یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi در دانشگاه استیونس نیوجرسی اقتصاد درس میدهم. حوزه تخصصم اقتصاد خرد کاربردی، اقتصاد انرژی و منابع طبیعی، مدیریت ریسک و کنترل بهینه تصادفی است. به علوم انسانی هم علاقهمندم. مسایل توسعه و سیاستگذاری ایران را دنبال میکنم و گاهی چیزهایی مینویسم. یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۲:۳۹ ۱۳۹۵/۰۷/۱۶ نیاز به راهحلهای نوآورانه برای بحران آب و غذا در بلندمدت اسلایدهای سخنرانی امروزم در دانشگاه ایالتی تگزاس در مورد «رابطه آب و انرژی و غذا و نیاز به راهحلهای نوآورانه» ضمیمه شده است. این دانشگاه اخیرا پروژه نوآورانه و بزرگی برای کشاورزی از طریق تبدیل رطوبت هوا به آب و پرورش گلخانهای محصولات غذایی را شروع کرده است. راهبری آن با دوست گرامی دکتر بهرام آسیابانپور (استاد دانشکده مهندسی صنایع) است و من هم سهم اندکی در این کار دارم. هدف این سخنرانی افتتاحیه، ارائه تصویر کلی از موضوعات بحرانی بود که نیاز به چنین پروژههایی را توجیه میکند. ... یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۳:۵۸ ۱۳۹۵/۰۷/۰۹ تحلیل انتقادی آب مجازی اسلایدهای ارائهام در همایش اقتصاد منابع آب ۲۰۱۶ را میتوانید در ضمیمه این پیام ببینید. در این مقاله مفهوم «آب مجازی» (که در ایران هم اخیرا خیلی محبوب شده است) از منظر تئوری اقتصاد در پنج محور نقد شده است. ... یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۰۹:۲۰ ۱۳۹۵/۰۷/۰۷ ارج و قرب سوراخ دعایی این سالها زیاد بوده که یک کار هنری (فیلم یا تئاتر) ایرانی را اصلا دوست نداشته باشیم ولی بفهمیم که در سطح جامعه سوپراستار به شمار میآید. نمونه اخیرش تئاتر «خاطرات جامهدار …» بود که به نظر من تقریبا از هر جهت ضعیف و در مواردی مضحک بود، از دیالوگهای تصنعتی و غیرمتناسب با زمان واقعه گرفته تا بازیها. در نهایت تعجب بعدا فهمیدیم که این تئاتر عملا از نظر خیلیها شاهکار به حساب میآمد. وقتی استدلال طرفداران این نوع آثار را دنبال میکنیم معمولا به خلاصهای از این جنس میرسیم که «البته درست است که «بازی و صحنه و دیالوگ و خط داستان و الخ ضعیف بود» ولی خب مردم در چهره شخصیت یا اتفاق ایکس در تئاتر، فلان واقعه یا شخص امروزی را میدیدند و همین کافی است تا خیلی بهشان بچسبند.». در واقع این استدلال در طرفداری از آثار هنری میگوید که جزییات کار آنقدر هم مهم نیست، همین که یکی از ابعاد کلیات درست باشد اثر هنری جذاب به شمار خواهد آمد. آن تفنگ روی دیوار که در اصول داستاننویسی میگویند حتما باید یک جای قصه شلیک شود وگرنه ضعف نویسنده است، در این فضا میتواند تا آخر روی دیوار باشد و به کسی هم برنخو ... یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۵:۵۳ ۱۳۹۵/۰۶/۲۸ پاراداکس آب و الماس همه کسانی که درس مقدماتی اقتصاد را گذرانده باشند با پاراداکس آب و الماس آشنا هستند: در حالی که آب ارزش حیاتی دارد و الماس بیشتر جنبه تزینی (و صنعتی) ولی قیمت آب در مقایسه با الماس هیچ است! یک توضیح نئوکلاسیک برای موضوع فراوانی نسبی آب (در عین اهمیت آن) و در نتیجه پایین بوده مطلوبیت نهایی از یک طرف و پایین بودن هزینه نهایی تولید آب از طرف دیگر است.. همین پاراداکس خودش را به شکل دیگری در بحران آب نشان میدهد. همه میدانند که در سطح تجمیعی و کلان کمبود آب یکی از بزرگترین ریسکهای پیش روی جامعه جهانی است. ولی به خاطر «پایین بودن ارزش واحد فیزیکی آب» بسیاری از مکانیسمهای اقتصادی که در بازارهای دیگر (مثلا انرژی) فعال شده است در بخش آب جدی و تاثیرگذار نیستند، یعنی در حالی که رفتار تجمیعی ۷ میلیارد انسان خیلی مهم است، محتوای اقتصادی رفتار تک نفر آن قدر پررنگ نیست.. یک بشکه نفت به طور متوسط نزدیک ۵۰ دلار قیمت دارد. در نتیجه حول این ۵۰ دلار «بازارها» و صنایع مختلفی شکل میگیرند، مصرفکننده به قیمت و