در دانش‌گاه استیونس نیوجرسی اقتصاد درس می‌دهم. حوزه تخصصم اقتصاد خرد کاربردی، اقتصاد انرژی و منابع طبیعی، مدیریت ریسک و کنترل بهینه تصادفی است. به علوم انسانی هم علاقه‌مندم. مسایل توسعه و سیاست‌گذاری ایران را دنبال می‌کنم و گاهی چیزهایی می‌نویسم.


ساعت‌های کار و بهره‌وری اقتصاد

دوستان نوشته‌ای را برایم فرستادند که توضیح داده بود کاهش ساعت کار از ۱۸ ساعت به ۸ ساعت نتیجه طبیعی رشد بهره‌وری است و نیازی به مداخله دولت نبوده است. در این چارچوب زیبا کارگران بر اساس «بهره‌وری نهایی‌شان» مزد می‌گیرند و میزان ساعت کار را انتخاب می‌کنند. این نکته البته درست است که با بالا رفتن بهره‌وری میزان ساعت کار لازم برای رسیدن به حداقل معاش می‌تواند کم‌تر بشود.. ولی می‌توانیم موضوع را کمی فراتر از این ببریم. در مقدمه از این فرصت استفاده کنیم و یک اشاره مختصری به یک موضوع کلی داشته باشیم. در بین اقتصاددانان یک اصطلاح داریم به اسم تحلیل ۱۰۱ ای (یا MBA ای) که اشاره دارد به شهودی که از درس‌های خیلی پایه اقتصاد می‌گیریم. اگر اقتصاد خرد درس داده باشید می‌بینید که کسی که در ابتدای درس هیچ چیزی از اقتصاد نمی‌داند ناگهان ظرف چند جلسه پر از شهود می‌شود، همه دنیا را تابع عرضه و تقاضا و تعادل و بازده نهایی می‌بیند و مطالب کتاب درسی‌اش در مورد اختلال تعادل ناشی از سقف و کف‌گذاری در بازار را به یاد می‌آورد و خیلی هیجان‌زده است. این شهودها مهم هستند و ما هم سعی می‌کنم تا حد امکان به آن‌ها بچسبی ...
  • گزارش تخلف

ساعت‌های کار و بهره‌وری اقتصاد (ادامه مطلب)..۴) و البته این گزاره کلی و غیرمشروط که وقتی «بازده نهایی کارگر بالا برود ساعت کار خود

بکر در مقاله مشهورش «تخصیص بهینه زمان» نشان می‌دهد که بسته به شکل تابع ترجیحات، با بالا رفتن «بهره‌وری نیروی کار» و دست‌مزد میزان ساعت‌های کار می‌تواند «بالا» برود. این اتفاق به وضوح در برخی صنایع بسیار پردرآمد آمریکا مثل فاینانس و تک و وکالت - که متوسط زمان کار گاه می‌تواند به ۱۰۰ ساعت در هفته برسد - قابل مشاهده است. نگاه ساده «ساعت کار با بالا رفتن بهره‌وری کم می‌شود» نمی‌تواند توضیح بدهد که چرا در کشوری مثل ژاپن که یکی از بالاترین بهره‌وری‌ها را در دنیا دارد ساعت‌های کار نیروی حرفه‌ای این قدر بالا است.. این‌ها نمونه شهودهایی است که معمولا در ۱۰۱ بحث نمی‌شود …تماس با نویسنده ...
  • گزارش تخلف

