حسین جاویددانشجوی دکتریمدیر نشر مشاوره و همکاری در زمینه‌ی همه‌ی مراحل تولید کتاب: ۰۹۱۲۲۴۷۲۸۳۸ صرفاً پیام ضروری و کاری:


استفاده از «وی» به‌جای «او» در دوره‌ی معاصر زبان فارسی توصیه نمی‌شود

البته قطعا کسانی که هیچ‌گونه شناختی از پیشینه‌ی زبان فارسی ندارند چنین چیزی را نمی‌پسندند و نمی‌پذیرند. «وی» بازمانده‌ی «awē» در دوره‌ی میانه‌ی زبان فارسی است و «او» بازمانده‌ی «ōy». نکته اینجا است که «awē» در دوره‌ی میانه همواره در حالت غیرفاعلی به کار می‌رفته است. در سده‌های ابتدایی دوره‌ی جدید زبان فارسی (سده‌های نخست پس از حمله‌ی اعراب به ایران) همچنان این قاعده حاکم است و ما، در بسیاری موارد، «وی» را در حالت غیرفاعلی می‌بینیم (مثلا، «وی را گفتند»). وقتی ما «وی» را در حالت فاعلی به کار می‌بریم (مثلا، «وی گفت»)، درواقع داریم خلاف قاعده‌ی زبانی پیش می‌رویم. اخبار کتاب، مرجع اخبار نشر:. ...
  • گزارش تخلف

حالا که بحث زبان بلوچی شد، شاید بد نباشد چند خطی درباره‌ی این زبان بنویسم

بلوچی جزو زبان‌های باستانی ایران است و با سنسکریت و اوستایی نزدیکی دارد. هرچند، بنا به ماهیت زبان، بلوچی دگرگونی‌های فراوان داشته، خوشبختانه از گزند روزگار در امان مانده و از بین نرفته است و امروزه چندین میلیون گویشور در چند کشور مختلف دارد. چیزی که برای من در این زبان جالب است غنی بودن آن در بیان پدیده‌های طبیعی مختص حوزه‌ی گویش خود است. مثلا، بلوچی‌زبان‌ها برای «باد» که در آن سامان بسیار می‌وزد بیش از دوازده کلمه دارند: گرو، جولوت، لوار، هوشاک، شمال، هیران، اشر، نهبی، گاوکش، نمبیان، گوریچ، چیرگوات و … هر یک از این کلمات به نوع خاصی از باد با زمان و جهت وزیدن و شدت متفاوت اشاره دارد؛ درست مثل اسکیموها که برای «برف» چندین کلمه دارند. ...
  • گزارش تخلف

اخیرا اثری ارزشمند با نام «فرهنگ بلوچی فارسی» در دو جلد منتشر شده است که گردآورنده‌ی آن دکتر عبدالغفور جهاندیده و ناشرش نشر معین

چندین جا دیده‌ام که از آن کتاب با ‌عنوان «نخستین فرهنگ بلوچی فارسی» نام برده شده است، که البته درست نیست و فرهنگی که جناب آقای آذرلی تدوین کرده‌اند و من ویراستارش بوده‌ام (همین که تصویرش را می‌بینید) دو سال زودتر از آن فرهنگ به چاپ رسیده است. البته هر دو کار بسیار ارزشمند هستند، اما به نظرم رسید حیف است زحمات آقای آذرلی و «پارسی‌انجمن» (که متولی چاپ کتاب بود) نادیده انگاشته شود. توضیح: نه آقای آذرلی بلوچ هستند و نه من. حتما می‌دانید که برای پژوهش‌های زبان‌شناختی نیازی نیست گویشور زبانی باشیم که درباره‌ی آن تحقیق می‌کنیم. ...
  • گزارش تخلف

شاید ندانید، اما با هر افزایش قیمتی که دلار تجربه می‌کند صنعت نشر ما نحیف‌تر و شکننده‌تر می‌شود، هم از لحاظ مالی و هم از لحاظ نظم

