یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi در دانشگاه استیونس نیوجرسی اقتصاد درس میدهم. حوزه تخصصم اقتصاد خرد کاربردی، اقتصاد انرژی و منابع طبیعی، مدیریت ریسک و کنترل بهینه تصادفی است. به علوم انسانی هم علاقهمندم. مسایل توسعه و سیاستگذاری ایران را دنبال میکنم و گاهی چیزهایی مینویسم. یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۳:۱۴ ۱۳۹۶/۱۱/۲۰ رویداد سه روزه برنامه نویسی برای ساختن یک اپ برای ساماندهی کمکهای داوطلبانه در زمانهای وقوع حوادث طبیعی evnd. co/ukqst. یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۳:۴۸ ۱۳۹۶/۱۱/۱۹ چند نکته کوچک در مورد بازار کار تحصیلکردگان در کشورهای توسعهیافته اروپا که زندگی میکردم دوست نازنینی داشتم که ۲۰ سالی از من بزرگتر بود و دکترای جامعهشناسی داشت، انصافا هم جامعهشناس تیزبین و قابل و خوشمحضری بود ولی به قول خودش در عمرش نتوانسته بود شغلی مرتبط با رشتهاش بیابد. چند ماهی در بیمارستانی به عنوان متصدی پردازش نظرسنجی مشتریان کار کرده بود و خوشش نیامده بود و رها کرده بود و دیگر هم چیزی گیرش نیامده بود. دلیلش هم روشن بود: در یک کشور اروپایی ممکن است سالیانه ۱۰۰ نفر دکترای جامعهشناسی فارغ التحصیل شوند ولی در کل برای مثلا ۱۰ نفر دکترای این رشته موقعیت جدید وجود داشته باشد. در دوره کارشناسی ارشد منشی گروه ما که کارش هماهنگی کلاسها و امثال آن بود دکترای زبانهای آسیایی داشت و چینی و ژاپنی بلد بود ولی شغل روزانهاش این بود!. اگر میگویید آنها اروپا بود و علوم انسانی به این یکی داستان توجه کنید. دانشجوی آمریکایی داشتم که لیسانس مهندسی داشت و دکترای ریاضیات مالی (یعنی فردی با مهارتهای کاربردی). بعد از فارغ التحصیلی جایی دیدمش و گفتم چه کار میکنی؟ گفت هنوز کار پیده نکردهام و فعلا راننده اوبر هستم تا وقتی که شغل مرتبطی پیدا کنم. چند ماه ب ... یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۳:۰۳ ۱۳۹۶/۱۱/۱۶ صدای دهک اول جامعه باشیم، بخش دوم.. سوال کلیدی این است که «چرا صدای دهک اول»؟ مگر وضعیت دهکهای بعدی (مثلا تا دهک ۴) خیلی بهتر است؟ جواب این است که نه خیلی بهتر نیست. اکثریت جامعه در وضعیت سختی هستند ولی «دهک اول» (به عنوان یک متافور) برخی مشخصههای ویژه دارد که در چارچوبی که من و برخی دوستانم به اقتصاد ایران نگاه میکنم نیازمند رفتار متفاوتی از سوی کارشناسان و مقامات و فعالان است …دلیل اول: دهک اول موتلفی در نظام قدرت (به معنی عام) ندارد..۹ دهک دیگر تا حدی نمایندگان و صدای خود را دارند: دهک دهم و نهم هم در دل نظام اداری حضور دارد و هم نهادها و انجمنها و اتاقها و نهادهای تخصصی بخش خصوصی و ضمنا مطبوعات کاغذی پرصدا و پرنفوذی دارند. طبقه متوسط شاید حضور کمتری در نظام رسمی قدرت دارد ولی صدای رسانهایاش و کارشناسیاش خیلی بلند است و به گوش هم میرسد (یک موردش را در بحث افزایش عوارض خروج دیدیم). طبقات پایینتر هم به نوبه خود نمایندگان متعدد خود را دارند. بخشی از مقامات فعلی از طبقات محروم برخاستهاند و کم یا زیاد گفتمان آنها را نمایندگی میکنند، بخشی از نمایندگان مجلس متحد طبیعی روستاییان صاحب زمین هستند (یک موردش همراهی نکردن نمایندگان با قوانین مدیریت محدودسا ... یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۷:۱۳ ۱۳۹۶/۱۱/۱۵ صدای دهک اول جامعه باشیم، بخش اول در راستهی عطاریهای بازار شیراز دنبال زنجبیل تازه بودم که خانم مسنی که مدتی بود در جلوی مغازهای منتظر بود صدایم کرد. صدایش آن قدر ضعیف بود که چند بار مجبور شدم گوش بدهم تا بلاخره بفهمم چه میخواهد. پول نمیخواست، فقط ازم میخواست که برایش مقداری گیاه کوهی بگیرم (چیزی شبیه کاکوتی). پرسیدم مادر این را برای چه میخواهی؟ گفت دیابت دارم و غذایم نان و پنیر است. باید جوشانده این را کنار غذایم بخورم که قندم بالا نرود. پرسیدم چیز دیگری نمیخواهی، گفت نه همین خوب است. یک کیسه نسبتا پر برایش گرفتم که ظاهرا برای چند هفتهاش کفایت میکرد و کلش شد «۲۰ هزار تومان»، تقریبا همقیمت یک فنجان اسپرسو در چند مغازه آن طرفتر. کمک دیگری هم از من قبول نکرد. ... یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۳:۴۷ ۱۳۹۶/۱۱/۱۳ چهار درس زندگی از سی تا چهل سالگی دیروز چهل ساله شدم و یکی از دوستان خواست که چند نکته که در فاصله ۳۰ تا ۴۰ سالگی از زندگی آموختم و در مقایسه با ده سال قبل در نگاهم به خود و دنیا تغییر ایجاد کرد را بگویم. سوال جالبی بود و بعضی پاسخهایم را اینجا را اینجا مینویسم تا کمی هم تنوع در حال و هوای کانال ایجاد شود …منشاء این تغییر نگاه (غیر از گذر سن) چه بوده؟ در مورد شخص من عواملی مثل زندگی در غربت و درک موقعیتهایی مثل تنهایی، اقلیت بودن، تبعیض و گاه حتی مورد تحقیر واقع شدن، دوری کوتاه و بلند از وطن، فراختر شدن محدوده همزیستی با آدمها، دیدن زندگیها، عقاید و سرنوشتهای خیلی متنوعتر، اجبار مواجهه با اتفاقات شدید، تلخ و تجربه نشده در زندگی و البته یک مورد خاص همنشینی بیشتر با سینمای جهان و سینمای مستقل و صنعت نمایش و روایت شاید از همه بیشتر نقش داشتهاند. البته اگر در ایران بودم شاید جور دیگری بودم و مثلا از درسهای ناشی از تجربه مدیریت و رهبری و تعامل با دنیای کسب و کار و نظام اداری و سیاستگذاری و امثال اسم ببرم که اتفاقا این دهه تقریبا به طور کامل از آن محروم بودم. به هر حال اینها منتخب من از این یک دهه گذشته بود ... یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۵:۲۷ ۱۳۹۶/۱۱/۱۲ مقاله علمی: «خام یا تصفیه شده؟ تحلیل انتقادی سرمایهگذاری پاییندست نفت برای کشورهای اوپک» چند سالی است که اقتصاد صنایع پاییندست (خصوصا پالایش نفت) بخشی از سبد پژوهشهای دانشگاهی من را تشکیل میدهد. بخشی از علاقهمندی ام به این حوزه به تجارب مشاوره با صنایع معدنی کشور در سالهای دور بر میگردد که همیشه با سوالات مهم و نه چندان آسان مثل «آیا فقط در بالادست مس/آلومنیوم/گاز/فولاد/الخ بمانیم یا وارد پاییندست شویم؟» مواجه بودیم.. در این بین تحلیل دقیق و درست بحث پالایشگاه نفت خام - خصوصا با توجه به جنبههای سیاسی، خودکفایی و محیطزیستی - اهمیت خاصی برای کشور دارد. حساسیت این جنبههای کیفی قابل درک است ولی جنبهای که به نظر میرسد درک درستی در مورد آن وجود ندارد و چند بار هم در این جا نوشتهایم تصور اغراقآمیز در تخمین «ارزش افزوده» پردازش و پالایش نفت خام است. این برداشت نه محدود به این مقطع تاریخی و نه محدود به کشور ما است: تمبری مربوط به دهه پنجاه در ایران وجود دارد که در آن رویای صنعت نفت کشور را رسیدن به «از چاه به باک خودرو» دانسته، یعنی تکمیل زنجیره ارزش از بالادست تا مدیریت پمپ بنزینها در دنیا (کاری که مثلا شرکت نفت کویت زمانی انجام داد و بعد از آن بیرون آمد). این تصو ... یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۲:۱۸ ۱۳۹۶/۱۱/۰۷ در باب تعرفه خودرو هیبریدی تصمیم دولت برای افزایش تعرفه خودروهای هیبریدی باعث عصبانیت و نارضایتی زیادی در بین مردم و فعالان محیطزیست شد. خودم همان موقع - که اتفاقا مصادف با روزهای آلودگی هوای تهران بود - آنجا بودم و میشد موج این نارضایتی را از این تصمیم و ضمنا از توضیحات قانعنکننده و نادقیق سخنگوی دولت در هفتههای آینده دید. بر اساس آموختههایم از بحثهای متخصصان فنی موضوع این چند خط به ذهن من میرسد …۱) خودروی برقی و هیبریدی با هم فرق اساسی دارند! تصور میکنم این نکته کمابیش روشن است که عملکرد خودروهای برقی (که از شبکه برق تغذیه میشوند) و خودرو هیبریدی (که برق باطریشان را نهایتا باید از انرژی موتور بنزینی خودشان تامین کنند) به لحاظ توزیع فضایی آلودگی با هم کاملا متفاوت است. آلودگی محیطزیستی خودرو برقی در محل تولید برق (نیروگاه خارج از شهر) اتفاق میافتد و حتی جنس آلودگی آن هم متفاوت است. خودروی هیبریدی برق خود را از هدرنرفتن انرژی خودرو در زمان ترمز و نیز موتور بنزینی در سرعتهای بالا تامین میکند. خودروی برقی میتواند تاثیر بسیار اساسی روی آلودگی هوای شهری داشته باشد ولی حداقل سه مشکل اساسی دارد: گران ... یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۲:۲۱ ۱۳۹۶/۱۱/۰۳ در باب بنزین (بخش پنجم): منطق قیمت تعادلی.. نرخ بنزین سهمیهای یا آزاد؟ نظریه اقتصاد خرد فورا به ما میگوید که «هزینه نهایی» تولید کالا قیمت تعادلی آن را در بازار تعیین میکند که این هزینه عمدتا نرخ بنزین آزاد خواهد بود. ذهنیت عمومی این است که متوسطی از قیمت یارانهای و آزاد مبنای تعیین قیمتها خواهد بود ولی اگر نمودار عرضه بنزین و تقاضای حمل و نقل را بکشید - با فرض وجود تقاضا برای بنزین مازاد سهمیه - میبینید که قیمت تعادلی روی شاخه قیمت آزاد تعیین خواهد شد.». دوستان زیادی - حتی اقتصادخواندهها - در مورد این بند تردید و ابهام داشتند. چون شهودهای این موضوع ورای بحث بنزین است و تقریبا برای همه بنگاهها در شرایط مختلف صادق است، یک پست مستقل در مورد آن ارزش بحث دارد..۱) خطای استفاده از قیمت «حسابداری»: یک استدلال رایج ذهنی در جامعه این است که اگر تولیدکننده درصدی از عوامل تولید را با قیمت P۱ و درصد دیگری را با قیمت بالاتر P۲ خریداری کند، قیمت فروش کالا در بازار بر اساس متوسط هزینه خریداری عوامل تولید (یعنی میانگین وزنی P۱ , P۲) تعیین خواهد شد. متاسفانه این نگاه حسابداری/مدیریتی برای تحلیل تعادل قیمت در اقتصاد کاملا غلط است. اقتصاد خرد به ما میآموزد که در باز ... یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۲:۴۰ ۱۳۹۶/۱۱/۰۲ در باب بنزین (بخش چهارم): سهمیهبندی ظاهرا بحثهایی در مجلس طرح شده که سیاست افزایش قیمت بنزین را از طریق سهمیهبندی دنبال کنند. در نگاه اول - خصوصا از منظر روانی - ایده بدی نیست: به هر خودرو مقداری بنزین سهمیهای یارانهای میدهیم (مثلا ۵۰ لیتر در ماه) که کسی شکایت نکند که افزایش قیمت بنزین باعث افزایش هزینههای خانوادههای کمدرآمد شده است و بعد مصرف مازاد سهمیه را با نرخ آزاد یا حتی مالیاتبندی شده میفروشیم (مثلا ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ تومان برای هر لیتر) تا از مشترکان پرمصرف مالیات هم دریافت کنیم.. این سیاست به لحاظ بستهبندی و بازاریابی سیاسی هوشمندانه است و احتمالا فروختن آن به جامعه و نمایندگان مجلس و رسانهها خیلی راحتتر از آزادسازی مطلق قیمت بنزین خواهد بود. ولی ببینیم به لحاظ اقتصادی چه خواهد شد؟.۱) سوال: آیا همه باید بنزین سهمیهایشان را تا آخر مصرف کنند یا میتوانند به غیر منتقل کنند؟ طبعا نمیخواهیم مردم بیهوده بنزین بسوزانند. پس باید راهی برای انتقال بنزین سهمیهای شهروندان کممصرف به پرمصرف باشد. این کار یا از طریق یک بازار الکترونیکی (شبیه ایده کوپن طرح ترافیک) و یا به صورت غیررسمی و حضوری (فروش سهمیه کارت در محل ... یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۳:۵۷ ۱۳۹۶/۱۱/۰۱ پیشگویی خودمحقق کننده و قیمت دلار.. در علوم فیزیکی این طور نیست مثلا من اگر امروز بر اساس یک سری مدلسازی علمی دقیق بگویم که دمای هوای تهران فردا میشود ۵ درجه زیر صفر، به احتمال زیاد باد و باران رفتار خود را به خاطر این پیشبینی عوض نمیکنند و همین پیشبینی محقق میشود. ولی در علوم اجتماعی وضع کمی متفاوت است. به این دو حالت دقت کنیم:. الف) ضایع شدن پیشبینی: فرض کنید که ما بر اساس مدلسازی دقیق اپیدمیولوژیک مثلا بگویم که هفته دیگر صدهزار نفر در تهران از یک ویروس خیلی خطرناک جدید میمیرند. در واقعیت، احتمالا این اتفاق هیچ گاه محقق نخواهد شد (حتی اگر واقعا چنین ویروس خطرناکی در راه باشد و مدل مکانیکی ما درست بوده باشد) چون با انتشار این خبر فورا تصمیماتی گرفته خواهد شد که نهایتا پیشبینی اتفاق نمیافتد و «ضایع» میشود: مردم از تهران میروند یا از خانه بیرون نمیآیند، مسوولات بهداشتی قرنطیه را شروع میکنند، واکسن زده میشود و الخ. به همین دلیل هم ارزیابی «کیفیت» پیشبینیها در علوم اجتماعی خیلی سختتر از علوم طبیعی است.. ب) پیشبینی خودمحققکننده (Self-Fullfilling Prophecy): از آن طرف اگر یک شایعه بسازیم که مثلا بانک الف ورشکست شده است (بدون این که و ... یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۳:۲۰ ۱۳۹۶/۱۰/۳۰ در باب قیمت بنزین: بخش سوم اگر قیمت بنزین بعد از هدفمندی «شناور» شده بود و به تصمیمات بوروکراتیک متصل نشده بود