بازسازی تاریخ بشر

از دوستانم روی فیس‌بوک خواستم تا آزمایش ذهنی انجام بدهیم: فرض کنیم به ده هزار سال قبل در دل یک جامعه شکارگر-گردآور (Hunter-Gatherer) پرتاب شده‌ایم و فرصت داریم «سه چیز» از دنیای امروز به آدم‌های آن موقع یاد بدهیم تا جامعه آن‌ها با دانستن آن سه چیز سریع‌تر «پیش‌رفت» کنند و وقتی به امروز ما می‌رسند از ما «جلوتر» باشند. (پیش‌رفت و جلوتر را در گیومه می‌گذاریم که بگوییم این مفاهیم بحث‌برانگیز است و خود نویسنده هم متوجه است که مفهومی مثل «جلوتر» بودن به این راحتی قابل تعریف نیست. علی‌الحساب بگوییم جلوتر بودن یعنی بالاتر بودن خوش‌حالی جمعی).. ولی با قبول این محدودیت، آن سه چیز انتخابی شما چیست؟ بد نیست از دوستان این‌جا هم دعوت کنم فکر کنند …ده‌ها جواب توسط دوستان پیش‌نهاد شد که برای خود خیلی آموزنده بود. خلاصه‌ای از جمع‌بندی‌ام را این‌جا می‌گذارم.. به نظرم پاسخ‌‌ها در چهار دسته قابل طبقه‌بندی بود و رسیدن به این طبقه‌بندی در واقع هدف من از این آزمایش ذهنی دسته‌جمعی بود:.۱) ‌ فناوری‌هایی که انضمامی هستند و اثرشان هم فورا قابل نشان دادن است. این فناوری‌ها احتمالا نیاز به طی کردن دوره تاریخی ندار ...
  • گزارش تخلف

آداب پیش‌کسوتی

یکی از دوستان مطلبی از یکی از استادان محترم و پیش‌کسوت اقتصاد ایران را فرستادند که ابتدا تصور کردم نقد علمی بر مطلب آخر این کانال است و بسیار مشتاق خواندنش شدم. ولی مایوس شدم وقتی دیدم نوشته نوشته این استاد عزیز صرفا چند حمله شخصی به نویسنده و «نیت‌خوانی» وی است. دوستان متعددی خواستند که پاسخی بدهم ولی عرض کردم که نیازی به پاسخ نیست و وقت ارزش‌مند خوانندگان را با این موضوعات بی‌اهمیت و انفرادی نباید تلف کرد. ولی برای این‌که فایده‌ای از ماجرا هم ببریم این مورد را بهانه‌ای می‌گیرم برای طرح موضوعی بزرگ‌تر و طرح یک سوال برای هم‌فکری و یادگیری از هم. سوال گرچه مستقیم به این موضوع مربوط نیست، ولی بی‌ربط هم نیست …راستش وقتی مطلب ایشان را دیدم دلم گرفت، فکر کردم که چرا به جای این‌که فردی با این همه تجربه و هوشمندی، نقش مربی و مرشدیت برای محققان جوان را به عهده بگیرد و همه از این رابطه منتفع شوند، وضعیت باید به این شکل خصومت‌آمیز باشد؟ با احتیاط می‌پرسم که با بزرگان‌مان چه می‌کنیم و چه عناصری در فرهنگ‌مان داریم که برخی از ایشان وقتی از حدی از شهرت و ارشدیت گذر می‌کنند رفتارشان تغییر کرده و از ا ...
  • گزارش تخلف

