالعزم، شاید مراد عبادات و ادیان پیامبران اولوالعزم باشد. دهیک: یک قسمت از ده قسمت، و آن زری است که یکدهم آن سره و نهدهم دیگرش ناسره باشد که در برابر زر دهدهمی قرار دارد. علم کیمیا: علم تبدیل اجسام ناقص به کامل، علم تبدیل مس به طلا؛ کیمیا از واژهٔ یونانی خیمیاست و آن نامی بوده که یونانیان بر سرزمین مصر نهاده بودند، ضمنا یکی از پنج علم خفی قدیم است که عبارتند از: کیمیا، سیمیا، لیمیا، هیمیا، ریمیا. (فرهنگ لغات و تعبیرات خاقانی شروانی، سیدضیاءالدین سجادی، زوار). معنی: پیامبر (ص) با مشاهدهٔ ناقص بودن ادیان انبیای دیگر، رفت تا در مکتب الهی علم کیمیا بیاموزد تا تعالیم و گفتههای آنان را کامل نماید. (اشاره است به کامل بودن دین اسلام نسبت به سایر ادیان.). ... خاقانی شروانی ۱۴:۴۸ ۱۳۹۶/۰۲/۱۸ قصیدهٔ۲..۵۸. گفته نودهزار اشارت به یک نفس. بشنوده صدهزار اجابت به یک دعا 🍃🍂🍃🍂. نودهزار و صدهزار: کنایه از بسیاری و کثرت است. اشارت: رمز و ایما. یکنفس: یک دم، یک لحظه …معنی: پیامبر (ص) در یک دم و نفس نود هزار رمز و راز پرسید و خداوند در برابر دعا و درخواست او صد هزار پاسخ مثبت داد؛ یعنی هر چه پیامبر (ص) طلب میکرد، بیشترش را به او میداد.. رک: قصص قرآن مجید سورآبادی، ۲۰۵-۲۰۳ … ... خاقانی شروانی ۱۵:۲۹ ۱۳۹۶/۰۲/۱۷ قصیدهٔ۲..۵۷. در سور سر رسیده و دیده به چشم سر. خلوتسرای قدمت بیچون و بیچرا 🍃🍂🍃🍂. سور: دیوار قلعه و شهر. سور سر: اضافهٔ تشبیهی. چشم سر: چشم ظاهر و مادی که اعتقاد خاقانی به جسمانی بودن معراج پیامبر را میرساند. همانگونه که نظامی نیز اعتقاد دارد:. دید پیمبر نه به چشمی دگر. بلکه بدین چشم سر این چشم سر (مخزنالاسرار). خلوتسرای قدمت: بارگاه دیرینه و ازلی الهی. بین «سر» و «سر» جناس ناقص (محرف) و نیز بین «سور» با «سر» و «سر» جناس زاید است … ... خاقانی شروانی ۲۲:۲۶ ۱۳۹۶/۰۲/۱۶ 🔴 کلیپ مهم/آغاز جدید وخطرناک در آستانۀ.. ❓چه کسانی همیشه باعث تحمیل و شدهاند؟ مرورگر شما از ویدیو پشتیبانی نمیکند. Video file ( 06:18, 8.0 MB ) دانلود و مشاهده در تلگرام 👌تنها راه دورکردن سایۀ جنگ وتحریم. goo. gl/۱CQs۶۵ …✅ ‹ 26 27 28 29 30 31 32 ›
خاقانی شروانی ۲۲:۵۲ ۱۳۹۶/۰۳/۰۶ قصیدهٔ۳..۸. به تلخ و ترش رضا ده به خوان گیتی بر. که نیشتر خوری ار بیشتر خوری حلوا 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. تلخ و ترش: مجازا ناگواریهای زندگی. نیشتر خوردن: رگ زدن، استعاره از رنج و سختی کشیدن. حلوا: شیرینی، استعاره از لذتها و خوشیها. بین «نیشتر» و «بیشتر» جناس خط یا مصحف است …مصراع دوم اشاره است به عقیدهٔ قدما که معتقد بودند خوردن حلوا و شیرینی فراوان، سبب فساد و تیرگی خون میگردد که با رگ زدن و خون گرفتن بهبود مییابد. (رک: قانون، جلد اول، ۴۹۰-۴۷۱) …معنی: بر سر سفرهٔ روزگار به خوردن تلخ و ترش هم راضی باش، اگر در دنیا فقط در فکر لذتها و شیرینیها باشی، رنج و سختی بیشتری خواهی برد.. ...