و بازار بنزین هم رقابتی شده و اجازه فعالیت بخش خصوصی در آن داده میشد شاید بحث قیمت بنزین در اقتصاد ایران اساسا خود به خود حل میشد و از مباحث سیاستی حذف میشد. قیمت بنزین هم مثل هر کالای دیگری به صورت تدریجی و تا حدی نامحسوس تغییر میکرد و آن اثر روانی یا هماهنگسازی تورم که تغییرات یکباره و هر از چند ساله قیمت بنزین دارد هم از بین میرفت. این مطلبی است که در سال ۱۳۹۰ نوشته بودم و به نظر هنوز هم میتواند مرتبط باشد …*******. طرح هدفمندسازی یارانهها در مرحله اول خود سعی کرده است با یک جهش ناگهانی و بزرگ در قیمت فرآوردههای نفتی و برخی اقلام غذایی، شکاف بین قیمتهای مصرفی داخلی و قیمتهای جهانی این محصولات را از بین برده یا کاهش دهد. تا به امروز قیمت داخلی بسیاری از این موارد کمابیش ثابت بوده، در حالی که قیمت جهانی آنها به شدت متغیر است. به عنوان مثال برای اقلام سوختی در یک طرف عوامل عرضه مثل تصمیمات اوپک، کشف منابع جدید، خرابیها و خرابکاریها در تاسیسات، طوفانهای موسمی و الخ قرار دارد و در طر ... یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۳:۲۰ ۱۳۹۶/۱۰/۳۰ راه حل دیگری برای این رویکرد، استفاده از صندوقهای هموارسازی قیمت مصرفکننده است که در کشورهای دیگر هم به کار گرفته شده است دولت میتواند به جای استفاده از قراردادهای آتی، سطح قیمت مشخصی را به عنوان متوسط قیمت دوره بعد تضمین کرده و بعد فاصله مثبت و منفی قیمتهای محقق شده از این قیمت میانگین تضمینی را از طریق کاهش/افزایش موجودی صندوق هموار کند. چنین صندوقی حتی در صورتی که واردات و فروش سوخت به بخش خصوصی واگذار شود نیز مفید خواهد بود و میتواند به عنوان یارانه متغیر مصرفکننده پرداخت شود، بدون اینکه بودجه دولت را به تحولات قیمت سوخت وصل کند …در هر صورت، یک نکته مهم در مورد مکانیسم تنظیم دورهای قیمتها، شفافیت، قاعدهمندی و ثبات آن است تا تصمیمات دلخواه و غیرقابل پیشبینی در مکانیسم تنظیم قیمتها، عدم اطمینانهای جدیدی را به عاملهای اقتصادی تحمیل نکند …. تماس با نویسنده ... یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۰۴:۲۲ ۱۳۹۶/۱۰/۳۰ در باب قیمت بنزین: بخش دوم.. به نظرتان چند سال پیش؟ «ایران ارزانترین قیمت بنزین را در دنیا دارد. چیزی حدود یک پنجم متوسط جهانی که البته اگر قیمت دلار به طور مصنوعی پایین نگاه داشته نمیشد تا یک دهم هم میرسید. آمارها نشان میدهد هم در کشورهای تولیدکننده نفت و هم در کشورهایی با درآمد سرانه کمتر از ایران قیمت سوخت بیش از ایران است. وقتی به تجربه بین کشوری نگاه میکنیم به نظر میرسد بین قیمت بنزین و شاخص دموکراسی در کشورها رابطه یو شکلی برقرار است. یعنی در کشورهایی که شاخص دموکراسی بسیار پایین (مثل دیکتاتوریهای آفریقایی) یا بسیار بالا (مثل نروژ) است قیمت بنزین بالا است و در کشورهایی با شاخص دموکراسی میانه قیمت پایین است. دلیلش هم ظاهرا این است که در کشورهای دیکتاتوری، دولت هر جوری دلش میخواهد قیمت میگذارد و طبعا دوست دارد سوخت را هر چه بیشتر قیمتگذاری کند تا درآمد بیشتری به دست آورد. در کشورهایی با دموکراسی بالا نیز مردم بهای زیادی برای سوخت میپردازند ولی میدانند مالیات سوخت نهایتا صرف مخارج عمومی مفیدی مثل بهداشت و درمان، آموزش و پرورش و امنیت بهتر میشود. میماند کشورهایی با دموکراسی میانه. مردم در این کشورها خیلی به سیاستمدار ... یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۰:۴۷ ۱۳۹۶/۱۰/۲۹ در باب قیمت بنزین قیمتگذاری بنزین در کشور از آن گرهها است که اگر یک روزی با دست باز میشده الان با دندان هم باز نمیشود. در اکثر کشورهای دنیا بنزین یکی از اولین نامزدها برای اخذ «مالیات» بالا است (در کنار کالاهایی مثل سیگار و امثال آن)، در حالی که در کشور ما چند دهه است که یکی از بزرگترین بخشهای دریافت کننده «یارانه» است! در واقعیت نه تنها یارانه پولی عظیمی به بنزین داده میشود بلکه این موضوع مقدار زیادی یارانه «ذهنی و فکری» هم دریافت میکند چون شهروندان و متخصصان به جای صرف وقت روی سایر مشکلات اساسی جامعه همه ساله باید وارد یک جدل ناروشمند و بیپایان شوند که نهایتا هم راه به جایی نبرده است..۱) دردناک است که میبینیم که جامعه سالها است به جای جنگیدن برای هدایت بودجههای نحیف دولت (که روز به روز هم نحیفتر میشود) به سمت یارانه شیر و نان و تغذیه مدارس مناطق محروم و بازنشستگی و بهداشت و مسکن طبقات کمدرآمد و الخ، به انواع لطایفالحیل برای «حذف نشدن» یارانه بنزین تلاش میکند. این ماجرا نمونهای از تعادلهای سیاسی/اقتصادی موجود است که در آن طبقه متوسط و بالا (که مصرف کننده اصلی بنزین و دریافتکننده ا ... یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۳:۴۹ ۱۳۹۶/۱۰/۲۸ در باب بازار طرح ترافیک: بخش دوم ایده سهمیه طرح ترافیک به عنوان یک استراتژی کلی در راستای وارد کردن مکانیسمهای اقتصادی و بازار برای مدیریت مسایل شهری مطرح شد و طبعا مثل هر ایده اولیه دیگری باید جزییات و اثرات آن تحلیل شود. در اینجا چهار مکانیسم اصلی را فهرست میکنیم:.۱) تخصیص اداری یا روش فعلی (یا سابق): تخصیص اداری طرح ترافیک به برخی شهروندان و امکان تردد برای سایر شهروندان با پرداخت هزینه (خرید طرح یا جریمه یا سایر روشهای شبه/غیر قانونی).۲) بازار سهمیه: استفاده از سهمیه برابر برای همه شهروندان، تعیین سقف روزانه کلان برای این سهمیهها و ایجاد بازار الکترونیکی مبادله سهمیهها بین شهروندان و بین روزها.۳) مکانیسم حراج: تخصیص روزانه یا هفتگی سهمیه تردد (متناسب با وضعیت آلودگی)، حراج عمدهفروشی بستههای آنان به شرکتهای خصوصی و امکان بازفروش بستههای عمده به خریداران خرد در قالب بستههای ساعتی تردد.