اغراق نیست اگر بگوییم بیش از ۹۰ درصد کاغذ مصرفی برای چاپ کتاب در ایران از شرق آسیا و نیز از چند کشور اروپایی تأمین می‌شود. وقتی دلار بالا می‌رود، طبیعتا قیمت کاغذ هم افزایش می‌یابد و با افزایش قیمت کاغذ، کتاب‌ها هم روزبه‌روز گران‌تر خواهند شد، چون عمده‌ی هزینه‌ای که چاپ کتاب می‌برد هزینه‌ی کاغذ است. گرانی کتاب چه می‌کند؟ ناشر را در چاپ و خریدار را در خرید کتاب مردد و سبد آن‌ها را کوچک‌تر می‌کند. از سوی دیگر، تا ثبات قیمت ارز به هم می‌ریزد، واردکننده‌ها و تأمین‌کننده‌های کاغذ ثبت سفارش ناشرها را متوقف می‌کنند و منتظر می‌مانند که پیش‌فاکتورها را با قیمت‌های جدید صادر کنند و کاغذ را بر اساس نرخ جدید دلار به ناشر بفروشند. این وسط، علاوه بر گرانی، چه اتفاقی می‌افتد؟ ناشر کاغذ ندارد که کتاب چاپ کند. بنابراین، اگر برنامه‌ریزی کرده فلان کتاب‌ها را در فلان ماه منتشر یا تجدید چاپ کند، برنامه‌اش به هم می‌ریزد و به تعویق می‌افتد. این روزها که نمایشگاه کتاب هم نزدیک است، این اتفاق آسیب بیشتری به صنعت نشر ما وارد می‌‌کند. ...
  • گزارش تخلف

به آگاهی دوستانی که پیگیر دوره‌های ویرایش من هستند می‌رسانم که دوره‌ی یازدهم کارگاه ویرایش از اوایل اردیبهشت‌ماه در انجمن صنفی متر

این دوره شامل دوازده جلسه‌ی دو ساعته خواهد بود و تمرکز آن روی ویرایش کتاب است. انجمن صنفی مترجمان در هفته‌ی آتی درباره‌ی روزها و ساعت‌های برگزاری کلاس و همچنین شیوه‌ی ثبت‌نام برای حضور در کارگاه اطلاع‌رسانی خواهد کرد.. با احترام. حسین جاوید. ...
  • گزارش تخلف

شیوه‌ی ضبط نام از اختیارات مترجمان است و آن‌ها از یکی از دو روش آوانگاری یا حرف‌نگاری یا از ترکیبی از آن‌ها استفاده می‌کنند

فارغ از اینکه ضبط نامی درست باشد یا خیر و نقدی به آن وارد باشد یا خیر، ما در ذکر مشخصات کتاب‌شناختی اجازه نداریم نام‌ها را تغییر دهیم. صرفا باید نام کتاب و نام نویسنده را به همان شیوه‌ای که مترجم ضبط کرده نقل کنیم. فرض کنید قرار بود در قسمت کتاب‌شناسی هر اثر برای ضبط نام نویسنده‌های خارجی تصمیم بگیریم؛ چه اتفاقی می‌افتاد؟! اغلب نام‌ها را می‌توانیم به شیوه‌ی دیگری ضبط کنیم و کلا بخش کتاب‌شناسی به هم می‌ریزد! حتی اگر، مثل مورد بالا، دو یا چند مترجم مختلف اسم یک نویسنده‌ی واحد را به شیوه‌های گوناگون ضبط کرده باشند، اجازه‌ی یکسان‌سازی نام‌ها را نداریم. ...
  • گزارش تخلف

اغلب جوایز ادبی ایران بر اساس داوری کتاب‌هایی برگزار می‌شوند که ناشران یا نویسندگانش سه نسخه یا بیشتر از آن‌ها را به «دبیرخانه‌ی ج

یعنی، به فرض، اگر ناشر یا نویسنده‌ای کتابش را برای آن جایزه نفرستد، به احتمال قریب به یقین، در داوری شرکت داده نخواهد شد، چون دست‌اندرکاران جایزه پول و انگیزه‌ای ندارند که چند نسخه از آن کتاب را بخرند و به دست داورانشان برسانند!. واقعا این شیوه غیرحرفه‌ای و عجیب است. این یعنی برگزاری جایزه از جیب ناشرها و نویسنده‌ها. یعنی نادیده گرفتن بخش (شاید) مهمی از کتاب‌هایی که به دبیرخانه نرسیده‌اند. یعنی کلاه گذاشتن سر مخاطب با داوری فقط در بین یک سری از آثار و نه کل آثاری که در آن سال منتشر شده. به عقیده‌ی من، اگر فرد، مؤسسه یا نهادی توان مالی تهیه‌ی همه‌ی کتاب‌های آن سال را ندارد بهتر است جایزه‌ی ادبی برگزار نکند یا دست‌کم در اعلام نتایج و مانورهای تبلیغاتی پس از آن همیشه قید کند که «برنده‌ی جایزه‌ی فلان از بین آثاری که به دبیرخانه‌ رسیده بودند»!. ...
  • گزارش تخلف