خاقانی شروانی ۱۵:۵۶ ۱۳۹۶/۰۳/۰۵ قصیدهٔ۳..۷. مرا طبیب دل اندرزگونهای کرده است. کز این سواد بترس از حوادث سودا 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. طبیب دل: اضافهٔ تشبیهی. سواد: سیاهی، سیاهی شهر که از دور پدید آید. در اینجا استعاره از دنیا. سودا: مؤنث اسود، سیاه، یکی از اخلاط چهارگانه: وسواس، خیال فاسد، هوا و هوس. حوادث سودا: حوادثی که دل و عقل انسان را مبتلا میکند. بین «سودا» و «سواد» صنعت قلب بعض است … ...
خاقانی شروانی ۱۶:۱۰ ۱۳۹۶/۰۳/۰۴ قصیدهٔ۳..۶. ز مرغزار سلامت، دل مراست خبر. که هم مسیح خبر داد از مزاج گیا 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. مرغزار سلامت: اضافهٔ تشبیهی، چمنزار تندرستی و عافیت. مزاجگیا: سرشت و خاصیتگیا. مصراع دوم اشاره به طبابت و شفابخشی عیسی (ع) دارد …معنی: دل من از عافیت و رستگاری آگاه است؛ همانگونه که حضرت مسیح (ع) طبیعت گیاهان را برای درمان بیماران میشناسد. شاعر دل خود را مسیح دوران میداند که سبب سلامت دیگران است.. ...
خاقانی شروانی ۱۴:۲۷ ۱۳۹۶/۰۳/۰۳ قصیدهٔ۳..۵. مسیحوار پی راستی گرفت آن دل. که باشگونهروی بود چون خط ترسا 🍃🍂🍃🍂. مسیحوار: مانند مسیح، مسیح در راستی و درستی شهره است. باشگونه: باژگونه، واژگونه. باشگونهرو: کجرو، منحرف. خط ترسا: خط مسیحیان و ترسایان که از چپ به راست نوشته میشده است. در اصل، خط یونانی است که از چپ به راست نوشته میشود …فلک کژروتر است از خط ترسا. مرا دارد مسلسل راهبآسا. (بیت اول قصیدهٔ ترسائیه). کز رشک سحرهاش به حیرت رود به عجز. ...
خاقانی شروانی ۱۶:۱۲ ۱۳۹۶/۰۳/۰۲ قصیدهٔ۳..۴. چو ماه سیشبه ناچیز شد خیال غرور. چو روز پانزدهساعت کمال یافت ضیا 🍃🍂🍃🍂. ماه سیشبه: کنایه از ماه پنهان از چشم که در محاق فرورفته است. خیال غرور: شبح و تصورات واهی، تصورات و خیالات فریبنده. روز پانزده ساعت: کنایه از بلندترین روز سال، روز اول تابستان، روزی بس دراز. بین «سی» و «پانزده» تناسب است که یکی نیمی از دیگری است …معنی: تصورات و اوهام باطل من همچون ماه سیشبه از میان رفت و نور الهی چون روز اول تابستان زیاد شد و کمال یافت … ...