۴) قیمتگذاری پیوسته سفر: استفاده از فناوری برای سنجش میزان تردد یک خودرو در مناطق دارای محدودیت و اعمال هزینه متناسب با میزان سفر (بدون نیاز به استفاده از کوپن یا طرح ترافیک). مثل هر مساله دیگری روشهای جدید هم مزیتها و م ... یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۰۹:۱۴ ۱۳۹۶/۱۰/۲۶ رونالد کوز و ورزشگاه چلسی کوز از نوابغ اقتصاددانان قرن ۲۰ و برنده جایزه نوبل بود که چند سال پیش در ۱۰۲ سالگی فوت کرد و تا نزدیکی زمان فوت همچنان ذهنی فعال داشت. یکی از مهمترین قضایایی که توسط او نشان داده شد و به قضیه کوز معروف است این بود که اگر ۱) هزینههای مبادله و مذاکره زیاد نباشد و ۲) حقوق مالکیت افراد مختلف در اقتصاد به خوبی تعریف شده باشد: «مستقل از این که حق اولیه را به چه کسی داده باشیم»، نتیجه نهایی که از چانهزنی و مبادله به دست میآید میتواند کارایی جمعی اقتصاد را بیشینه کند. اول مثالی از یک شرکت لباسشویی و یک شرکت فولادسازی را در مقاله معروف خود انتخاب میکند ولی اگر زنده بود شاید از مثال امروز ورزشگاه چلسی در مقالهاش استفاده میکرد … «یکی از ساکنان اطراف ورزشگاه جدید چلسی ادعا کرده بود که این ورزشگاه مانع از تابش نور به خانه آنها میشود و براساس قانون «حق نور»، شهرداری لندن مانع از ادامه ساخت این ورزشگاه شد.» کوز احتمالا میگفت که حق نور جزو حقوق مالکیت منزل شهروندان است و باید رعایت شود، ولی ضمنا تذکر میداد که ساخت ورزشگاه منافع اجتماعی بزرگی دارد که به خاطر از بین بردن حق نور یک نفر متو ... یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۰۷:۵۵ ۱۳۹۶/۱۰/۲۵ طرح بازار «حق طرح ترافیک».. ظاهرا بحث در مورد تغییر نظام طرح ترافیک در جریان است من سالها است به ایدهای از نوع «سقف و مبادله» (Cap and Trade) فکر میکنم که در حوزههای دیگری در دنیا (خصوصا در بحث تولید آلودگی) بسیار موفق بوده و احتمالا با مقداری تغییرات در این حوزه قابلیت کاربرد دارد. شمای سادهشده و کلی طرح از این قرار است: شهرداری به «همه شهروندان ساکن تهران» مقدار مشخصی «ساعت استفاده از طرح ترافیک» تخصیص میدهد (مثلا ۲۰ ساعت در سال). شهروندان میتوانند خودشان از حق طرح ترافیکشان استفاده کنند و یا در بازاری که شکل میگیرد آن را به افراد متقاضی بفروشند …شیوه عملیاتی هم به این شکل خواهد بود که هر شهروند تعدادی کوپن الکترونیکی (فرضا هر کدام معادل یک ساعت تردد) دریافت میکند. شهرداری هر روز متناسب با آلودگی هوا و سایر متغیرها، سقف کوپنهای قابل استفاده در روز بعد را اعلام میکند و افراد میتوانند روز قبل و روی سایت کوپنشان را برای فردا فعال کنند. اگر تعداد متقاضی زیر سقف سفر بود که کوپن فعال میشود ولی اگر متقاضی زیاد بود فرد باید سفرش به محوطه مرکزی شهر را برای روز دیگری برنامهریزی کند.. در کنار این یک بازار برای خرید و فروش این کوپنها بین متقاضیان هم شکل می ... یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۵:۳۵ ۱۳۹۶/۱۰/۲۳ بیکاری بالا یا دستمزد پایین اولین به این طبقهبندی دقت کنید: از منظر بیکاری و دستمزد میتوان سه حالت متمایز برای اقتصاددها متصور شود:.۱) اقتصادی با بیکاری پایین و دستمزد معقول برای همه شاغلان (بهینه اول): این وضعیت آرزوی همه کشورها است. اقتصاد آمریکا، آلمان و برخی اقتصادهای کوچک ولی فعال اروپایی به این حالت نزدیک است. اقتصاد ایران هم در برخی مقاطع رونق به این وضعیت نزدیک شده است …۲) اقتصادی با بیکاری بالا ولی دستمزد نسبتا بالا برای شاغلان: در این حالت وضعیت شاغلان (به طور نسبی*) مناسب و وضعیت بیکاران خیلی بدتر از آن است. بازار کار برخی کشورهای بزرگ اروپایی (مثل فرانسه و اسپانیا) تا حدی به این حالت نزدیک است. اقتصاد فعلی ایران هم کمابیش در این تعادل است..۳) اقتصادی با بیکاری نزدیک به صفر ولی دستمزد پایین برای همه: در این حالت کسی در اقتصاد بیکار نیست ولی در عین حال سطح دستمزدها هم خیلی بالا نیست. برخی کشورهای آفریقایی، چین، هند و اقتصادهای آسیای شرقی میتوانند تقریبی از این وضعیت باشند. اقتصاد ایران پیش از صنعتی شدن کمابیش به این حالت نزدیک بود. اگر خاطرات افراد عادی در سالهای ۱۳۰۰-۱۳۴۰ را بخوانید میبینید ... یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۰۸:۳۸ ۱۳۹۶/۱۰/۲۲ با «حال نداریم» بجنگیم مثل همیشه این مثال روزمره صرفا یک مثال برای تقرب ذهن برای جلب توجه به مسایل بزرگتر است: جایی در کشور رفتم تا از امکانات ورزشی یک مجموعه استفاده کنم. گفتند که امکانات ورزشی مجموعه صبحها تا ساعت ۲ متعلق به خانمها و از ساعت ۲ تا آخر شب متعلق به آقایان است. پرسیدم خب تکلیف خانمهایی که شاغل هستند و صبحها سر کار هستند، آقایانی که شغل عصرگاهی دارند و روزها در مجموعه هستند، خانمهایی که ریتم بدنشان ورزش در عصر را میطلبد، آقایانی که میخواهند روزشان را با ورزش شروع کنند، خانمهایی که میخواهند پس از رسیدن دخترانشان از مدرسه با هم ورزش کنند و الخ چیست؟ گفتند همین است که هست. پرسیدم خب چرا چرخشی نمیکنید؟ مثلا بگویید روزهای زوج صبح آقایان، عصر خانمها و روزهای فرد برعکس. این طوری به همه آنهایی که آن بالا اسم بردیم شانسی میدهید که دو سه بار در هفته مطابق برنامهشان ورزش کنند. گفتند همین است که هست متاسفانه! (دموگرافی ساکنان مجموعه طوری بود که بیشتر مثالهایی که زدیم تخیلی نبود و میتوانست شامل درصد مهمی از جمعیت شود). ... یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۰۷:۵۳ ۱۳۹۶/۱۰/۲۱ مصرف عامل رشد اقتصادی نیست!.. مطالبی نادقیق و گمراهکننده از این دست در فضای مجازی فراوان است: «یک سوار برای فاجعه است.۱-خودرو نمیخرد، وام خودرو نمیگیرد، بیمه خودرو نمیخرد، بنزین نمیخرد، قطعات یدکی خودرو نمیخرد، پول پارکینگ نمیدهد، چاق نمیشود. و خوب باید گفت لعنت! کسی که سالم هست بدرد اقتصاد نمیخورد، چون نه دارو میخورد نه پیش دکتر خصوصی میرود. دوچرخه سواران باعث افزایش تولید ناخالص داخلی نمیشوند!. در مقابل هر فست فود فروشی ۳۰ شغل ایجاد میکند: ۱۰ تا دندانپزشک، ۱۰ تا متخصص قلب، ۱۰ تا متخصص کاهش وزن. شما برای رشد اقتصاد کدام را ترجیح میدهید؟ دوچرخه یا فستفود؟». این نوشتهها احتمالا میخواهند مشت اقتصاددانانی را باز کنند که متهم هستند که میگویند «مصرف» عامل رشد اقتصادی است. در حالی که هیچ اقتصاددان جدی نمیگوید مصرف صرف عامل رشد بلندمدت اقتصادی است*. ... ‹ 9 10 11 12 13 14 15 ›
یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۳:۱۴ ۱۳۹۶/۱۱/۲۰ رویداد سه روزه برنامه نویسی برای ساختن یک اپ برای ساماندهی کمکهای داوطلبانه در زمانهای وقوع حوادث طبیعی evnd. co/ukqst.
یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۳:۴۸ ۱۳۹۶/۱۱/۱۹ چند نکته کوچک در مورد بازار کار تحصیلکردگان در کشورهای توسعهیافته اروپا که زندگی میکردم دوست نازنینی داشتم که ۲۰ سالی از من بزرگتر بود و دکترای جامعهشناسی داشت، انصافا هم جامعهشناس تیزبین و قابل و خوشمحضری بود ولی به قول خودش در عمرش نتوانسته بود شغلی مرتبط با رشتهاش بیابد. چند ماهی در بیمارستانی به عنوان متصدی پردازش نظرسنجی مشتریان کار کرده بود و خوشش نیامده بود و رها کرده بود و دیگر هم چیزی گیرش نیامده بود. دلیلش هم روشن بود: در یک کشور اروپایی ممکن است سالیانه ۱۰۰ نفر دکترای جامعهشناسی فارغ التحصیل شوند ولی در کل برای مثلا ۱۰ نفر دکترای این رشته موقعیت جدید وجود داشته باشد. در دوره کارشناسی ارشد منشی گروه ما که کارش هماهنگی کلاسها و امثال آن بود دکترای زبانهای آسیایی داشت و چینی و ژاپنی بلد بود ولی شغل روزانهاش این بود!. اگر میگویید آنها اروپا بود و علوم انسانی به این یکی داستان توجه کنید. دانشجوی آمریکایی داشتم که لیسانس مهندسی داشت و دکترای ریاضیات مالی (یعنی فردی با مهارتهای کاربردی). بعد از فارغ التحصیلی جایی دیدمش و گفتم چه کار میکنی؟ گفت هنوز کار پیده نکردهام و فعلا راننده اوبر هستم تا وقتی که شغل مرتبطی پیدا کنم. چند ماه ب ...
یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۳:۰۳ ۱۳۹۶/۱۱/۱۶ صدای دهک اول جامعه باشیم، بخش دوم.. سوال کلیدی این است که «چرا صدای دهک اول»؟ مگر وضعیت دهکهای بعدی (مثلا تا دهک ۴) خیلی بهتر است؟ جواب این است که نه خیلی بهتر نیست. اکثریت جامعه در وضعیت سختی هستند ولی «دهک اول» (به عنوان یک متافور) برخی مشخصههای ویژه دارد که در چارچوبی که من و برخی دوستانم به اقتصاد ایران نگاه میکنم نیازمند رفتار متفاوتی از سوی کارشناسان و مقامات و فعالان است …دلیل اول: دهک اول موتلفی در نظام قدرت (به معنی عام) ندارد..۹ دهک دیگر تا حدی نمایندگان و صدای خود را دارند: دهک دهم و نهم هم در دل نظام اداری حضور دارد و هم نهادها و انجمنها و اتاقها و نهادهای تخصصی بخش خصوصی و ضمنا مطبوعات کاغذی پرصدا و پرنفوذی دارند. طبقه متوسط شاید حضور کمتری در نظام رسمی قدرت دارد ولی صدای رسانهایاش و کارشناسیاش خیلی بلند است و به گوش هم میرسد (یک موردش را در بحث افزایش عوارض خروج دیدیم). طبقات پایینتر هم به نوبه خود نمایندگان متعدد خود را دارند. بخشی از مقامات فعلی از طبقات محروم برخاستهاند و کم یا زیاد گفتمان آنها را نمایندگی میکنند، بخشی از نمایندگان مجلس متحد طبیعی روستاییان صاحب زمین هستند (یک موردش همراهی نکردن نمایندگان با قوانین مدیریت محدودسا ...
یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۷:۱۳ ۱۳۹۶/۱۱/۱۵ صدای دهک اول جامعه باشیم، بخش اول در راستهی عطاریهای بازار شیراز دنبال زنجبیل تازه بودم که خانم مسنی که مدتی بود در جلوی مغازهای منتظر بود صدایم کرد. صدایش آن قدر ضعیف بود که چند بار مجبور شدم گوش بدهم تا بلاخره بفهمم چه میخواهد. پول نمیخواست، فقط ازم میخواست که برایش مقداری گیاه کوهی بگیرم (چیزی شبیه کاکوتی). پرسیدم مادر این را برای چه میخواهی؟ گفت دیابت دارم و غذایم نان و پنیر است. باید جوشانده این را کنار غذایم بخورم که قندم بالا نرود. پرسیدم چیز دیگری نمیخواهی، گفت نه همین خوب است. یک کیسه نسبتا پر برایش گرفتم که ظاهرا برای چند هفتهاش کفایت میکرد و کلش شد «۲۰ هزار تومان»، تقریبا همقیمت یک فنجان اسپرسو در چند مغازه آن طرفتر. کمک دیگری هم از من قبول نکرد. ...
یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۳:۴۷ ۱۳۹۶/۱۱/۱۳ چهار درس زندگی از سی تا چهل سالگی دیروز چهل ساله شدم و یکی از دوستان خواست که چند نکته که در فاصله ۳۰ تا ۴۰ سالگی از زندگی آموختم و در مقایسه با ده سال قبل در نگاهم به خود و دنیا تغییر ایجاد کرد را بگویم. سوال جالبی بود و بعضی پاسخهایم را اینجا را اینجا مینویسم تا کمی هم تنوع در حال و هوای کانال ایجاد شود …منشاء این تغییر نگاه (غیر از گذر سن) چه بوده؟ در مورد شخص من عواملی مثل زندگی در غربت و درک موقعیتهایی مثل تنهایی، اقلیت بودن، تبعیض و گاه حتی مورد تحقیر واقع شدن، دوری کوتاه و بلند از وطن، فراختر شدن محدوده همزیستی با آدمها، دیدن زندگیها، عقاید و سرنوشتهای خیلی متنوعتر، اجبار مواجهه با اتفاقات شدید، تلخ و تجربه نشده در زندگی و البته یک مورد خاص همنشینی بیشتر با سینمای جهان و سینمای مستقل و صنعت نمایش و روایت شاید از همه بیشتر نقش داشتهاند. البته اگر در ایران بودم شاید جور دیگری بودم و مثلا از درسهای ناشی از تجربه مدیریت و رهبری و تعامل با دنیای کسب و کار و نظام اداری و سیاستگذاری و امثال اسم ببرم که اتفاقا این دهه تقریبا به طور کامل از آن محروم بودم. به هر حال اینها منتخب من از این یک دهه گذشته بود ...
یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۵:۲۷ ۱۳۹۶/۱۱/۱۲ مقاله علمی: «خام یا تصفیه شده؟ تحلیل انتقادی سرمایهگذاری پاییندست نفت برای کشورهای اوپک» چند سالی است که اقتصاد صنایع پاییندست (خصوصا پالایش نفت) بخشی از سبد پژوهشهای دانشگاهی من را تشکیل میدهد. بخشی از علاقهمندی ام به این حوزه به تجارب مشاوره با صنایع معدنی کشور در سالهای دور بر میگردد که همیشه با سوالات مهم و نه چندان آسان مثل «آیا فقط در بالادست مس/آلومنیوم/گاز/فولاد/الخ بمانیم یا وارد پاییندست شویم؟» مواجه بودیم.. در این بین تحلیل دقیق و درست بحث پالایشگاه نفت خام - خصوصا با توجه به جنبههای سیاسی، خودکفایی و محیطزیستی - اهمیت خاصی برای کشور دارد. حساسیت این جنبههای کیفی قابل درک است ولی جنبهای که به نظر میرسد درک درستی در مورد آن وجود ندارد و چند بار هم در این جا نوشتهایم تصور اغراقآمیز در تخمین «ارزش افزوده» پردازش و پالایش نفت خام است. این برداشت نه محدود به این مقطع تاریخی و نه محدود به کشور ما است: تمبری مربوط به دهه پنجاه در ایران وجود دارد که در آن رویای صنعت نفت کشور را رسیدن به «از چاه به باک خودرو» دانسته، یعنی تکمیل زنجیره ارزش از بالادست تا مدیریت پمپ بنزینها در دنیا (کاری که مثلا شرکت نفت کویت زمانی انجام داد و بعد از آن بیرون آمد). این تصو ...
یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۲:۱۸ ۱۳۹۶/۱۱/۰۷ در باب تعرفه خودرو هیبریدی تصمیم دولت برای افزایش تعرفه خودروهای هیبریدی باعث عصبانیت و نارضایتی زیادی در بین مردم و فعالان محیطزیست شد. خودم همان موقع - که اتفاقا مصادف با روزهای آلودگی هوای تهران بود - آنجا بودم و میشد موج این نارضایتی را از این تصمیم و ضمنا از توضیحات قانعنکننده و نادقیق سخنگوی دولت در هفتههای آینده دید. بر اساس آموختههایم از بحثهای متخصصان فنی موضوع این چند خط به ذهن من میرسد …۱) خودروی برقی و هیبریدی با هم فرق اساسی دارند! تصور میکنم این نکته کمابیش روشن است که عملکرد خودروهای برقی (که از شبکه برق تغذیه میشوند) و خودرو هیبریدی (که برق باطریشان را نهایتا باید از انرژی موتور بنزینی خودشان تامین کنند) به لحاظ توزیع فضایی آلودگی با هم کاملا متفاوت است. آلودگی محیطزیستی خودرو برقی در محل تولید برق (نیروگاه خارج از شهر) اتفاق میافتد و حتی جنس آلودگی آن هم متفاوت است. خودروی هیبریدی برق خود را از هدرنرفتن انرژی خودرو در زمان ترمز و نیز موتور بنزینی در سرعتهای بالا تامین میکند. خودروی برقی میتواند تاثیر بسیار اساسی روی آلودگی هوای شهری داشته باشد ولی حداقل سه مشکل اساسی دارد: گران ...
یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۲:۲۱ ۱۳۹۶/۱۱/۰۳ در باب بنزین (بخش پنجم): منطق قیمت تعادلی.. نرخ بنزین سهمیهای یا آزاد؟ نظریه اقتصاد خرد فورا به ما میگوید که «هزینه نهایی» تولید کالا قیمت تعادلی آن را در بازار تعیین میکند که این هزینه عمدتا نرخ بنزین آزاد خواهد بود. ذهنیت عمومی این است که متوسطی از قیمت یارانهای و آزاد مبنای تعیین قیمتها خواهد بود ولی اگر نمودار عرضه بنزین و تقاضای حمل و نقل را بکشید - با فرض وجود تقاضا برای بنزین مازاد سهمیه - میبینید که قیمت تعادلی روی شاخه قیمت آزاد تعیین خواهد شد.». دوستان زیادی - حتی اقتصادخواندهها - در مورد این بند تردید و ابهام داشتند. چون شهودهای این موضوع ورای بحث بنزین است و تقریبا برای همه بنگاهها در شرایط مختلف صادق است، یک پست مستقل در مورد آن ارزش بحث دارد..۱) خطای استفاده از قیمت «حسابداری»: یک استدلال رایج ذهنی در جامعه این است که اگر تولیدکننده درصدی از عوامل تولید را با قیمت P۱ و درصد دیگری را با قیمت بالاتر P۲ خریداری کند، قیمت فروش کالا در بازار بر اساس متوسط هزینه خریداری عوامل تولید (یعنی میانگین وزنی P۱ , P۲) تعیین خواهد شد. متاسفانه این نگاه حسابداری/مدیریتی برای تحلیل تعادل قیمت در اقتصاد کاملا غلط است. اقتصاد خرد به ما میآموزد که در باز ...
یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۲:۴۰ ۱۳۹۶/۱۱/۰۲ در باب بنزین (بخش چهارم): سهمیهبندی ظاهرا بحثهایی در مجلس طرح شده که سیاست افزایش قیمت بنزین را از طریق سهمیهبندی دنبال کنند. در نگاه اول - خصوصا از منظر روانی - ایده بدی نیست: به هر خودرو مقداری بنزین سهمیهای یارانهای میدهیم (مثلا ۵۰ لیتر در ماه) که کسی شکایت نکند که افزایش قیمت بنزین باعث افزایش هزینههای خانوادههای کمدرآمد شده است و بعد مصرف مازاد سهمیه را با نرخ آزاد یا حتی مالیاتبندی شده میفروشیم (مثلا ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ تومان برای هر لیتر) تا از مشترکان پرمصرف مالیات هم دریافت کنیم.. این سیاست به لحاظ بستهبندی و بازاریابی سیاسی هوشمندانه است و احتمالا فروختن آن به جامعه و نمایندگان مجلس و رسانهها خیلی راحتتر از آزادسازی مطلق قیمت بنزین خواهد بود. ولی ببینیم به لحاظ اقتصادی چه خواهد شد؟.۱) سوال: آیا همه باید بنزین سهمیهایشان را تا آخر مصرف کنند یا میتوانند به غیر منتقل کنند؟ طبعا نمیخواهیم مردم بیهوده بنزین بسوزانند. پس باید راهی برای انتقال بنزین سهمیهای شهروندان کممصرف به پرمصرف باشد. این کار یا از طریق یک بازار الکترونیکی (شبیه ایده کوپن طرح ترافیک) و یا به صورت غیررسمی و حضوری (فروش سهمیه کارت در محل ...
یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۳:۵۷ ۱۳۹۶/۱۱/۰۱ پیشگویی خودمحقق کننده و قیمت دلار.. در علوم فیزیکی این طور نیست مثلا من اگر امروز بر اساس یک سری مدلسازی علمی دقیق بگویم که دمای هوای تهران فردا میشود ۵ درجه زیر صفر، به احتمال زیاد باد و باران رفتار خود را به خاطر این پیشبینی عوض نمیکنند و همین پیشبینی محقق میشود. ولی در علوم اجتماعی وضع کمی متفاوت است. به این دو حالت دقت کنیم:. الف) ضایع شدن پیشبینی: فرض کنید که ما بر اساس مدلسازی دقیق اپیدمیولوژیک مثلا بگویم که هفته دیگر صدهزار نفر در تهران از یک ویروس خیلی خطرناک جدید میمیرند. در واقعیت، احتمالا این اتفاق هیچ گاه محقق نخواهد شد (حتی اگر واقعا چنین ویروس خطرناکی در راه باشد و مدل مکانیکی ما درست بوده باشد) چون با انتشار این خبر فورا تصمیماتی گرفته خواهد شد که نهایتا پیشبینی اتفاق نمیافتد و «ضایع» میشود: مردم از تهران میروند یا از خانه بیرون نمیآیند، مسوولات بهداشتی قرنطیه را شروع میکنند، واکسن زده میشود و الخ. به همین دلیل هم ارزیابی «کیفیت» پیشبینیها در علوم اجتماعی خیلی سختتر از علوم طبیعی است.. ب) پیشبینی خودمحققکننده (Self-Fullfilling Prophecy): از آن طرف اگر یک شایعه بسازیم که مثلا بانک الف ورشکست شده است (بدون این که و ...
یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۳:۲۰ ۱۳۹۶/۱۰/۳۰ در باب قیمت بنزین: بخش سوم اگر قیمت بنزین بعد از هدفمندی «شناور» شده بود و به تصمیمات بوروکراتیک متصل نشده بود و بازار بنزین هم رقابتی شده و اجازه فعالیت بخش خصوصی در آن داده میشد شاید بحث قیمت بنزین در اقتصاد ایران اساسا خود به خود حل میشد و از مباحث سیاستی حذف میشد. قیمت بنزین هم مثل هر کالای دیگری به صورت تدریجی و تا حدی نامحسوس تغییر میکرد و آن اثر روانی یا هماهنگسازی تورم که تغییرات یکباره و هر از چند ساله قیمت بنزین دارد هم از بین میرفت. این مطلبی است که در سال ۱۳۹۰ نوشته بودم و به نظر هنوز هم میتواند مرتبط باشد …*******. طرح هدفمندسازی یارانهها در مرحله اول خود سعی کرده است با یک جهش ناگهانی و بزرگ در قیمت فرآوردههای نفتی و برخی اقلام غذایی، شکاف بین قیمتهای مصرفی داخلی و قیمتهای جهانی این محصولات را از بین برده یا کاهش دهد. تا به امروز قیمت داخلی بسیاری از این موارد کمابیش ثابت بوده، در حالی که قیمت جهانی آنها به شدت متغیر است. به عنوان مثال برای اقلام سوختی در یک طرف عوامل عرضه مثل تصمیمات اوپک، کشف منابع جدید، خرابیها و خرابکاریها در تاسیسات، طوفانهای موسمی و الخ قرار دارد و در طر ...
یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۳:۲۰ ۱۳۹۶/۱۰/۳۰ راه حل دیگری برای این رویکرد، استفاده از صندوقهای هموارسازی قیمت مصرفکننده است که در کشورهای دیگر هم به کار گرفته شده است دولت میتواند به جای استفاده از قراردادهای آتی، سطح قیمت مشخصی را به عنوان متوسط قیمت دوره بعد تضمین کرده و بعد فاصله مثبت و منفی قیمتهای محقق شده از این قیمت میانگین تضمینی را از طریق کاهش/افزایش موجودی صندوق هموار کند. چنین صندوقی حتی در صورتی که واردات و فروش سوخت به بخش خصوصی واگذار شود نیز مفید خواهد بود و میتواند به عنوان یارانه متغیر مصرفکننده پرداخت شود، بدون اینکه بودجه دولت را به تحولات قیمت سوخت وصل کند …در هر صورت، یک نکته مهم در مورد مکانیسم تنظیم دورهای قیمتها، شفافیت، قاعدهمندی و ثبات آن است تا تصمیمات دلخواه و غیرقابل پیشبینی در مکانیسم تنظیم قیمتها، عدم اطمینانهای جدیدی را به عاملهای اقتصادی تحمیل نکند …. تماس با نویسنده ...
یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۰۴:۲۲ ۱۳۹۶/۱۰/۳۰ در باب قیمت بنزین: بخش دوم.. به نظرتان چند سال پیش؟ «ایران ارزانترین قیمت بنزین را در دنیا دارد. چیزی حدود یک پنجم متوسط جهانی که البته اگر قیمت دلار به طور مصنوعی پایین نگاه داشته نمیشد تا یک دهم هم میرسید. آمارها نشان میدهد هم در کشورهای تولیدکننده نفت و هم در کشورهایی با درآمد سرانه کمتر از ایران قیمت سوخت بیش از ایران است. وقتی به تجربه بین کشوری نگاه میکنیم به نظر میرسد بین قیمت بنزین و شاخص دموکراسی در کشورها رابطه یو شکلی برقرار است. یعنی در کشورهایی که شاخص دموکراسی بسیار پایین (مثل دیکتاتوریهای آفریقایی) یا بسیار بالا (مثل نروژ) است قیمت بنزین بالا است و در کشورهایی با شاخص دموکراسی میانه قیمت پایین است. دلیلش هم ظاهرا این است که در کشورهای دیکتاتوری، دولت هر جوری دلش میخواهد قیمت میگذارد و طبعا دوست دارد سوخت را هر چه بیشتر قیمتگذاری کند تا درآمد بیشتری به دست آورد. در کشورهایی با دموکراسی بالا نیز مردم بهای زیادی برای سوخت میپردازند ولی میدانند مالیات سوخت نهایتا صرف مخارج عمومی مفیدی مثل بهداشت و درمان، آموزش و پرورش و امنیت بهتر میشود. میماند کشورهایی با دموکراسی میانه. مردم در این کشورها خیلی به سیاستمدار ...
یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۰:۴۷ ۱۳۹۶/۱۰/۲۹ در باب قیمت بنزین قیمتگذاری بنزین در کشور از آن گرهها است که اگر یک روزی با دست باز میشده الان با دندان هم باز نمیشود. در اکثر کشورهای دنیا بنزین یکی از اولین نامزدها برای اخذ «مالیات» بالا است (در کنار کالاهایی مثل سیگار و امثال آن)، در حالی که در کشور ما چند دهه است که یکی از بزرگترین بخشهای دریافت کننده «یارانه» است! در واقعیت نه تنها یارانه پولی عظیمی به بنزین داده میشود بلکه این موضوع مقدار زیادی یارانه «ذهنی و فکری» هم دریافت میکند چون شهروندان و متخصصان به جای صرف وقت روی سایر مشکلات اساسی جامعه همه ساله باید وارد یک جدل ناروشمند و بیپایان شوند که نهایتا هم راه به جایی نبرده است..۱) دردناک است که میبینیم که جامعه سالها است به جای جنگیدن برای هدایت بودجههای نحیف دولت (که روز به روز هم نحیفتر میشود) به سمت یارانه شیر و نان و تغذیه مدارس مناطق محروم و بازنشستگی و بهداشت و مسکن طبقات کمدرآمد و الخ، به انواع لطایفالحیل برای «حذف نشدن» یارانه بنزین تلاش میکند. این ماجرا نمونهای از تعادلهای سیاسی/اقتصادی موجود است که در آن طبقه متوسط و بالا (که مصرف کننده اصلی بنزین و دریافتکننده ا ...
یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۳:۴۹ ۱۳۹۶/۱۰/۲۸ در باب بازار طرح ترافیک: بخش دوم ایده سهمیه طرح ترافیک به عنوان یک استراتژی کلی در راستای وارد کردن مکانیسمهای اقتصادی و بازار برای مدیریت مسایل شهری مطرح شد و طبعا مثل هر ایده اولیه دیگری باید جزییات و اثرات آن تحلیل شود. در اینجا چهار مکانیسم اصلی را فهرست میکنیم:.۱) تخصیص اداری یا روش فعلی (یا سابق): تخصیص اداری طرح ترافیک به برخی شهروندان و امکان تردد برای سایر شهروندان با پرداخت هزینه (خرید طرح یا جریمه یا سایر روشهای شبه/غیر قانونی).۲) بازار سهمیه: استفاده از سهمیه برابر برای همه شهروندان، تعیین سقف روزانه کلان برای این سهمیهها و ایجاد بازار الکترونیکی مبادله سهمیهها بین شهروندان و بین روزها.۳) مکانیسم حراج: تخصیص روزانه یا هفتگی سهمیه تردد (متناسب با وضعیت آلودگی)، حراج عمدهفروشی بستههای آنان به شرکتهای خصوصی و امکان بازفروش بستههای عمده به خریداران خرد در قالب بستههای ساعتی تردد.۴) قیمتگذاری پیوسته سفر: استفاده از فناوری برای سنجش میزان تردد یک خودرو در مناطق دارای محدودیت و اعمال هزینه متناسب با میزان سفر (بدون نیاز به استفاده از کوپن یا طرح ترافیک). مثل هر مساله دیگری روشهای جدید هم مزیتها و م ...
یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۰۹:۱۴ ۱۳۹۶/۱۰/۲۶ رونالد کوز و ورزشگاه چلسی کوز از نوابغ اقتصاددانان قرن ۲۰ و برنده جایزه نوبل بود که چند سال پیش در ۱۰۲ سالگی فوت کرد و تا نزدیکی زمان فوت همچنان ذهنی فعال داشت. یکی از مهمترین قضایایی که توسط او نشان داده شد و به قضیه کوز معروف است این بود که اگر ۱) هزینههای مبادله و مذاکره زیاد نباشد و ۲) حقوق مالکیت افراد مختلف در اقتصاد به خوبی تعریف شده باشد: «مستقل از این که حق اولیه را به چه کسی داده باشیم»، نتیجه نهایی که از چانهزنی و مبادله به دست میآید میتواند کارایی جمعی اقتصاد را بیشینه کند. اول مثالی از یک شرکت لباسشویی و یک شرکت فولادسازی را در مقاله معروف خود انتخاب میکند ولی اگر زنده بود شاید از مثال امروز ورزشگاه چلسی در مقالهاش استفاده میکرد … «یکی از ساکنان اطراف ورزشگاه جدید چلسی ادعا کرده بود که این ورزشگاه مانع از تابش نور به خانه آنها میشود و براساس قانون «حق نور»، شهرداری لندن مانع از ادامه ساخت این ورزشگاه شد.» کوز احتمالا میگفت که حق نور جزو حقوق مالکیت منزل شهروندان است و باید رعایت شود، ولی ضمنا تذکر میداد که ساخت ورزشگاه منافع اجتماعی بزرگی دارد که به خاطر از بین بردن حق نور یک نفر متو ...
یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۰۷:۵۵ ۱۳۹۶/۱۰/۲۵ طرح بازار «حق طرح ترافیک».. ظاهرا بحث در مورد تغییر نظام طرح ترافیک در جریان است من سالها است به ایدهای از نوع «سقف و مبادله» (Cap and Trade) فکر میکنم که در حوزههای دیگری در دنیا (خصوصا در بحث تولید آلودگی) بسیار موفق بوده و احتمالا با مقداری تغییرات در این حوزه قابلیت کاربرد دارد. شمای سادهشده و کلی طرح از این قرار است: شهرداری به «همه شهروندان ساکن تهران» مقدار مشخصی «ساعت استفاده از طرح ترافیک» تخصیص میدهد (مثلا ۲۰ ساعت در سال). شهروندان میتوانند خودشان از حق طرح ترافیکشان استفاده کنند و یا در بازاری که شکل میگیرد آن را به افراد متقاضی بفروشند …شیوه عملیاتی هم به این شکل خواهد بود که هر شهروند تعدادی کوپن الکترونیکی (فرضا هر کدام معادل یک ساعت تردد) دریافت میکند. شهرداری هر روز متناسب با آلودگی هوا و سایر متغیرها، سقف کوپنهای قابل استفاده در روز بعد را اعلام میکند و افراد میتوانند روز قبل و روی سایت کوپنشان را برای فردا فعال کنند. اگر تعداد متقاضی زیر سقف سفر بود که کوپن فعال میشود ولی اگر متقاضی زیاد بود فرد باید سفرش به محوطه مرکزی شهر را برای روز دیگری برنامهریزی کند.. در کنار این یک بازار برای خرید و فروش این کوپنها بین متقاضیان هم شکل می ...
یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۵:۳۵ ۱۳۹۶/۱۰/۲۳ بیکاری بالا یا دستمزد پایین اولین به این طبقهبندی دقت کنید: از منظر بیکاری و دستمزد میتوان سه حالت متمایز برای اقتصاددها متصور شود:.۱) اقتصادی با بیکاری پایین و دستمزد معقول برای همه شاغلان (بهینه اول): این وضعیت آرزوی همه کشورها است. اقتصاد آمریکا، آلمان و برخی اقتصادهای کوچک ولی فعال اروپایی به این حالت نزدیک است. اقتصاد ایران هم در برخی مقاطع رونق به این وضعیت نزدیک شده است …۲) اقتصادی با بیکاری بالا ولی دستمزد نسبتا بالا برای شاغلان: در این حالت وضعیت شاغلان (به طور نسبی*) مناسب و وضعیت بیکاران خیلی بدتر از آن است. بازار کار برخی کشورهای بزرگ اروپایی (مثل فرانسه و اسپانیا) تا حدی به این حالت نزدیک است. اقتصاد فعلی ایران هم کمابیش در این تعادل است..۳) اقتصادی با بیکاری نزدیک به صفر ولی دستمزد پایین برای همه: در این حالت کسی در اقتصاد بیکار نیست ولی در عین حال سطح دستمزدها هم خیلی بالا نیست. برخی کشورهای آفریقایی، چین، هند و اقتصادهای آسیای شرقی میتوانند تقریبی از این وضعیت باشند. اقتصاد ایران پیش از صنعتی شدن کمابیش به این حالت نزدیک بود. اگر خاطرات افراد عادی در سالهای ۱۳۰۰-۱۳۴۰ را بخوانید میبینید ...
یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۰۸:۳۸ ۱۳۹۶/۱۰/۲۲ با «حال نداریم» بجنگیم مثل همیشه این مثال روزمره صرفا یک مثال برای تقرب ذهن برای جلب توجه به مسایل بزرگتر است: جایی در کشور رفتم تا از امکانات ورزشی یک مجموعه استفاده کنم. گفتند که امکانات ورزشی مجموعه صبحها تا ساعت ۲ متعلق به خانمها و از ساعت ۲ تا آخر شب متعلق به آقایان است. پرسیدم خب تکلیف خانمهایی که شاغل هستند و صبحها سر کار هستند، آقایانی که شغل عصرگاهی دارند و روزها در مجموعه هستند، خانمهایی که ریتم بدنشان ورزش در عصر را میطلبد، آقایانی که میخواهند روزشان را با ورزش شروع کنند، خانمهایی که میخواهند پس از رسیدن دخترانشان از مدرسه با هم ورزش کنند و الخ چیست؟ گفتند همین است که هست. پرسیدم خب چرا چرخشی نمیکنید؟ مثلا بگویید روزهای زوج صبح آقایان، عصر خانمها و روزهای فرد برعکس. این طوری به همه آنهایی که آن بالا اسم بردیم شانسی میدهید که دو سه بار در هفته مطابق برنامهشان ورزش کنند. گفتند همین است که هست متاسفانه! (دموگرافی ساکنان مجموعه طوری بود که بیشتر مثالهایی که زدیم تخیلی نبود و میتوانست شامل درصد مهمی از جمعیت شود). ...
یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۰۷:۵۳ ۱۳۹۶/۱۰/۲۱ مصرف عامل رشد اقتصادی نیست!.. مطالبی نادقیق و گمراهکننده از این دست در فضای مجازی فراوان است: «یک سوار برای فاجعه است.۱-خودرو نمیخرد، وام خودرو نمیگیرد، بیمه خودرو نمیخرد، بنزین نمیخرد، قطعات یدکی خودرو نمیخرد، پول پارکینگ نمیدهد، چاق نمیشود. و خوب باید گفت لعنت! کسی که سالم هست بدرد اقتصاد نمیخورد، چون نه دارو میخورد نه پیش دکتر خصوصی میرود. دوچرخه سواران باعث افزایش تولید ناخالص داخلی نمیشوند!. در مقابل هر فست فود فروشی ۳۰ شغل ایجاد میکند: ۱۰ تا دندانپزشک، ۱۰ تا متخصص قلب، ۱۰ تا متخصص کاهش وزن. شما برای رشد اقتصاد کدام را ترجیح میدهید؟ دوچرخه یا فستفود؟». این نوشتهها احتمالا میخواهند مشت اقتصاددانانی را باز کنند که متهم هستند که میگویند «مصرف» عامل رشد اقتصادی است. در حالی که هیچ اقتصاددان جدی نمیگوید مصرف صرف عامل رشد بلندمدت اقتصادی است*. ...