مداخله‌های بی‌جا در قرارداد آزادانه!.. وضعیت روزمره بازار کار چه طور بود؟

تصورش سخت نیست چون کسانی مثل دیکنز به ما برای فهم این وضعیت کمک کرده‌اند: ساعت کار می‌توانست تا «۱۸ ساعت در روز» هم برسد، میلیون‌ها کودک از سن ۶ سالگی مجبور به کار کردن بودند، تعداد روزهای کاری هفته ۶ یا حتی ۷ روز بود، بسیاری از کارگران در مقابل بیش از صد ساعت کار در هفته، فقط غذا و جای خواب دریافت می‌کردند. چیزی به اسم حق از کار افتادگی، مرخصی سالیانه، بیمه درمانی یا بازنشستگی وجود نداشت. چیزی به اسم ایمنی محیط کار تقریبا بی‌معنی بود و کشته شدن در اثر تصادف‌‌های ناشی از حوادث کار عادی بود. و بقیه ماجراها که خود خوانندگان به‌تر می‌دانند …شرکت‌ها و بنگاه‌ها در این اقتصاد دقیقا طبق نظریه اقتصاد خرد عمل می‌کردند، سعی می‌کردند عوامل تولید را از ارزان‌ترین شکل نیروی کار تامین کنند: مثلا از بین زنان و کودکانی که قدرت چانه‌زنی کم‌تری در مزد داشتند و ضمنا اگر دست‌شان می‌رسید از «برده‌ها».. حال تصور کنید که همان بحث‌هایی که در بین روشن‌فکران و فعالان مدنی و مطبوعات ترقی‌خواه آن روز در جریان بود را دنبال می‌کردیم. این جریان درخواست می‌کرد که مثلا ساعات کار به ۱۲ ساعت در روز محدود شود، حداقل دست‌ ...
  • گزارش تخلف

درون‌زایی سیاست اصلاحات اقتصادی: مورد چین

چین و روسیه دو کشور پهناور کمونیست بودند که در دهه هشتاد و نود دست به اصلاحات اقتصادی و آزادسازی زدند. شوروی سیاست اصلاحات هم‌‌زمان سیاسی و اقتصادی در دهه هشتاد (پروسترویکا گورباچف) و روسیه پس از فروپاشی الگوی خصوصی‌سازی و آزادسازی سریع و ناگهانی (معروف به شوک‌درمانی) را پیش گرفت. در مقابل چین سیاست اصلاحات اقتصادی قدم به قدم و تدریجی در غیب اصلاحات سیاسی جدی را دنبال کرد. اگر آزادسازی اقتصادی در روسیه فقط یکی دو سال طول کشید، در چین نزدیک چهار دهه است که آرام و پایدار ادامه دارد …عملکرد اقتصادی این دو کشور را هم در سه دهه گذشته دیده‌ایم: چین تبدیل به ابرقدرت اقتصادی/ژئوپولیتیک و اخیرا قدرت علمی و فناوری و نظامی شده است که هم‌چنان به رشد خود ادامه می‌دهد. در عوض روسیه گرفتار فساد و نظام مافیایی و تحریم و الخ است، متکی به صادرات نفت است و پیوند چندانی با اقتصاد جهانی ندارد و چشم‌انداز روشنی پیش چشمش نیست …خب شاید در نگاه اول و بر اساس موردکاوی این دو کشور به این نتیجه برسیم که آزادسازی سریع و شوک‌درمانی چیز بدی است و روش درست همان روش تدریجی چین است. این جا است که یک اقتصاددان سیاسی احت ...
  • گزارش تخلف

مقررات و نوآوری

طبعا اولین فرض این است که مقررات و محدودیت‌های زیاد جلوی نوآوری را می‌گیرد که احتمالا در یک سطحی نکته درستی است. ولی مشاهده‌ - غیر رسمی و غیر عددی - که از آمریکا به دست می‌آید باعث می‌شود که کسانی که اهل تامل هستند در مورد این موضوع بیش‌تر فکر کنند …وقتی می‌گوییم شرکت‌های موفق آمریکایی که موتور رشد این کشور هستند و مثلا در سال‌‌های اخیر حجم زیادی از عرضه اولیه سهام (IPO) را به خود اختصاص داده‌اند کدام هستند، چه اسم‌هایی به ذهن شما می‌رسد؟ احتمالا شرکت‌هایی مثل گوگل، آمازون، فیس‌بوک، میکروسافت، اپل، استارباکس و البته استارت‌آپ‌های ریز و درشت صنایع زیست‌فن و فناوری اطلاعات که توسط شرکت‌های بزرگ خریداری می‌شوند …خب این شرکت‌ها عمدتا کجاها متمرکز هستند؟ سه جا: شمال کالیفرنیا (نزدیک سان فرانسیسکو)، سیاتل (ایالت واشنگتن) و بوستون (ماساچوست). اگر با جغرافیای سیاسی آمریکا آشنا باشید، می‌دانید که شهری مثل سیاتل یکی از چپ‌ترین و مترقی‌ترین شهرهای آمریکا است که مثلا در حوزه مقررات محیط‌زیستی و آزادی فرهنگی جز سرآمدها است. شهرهای دیگری مثل بوستون و منطقه خلیج کالیفرنیا و آستین و بولدر و امثال آن ه ...
  • گزارش تخلف

افغان‌ها جای شاگرد اولی را برای ایرانی‌ها تنگ کرده‌اند!