خاقانی شروانی ۱۵:۳۲ ۱۳۹۶/۰۳/۰۱ قصیدهٔ۳..۳. خروس کنگرهٔ عقل پر بکوفت، چو دید. که در شب امل من سپید شد پیدا 🍃🍂🍃🍂. کنگرهٔ عقل: اضافهٔ تشبیهی، عقل و خرد از آن جهت که انسان را از ضلالت و گمراهی رها میکند و در پناه امن خود جای میدهد، به برج و بارو مانند شده است؛ نیز میتوان این ترکیب را استعارهٔ مکنیه دانست. خروس کنگرهٔ عقل: اضافهٔ تخصیصی. پرکوفتن: کنایه از مژدهٔ روز آوردن، بال کوفتن و آماده شدن خروس برای خواندن در سحر؛ زیرا خروس هنگام خواندن، پرهای خود را به هم میکوبد. شب امل: اضافهٔ تشبیهی، شب آرزو، آرزوهای طولانی در تیرگی و درازی به شب مانند شده است …معنی: وقتی عقل دید که در شب آرزوی من سپیده آشکار شد و آمال من به انتها رسید، شروع به نغمهسرایی کرد.. ...
خاقانی شروانی ۱۷:۰۱ ۱۳۹۶/۰۲/۳۱ قصیدهٔ۳..۲. چو کشت عافیتم خوشه در گلو آورد. چو خوشه بازبریدم گلوی کام و هوا 🍃🍂🍃🍂. کشت عافیت: اضافهٔ تشبیهی، کشتهٔ سلامت و تندرستی و دور ماندن از گناه و هوا و هوس. خوشه در گلو آوردن: کنایه از برآمدن و رسیدن خوشه. گلوی کام و هوا: اضافهٔ استعاری، کام و هوا به دامی مانند شده که باید گلویشان را برید و به همین سبب شاعر آنها را به خوشه تشبیه کرده است؛ زیرا گلوی خوشه هم با داس بریده میشود. بین «کام» به معنی «دهان» با «گلو» و «هوا» به معنی «اکسیژن» که در اینجا مراد نیست، و نیز بین «هوا» در معنی «باد» با «کشت و خوشه» ایهام تناسب است.. معنی: وقتی که کشتزار عافیتم به ثمر نشست و مرا بهرهمند ساخت، گلوی هوا و هوس را همچون خوشه بریدم.. ...
خاقانی شروانی ۱۴:۵۷ ۱۳۹۶/۰۲/۳۰ قصیدهٔ۳.. در نعت حضرت ختمیمرتبت صلواتالله و سلامه علیه و حکمت و موعظه …۱ عروس عافیت آنگه قبول کرد مرا. که عمر بیشبها دادمش به شیربها. 🍃🍂🍃🍂. عافیت: قصیدهٔ۲.۲۷. از عافیت مپرس، که کس را ندادهاند. در عاریتسرای جهان، عافیت عطا. 🍂🍃🍂🍃. عافیت: سلامت و تندرستی و آسودگی، در اصطلاح صوفیه سالم ماندن و دور بودن از خطا و گناه، پارسایی و زهد داشتن. عروس عافیت: اضافهٔ تشبیهی، عروس سلامت و دور ماندن از خطا و گناه. ...
خاقانی شروانی ۱۹:۴۱ ۱۳۹۶/۰۲/۲۹ قصیدهٔ۲..۶۶. بر فضل توست تکیه امید او، از آنک. پاشندهٔ عطایی و پوشندهٔ خطا 🍃🍂🍃🍂. پاشیدن: کنایه از بسیار و بیدریغ بخشیدن. بین «عطا» و «خطا» جناس مضارع و بین «پاشنده» و «پوشنده» جناس لاحق است. ----------------------.۶۷. ای افضل، ار مشاطهٔ بکر سخن تویی. این شعر در محافل احرار کن ادا. 🍃🍂🍃🍂. افضل: کوتاه شدهٔ افضلالدین، لقب خاقانی. مشاطه: آرایشگر و پیرایندهٔ مو. ...
