یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi در دانشگاه استیونس نیوجرسی اقتصاد درس میدهم. حوزه تخصصم اقتصاد خرد کاربردی، اقتصاد انرژی و منابع طبیعی، مدیریت ریسک و کنترل بهینه تصادفی است. به علوم انسانی هم علاقهمندم. مسایل توسعه و سیاستگذاری ایران را دنبال میکنم و گاهی چیزهایی مینویسم. یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۵:۰۳ ۱۳۹۶/۰۷/۲۸ بخش مالی و بخش حقیقی.. یعنی عایدی ناشی از پول دو برابر عایدی تولید در بخش واقعی بوده است اگر بازار غیر رسمی را هم اضافه کنید مشکل ریشه دارتر میشود. سود پرداختی به پول معادل دستمزد ۱۱ میلیون نفر نیروی کار (با حداقل دستمزد) است. سود مزبور ۱۴٪ GDP ایران را تشکیل میدهد که بزرگتر از بخش کشاورزی و حتی صنعت در برخی سالها است». این گزاره در همین حد فاقد هیچ معنی برای یک قضاوت و ارزشیابی درست در مورد ساختار یک اقتصاد است و بیشتر نشان از یک برداشت نادرست از نقش نهادهای مالی در اقتصاد مدرن است. در این برداشت نادرست - که متاسفانه رایج هم هست - «بانکها» (و سایر واسطههای مالی) برای خودشان موجودیتهای مستقلی (و خونخواری) هستند که میتوانند مستقل از بخش حقیقی اقتصاد «سود» بدهند. در واقعیت هم بانکها و هم بازار سهام هر دو واسطههایی برای تجهیز پساندازهای خرد شهروندان و رساندن این پساندازها به دست بنگاهها (بخش حقیقی) اقتصاد هستند*. سودی هم که بانک به سپردهگذاران پرداخت میکنند در واقع سهمی است که به سرمایه در تابع تولید اقتصاد تعلق گرفته است (پس از کسر سهم سهامداران) و از مسیر بانک به صاحب اصلی سرمایه (یعنی سپردهگذاران خرد) بر میگردد. برای این که موضوع روشنتر شود اول دو مفهو ... یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۵:۰۳ ۱۳۹۶/۰۷/۲۸ * بانکها البته به غیر از تامین مالی بنگاهها، یک نقش کلیدی هم برای تامین مالی شخصی (Personal Finance) شهروندان دارند مثلا به افراد برای خرید منزل وام رهنی یا وام خرید خودرو یا وام تحصیلی و الخ میدهند یا برای مصارف فوری شخصی وامهای ضروری و کارت اعتباری و امثال آن را صادر میکنند. این خدمات بخش بانکی هم باید در کنار تامین مالی بخش بنگاهها دیده شود … تماس با نویسنده. ... یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۳:۵۸ ۱۳۹۶/۰۷/۲۴ مذاکره برجام و تحریمهای اولیه همان ساعتی که متن برجام منتشر شد خیلیها دنبال یک سوال اساسی بودند: «تحریمهای اولیه آمریکا چه خواهند شد؟». متاسفانه یک پانوشت (Footnote) ریز در یکی از صفحات میانی متن برجام آب سردی بر انتظارات ما ریخت. آن پانوشت کوچک میگفت که این متن شامل رفع تحریمهای اولیه نیست …دلیل این که چرا آن پانوشت مجبور شده بود در سند برجام بیاید را اهل سیاست میدانند و امثال ما از جریان مذاکرات خبر ندارند. ولی حدس شخصی من این است که یکی از این سه دلیل (یا ترکیبی از آنها) توضیح محتمل است: ۱) تیم ایرانی واقعا به اهمیت این موضوع واقف نبود و تمرکزش روی رفع تحریمهای بینالمللی و برقراری مجدد روابط اقتصادی با اتحادیه اروپا و الخ بود. ۲) مذاکرات آن قدر به مویی بند بود و در روزهای آخر مرتبا به بن بست و شکست روی موضوعات مختلف میکشید که دیگر جایی و رمقی برای مذاکره روی این موضوع هم نبود و علیالرغم تمایل طرف ایرانی امکانی برای مذاکره در مورد آنها نبود. ۳) آمریکاییها دوز و کلک زدند و گفتند این یک مورد دست خودمان است، یک پانوشت میگذاریم و به زودی با یک فرمان رییس جمهوری یا طرح کنگره آن را هم رفع میکنیم ولی نکردن ... یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۲۱:۰۰ ۱۳۹۶/۰۷/۲۲ بوم آینده از وبلاگ آینده پژوهی فرانک دیانا. تماس با نویسنده یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۲۰:۵۹ ۱۳۹۶/۰۷/۲۲ بوم روندها و سناریوهای آینده دیروز در جلسهای سخن ران از تصویر ضمیمه برای مرور نظاممند روندهایی که بخش اقتصاد زمین و ساختمان و مسکن را تحت الشعاع قرار میدهد استفاده کرد. شکل مشهوری است از وبلاگ آیندهپژوهی فرانک دیانا و آن را در ادامه ضمیمه میکنم … که من در مورد این نویسنده و این شکل دوست دارم واقعی و عینی بودن روندهای آیندهای است که در وبلاگش از آنها صحبت میکند. به عبارت دیگر یک سری عبارت شیک و تخیلی را ردیف نمیکند و چون خودش قبلا در دنیای عمل و اجرا بوده، در مورد روندها و فناوریهایی صحبت میکند که اثرشان مثلا برای صاحبان کسب و کار و کارآفرینان ملموس است. اقتصاددانان هم طی این سالها اثر این روندها روی ساختار بازارها و اقتصاد کلان را احساس کردهاند و آنها را در تحلیل و پژوهش وارد کردهاند … تماس با نویسنده. ... یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۱:۰۸ ۱۳۹۶/۰۷/۲۰ نقض سهمیه در کشورهای اوپک در این مقاله جدیدمان، مشترک با دکتر مسعود نیلی (دانشگاه شریف) و دکتر مهدی راستاد (پلیتکنیک کالیفرنیا)، مساله نقض سهمیه رسمی توسط کشورهای اوپک را تحلیل میکنیم. شواهد تاریخی نشان میدهد که کشورهای عضو به سهمیههای خود پایبند نیستند و نقض سهمیه در اوپک امری رایج است. بنابراین سوال پیش میآید که اگر این طور است، پس چرا اوپک سهمیه تعیین میکند؟ و تخطی از سهمیه توسط چه نوع کشورهایی و در چه زمانهایی بیشتر محتمل است؟. ما ابتدا یک مدل نظری ساده برای کارتل با اعضایی با اندازه منابع ناهمگون، تولید تحت عدم اطمینان، و هزینه ساخت ظرفیت ارائه میکنیم که در آن «سرمایهگذاری برای ظرفیت»، «تعیین سهمیهها» و «تخطی از سهمیه» همه درونزا هستند. بر اساس شواهد موجود میدانیم که «ظرفیت نصب شده» یکی از عوامل مهم برای اختصاص سهمیه است. بنابراین در مدل ما کشورها انگیزه دارند تا ظرفیت مازاد ایجاد کنند تا «سهمیه قانونی» اضافهتر دریافت کنند. علاوه بر آن کشورها انگیزه دارند تا از سهمیه مقرر تخطی کنند و ریسک «تنبیه» توسط پلیس کارتل را بپذیرند. بده-بستان بین هزینه ساخت ظرفیت مازاد و احتمال و شدت تنبیه به صورت درو ... یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۲:۴۲ ۱۳۹۶/۰۷/۱۷ اقتصاددان در نقش مهندس و بهینهساز حدود ۱۵ سال پیش، این متافور برای توضیح چولگی (Skewness) علایق پژوهش در بین اقتصاددانان ایرانی به کار میرفت: «میدانید تا به