ظاهرا دانش‌‌جویان اهل افغانستان حایز رتبه یک کارشناسی ارشد در سه رشته - تاریخ و زمین‌شناسی و روابط‌ بین‌الملل - شده‌اند. به این عزیزان تبریک می‌گوییم و آرزوی موفقیت‌های بیش‌تر برای آنان و بقیه مهاجران افغان داریم. به موازات هم امیدواریم «نژادگرایان» * آشکار و زیرپوستی ایرانی، با این نوع خبرها کمی به خودشان بیایند و در تیتر خبرها و کامنت‌های زیر سایت حداقل شاهد عبارت‌ها و نظراتی از جنس «افغان‌ها جای شاگرد اولی را هم برای ایرانی‌ها تنگ کرده‌اند!» نباشیم. متاسفانه، هر بار که مساله بازار کار و بی‌کاری جدی می‌شود یکی از اولین مقصران در رسانه‌های پوپولیست، مهاجرات زحمت‌کش و محروم افغانستانی هستند که فورا متهم به «تنگ کردن جای جوانان ایرانی در بازار کار» می‌شوند.. البته این رتوریتک منحصر به ایران نیست: در تبلیغات احزاب دست‌راستی‌ و پوپولیست‌، مهاجران خارجی در اروپا و آمریکا هم مقصر بیکاری اهالی آن کشورها تلقی می‌شوند. سهم مهاجران با تخصص پایین در اروپا به نسبت بزرگ‌تر است (به اصطلاح خودشان کارگر مهمان) ولی آمریکا وضعیت دوقطبی دارد: هم مهاجر با تخصص بالا از کشورهایی مثل هند و چین و کره و ایران ...
  • گزارش تخلف

تقسیم کار و نوآوری

آدام اسمیت نکته‌ای در مورد اثرات تقسیم کار می‌گوید که من قبلا به آن توجه نکرده‌ بودم. این که تقسیم کار -داستان معروف کارگاه سنجاق - باعث افزایش شدید بهره‌وری می‌شود را معمولا شنیده‌ایم و می‌دانیم: اسمیت می‌‌گوید اگر قرار باشد یک نفر کل فرآیند سنجاق را از اول تا آخر خودش انجام بدهد شاید در روز بتواند ۳-۴ سنجاق بسازد. ولی اگر از فرآیند تقسیم کار بهره ببریم: یک نفر فقط سیم‌ها را ببرد، یک نفر خم کند، یک نفر سر سنجاق را بکوبد و یکی رنگ بزند و آخری دسته‌بندی و بسته‌بندی کند، هر نفر به طور متوسط شاید روزی صدها یا هزاران سنجاق تولید کند. این اثر مانا (استاتیک) تقسیم کار است …ولی اسمیت به یک اثر «پویا» هم اشاره می‌کند: «نوآوری» وقتی که یک نفر باید وظایف خیلی متعددی را انجام بدهد خیلی سخت‌تر می‌شود ولی وقتی یک نفر یک کار مشخص را باید به صورت تکراری و کارا انجام بدهد، انگیزه و کارآیی نوآوری برای افزایش بهره‌وری و خودکار کردن آن فرآیند خاص خیلی بیش‌تر می‌شود.. مثلا من اگر قرار باشد کل فرآیند تولید غذا - از خرید مواد تا بریدن و شستن و پختن و الخ - را انجام بدهم، خیلی سخت می‌توانم به «خودکارسازی» کل ...
  • گزارش تخلف