خاقانی شروانی ۱۹:۰۲ ۱۳۹۶/۰۲/۲۸ قصیدهٔ۲..۶۵. با نفس مطمئنه قرینش کن آنچنان. کآواز إرجعی دهدش هاتف رضا 🍃🍂🍃🍂. نفس مطمئنه: یکی از اقسام نفس ناطقه که آن را به اعتبارات مختلف: اماره، لوامه، ملهمه و مطمئنه گویند و به اعتبار آنکه متجلی به فضایل و خالی از رذایل است و با مقتضیات شهوات اندر معارضه میافتد، مطمئنه گویند. (فرهنگ لغات و تعبیرات خاقانی، ضیاءالدین سجادی). هاتف رضا: اضافهٔ تشبیهی، بانگکننده و آوازدهندهٔ خشنودی و رضایت. ارجعی: بازگرد به سوی من، اشاره است به آیات ۳۰-۲۷ سورهٔ فجر:. یا أیتها النفس المطمئنة، إرجعی إلی ربک راضیة مرضیة فادخلی فی عبادی، وادخلی جنتی. ای روح آرامش یافته، خشنود و پسندیده به سوی پروردگارت بازگرد و در زمرهٔ بندگان من داخل شو و به بهشت من درآی.. ...
خاقانی شروانی ۰۲:۲۴ ۱۳۹۶/۰۲/۲۸ قصیدهٔ۲..۶۴. ای فیض رحمت تو گنهشوی عاصیان. ریزی بریز بر دل خاقانی از صفا! 🍃🍂🍃🍂. ریز: در معنی ریزه به کار رفته است. کوچک و اندک. شاعر این واژه را در جاهای دیگر دیوان نیز به کار برده است:. چون آگهی که شیفتۀ و کشتۀ توایم. روزی برای ما زی و، ریزی به ما فرست. (دیوان، ۵۵۹). ریزی بریز: عبارت دعایی، به معنی کمی رحمت کن و قطرهای بریز … ...
خاقانی شروانی ۱۷:۲۰ ۱۳۹۶/۰۲/۲۶ قصیدهٔ۲..۶۳. بیمهر چار یار، در این پنج روز عمر. نتوان خلاص یافت از این ششدر فنا 🍃🍂🍃🍂. چاریار: خلفای راشدین. ششدر فنا: استعاره از دنیا به اعتبار شش جهت داشتن آن. بین «چار» و «یار» جناس لاحق است. شاعر ابیات چهار، پنج و شش را به ترتیب به کار برده است که به آن سیاقةالاعداد میگویند … ...
خاقانی شروانی ۱۷:۰۶ ۱۳۹۶/۰۲/۲۵ قصیدهٔ۲..۶۲. هر چار، چارحد بنای پیمبری. هر چار، چارعنصر ارواح اولیا 🍃🍂🍃🍂. چهار حد: چهار جهت و طرف. بنای پیمبری: اضافۀ تشبیهی، پیامبری به بنایی مانند شده است که خلفای راشدین و یا چهار ملک مقرب الهی چهار دیوار آن هستند که اگر این چهار نباشند، بنای پیامبری برپای نخواهد بود.. ...
خاقانی شروانی ۰۰:۱۴ ۱۳۹۶/۰۲/۲۴ قصیدهٔ۲..۶۱. داده قرار، هفت زمین را به بازگشت. کرده خبر، چهار امین را ز ماجرا 🍃🍂🍃🍂. هفت زمین: هفت طبقهٔ زمین، هفت اقلیم. چهار امین: خلفای راشدین، و نیز مراد خاقانی چهار ملک مقرب الهی باشد که عبارتند از: جبرئیل، میکائیل، اسرافیل و عزرائیل که به امنای وحی الهی مشهورند..
خاقانی شروانی ۱۸:۲۵ ۱۳۹۶/۰۲/۲۱ قصیدهٔ۲..۶۰. آورده روزنامهٔ دولت در آستین. مهرش نهاده سورهٔ والنجم إذا هوی 🍃🍂🍃🍂. روزنامهٔ دولت: اضافهٔ تشبیهی، دفتر و نامهٔ بخت و اقبال. در آستین آوردن: کنایه از آماده و در دسترس داشتن. والنجم إذا هوی: آیهٔ اول سورهٔ نجم (۵۳): قسم به آن ستاره چون پنهان شد.. معنی: به این خاطر سورهٔ نجم مهر نامهٔ بخت و دولت شمرده شد که چگونگی معراج پیامبر (ص) در آن ذکر گردیده است.. ...