حال چند ده پایاننامه ارشد و دکترا تابع تقاضای پول در کشور را تخمین زدهاند؟» اشاره این جمله به سهم بالای علاقه به مباحث «کلان» در بین محققان ایرانی داشت. عجیب هم نیست، وقتی اقتصاددانان با معضل توسعه نیافتگی و رشد پایین اقتصادی و فقر در کشور مواجه میشوند اولین انگیزه آنها یافتن سیاستهای درست در سطح کلان است چون به نظرشان اثر اهرمی این نوع پژوهشها خیلی بزرگ است …الان احتمالا مصداق آن عبارت عوض شده و شاید جای «تابع تقاضای پول» باید اصطلاح و موضوعات دیگری (مثلا سیاست پولی، انتظارات عقلانی، درآمدهای بهینه نفتی و الخ) گذاشت ولی برداشت من از حضور در مجامع مختلف اقتصاددان ایران این است که علاقه به موضوعات «کلان» همچنان جایگاه مسلط خودش را حفظ کرده است و همچنان بالاترین «پرستیژ» با فاصله زیاد مربوط به این مباحث است. نفی نمیکنم که برای من هم شخصا پژوهشها و مباحث و مقالات کلان و توسعه خیلی هیجانانگیزتر و شورانگیزتر از سایر زیربخشهای اقتصاد هستند.. ولی میشود ب ... یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۳:۲۸ ۱۳۹۶/۰۷/۱۶ مسوولیت اجتماعی شرکتها و مساله عاملیت (Agency Problems) هر بار که صحبت از مسوولیت اجتماعی شرکتها میشود، فورا ذهن متوجه یک سوال اساسی میشود: «مرز علایق و منافع شخصی مدیریت ارشد شرکت و منافع عمومی شرکت در این حوزه کجا است؟». به عبارت دیگر هر چند که جنس کاری که شرکت در راستای مسوولیت اجتماعی انجام میدهد در کل مثبت است ولی این فعالیتها میتوانند «منافع شخصی» (نه لزوما مادی) زیادی برای تصمیمگیران این موضوع و به طور مشخص مدیران شرکت داشته باشند. دخیل کردن غیرمستقیم این منافع شخصی ممکن است باعث شود «هزینههای مسوولیت اجتماعی» روی مواردی هزینه شود که لزوما بهینه نباشد …مثالهایش در فضای این روزهای اقتصاد ایران فراوان است. در غیاب یک اقتصاد سالم، پایدار و پویا در بخش هنر و فرهنگ، شرکتهای نیمه خصوصی - نیمه عمومی غیرمرتبط با هنر و فرهنگ پولهای زیادی را مثلا برای تاسیس گالریهای هنری و خرید آثار هنرمندان، حمایت از ساخت فیلمها، تاسیس خیریهها، حمایت از همایشهای علمی و فرهنگی، بورسهای تحصیلی و امثال آن خرج میکنند. با اینکه سهم این هزینهها ممکن است فقط یک یا دو درصد کل هزینههای شرکت باشد ولی برای یک شرکت عظیم اقتصادی، رقم ریالی آن میتواند ... یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۳:۳۲ ۱۳۹۶/۰۷/۱۵ یعنی این همه مهاجر را نمیبینیم؟ پست مربوط به فرار مغزها سعی میکرد برخی افسانهها یا اعداد نادقیق مربوط به مهاجرت و به اصطلاح «فرار مغزها» را نقد کند. تجربه میگوید وقتی موضوعی برای افراد بدیهی و ملموس جلوه میکند، نقدهای مبتنی بر اعداد رسمی و تخمینهای کران بالا و پایین در سطح کلان کمی با تردید و مقاومت مواجه میشود. یکی دو جا دیدم که مطلب مورد بحث قرار گرفته و ادعای برخی این بوده که «با این همه مهاجر که اطراف خود میبینیم، چه طور ممکن است کل مهاجرت این اعداد کوچک باشد؟» …این موضوع بهانهای میشود تا برخی خطاها و بایاسهای ذهنی از تخمین خرد به کلان را بحث کنیم. اینجا مهاجرت را به عنوان یک مثال استفاده میکنیم ولی این خطاها در خیلی زمینههای دیگر هم قابل مشاهده است …۱) خطای اول نسبتا بدیهی است، خوشههای غیرتصادفی: کسانی که روی توییتر و فیسبوک مدعی مشاهده عده زیادی مهاجر در اطراف خود هستند، از خوشههای غیرتصادفی در جامعه ایران میآیند که چگالی مهاجرت در آنها بسیار بالاتر از میانگین جامعه است. به طور مشخصتر این افراد با احتمال خیلی بیشتری نسبت به میانگین جامعه تحصیلکرده، عمدتا ساکن شهرهای بزرگ، فعال در فضای مج ... یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۹:۵۸ ۱۳۹۶/۰۷/۱۳ توهم سود جمعی در بازارهای جمع صفر، بخش پنجم سوال: اگر ماجرا این طور که شما میگوید «جمع صفر» باشد و منافع اجتماعی خاصی نداشته باشد، چرا جلوی آن گرفته نمیشود؟. پاسخ: به صرف اینکه یک صنعت «مازاد اجتماعی» تولید نمیکند نمیشود جلوی آن را گرفت. دنیای کسب و کار مدرن پر از صنایعی هستند که بسیار شبیه به بازی جمع صفر هستند، از پلتفورمهای شرطبندی روی اسبسواری گرفته تا انواع فناوریهای جنگ تبلیغاتی بین شرکتها و البته اخیرا خرید و فروش با فرکانس بالا (HFT). ولی تا وقتی دلایل کافی برای ایجاد برونداد (Externality) منفی یا اخلال در کار دیگران نباشد، نمیشود کار یک صنعت را متوقف یا محدود کرد …ساختار این صنایع بیشباهت به رفتار بازی زندانی* (Prisoner's Dilemma) نیست. یعنی اولین شرکتی که یک مزیت رقابتی ارائه میکند (مثلا یک تابلوی تبلیغاتی قوی در اختیار شرکتهای فروشنده پودر شوینده قرار میدهد) شرکتهای زیادی را جذب میکند چون به آنها در بازار رقابتی مزیت رقابتی میدهد. ولی بعد بقیه مشتریان برای عقب نماندن از قافله، به سراغ بقیه ارائهدهندگان آن خدمات میروند و مثلا هر کدام یک بیلبورد تبلیغاتی گرانقیمت میخرند. به دینامیک مساله که نگا ... یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۰۲:۴۴ ۱۳۹۶/۰۷/۱۳ توهم سود جمعی در بازارهای جمع صفر، بخش چهارم.. پاسخ: جواب این سوال در طول زمان متحول شده است ۵۰ سال پیش، بیشتر افراد به صورت مستقیم و شخصی سهام میخریدند. در طول زمان و با ظهور انواع موسسات مدیریت دارایی (مثل صندوقهای سرمایهگذاری مشترک و شرکتهای مدیریت بازنشستگی و امثال آن)، تقریبا دیگر هیچ کس مستقیم در بازار بورس سرمایهگذاری نمیکند و بیشتر سرمایهگذاریها از مسیر این واسطهها هستند. خود این موسسات به دو گروه اصلی فعال (Active Asset Management) و منفعل (Passive) تقسیم میشوند. موسسات منفعل آنهایی هستند که متناسب با ریسکپذیری مشتری، یک سبد مناسب از سهام را انتخاب کرده و آن را به صورت دورهای بازبینی میکنند. موسسات فعال همانهایی هستند که در این مطالب ازشان صحبت کردیم و مدعی تولید بازدهی بیش از بازده شاخص بورس (یا همان آلفا) هستند …در حال حاضر سهم موسسات فعال بیش از موسسات منفعل هستند ولی همین پارسال چند مقاله مفصل منتشر شد که نشان میداد مثلا در بازار آمریکا نزدیک ۱۵۰ میلیارد دلار دارایی از موسسات فعال خارج و به موسسات منفعل منتقل شده است. پیشبینی میشود که تا ۵ سال آینده سهم موسسات منفعل از موسسات فعال بیشتر شود، چرا که سرمایهگذاران متقاعد شدهاند که به صورت ... یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۱:۰۰ ۱۳۹۶/۰۷/۱۲ سود جمعی صفر در بازار مالی دقیقا یعنی چه؟ چند نفر از دوستان خواستند تا این گزاره که «در سطح تجمیعی اثر خرید و فروش صفر است» بیشتر توضیح داده شود. از اینجا شروع کنیم که هر کس یک سبد متنوع از سهام در بورس خریداری کند، متناسب با ریسکی که برداشته است و عملکرد شرکتهای داخل سبدش یک سود دریافت میکند. به این میگوییم سود ناشی از سرمایهگذاری «منفعل» و این سود در واقع پاداش مشارکت فرد در تامین مالی این شرکتها است. میزان این سود هم معمولا از بهره بانکی و اوراق قرضه بیشتر است چون فرد ریسک بیشتری تحمل کرده و باید متناسب با آن پاداش بگیرد …حال این وسط تعداد زیادی «شرکت مدیریت دارایی» مثل هج فاندها و صندوقهای مشترک داریم که مدعی «مهارت» در تولید سودی بیشتر از حد منفعل هستند. یکی از سادهترین مهارتهای این متخصصان «زمانبندی درست ورود و خروج» (Market Timing) است، یعنی میدانند کی از یک سهم خارج شوند و کی وارد شوند (به اصطلاح کی چه چیزی را بخرند و چه چیزی را بفروشند). معیار سنجش مهارت این افراد هم این است که با انجام مدیریت «فعال» (در مقابل منفعل) سود بیشتری به دست میآورند. به این سود اضافه، یعنی تفاوت سود فعال و منفعل، معمولا ... یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۲:۵۳ ۱۳۹۶/۰۷/۱۱ توهم سود جمعی در بازارهای جمع صفر، بخش دوم پس از انتشار مطلب قبلی سوالات، نقدها و نظرات مختلفی از خوانندگان گرامی دریافت کردم که عمدتا حاوی نکات مفید و جدید بود. این جا به تدریج برخی از آنها را بحث میکنیم …در مقدمه بگویم که به نظرم بحثهای نرماتیو و خصوصا سنجش اثرات رفاهی (Welfare Effect) بازارهای مالی در ایران کمرنگ است. البته این موضوع حتی در جامعه فاینانس دنیا هم دیده میشود و به نظرم یک دلیلش فقدان دروس و آموزشهای مربوط به تحلیل رفاه کل و اقتصاد بخش عمومی (Public Economics) در دورههای آموزشی فاینانس است که باعث میشود متخصصان دانشگاهی فاینانس (برخلاف همکاران اقتصاددانشان) کمتر روی تحلیل رفاه در پژوهشهایشان متمرکز باشند. فاینانسیها هم همانند همکارانانشان در سایر گروههای مدارس کسب و کار (مثل بازاریابی) عمدتا تمرکزشان روی سوالات مثبته (Positive) است …برای اینکه تفاوت را ملموس کنم یک مثال بزنم: فرض کنیم دولت قانون جدیدی در مورد مقررات حاکم بر یک صنعت وضع میکند. یک اقتصاددان که مثلا روی قوانین بازار کار یا قوانین رقابت در صنعت کار میکند معمولا پژوهش خود را با این سوال شروع میکند که اگر این قانون را تغییر دهیم سا ... یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۸:۲۶ ۱۳۹۶/۰۷/۱۰ توهم سود جمعی در بازارهای جمع صفر.. در یکی از غرفهها تبلیغات بزرگی برای مدیریت دارایی کرده بودند مسوول غرفه با هیجان توضیح میداد که کارشان «خرید و فروش» در بورس است و اینکه سرمایهگذاری «منفعل» (Passive) سود چندانی ندارد و اینکه بازنشستگان وضع مالی خوبی ندارند و شرکت آنها کمک میکند تا با این نوع سرمایهگذاریها درآمد بیشتری داشته باشند. بهشان گفتم متاسفانه این یک واقعیت است که بازنشستگان ما تحت مشکلات زیادی هستند ولی آیا این شرکت مطمئن است که در سطج تجمیعی (Aggregate) کمکی به بازنشستگان میکند؟. سوال برایشان عجیب بود. توضیح دادم که سود ادعایی آن (فعلا فرض کنیم سود میکنند) ناشی از یک عملیات با جمع صفر است (که همیشه یک طرف آن بازنده و یک طرف برنده است) و ناشی از خلق یک مازاد جدید نیست. پس اگر همه بازنشستگان پول خود را در ۱۰۰ شرکت با عملیات مشابه آنها (یعنی سود ناشی از «خرید و فروش) سرمایهگذاری کنند و فرض کنیم این شرکتها کیفیت شبیه دارند، در حل لحظه از زمان ۵۰٪ بازنشستگان سود میکنند و ۵۰٪ زیان! دست آخر، همه بازنشستهها بازده انتظاری «منفی» دارند و این وسط مقداری پول هم گیر مدیران و کارکنان این شرکتها آمده است …برایم عجیب بود که حتی در یک جمع تخصصی مالی این موضوع که سو ... یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۲:۱۵ ۱۳۹۶/۰۷/۰۵ مدیریت ریسک قیمت ورودی: افزایش کارایی عملیاتی یا استفاده از ابزارهای مالی؟ این عنوان مقاله جدیدی است که با سام افلاکی و علی شنتیا (هر دو از HEC Paris) نوشتهایم. تمرکز مقاله روی این سوال است که استراتژی بهینه برای بنگاهی که تحت عدم اطمینان در مورد قیمت مواد اولیه قرار دارد (مثلا شرکت هواپیمایی مواجه با ریسک قیمت بنزین هواپیما یا تولیدکننده توربین بادی یا سلول خورشیدی مواجه با ریسک قیمت فلزات و مواد پوسته زمین) چیست؟ به طور خاص ما کارایی استراتژی «کاهش شدت استفاده از مواد اولیه» (مثل استفاده از موتورهای هواپیمای با مصرف سوخت کمتر) و استراتژی هج با ابزارهای مالی مثل قراردادهای آتی و اختیار را با هم مقایسه میکنیم.. استراتژی پوشش ریسک با ابزارهای مالی بسیار شناخته شده است ولی استفاده از کارایی عملیاتی (مثل کاهش شدت انرژی) به عنوان یک استراتژی پوشش ریسک قیمت کمتر مورد توجه بوده و ما سعی کردهایم اثربخشی آن را با استراتژیک پوشش ریسک مالی مقایسه کنیم.. در این تحلیل دو گروه صنعت شناسایی میکنیم که رفتار خیلی متفاوتی در قبال این مساله دارند: صنایعی که مجبورند قیمت فروش را قبل از مشاهده قیمت مواد اولیه ببندند (مثلا هواپیمایی که باید بلیط را از قبل بفروشد) و صنایعی ک ... یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۰۲:۲۳ ۱۳۹۶/۰۷/۰۴ فرار مغزها در بوته آمار و ارقام ماجرای به اصطلاح «فرار مغزها» از آن قضایا است که اعداد و ارقام آن به زبان خودمانی هیچ کنتوری ندارد و ظاهرا هر چه گوینده اغراقآمیزتر صحبت کند صحبتش به نظر جالبتر و پرمخاطبتر است. قضیه مهاجرت نیروی متخصص از کشور مصداقی از یک موضوع مهم است که با بازی و بزرگنمایی آماری بیشتر در دام افسانهسازی افتاده است و امکان تحلیل واقعبینانه را از جامعه میگیرد. به چند مشت نمونه خروار در این قضیه دقت کنیم و شهودی که از اندازه مقیاس در اقتصاد ایران داریم را به کار بگیریم:.