معرفی چند درس تاریخ اقتصاد

معرفی چند درس تاریخ اقتصاد
پس از نوشتن پست «علوم‌انسانی و تاریخ اقتصاد برای اقتصادخوانده‌ها» دوستان زیادی خواستند که دروسی که اسم برده بودم را معرفی کنم. از بابت تاخیر در انتشار این پست عذرخواهی می‌کنم …دو درسی که من خودم اخیرا گوش کردم متاسفانه پولی هستند و جزو مجموعه Great Courses هستند که از طریق اشتراک Audible سایت آمازون خریداری کرده بودم (البته قیمت‌شان آن‌جا به مراتب کم‌تر از چیزی است که روی این سایت اعلام می‌‌شود، ۱۰ دلار به ازای هر درس). امیدوارم راهی باشد که دوستان داخل به محتوای این دروس عالی دست پیدا کنند …درس اول مرور تاریخی فوق‌العاده‌ای روی اندیشه اقتصاد داشت و خصوصا در جلسات آخر، هر جلسه را به یکی از جریان‌های فلسفی معاصر اختصاص می‌داد. می‌توانید فهرست جلسات را روی لینک درس ببنید … هم درس دوم است که اشتراکاتی هم با درس اول دارد ولی تمرکزش بیش‌تر روی «غول‌های اقتصاددان» است، بر خلاف درس قبلی که تمرکزش روی روشن‌فکران و فیلسوفان به صورت عام بود … درس را هم از زمانی که ام‌آی‌تی بودم یادم هست و فکر می‌کنم دو نسخه لیسانس و تحصیلات تکمیلی داشت. عزیز دانش‌گاه شریف هم زحمت کشیدند و چند درس دیگر را معرفی ک ...
  • گزارش تخلف

اقتصاد به مثابه لذت ذهنی.. این پاراگراف را از مصاحبه پارتا داسگوپتا برداشته‌ام و عینا کپی می‌کنم

برای کسانی که وی را نمی‌شناسند: او یکی از بنیان‌گذاران حوزه «اقتصاد منابع طبیعی و محیط‌زیست» و از جمله کسانی است که در دهه هفتاد و هشتاد مقالات مهمی برای مدل‌سازی و تحلیل ریاضی استفاده بهینه از منابع طبیعی و پایان‌پذیر نوشتند (عمدتا در آکسفورد و کمبریج) و به نوعی مقاله فراموش‌شده و مهم «هتلینگ» را دوباره زنده کردند. حسین فرزین استاد اقتصاد منابع دانش‌گاه کالیفرنیا در دیویس از شاگردان همین حلقه بوده است که علی‌رغم موفقیت و شهرتش در خارج از ایران، در داخل خیلی شناخته شده نیست …حرفی که داسگوپتا می‌زند جالب است: می‌گوید هیچ وقت خودم را آن قدر جدی نگرفتم که بخواهم روی «سیاست‌گذار» تاثیرگذار باشم ولی ابزارها و مفاهیم اقتصاد را آن قدر جدی گرفتم که از زیبایی کاربرد آن‌ها لذت ببرم. ما ایرانی‌ها کم‌تر فرصت می‌کنیم که به اقتصاد این طور نگاه کنیم چون انگیزه عمده ما از تحصیل اقتصاد همان «تاثیرگذاری روی سیاست‌گذار» بوده و «درک جهان از زاویه علوم اجتماعی» معمولا برای‌مان هدف دوم و ثانویه بوده است …Q) What has been the main motivation for your research throughout your career?. A) Pleasure, I guess. I ...
  • گزارش تخلف