خاقانی شروانی ۲۱:۲۲ ۱۳۹۶/۰۲/۱۹ 🎥این ادبیات رامثل جاری کنید🌹 …. ✅ مرورگر شما از ویدیو پشتیبانی نمیکند. Video file ( 04:35, 6.0 MB ) دانلود و مشاهده در تلگرام
خاقانی شروانی ۱۶:۳۶ ۱۳۹۶/۰۲/۱۹ قصیدهٔ۲..۵۹. دیده که نقدهای اولوالعزم دهیکی است. آموخته ز مکتب حق علم کیمیا 🍃🍂🍃🍂. نقدهای اولوالعزم: سکه و زر پیامبران اولوالعزم، شاید مراد عبادات و ادیان پیامبران اولوالعزم باشد. دهیک: یک قسمت از ده قسمت، و آن زری است که یکدهم آن سره و نهدهم دیگرش ناسره باشد که در برابر زر دهدهمی قرار دارد. علم کیمیا: علم تبدیل اجسام ناقص به کامل، علم تبدیل مس به طلا؛ کیمیا از واژهٔ یونانی خیمیاست و آن نامی بوده که یونانیان بر سرزمین مصر نهاده بودند، ضمنا یکی از پنج علم خفی قدیم است که عبارتند از: کیمیا، سیمیا، لیمیا، هیمیا، ریمیا. (فرهنگ لغات و تعبیرات خاقانی شروانی، سیدضیاءالدین سجادی، زوار). معنی: پیامبر (ص) با مشاهدهٔ ناقص بودن ادیان انبیای دیگر، رفت تا در مکتب الهی علم کیمیا بیاموزد تا تعالیم و گفتههای آنان را کامل نماید. (اشاره است به کامل بودن دین اسلام نسبت به سایر ادیان.). ...
خاقانی شروانی ۱۴:۴۸ ۱۳۹۶/۰۲/۱۸ قصیدهٔ۲..۵۸. گفته نودهزار اشارت به یک نفس. بشنوده صدهزار اجابت به یک دعا 🍃🍂🍃🍂. نودهزار و صدهزار: کنایه از بسیاری و کثرت است. اشارت: رمز و ایما. یکنفس: یک دم، یک لحظه …معنی: پیامبر (ص) در یک دم و نفس نود هزار رمز و راز پرسید و خداوند در برابر دعا و درخواست او صد هزار پاسخ مثبت داد؛ یعنی هر چه پیامبر (ص) طلب میکرد، بیشترش را به او میداد.. رک: قصص قرآن مجید سورآبادی، ۲۰۵-۲۰۳ … ...
خاقانی شروانی ۱۵:۲۹ ۱۳۹۶/۰۲/۱۷ قصیدهٔ۲..۵۷. در سور سر رسیده و دیده به چشم سر. خلوتسرای قدمت بیچون و بیچرا 🍃🍂🍃🍂. سور: دیوار قلعه و شهر. سور سر: اضافهٔ تشبیهی. چشم سر: چشم ظاهر و مادی که اعتقاد خاقانی به جسمانی بودن معراج پیامبر را میرساند. همانگونه که نظامی نیز اعتقاد دارد:. دید پیمبر نه به چشمی دگر. بلکه بدین چشم سر این چشم سر (مخزنالاسرار). خلوتسرای قدمت: بارگاه دیرینه و ازلی الهی. بین «سر» و «سر» جناس ناقص (محرف) و نیز بین «سور» با «سر» و «سر» جناس زاید است … ...
خاقانی شروانی ۲۲:۲۶ ۱۳۹۶/۰۲/۱۶ 🔴 کلیپ مهم/آغاز جدید وخطرناک در آستانۀ.. ❓چه کسانی همیشه باعث تحمیل و شدهاند؟ مرورگر شما از ویدیو پشتیبانی نمیکند. Video file ( 06:18, 8.0 MB ) دانلود و مشاهده در تلگرام 👌تنها راه دورکردن سایۀ جنگ وتحریم. goo. gl/۱CQs۶۵ …✅