طبق آمارهای رسمی، طی حدود بیست روز اجرای طرح «عیدانه‌ی کتاب» حدود ۵۰۰ هزار نسخه کتاب در سراسر ایران به فروش رفته است

این آمار فقط شامل کتاب‌فروشی‌هایی می‌شود که عضو طرح بوده‌اند، مشتری‌هایی که از تخفیف استفاده کرده‌اند و کتاب‌هایی که دارای شابک بوده‌اند. می‌توان حدس زد طی این بازه‌ی زمانی حداقل بیست درصد بیش از این میزان در کشور کتاب فروخته شده است. درست است که تخفیف عامل تشویق‌کننده‌‌ای است، اما قطعا این‌طور نبوده که همه‌ی این میزان کتاب را مردم صرفا به‌ سودای استفاده از تخفیف خریده باشند. این میزان را بگذارید کنار استقبال از نمایشگاه کتاب تهران و چند صد هزار جلد کتابی که هر ساله در این نمایشگاه به فروش می‌رود. کتاب‌های نسبتا پرشماری را هم لحاظ کنید که مدام تجدید چاپ می‌شوند و آن‌ها را مثل ورق زر می‌برند. فروش عادی سالانه‌ی کتاب‌فروشی‌ها را هم در نظر بگیرید. درست است که آمار کتاب‌خوانی و خرید کتاب در کشور ما با بسیاری از کشورها فاصله‌ی معنادار دارد و ایدئال نیست، اما اوضاع آن‌طور هم نیست که هر روز «وااسفا» سر بدهیم و بی‌فرهنگی و کتاب‌نخوانی ملت را به رخ همدیگر بکشیم. به‌جای نالیدن مدام و دست‌کم گرفتن خودمان، کتاب‌های خواندنی تولید کنیم، کتاب‌فروشی‌های بیشتری باز کنیم و فرهنگ‌سازی بهتری انجام دهیم. م ...
  • گزارش تخلف

مؤسسات انتشاراتی ایران بررسی و کارشناسی پذیرش کتاب را رایگان انجام می‌دهند، به این معنی که اگر شما کتابی برای چاپ به آن‌ها پیشنهاد

واقعیت این است که بررسی هر کتاب گاهی تا چند صد هزار تومان برای ناشران حرفه‌ای هزینه دارد، چون کارشناس یا کارشناسانی باید کل اثر را بخوانند و نظر خود را درباره‌ی آن اعلام کنند و بدیهی است که دریافت چنین خدماتی از نیروهای متخصص برای ناشر هزینه‌بر است. اگر کار به مرحله‌ی چاپ برسد که هیچ، اما اگر کار رد شود، هزینه‌های انجام‌شده هیچ نفعی برای ناشر نداشته‌ است. طی سال‌های طولانی کارم، برای ناشران زیادی کار کارشناسی کتاب انجام داده‌ام و کم پیش نیامده که اثری را پذیرفته‌ایم و بعد که به مرحله‌ی دعوت از صاحب اثر برای عقد قرارداد رسیده‌ایم متوجه شده‌ایم او اثر را به ناشر دیگری واگذار کرده است. درواقع، صاحب اثر، هم‌زمان، کار را برای چندین ناشر فرستاده بوده و با اولین کسی که پاسخ مثبت داده قرارداد بسته است. در چنین شرایطی، زمان و هزینه‌های انجام‌شده‌ی ناشران دیگری که به کارشناسی اثر پرداخته‌اند هدر رفته است. منطقی و ایدئال این است که کار بررسی رایگان نباشد و، نظیر آنچه در اغلب کشورها شاهدیم، صاحب اثر ملزم به مراجعه به آژانس‌های ادبی باشد؛ دست‌کم، کسی که اثرش به مرحله‌ی بررسی وارد می‌شود باید تعهد د ...
  • گزارش تخلف

دیشب، از یکی از شبکه‌های تلویزیونی می‌شنیدم که «آمار بی‌سوادی زنان در افغانستان خیره‌کننده است»

«خیره‌کننده» صفتی است با بار معنایی ذاتا مثبت و باید در بافت‌های متناسب با بار معنایی‌اش به کار رود. این قاعده بر همه‌ی کلماتی که بارهای معنایی مثبت یا منفی دارند حاکم است و نباید کلمات را در ساخت‌های متضاد با بارهای معنایی‌شان به کار برد. به‌فرض، در مثال بالا، چنانچه جمله‌ی ما حاکی از «باسوادی» چشم‌گیر زنان افغان بود، از آنجا که بار معنایی جمله مثبت می‌بود، می‌شد گفت: «آمار باسوادی زنان در افغانستان خیره‌کننده است.». ...
  • گزارش تخلف