پوشش ریسک دلار: بازی جمع صفر

با نگرانی و عدم اطمینانی که از آینده نرخ ارز (و وضعیت کل اقتصاد) در کشور هست، طبیعی است که عده‌ای تصمیم بگیرند با تبدیل دارایی‌ها و پس‌انداز خود به ارز و طلا خود را در مقابل این ریسک مصون کنند. شواهد هم می‌گوید مقدار زیادی طلا در طول زمستان توسط ایرانیان خریداری شده است که حرکتی در این جهت است. فراموش نکنیم که در اقتصاد ایران طلا - و ارزهای دیجیتال - هم باید با دلار از خارج وارد شود و خرید طلا فرق چندانی با خرید دلار ندارد.. ولی آیا این استراتژی - تبدیل دارایی‌ها به دلار و طلا و ارز مجازی - می‌تواند ریسک کلان اقتصاد برای کل جامعه را پوشش بدهد؟ طبعا نه! افزایش نرخ دلار یعنی تغییرات منفی در بهره‌وری کل اقتصاد یا تراز تجاری کشور و این تغییرات - در سطح کل جامعه - با خرید و ذخیره سازی دلار و طلا خنثی نمی‌شوند. آن‌هایی که توانایی مالی و اطلاعاتی برای درک این ریسک‌ها دارند سعی می‌کنند ریسک آتی خود را پوشش بدهند ولی طبقات محروم و زحمت‌کش که نه پس‌انداز فعلی دارند، نه توان مالی برای این نوع پس‌اندازهای احتیاطی دارند و نه اساسا فرصت و فراغتی برای فکر کردن در مورد این موضوعات، بدون پوشش باقی خواه ...
  • گزارش تخلف

مقاله علمی: تجارت آب مجازی و نقش انباشت سرمایه

قبلا مطالب متعددی در مورد نقد مفهوم آب مجازی و برداشت‌‌‌های نادرست سیاستی از این مفهوم نوشته‌ام. در این مقاله جدیدمان با سه نویسنده همکار دیگر، سعی کرده‌ایم شواهد مبتنی بر نتایج اقتصادسنجی بین کشوری برای یکی از نقدها ارائه کنیم …حرف مقاله ما چیست؟ اول ببینیم مدعای اصلی تونی آلن و بقیه پیش‌گامان مفهوم آب مجازی چه بود؟ ادعای اولیه مفهوم آب مجازی* این بود که بر خلاف عبارت محبوب «جنگ آینده جنگ آب است»، در آینده جنگی بر سر آب در نمی‌گیرد! چون تجارت آزاد بین کشورها مساله کم‌یابی آب را حل می‌کند. ایده اولیه آلن - که اتفاقا هوشمندانه هم هست - این بود که تجارت بین-کشوری باعث می‌شود تا کشورهایی که منابع آب بیش‌تری دارند، کالاهای آب‌بر را به کشورهای با سرانه آب کم‌تر صادر کنند و به این ترتیب مصرف آب بین کشورها پس از تجارت (Ex-Post) به نسبت توزیع اولیه منابع آب قبل از تجارت (Ex-Ante) متعادل‌تر شود. به این ترتیب بدون نیاز به جنگ و درگیری، کشورهای خشک می‌توانند با واردات آب نهفته در کالاهای آب‌بر (یعنی واردات آب مجازی) به همان منابع آب دست پیدا کنند. مثلا قطر که آب ندارد با واردات کالاهای آب‌بری مثل ...
  • گزارش تخلف

ادامه مطلب «نرخ ارز و مسوولیت اقتصاددانان …»