۱) دیدم جایی مطلبی نوشته شده که با این مقدمه شروع میشود «به گفته عباس میلانی، فرار مغزها در چند سال اخیر ۳۰۰ برابر جنگ ایران و عراق به اقتصاد ایران صدمه زده است!». کنجکاو شدم و جمله را جست و جو کردم و به صفحه ویکیپدیای فرارمغزها رسیدم که خودش کشکولی از اعداد درست و نادرست است.. ظاهرا خسارت جنگ ایران و عراق چیزی بین ۱۰۰ تا ۱۰۰۰ میلیارد دلار تخمین زده میشود. ما تخمین دست پایین آن را معادل ۲۰۰ میلیارد دلار بگیریم که ۳۰۰ برابرش میشود ۶۰ هزار میلیارد دلار که چیزی نزدیک «۱۴۰ برابر» کل تولیدناخالص داخلی سالیانه کشور (ناشی از سرمایه ... یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۵:۱۳ ۱۳۹۶/۰۷/۰۲ اقتصاد ایران و موضوع جدیگرفتهنشده داراییهای به گل نشسته (Stranded Assets) سیاستگذاری حوزه نفت و پاییندست نفت دههها است که گرفتار برخی تصورات نادرست ولی قدرتمند است که مانع از طراحی یک استراتژی فرا-وزارتی* معقول و آیندهنگر و در راسای بیشینه کردن منافع ملی میشود. چند روز پیش دیدم کسی مصاحبه کرده و از اینکه بعد از انقلاب تولید نفت کاهش پیدا کرده تقدیر کرده است. استدلالش هم همان جمله عامیانه «حفظ مواهب خدادادی برای نسل آینده» است …طرفداران این استدلال را باید به بحث مهم و با فراگیری روزافزون در حوزه داراییهای به گلنشسته (Stranded Assets) توجه بدهیم. نکته مرکزی بحث دارایی به گلنشسته، ارزش از دست رفته یک دارایی در اثر تغییرات تقاضا برای محصول تولیدی آن دارایی و در نتیجه کاهش جریان نقدی و ارزش کل دارایی است. مثالهایش فراوان است: معادن ذغال سنگ با این که هنوز ذخیره فیزیکی فراوانی دارند ولی در اثر پیشرفت استانداردهای کاهش آلودگی و انرژی نو در بخش برق، عملا باید مقدار زیادی از ذغال خود را استفاده نشده زیر زمین رها کنند. ساختمانی که هنوز سرپا و قابل استفاده است ولی به دلیل تغییر محیط اطراف (مثلا تعطیلی یک ورزشگاه یا یک فروشگاه یا تغییر مسیر یک بزرگراه نزدیک ... یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۳:۴۷ ۱۳۹۶/۰۶/۳۰ بحران اب، فرصتی برای جهش اقتصادی کشور تجربه جامعه بشری به ما میگوید بحران میتواند باعث زمینگیر شدن و نابودی شود یا باعث یک جهش شود. عامل تعیینکننده این دو نتیجه متفاوت هم درجه آمادگی و مصمم بودن برای رفع و مدیریت بحران و در عین حال فراهم بودن شرایط برای مدیریت آن است.. دیگر تردیدی نداریم که مدیریت معضل اب یکی از اولویتهای نخست امنیت ملی و سرزمینی ایران است. موضوعی که در موردش تردید وجود دارد عزم و اراده و تدبیری است که برای مدیریت این معضل نیاز است. خصوصا تدبیر و ارادهای که نه تنها این بحران را رفع و رجوع کند، بلکه از شرایط دوره بحران پلی برای جهش فناوری و صنعتی کشور بسازد …تا الان بیشتر راهحلهایی که به آن فکر شده یا از جنس نرم (فرهنگسازی، قیمتگذاری، مقررات و الخ) و یا از جنس سخت سنتی (سازهای) بوده و در نتیجه سهم فناوری برای رفع معضل آب در گفتمان ملی کوچک است. اتفاقا این جایی است که معضل آب میتواند به یک فرصت ملی تبدیل شود.. بسیاری از راهحلهای فناورانه برای آب در سطح جهانی هم در مرحله ظهور و آزمایش هستند. این راهحلها اتفاقا ترکیبی از تخصصها و قابلیتهای فناوری را لازم دارند که کشور ما در برخی از آنها (م ... یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۱:۵۶ ۱۳۹۶/۰۶/۲۸ چرا مساله آب در واقع مساله محدودیت انرژی است؟ گفتیم که شعار پوستر بالایی دقیق نیست: در جهانی که منابع انرژی و البته تولید «کربن» محدودیت نداشته باشد، مشکل آب هم نخواهد بود! مساله کمبود آب در ریشه آن به مساله محدودیت انرژی بر میگردد. طبعا دوستانی پرسیدند که چه طور چنین چیزی ممکن است و مبنای این استدلال چیست؟. برای درک بهتر رابطه بین «مصرف انرژی» و «تامین آب» خوب است با این نکته ساده شروع کنیم که سرانه آب شیرین در سطج جهانی خیلی خیلی بیشتر از نیاز متوسط یک انسان است. مشکل اینجا است که توزیع جغرافیایی منابع آب و جمعیت با هم جفت و جور نیست. مقدار عظیمی از منابع آب شیرین تجدیدپذیر دنیا در مناطقی مثل برزیل یا کانادا است که جمعیت زیادی در آن جا ساکن نیست. کشورهایی مثل بنگلادش یا هند هم در زمان محدودی از سال حجم عظیمی آب شیرین (از طریق بارشهای موسمی) دریافت میکنند که همه آن استحصال نمیشود …حال فرض کنیم دسترسی به انرژی نامحدود و پاک و ارزان داشتیم، در این حالت بسیاری از استراتژیها برای افزایش بهرهمندی آب اقتصادی میشد: ۱) میتوانستیم خط لولهها یا تانکرهای عظیمی را از مناطق پرآب به مناطق کمآب سرازیر کنیم. ۲) آب فاضلاب را کامل ت ... یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۸:۱۰ ۱۳۹۶/۰۶/۲۷ شعار این پوستر دقیق نیست. در جهانی که انرژی و تولید کربن محدودیت نداشته باشد، مشکل آب هم نخواهد بود مساله کمبود آب در ریشه آن به مساله محدودیت انرژی بر میگردد … ‹ 12 13 14 15 16 17 18 ›
یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۵:۰۳ ۱۳۹۶/۰۷/۲۸ بخش مالی و بخش حقیقی.. یعنی عایدی ناشی از پول دو برابر عایدی تولید در بخش واقعی بوده است اگر بازار غیر رسمی را هم اضافه کنید مشکل ریشه دارتر میشود. سود پرداختی به پول معادل دستمزد ۱۱ میلیون نفر نیروی کار (با حداقل دستمزد) است. سود مزبور ۱۴٪ GDP ایران را تشکیل میدهد که بزرگتر از بخش کشاورزی و حتی صنعت در برخی سالها است». این گزاره در همین حد فاقد هیچ معنی برای یک قضاوت و ارزشیابی درست در مورد ساختار یک اقتصاد است و بیشتر نشان از یک برداشت نادرست از نقش نهادهای مالی در اقتصاد مدرن است. در این برداشت نادرست - که متاسفانه رایج هم هست - «بانکها» (و سایر واسطههای مالی) برای خودشان موجودیتهای مستقلی (و خونخواری) هستند که میتوانند مستقل از بخش حقیقی اقتصاد «سود» بدهند. در واقعیت هم بانکها و هم بازار سهام هر دو واسطههایی برای تجهیز پساندازهای خرد شهروندان و رساندن این پساندازها به دست بنگاهها (بخش حقیقی) اقتصاد هستند*. سودی هم که بانک به سپردهگذاران پرداخت میکنند در واقع سهمی است که به سرمایه در تابع تولید اقتصاد تعلق گرفته است (پس از کسر سهم سهامداران) و از مسیر بانک به صاحب اصلی سرمایه (یعنی سپردهگذاران خرد) بر میگردد. برای این که موضوع روشنتر شود اول دو مفهو ...
یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۵:۰۳ ۱۳۹۶/۰۷/۲۸ * بانکها البته به غیر از تامین مالی بنگاهها، یک نقش کلیدی هم برای تامین مالی شخصی (Personal Finance) شهروندان دارند مثلا به افراد برای خرید منزل وام رهنی یا وام خرید خودرو یا وام تحصیلی و الخ میدهند یا برای مصارف فوری شخصی وامهای ضروری و کارت اعتباری و امثال آن را صادر میکنند. این خدمات بخش بانکی هم باید در کنار تامین مالی بخش بنگاهها دیده شود … تماس با نویسنده. ...
یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۳:۵۸ ۱۳۹۶/۰۷/۲۴ مذاکره برجام و تحریمهای اولیه همان ساعتی که متن برجام منتشر شد خیلیها دنبال یک سوال اساسی بودند: «تحریمهای اولیه آمریکا چه خواهند شد؟». متاسفانه یک پانوشت (Footnote) ریز در یکی از صفحات میانی متن برجام آب سردی بر انتظارات ما ریخت. آن پانوشت کوچک میگفت که این متن شامل رفع تحریمهای اولیه نیست …دلیل این که چرا آن پانوشت مجبور شده بود در سند برجام بیاید را اهل سیاست میدانند و امثال ما از جریان مذاکرات خبر ندارند. ولی حدس شخصی من این است که یکی از این سه دلیل (یا ترکیبی از آنها) توضیح محتمل است: ۱) تیم ایرانی واقعا به اهمیت این موضوع واقف نبود و تمرکزش روی رفع تحریمهای بینالمللی و برقراری مجدد روابط اقتصادی با اتحادیه اروپا و الخ بود. ۲) مذاکرات آن قدر به مویی بند بود و در روزهای آخر مرتبا به بن بست و شکست روی موضوعات مختلف میکشید که دیگر جایی و رمقی برای مذاکره روی این موضوع هم نبود و علیالرغم تمایل طرف ایرانی امکانی برای مذاکره در مورد آنها نبود. ۳) آمریکاییها دوز و کلک زدند و گفتند این یک مورد دست خودمان است، یک پانوشت میگذاریم و به زودی با یک فرمان رییس جمهوری یا طرح کنگره آن را هم رفع میکنیم ولی نکردن ...
یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۲۱:۰۰ ۱۳۹۶/۰۷/۲۲ بوم آینده از وبلاگ آینده پژوهی فرانک دیانا. تماس با نویسنده
یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۲۰:۵۹ ۱۳۹۶/۰۷/۲۲ بوم روندها و سناریوهای آینده دیروز در جلسهای سخن ران از تصویر ضمیمه برای مرور نظاممند روندهایی که بخش اقتصاد زمین و ساختمان و مسکن را تحت الشعاع قرار میدهد استفاده کرد. شکل مشهوری است از وبلاگ آیندهپژوهی فرانک دیانا و آن را در ادامه ضمیمه میکنم … که من در مورد این نویسنده و این شکل دوست دارم واقعی و عینی بودن روندهای آیندهای است که در وبلاگش از آنها صحبت میکند. به عبارت دیگر یک سری عبارت شیک و تخیلی را ردیف نمیکند و چون خودش قبلا در دنیای عمل و اجرا بوده، در مورد روندها و فناوریهایی صحبت میکند که اثرشان مثلا برای صاحبان کسب و کار و کارآفرینان ملموس است. اقتصاددانان هم طی این سالها اثر این روندها روی ساختار بازارها و اقتصاد کلان را احساس کردهاند و آنها را در تحلیل و پژوهش وارد کردهاند … تماس با نویسنده. ...
یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۱:۰۸ ۱۳۹۶/۰۷/۲۰ نقض سهمیه در کشورهای اوپک در این مقاله جدیدمان، مشترک با دکتر مسعود نیلی (دانشگاه شریف) و دکتر مهدی راستاد (پلیتکنیک کالیفرنیا)، مساله نقض سهمیه رسمی توسط کشورهای اوپک را تحلیل میکنیم. شواهد تاریخی نشان میدهد که کشورهای عضو به سهمیههای خود پایبند نیستند و نقض سهمیه در اوپک امری رایج است. بنابراین سوال پیش میآید که اگر این طور است، پس چرا اوپک سهمیه تعیین میکند؟ و تخطی از سهمیه توسط چه نوع کشورهایی و در چه زمانهایی بیشتر محتمل است؟. ما ابتدا یک مدل نظری ساده برای کارتل با اعضایی با اندازه منابع ناهمگون، تولید تحت عدم اطمینان، و هزینه ساخت ظرفیت ارائه میکنیم که در آن «سرمایهگذاری برای ظرفیت»، «تعیین سهمیهها» و «تخطی از سهمیه» همه درونزا هستند. بر اساس شواهد موجود میدانیم که «ظرفیت نصب شده» یکی از عوامل مهم برای اختصاص سهمیه است. بنابراین در مدل ما کشورها انگیزه دارند تا ظرفیت مازاد ایجاد کنند تا «سهمیه قانونی» اضافهتر دریافت کنند. علاوه بر آن کشورها انگیزه دارند تا از سهمیه مقرر تخطی کنند و ریسک «تنبیه» توسط پلیس کارتل را بپذیرند. بده-بستان بین هزینه ساخت ظرفیت مازاد و احتمال و شدت تنبیه به صورت درو ...
یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۲:۴۲ ۱۳۹۶/۰۷/۱۷ اقتصاددان در نقش مهندس و بهینهساز حدود ۱۵ سال پیش، این متافور برای توضیح چولگی (Skewness) علایق پژوهش در بین اقتصاددانان ایرانی به کار میرفت: «میدانید تا به حال چند ده پایاننامه ارشد و دکترا تابع تقاضای پول در کشور را تخمین زدهاند؟» اشاره این جمله به سهم بالای علاقه به مباحث «کلان» در بین محققان ایرانی داشت. عجیب هم نیست، وقتی اقتصاددانان با معضل توسعه نیافتگی و رشد پایین اقتصادی و فقر در کشور مواجه میشوند اولین انگیزه آنها یافتن سیاستهای درست در سطح کلان است چون به نظرشان اثر اهرمی این نوع پژوهشها خیلی بزرگ است …الان احتمالا مصداق آن عبارت عوض شده و شاید جای «تابع تقاضای پول» باید اصطلاح و موضوعات دیگری (مثلا سیاست پولی، انتظارات عقلانی، درآمدهای بهینه نفتی و الخ) گذاشت ولی برداشت من از حضور در مجامع مختلف اقتصاددان ایران این است که علاقه به موضوعات «کلان» همچنان جایگاه مسلط خودش را حفظ کرده است و همچنان بالاترین «پرستیژ» با فاصله زیاد مربوط به این مباحث است. نفی نمیکنم که برای من هم شخصا پژوهشها و مباحث و مقالات کلان و توسعه خیلی هیجانانگیزتر و شورانگیزتر از سایر زیربخشهای اقتصاد هستند.. ولی میشود ب ...
یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۳:۲۸ ۱۳۹۶/۰۷/۱۶ مسوولیت اجتماعی شرکتها و مساله عاملیت (Agency Problems) هر بار که صحبت از مسوولیت اجتماعی شرکتها میشود، فورا ذهن متوجه یک سوال اساسی میشود: «مرز علایق و منافع شخصی مدیریت ارشد شرکت و منافع عمومی شرکت در این حوزه کجا است؟». به عبارت دیگر هر چند که جنس کاری که شرکت در راستای مسوولیت اجتماعی انجام میدهد در کل مثبت است ولی این فعالیتها میتوانند «منافع شخصی» (نه لزوما مادی) زیادی برای تصمیمگیران این موضوع و به طور مشخص مدیران شرکت داشته باشند. دخیل کردن غیرمستقیم این منافع شخصی ممکن است باعث شود «هزینههای مسوولیت اجتماعی» روی مواردی هزینه شود که لزوما بهینه نباشد …مثالهایش در فضای این روزهای اقتصاد ایران فراوان است. در غیاب یک اقتصاد سالم، پایدار و پویا در بخش هنر و فرهنگ، شرکتهای نیمه خصوصی - نیمه عمومی غیرمرتبط با هنر و فرهنگ پولهای زیادی را مثلا برای تاسیس گالریهای هنری و خرید آثار هنرمندان، حمایت از ساخت فیلمها، تاسیس خیریهها، حمایت از همایشهای علمی و فرهنگی، بورسهای تحصیلی و امثال آن خرج میکنند. با اینکه سهم این هزینهها ممکن است فقط یک یا دو درصد کل هزینههای شرکت باشد ولی برای یک شرکت عظیم اقتصادی، رقم ریالی آن میتواند ...
یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۳:۳۲ ۱۳۹۶/۰۷/۱۵ یعنی این همه مهاجر را نمیبینیم؟ پست مربوط به فرار مغزها سعی میکرد برخی افسانهها یا اعداد نادقیق مربوط به مهاجرت و به اصطلاح «فرار مغزها» را نقد کند. تجربه میگوید وقتی موضوعی برای افراد بدیهی و ملموس جلوه میکند، نقدهای مبتنی بر اعداد رسمی و تخمینهای کران بالا و پایین در سطح کلان کمی با تردید و مقاومت مواجه میشود. یکی دو جا دیدم که مطلب مورد بحث قرار گرفته و ادعای برخی این بوده که «با این همه مهاجر که اطراف خود میبینیم، چه طور ممکن است کل مهاجرت این اعداد کوچک باشد؟» …این موضوع بهانهای میشود تا برخی خطاها و بایاسهای ذهنی از تخمین خرد به کلان را بحث کنیم. اینجا مهاجرت را به عنوان یک مثال استفاده میکنیم ولی این خطاها در خیلی زمینههای دیگر هم قابل مشاهده است …۱) خطای اول نسبتا بدیهی است، خوشههای غیرتصادفی: کسانی که روی توییتر و فیسبوک مدعی مشاهده عده زیادی مهاجر در اطراف خود هستند، از خوشههای غیرتصادفی در جامعه ایران میآیند که چگالی مهاجرت در آنها بسیار بالاتر از میانگین جامعه است. به طور مشخصتر این افراد با احتمال خیلی بیشتری نسبت به میانگین جامعه تحصیلکرده، عمدتا ساکن شهرهای بزرگ، فعال در فضای مج ...
یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۹:۵۸ ۱۳۹۶/۰۷/۱۳ توهم سود جمعی در بازارهای جمع صفر، بخش پنجم سوال: اگر ماجرا این طور که شما میگوید «جمع صفر» باشد و منافع اجتماعی خاصی نداشته باشد، چرا جلوی آن گرفته نمیشود؟. پاسخ: به صرف اینکه یک صنعت «مازاد اجتماعی» تولید نمیکند نمیشود جلوی آن را گرفت. دنیای کسب و کار مدرن پر از صنایعی هستند که بسیار شبیه به بازی جمع صفر هستند، از پلتفورمهای شرطبندی روی اسبسواری گرفته تا انواع فناوریهای جنگ تبلیغاتی بین شرکتها و البته اخیرا خرید و فروش با فرکانس بالا (HFT). ولی تا وقتی دلایل کافی برای ایجاد برونداد (Externality) منفی یا اخلال در کار دیگران نباشد، نمیشود کار یک صنعت را متوقف یا محدود کرد …ساختار این صنایع بیشباهت به رفتار بازی زندانی* (Prisoner's Dilemma) نیست. یعنی اولین شرکتی که یک مزیت رقابتی ارائه میکند (مثلا یک تابلوی تبلیغاتی قوی در اختیار شرکتهای فروشنده پودر شوینده قرار میدهد) شرکتهای زیادی را جذب میکند چون به آنها در بازار رقابتی مزیت رقابتی میدهد. ولی بعد بقیه مشتریان برای عقب نماندن از قافله، به سراغ بقیه ارائهدهندگان آن خدمات میروند و مثلا هر کدام یک بیلبورد تبلیغاتی گرانقیمت میخرند. به دینامیک مساله که نگا ...
یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۰۲:۴۴ ۱۳۹۶/۰۷/۱۳ توهم سود جمعی در بازارهای جمع صفر، بخش چهارم.. پاسخ: جواب این سوال در طول زمان متحول شده است ۵۰ سال پیش، بیشتر افراد به صورت مستقیم و شخصی سهام میخریدند. در طول زمان و با ظهور انواع موسسات مدیریت دارایی (مثل صندوقهای سرمایهگذاری مشترک و شرکتهای مدیریت بازنشستگی و امثال آن)، تقریبا دیگر هیچ کس مستقیم در بازار بورس سرمایهگذاری نمیکند و بیشتر سرمایهگذاریها از مسیر این واسطهها هستند. خود این موسسات به دو گروه اصلی فعال (Active Asset Management) و منفعل (Passive) تقسیم میشوند. موسسات منفعل آنهایی هستند که متناسب با ریسکپذیری مشتری، یک سبد مناسب از سهام را انتخاب کرده و آن را به صورت دورهای بازبینی میکنند. موسسات فعال همانهایی هستند که در این مطالب ازشان صحبت کردیم و مدعی تولید بازدهی بیش از بازده شاخص بورس (یا همان آلفا) هستند …در حال حاضر سهم موسسات فعال بیش از موسسات منفعل هستند ولی همین پارسال چند مقاله مفصل منتشر شد که نشان میداد مثلا در بازار آمریکا نزدیک ۱۵۰ میلیارد دلار دارایی از موسسات فعال خارج و به موسسات منفعل منتقل شده است. پیشبینی میشود که تا ۵ سال آینده سهم موسسات منفعل از موسسات فعال بیشتر شود، چرا که سرمایهگذاران متقاعد شدهاند که به صورت ...
یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۱:۰۰ ۱۳۹۶/۰۷/۱۲ سود جمعی صفر در بازار مالی دقیقا یعنی چه؟ چند نفر از دوستان خواستند تا این گزاره که «در سطح تجمیعی اثر خرید و فروش صفر است» بیشتر توضیح داده شود. از اینجا شروع کنیم که هر کس یک سبد متنوع از سهام در بورس خریداری کند، متناسب با ریسکی که برداشته است و عملکرد شرکتهای داخل سبدش یک سود دریافت میکند. به این میگوییم سود ناشی از سرمایهگذاری «منفعل» و این سود در واقع پاداش مشارکت فرد در تامین مالی این شرکتها است. میزان این سود هم معمولا از بهره بانکی و اوراق قرضه بیشتر است چون فرد ریسک بیشتری تحمل کرده و باید متناسب با آن پاداش بگیرد …حال این وسط تعداد زیادی «شرکت مدیریت دارایی» مثل هج فاندها و صندوقهای مشترک داریم که مدعی «مهارت» در تولید سودی بیشتر از حد منفعل هستند. یکی از سادهترین مهارتهای این متخصصان «زمانبندی درست ورود و خروج» (Market Timing) است، یعنی میدانند کی از یک سهم خارج شوند و کی وارد شوند (به اصطلاح کی چه چیزی را بخرند و چه چیزی را بفروشند). معیار سنجش مهارت این افراد هم این است که با انجام مدیریت «فعال» (در مقابل منفعل) سود بیشتری به دست میآورند. به این سود اضافه، یعنی تفاوت سود فعال و منفعل، معمولا ...
یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۲:۵۳ ۱۳۹۶/۰۷/۱۱ توهم سود جمعی در بازارهای جمع صفر، بخش دوم پس از انتشار مطلب قبلی سوالات، نقدها و نظرات مختلفی از خوانندگان گرامی دریافت کردم که عمدتا حاوی نکات مفید و جدید بود. این جا به تدریج برخی از آنها را بحث میکنیم …در مقدمه بگویم که به نظرم بحثهای نرماتیو و خصوصا سنجش اثرات رفاهی (Welfare Effect) بازارهای مالی در ایران کمرنگ است. البته این موضوع حتی در جامعه فاینانس دنیا هم دیده میشود و به نظرم یک دلیلش فقدان دروس و آموزشهای مربوط به تحلیل رفاه کل و اقتصاد بخش عمومی (Public Economics) در دورههای آموزشی فاینانس است که باعث میشود متخصصان دانشگاهی فاینانس (برخلاف همکاران اقتصاددانشان) کمتر روی تحلیل رفاه در پژوهشهایشان متمرکز باشند. فاینانسیها هم همانند همکارانانشان در سایر گروههای مدارس کسب و کار (مثل بازاریابی) عمدتا تمرکزشان روی سوالات مثبته (Positive) است …برای اینکه تفاوت را ملموس کنم یک مثال بزنم: فرض کنیم دولت قانون جدیدی در مورد مقررات حاکم بر یک صنعت وضع میکند. یک اقتصاددان که مثلا روی قوانین بازار کار یا قوانین رقابت در صنعت کار میکند معمولا پژوهش خود را با این سوال شروع میکند که اگر این قانون را تغییر دهیم سا ...
یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۸:۲۶ ۱۳۹۶/۰۷/۱۰ توهم سود جمعی در بازارهای جمع صفر.. در یکی از غرفهها تبلیغات بزرگی برای مدیریت دارایی کرده بودند مسوول غرفه با هیجان توضیح میداد که کارشان «خرید و فروش» در بورس است و اینکه سرمایهگذاری «منفعل» (Passive) سود چندانی ندارد و اینکه بازنشستگان وضع مالی خوبی ندارند و شرکت آنها کمک میکند تا با این نوع سرمایهگذاریها درآمد بیشتری داشته باشند. بهشان گفتم متاسفانه این یک واقعیت است که بازنشستگان ما تحت مشکلات زیادی هستند ولی آیا این شرکت مطمئن است که در سطج تجمیعی (Aggregate) کمکی به بازنشستگان میکند؟. سوال برایشان عجیب بود. توضیح دادم که سود ادعایی آن (فعلا فرض کنیم سود میکنند) ناشی از یک عملیات با جمع صفر است (که همیشه یک طرف آن بازنده و یک طرف برنده است) و ناشی از خلق یک مازاد جدید نیست. پس اگر همه بازنشستگان پول خود را در ۱۰۰ شرکت با عملیات مشابه آنها (یعنی سود ناشی از «خرید و فروش) سرمایهگذاری کنند و فرض کنیم این شرکتها کیفیت شبیه دارند، در حل لحظه از زمان ۵۰٪ بازنشستگان سود میکنند و ۵۰٪ زیان! دست آخر، همه بازنشستهها بازده انتظاری «منفی» دارند و این وسط مقداری پول هم گیر مدیران و کارکنان این شرکتها آمده است …برایم عجیب بود که حتی در یک جمع تخصصی مالی این موضوع که سو ...
یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۲:۱۵ ۱۳۹۶/۰۷/۰۵ مدیریت ریسک قیمت ورودی: افزایش کارایی عملیاتی یا استفاده از ابزارهای مالی؟ این عنوان مقاله جدیدی است که با سام افلاکی و علی شنتیا (هر دو از HEC Paris) نوشتهایم. تمرکز مقاله روی این سوال است که استراتژی بهینه برای بنگاهی که تحت عدم اطمینان در مورد قیمت مواد اولیه قرار دارد (مثلا شرکت هواپیمایی مواجه با ریسک قیمت بنزین هواپیما یا تولیدکننده توربین بادی یا سلول خورشیدی مواجه با ریسک قیمت فلزات و مواد پوسته زمین) چیست؟ به طور خاص ما کارایی استراتژی «کاهش شدت استفاده از مواد اولیه» (مثل استفاده از موتورهای هواپیمای با مصرف سوخت کمتر) و استراتژی هج با ابزارهای مالی مثل قراردادهای آتی و اختیار را با هم مقایسه میکنیم.. استراتژی پوشش ریسک با ابزارهای مالی بسیار شناخته شده است ولی استفاده از کارایی عملیاتی (مثل کاهش شدت انرژی) به عنوان یک استراتژی پوشش ریسک قیمت کمتر مورد توجه بوده و ما سعی کردهایم اثربخشی آن را با استراتژیک پوشش ریسک مالی مقایسه کنیم.. در این تحلیل دو گروه صنعت شناسایی میکنیم که رفتار خیلی متفاوتی در قبال این مساله دارند: صنایعی که مجبورند قیمت فروش را قبل از مشاهده قیمت مواد اولیه ببندند (مثلا هواپیمایی که باید بلیط را از قبل بفروشد) و صنایعی ک ...
یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۰۲:۲۳ ۱۳۹۶/۰۷/۰۴ فرار مغزها در بوته آمار و ارقام ماجرای به اصطلاح «فرار مغزها» از آن قضایا است که اعداد و ارقام آن به زبان خودمانی هیچ کنتوری ندارد و ظاهرا هر چه گوینده اغراقآمیزتر صحبت کند صحبتش به نظر جالبتر و پرمخاطبتر است. قضیه مهاجرت نیروی متخصص از کشور مصداقی از یک موضوع مهم است که با بازی و بزرگنمایی آماری بیشتر در دام افسانهسازی افتاده است و امکان تحلیل واقعبینانه را از جامعه میگیرد. به چند مشت نمونه خروار در این قضیه دقت کنیم و شهودی که از اندازه مقیاس در اقتصاد ایران داریم را به کار بگیریم:.۱) دیدم جایی مطلبی نوشته شده که با این مقدمه شروع میشود «به گفته عباس میلانی، فرار مغزها در چند سال اخیر ۳۰۰ برابر جنگ ایران و عراق به اقتصاد ایران صدمه زده است!». کنجکاو شدم و جمله را جست و جو کردم و به صفحه ویکیپدیای فرارمغزها رسیدم که خودش کشکولی از اعداد درست و نادرست است.. ظاهرا خسارت جنگ ایران و عراق چیزی بین ۱۰۰ تا ۱۰۰۰ میلیارد دلار تخمین زده میشود. ما تخمین دست پایین آن را معادل ۲۰۰ میلیارد دلار بگیریم که ۳۰۰ برابرش میشود ۶۰ هزار میلیارد دلار که چیزی نزدیک «۱۴۰ برابر» کل تولیدناخالص داخلی سالیانه کشور (ناشی از سرمایه ...
یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۵:۱۳ ۱۳۹۶/۰۷/۰۲ اقتصاد ایران و موضوع جدیگرفتهنشده داراییهای به گل نشسته (Stranded Assets) سیاستگذاری حوزه نفت و پاییندست نفت دههها است که گرفتار برخی تصورات نادرست ولی قدرتمند است که مانع از طراحی یک استراتژی فرا-وزارتی* معقول و آیندهنگر و در راسای بیشینه کردن منافع ملی میشود. چند روز پیش دیدم کسی مصاحبه کرده و از اینکه بعد از انقلاب تولید نفت کاهش پیدا کرده تقدیر کرده است. استدلالش هم همان جمله عامیانه «حفظ مواهب خدادادی برای نسل آینده» است …طرفداران این استدلال را باید به بحث مهم و با فراگیری روزافزون در حوزه داراییهای به گلنشسته (Stranded Assets) توجه بدهیم. نکته مرکزی بحث دارایی به گلنشسته، ارزش از دست رفته یک دارایی در اثر تغییرات تقاضا برای محصول تولیدی آن دارایی و در نتیجه کاهش جریان نقدی و ارزش کل دارایی است. مثالهایش فراوان است: معادن ذغال سنگ با این که هنوز ذخیره فیزیکی فراوانی دارند ولی در اثر پیشرفت استانداردهای کاهش آلودگی و انرژی نو در بخش برق، عملا باید مقدار زیادی از ذغال خود را استفاده نشده زیر زمین رها کنند. ساختمانی که هنوز سرپا و قابل استفاده است ولی به دلیل تغییر محیط اطراف (مثلا تعطیلی یک ورزشگاه یا یک فروشگاه یا تغییر مسیر یک بزرگراه نزدیک ...
یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۳:۴۷ ۱۳۹۶/۰۶/۳۰ بحران اب، فرصتی برای جهش اقتصادی کشور تجربه جامعه بشری به ما میگوید بحران میتواند باعث زمینگیر شدن و نابودی شود یا باعث یک جهش شود. عامل تعیینکننده این دو نتیجه متفاوت هم درجه آمادگی و مصمم بودن برای رفع و مدیریت بحران و در عین حال فراهم بودن شرایط برای مدیریت آن است.. دیگر تردیدی نداریم که مدیریت معضل اب یکی از اولویتهای نخست امنیت ملی و سرزمینی ایران است. موضوعی که در موردش تردید وجود دارد عزم و اراده و تدبیری است که برای مدیریت این معضل نیاز است. خصوصا تدبیر و ارادهای که نه تنها این بحران را رفع و رجوع کند، بلکه از شرایط دوره بحران پلی برای جهش فناوری و صنعتی کشور بسازد …تا الان بیشتر راهحلهایی که به آن فکر شده یا از جنس نرم (فرهنگسازی، قیمتگذاری، مقررات و الخ) و یا از جنس سخت سنتی (سازهای) بوده و در نتیجه سهم فناوری برای رفع معضل آب در گفتمان ملی کوچک است. اتفاقا این جایی است که معضل آب میتواند به یک فرصت ملی تبدیل شود.. بسیاری از راهحلهای فناورانه برای آب در سطح جهانی هم در مرحله ظهور و آزمایش هستند. این راهحلها اتفاقا ترکیبی از تخصصها و قابلیتهای فناوری را لازم دارند که کشور ما در برخی از آنها (م ...
یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۱:۵۶ ۱۳۹۶/۰۶/۲۸ چرا مساله آب در واقع مساله محدودیت انرژی است؟ گفتیم که شعار پوستر بالایی دقیق نیست: در جهانی که منابع انرژی و البته تولید «کربن» محدودیت نداشته باشد، مشکل آب هم نخواهد بود! مساله کمبود آب در ریشه آن به مساله محدودیت انرژی بر میگردد. طبعا دوستانی پرسیدند که چه طور چنین چیزی ممکن است و مبنای این استدلال چیست؟. برای درک بهتر رابطه بین «مصرف انرژی» و «تامین آب» خوب است با این نکته ساده شروع کنیم که سرانه آب شیرین در سطج جهانی خیلی خیلی بیشتر از نیاز متوسط یک انسان است. مشکل اینجا است که توزیع جغرافیایی منابع آب و جمعیت با هم جفت و جور نیست. مقدار عظیمی از منابع آب شیرین تجدیدپذیر دنیا در مناطقی مثل برزیل یا کانادا است که جمعیت زیادی در آن جا ساکن نیست. کشورهایی مثل بنگلادش یا هند هم در زمان محدودی از سال حجم عظیمی آب شیرین (از طریق بارشهای موسمی) دریافت میکنند که همه آن استحصال نمیشود …حال فرض کنیم دسترسی به انرژی نامحدود و پاک و ارزان داشتیم، در این حالت بسیاری از استراتژیها برای افزایش بهرهمندی آب اقتصادی میشد: ۱) میتوانستیم خط لولهها یا تانکرهای عظیمی را از مناطق پرآب به مناطق کمآب سرازیر کنیم. ۲) آب فاضلاب را کامل ت ...
یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۸:۱۰ ۱۳۹۶/۰۶/۲۷ شعار این پوستر دقیق نیست. در جهانی که انرژی و تولید کربن محدودیت نداشته باشد، مشکل آب هم نخواهد بود مساله کمبود آب در ریشه آن به مساله محدودیت انرژی بر میگردد …