سیاست‌های پیشنهادی این گروه از اقتصاددانان به صورت رسمی پیاده نشده است و نرخ ارز با تورم بالا نرفته است؛ ولی به هر دلیلی نرخ بازاری ارز - عمدتا به دلایلی غیر از تصمیمات اختیاری سیاست‌گذار و به دلیل فشارهای بیرونی- افزایش یافته است و در چرخه افزایش هم قرار دارد. اینجا است که این گروه از طرفداران افزایش نرخ ارز باید وارد میدان شوند و خیلی روشن توضیح بدهند که آیا از این روند افزایش قیمت خشنود هستند یا نه. اگر هدف آنها تصحیح اعوجاج قیمتی با هدف حمایت از صنایع داخلی و دادن علامت درست به مصرف‌کننده بود آیا روند فعلی، بخشی از این هدف را محقق کرده است؛ بنابراین جامعه- به‌رغم نگرانی کوتاه‌مدت - باید در بلندمدت از این افزایش قیمت رضایت داشته باشد؟ آیا فکر می‌کنند که افزایش قیمت فعلی کافی نیست و قیمت‌های جاری هنوز با مقدار بهینه (طبق فرمول آنها) فاصله دارد و افزایش جدی نرخ رسمی را توصیه می‌کنند؟ اگر این طور است مزایای قیمت‌های بالا را به روشنی برای مردم توضیح بدهند و از وضع فعلی دفاع کنند و از نگرانی جامعه بکاهند.. برعکس، اگر فکر می‌کنند این قیمت‌ها آن اهداف و منافع را محقق نمی‌کند و لذا نرخ ارز ...
  • گزارش تخلف

نرخ ارز و مسوولیت اقتصاددانان

این مطلب را شش سال پیش (شهریور ۱۳۹۱) نوشته بودم و یادم افتاد که شاید در فضای امروز هم بحث و گفت و گویی را باز کند، با این توضیح که در حال حاضر اقتصاددانانی که در آن زمان خارج از گردونه دولت بودند اکنون در نظام اجرایی «تا حدی» نفوذ دارند. اندک جزییاتی از اعداد مطلب قدیمی به‌روز شده است تا با موضوع روز هماهنگ باشد. روشن کنم که بنده در حوزه مالیه بین‌الملل و خصوصا در مورد جزییات نظام ارزی کشور در سال‌های اخیر تخصص و آشنایی کافی ندارم و در نتیجه تحلیل «دلایل» تغییرات قیمت ارز در چند هفته اخیر و سیاست بهینه برای مدیریت آن و روندهای آینده را به متخصصان این حوزه و کسانی که با جزییات نهادی و مکانیسم‌های سیاست‌گذاری و تعیین قیمت ارز در کشور آشنا هستند می‌‌سپاریم و از آن‌ها می‌آموزیم. این مطلب فقط بیش‌تر قصد طرح سوال و دعوت از متخصصان برای کاستن از نگرانی و درد و رنج مردم را دارد …*************. اقتصاددانان به لحاظ فضای تصمیم‌سازی که ایجاد می‌کنند در مقابل تبعات پیشنهادهای خود مسوول هستند و باید از آن دفاع کنند. در بیست سال گذشته سیاست‌گذاری حداقل در سه بازار کلیدی موضوع اختلافات بوده است: بازار ...
  • گزارش تخلف

ریاضی‌دان ثروت‌مند

در اروپا چون رشته اقتصاد مالی و ریاضیات کاربردی خیلی به هم تنیده بودند (بر خلاف آمریکا که فاینانس بیش‌تر از سنت حسابداری و مدیریت مالی می‌آید و بعد به سمت اقتصاد کشیده شده است) سر و کار زیادی با دانش‌کده‌های ریاضی و ریاضی‌دان‌های کشورهای مختلف داشتیم. درصد قابل توجهی از کسانی که من در دوره دکترا با آن‌ها درس داشتم یا پای سمینارها و کارگاه‌های‌شان نشستم دکترای ریاضیات (در شاخه‌‌هایی مثل فرآیند تصادفی، نظریه کنترل، آمار، حسابان تصادفی، و معادلات مشتقات جزیی) داشتند.. هم در سنت آلمانی‌زبان‌ها و هم در فرانسه بخش مهمی از رشته ریاضی در قالب عناوینی مثل «مهندسی ریاضیات» یا «ریاضیات صنعتی» یا امثال ارائه می‌شود و دانش‌جویان ریاضیات می‌دانند که قرار است برای حل مسایل دنیای واقع تربیت شوند. برای چنین هدفی معمولا ریاضی و یک رشته دیگر با هم ترکیب می‌شوند و دانش‌جویان در یک رشته ترکیبی تحصیل می‌کنند: اقتصاد و ریاضیات، بیمه و ریاضیات، زیست‌شناسی و ریاضیات، مدیریت و ریاضیات و امثال آن …کسانی که از چنین دوره‌هایی بیرون می‌آیند چون بنیه مدل‌سازی و تفکر انتزاعی و قدرت حل مساله قوی‌تری به نسبت سایرین دار ...
  • گزارش تخلف

نمودار جریان انرژی کشور

مطالب قبلی تشویقم کرد که سری هم به گزارش‌های تراز انرژی کشور و خصوصا نمودار جریان انرژی - که در بالا ارسال شد - بزنم تا هم فروضی که در مطلب استفاده شده را یک بار دیگر راست‌آزمایی کنم و هم خودم تصویر به‌تری پیدا کنم. آخرین نموداری که موجود است مربوط به سال ۱۳۹۴ است و کلیت آن بسیار با فروض استفاده شده در مطالب قبلی سازگار است. دقت کنیم که محاسبات مطالب بر اساس معادل بشکه نفت در روز بود ولی این نمودار آن را برای «سال» حساب کرده است، در نتیجه همه اعداد ۳۶۵ برابر است …۱) سمت چپ نمودار «ورودی» حامل‌های مختلف به کل نظام انرژی کشور را نشان می‌‌دهد که معادل ۹/۵ میلیون بشکه نفت در روز است. از این ۹/۵ میلیون بشکه حدود ۲ میلیون بشکه صادر می‌شود (سمت چپ پایین نمودار) و در نتیجه خالص مصرف انرژی اولیه داخلی معادل حدود ۷/۵ میلیون بشکه در روز است …۲) سمت راست نمودار «مصارف» نهایی انرژی در کشور - یا کار تولید شده توسط انرژی اولیه - است که که معادل ۳/۲ میلیون بشکه نفت خام در روز است. به طور سرانگشتی می‌بینیم که کارایی تبدیل انرژی (نسبتا ورودی به خروجی) زیر ۵۰٪ است …۳) بخش برق ما به شدت به گاز متکی است. ق ...
  • گزارش تخلف

اندازه مقیاس سرمایه‌گذاری انرژی نو: بحث‌های تکمیلی، بخش دوم

در اقتصاد رایج است که ابتدا مدل خیلی ساده‌ای برای رابطه بین متغیرهای مختلف اقتصادی بسازیم و نشان بدهیم که مدل با وجود سادگی پیامد‌های مهمی دارد (مثلا ضریب ریسک‌گریزی خیلی بزرگی یا اثر رفاه خیلی کوچکی برای چرخه‌های تجاری از آن به دست می‌آید). معمولا این نتایج غیرمنتظره، واکنش‌های زیادی در بردارد و هدف این مدل‌سازی‌ها هم دقیقا همین است: «بحث کردن در مورد فروضی که در مدل در نظر گرفته نشده است و بررسی تاثیر آن‌ها روی نتایج». در عمل معمولا این طور می‌شود که از بین ۲۰-۳۰ نقد منطقی که به مدل ساده وارد می‌شود، معلوم می‌شود که لحاظ کردن ۸۰-۹۰ درصد از نقدها گرچه نتیجه را کمی عوض می‌کند ولی اثری در اندازه بزرگی جواب ندارد و پازل را حل نمی‌کند. در مقابل دو سه نقد پایه باعث می‌شود تا جواب مدل به شدت و گاه در حد یک اندازه بزرگی (Order of Magnitude) تغییر کند. یک مدل ساده و به قول معروف اسباب‌بازی‌طور (Toy Model) باعث می‌شود تا بتوانیم اندازه بزرگی فروض مختلف را بسنجیم. به نظرم تخمین خیلی ساده‌ای که این‌جا ارائه شد تا حتی به همین هدف رسید و کمک‌مان کرد تا اثر و صحت ده‌ها فرض مختلف را در ذهن‌مان بسنجی ...
  • گزارش تخلف