بهرهوری حساس میشود، مالیات دولتی رفتار مصرفکننده را تحت تاثیر قرار میدهد، مدیریت ریسک قی ... یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۵:۰۱ ۱۳۹۵/۰۶/۲۲ بحران آب: مسالهای جهانی.. همانند همایشهای قبلی سعی میکنم خلاصهای از مقالات جالب را گزارش کنم نکته مهمی که در هر همایشی از این نوع به چشم میآید شباهت و گستردگی مسایل و بحرانهای آب در سطح کشورهای متعدد است. مجمع جهانی اقتصاد بحران آب را بزرگترین عامل ریسک برای اقتصاد جهانی در ده سال آینده دانسته است و در نتیجه ما در این بحران تنها نیستیم.. نه جنس مسایل ما در بحران آب ایران خیلی متفاوت از بقیه دنیا است و نه بقیه دنیا در دستیابی به راهحلها لزوما خیلی از ما جلوتر است. موضوعاتی مثل چاههای غیرمجازی، اضافه برداشت از منابع زیرزمینی، افت سطح زمین، یارانههای ناکارای انرژی در بخش کشاورزی، رقابت بین صنعت و کشاورزی برای آب، خشکسالی، روشن نبودن ارزش اقتصادی آب و مصرف بالای آب تجدیدپذیر منحصر به ما نیست و در بسیاری از کشورها (هم توسعهیافته و هم در حال توسعه) به چشم میخورند …تجربههای ایرانی در حوزه مدیریت منابع آب (خصوصا آب کشاورزی) و تعامل آب و انرژی (Water Energy Nexsus) اگر به جدیت طراحی، اجرا و دنبال شده و مستند شود میتواند مخاطب جهانی داشته باشد.. کانال یک لیوان چای داغ٬ نوشتههای حامد قدوسی ... یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۶:۵۳ ۱۳۹۵/۰۶/۲۰ مقاله علمی: «تلاطمها بعضی وقتها میتوانند ارزش اختیارات را نابود کنند!» معمولا فرض میکنیم که ارزش اختیارات (Options) رابطه مثبتی با نوسانات دارایی پایه دارد. در این مقاله کوتاه که با آرش فهیم نوشتیم نشان میدهیم که وقتی اختیار از نوع دوگانه (Digital) است این قاعده صادق نیست. اختیار (حقیقی) دیجیتال در شرایطی بروز میکند که پاداش یا جریمه «ثابتی» در صورت برخورد یک فرآیند تصادفی به یک سطح مشخص پرداخت میشود. در ابتدای مقاله اثبات میکنیم که هر فرآیند تصادفی مارکوفی که از پایین محدود باشد دارای یک خاصیت جالب است که کمتر به آن توجه شده است: وقتی واریانسش زیاد میشود تجمع چگالی احتمال در زیر یک مانع ثابت ابتدا کم و بعد زیاد میشود! نتایج بعدی مقاله بر اساس این رفتار استخراج میشوند. در مقاله مثالهای مختلفی از اختیارات دیجیتال در دنیای واقع ارائه میکنیم: مثلا شرکتی که اگر سطح الایندگی تصادفیاش از حدی بالاتر برود باید جریمه مشخصی پرداخت کند و الخ … کانال یک لیوان چای داغ٬ نوشتههای حامد قدوسی ... یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۶:۲۶ ۱۳۹۵/۰۶/۱۹ نقد «رویکرد مهندسی/مکانیکی» در اقتصاد دقیقا یعنی چه؟.. (این یادداشت کمی طولانی و تا حدی فنی است) ******. چند روز پیش یادداشتی در نقد نوشته دکتر غنینژاد گرامی در سرمقاله «دنیای اقتصاد» که با رویکرد «مهندسی» به اقتصاد مخالفت کرده بود نوشتم و از اقتصاد جریان اصلی و نقش اقتصاددانان در شکلدهی به بازارها و رفع شکست بازار دفاع کردم. درست دو روز بعد از آن خودم سرمقالهای در «تعادل» نوشتم و سیاست مالیات ۷۰ درصدی بر درآمد پزشکان را به عنوان سیاستی «مکانیکی» (بخوانید مهندسی) نقد کردم. تناقض ظاهری این دو یادداشت پشت سر هم ممکن است خواننده را دچار گیجی یا سوال کند که پس بلاخره موضع نویسنده چیست؟ آیا منتقد رویکرد مهندسی/مکانیکی به اقتصاد هست یا نه؟ اگر هست پس از چه منظری مقاله دکتر غنینژاد را نقد کرده است؟. به نظرم این تضاد ظاهری فرصت خوبی است تا برخی اختلافهای نظری بین «اقتصاد جریان اصلی» و «اقتصاد اتریشی» در برخی ابعاد شکافته و برجسته شود و بحثهای بیشتری حول آن صورت بگیرد. هر چند که دو جریان در بسیاری از مباحث سیاستگزاری و رسانهای در کشور ما با هم متحد و هم سو هستند ولی در آبشخورهای نظری با هم تفاوتهایی دارند که گاهی در شکل اختلاف نظرها و نقدهای این هفته بروز میکند …ابتدا ببینیم ک ... یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۶:۲۶ ۱۳۹۵/۰۶/۱۹ ادامه یادداشت «نقد «رویکرد مهندسی/مکانیکی» در اقتصاد دقیقا یعنی چه؟» یک اقتصاددان پخته جریان اصلی، اصولا یک اقتصاددان «دو دست» (On one hand; on the other hand) است: یعنی معمولا خروجی یک سیاست را منوط به دانستن مقدار یک سری پارامتر (مثلا کشش عرضه و تقاضا) میداند و محتمل است که بگوید تحت مقدار X چنین میشود و تحت مقدار Y عکس آن. در مقابل چنین جنس گزاره مشروط و عدد-محوری را از یک اقتصاددان اتریشی کمتر میشنوید. اتریشیها اصرار دارند که تحلیل اقتصادی فقط باید بر گزارههایی استوار شود که به صورت پیشینی کاملا درست هستند و در نتیجه به جای تحلیل آماری و عددی بر یک فرآیند استدلال عقلانی و استنتاجی متکی هستند …به عنوان مثال عملی برای جمعبندی بحث، اقتصاد جریان اصلی سعی میکند با مدل کردن رفتار «آیندهنگر» و «دینامیکی» بنگاهها، خانوادهها، واسطههای مالی و دولتها و «لحاظ کردن پاسخ آنها به سیاستهای پولی» نهایتا به سیاستی بهینه مثلا برای سیاست پولی و نرخ بهره برسد. از نظر اتریشیها هر تلاشی از این جنس در راستای «مهندسی» اقتصاد است و وضع را بدتر میکند. به این خاطر مثلا در یادداشت آقای دکتر غنینژاد تلاش برای تطبیق نرخ بهره با تورم عملی عبث و غلط خوانده شده بو ... یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۰۲:۴۰ ۱۳۹۵/۰۶/۱۷ نسخه کامل یادداشت «مالیات بر درآمد پزشکان» این مطلب به عنوان سرمقاله روزنامه تعادل منتشر شده است …********** …در خبرها بود که رییس کمیسیون بهداشت مجلس از پیشنهاد مالیات ۷۰ درصدی پلکانی روی حقوق پزشکان پردرآمد خبر داده است. این تصمیم نمونهای از سیاستگذاریهای شتابزده و با رویکردی مکانیکی به مسایل اقتصادی است که جای نقد و بررسی فراوان دارد. انگیزه این اقدام مقابله با درآمدهای نجومی در بخش پزشکی اعلام شده است. به چنین رویکردی در سیاستگذاری و برخورد با مسایل میتوان عنوان «مکانیکی» را اطلاق کرد. چرا که طراح سیاست واکنشها و پاسخهای رفتاری پزشکانی که مشمول آن خواهند شد را در محاسبات خود وارد نکرده است و با فرض گرفتن وضعیت فعلی سعی در اخذ مالیات ۷۰ درصدی از پزشکان مشهور دارد …طبعا از زاویه بازتوزیع درآمد و برقراری یک نظام امنیت اجتماعی گسترده، مالیاتهای معقول و حسابشده خصوصا بر روی درآمد یا ثروت طبقات مرفهتر جای دفاع دارد. پس بحث ما معطوف به موضوع کلی مالیاتگیری از ثروتمندان نیست، بلکه صرفا متمرکز روی سیاست مالیات ۷۰ درصدی از پزشکان است. اولین سوالی که باید پرسید این است که آیا معقول است که نرخ حاشیهای مالیات برای دست ... یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۰۲:۴۰ ۱۳۹۵/۰۶/۱۷ البته آن طرف قضیه میشود استدلال کرد که همین اثر مالیاتی شاید باعث شکستن مکانیسم «سوپراستار» (یعنی جذب همه تقاضا به سمت نفر اول) د اگر پزشکان درجه یک تعداد بیماران خود را محدود کنند میزان وقت صرف شده آنها در برخورد با بیماران هم بیشتر میشود ولی در مقابل ممکن است صف نوبت برای این پزشکان طولانیتر شده و بیماران را مجبور به انتظار طولانیتری کند. اینکه آیا جامعه از این بازتوزیع بیماران نفع میبرد به فاصله کیفیت پزشکان خیلی مشهور و بقیه همصنفانشان بر میگردد و سوالی است که باید از طریق محاسبات دادهمحور و تجربی پاسخ داده شود …شاید بشنویم که «خب همین پزشکان از این بعد به جای پول برای انگیزههای دیگر کار کنند». این استدلال ممکن است تا حدی درست باشد ولی اگر کاهش انگیزههای مادی از طریق محدودیت و سرکوب (و نه انتخاب آزادانه افراد) صورت بگیرد ممکن است حتی اثر معکوس گذاشته و اندازه انگیزههای معنوی قبلی را هم کاهش دهد.. جمعبندی سخن اینکه اگر قرار است از درآمدهای بالا مالیات اتخاذ شود، متخصصان و صاحبان هنر و تجربه و فن در جامعه آخرین گروهی هستند که باید به سراغ آنان رفت، بر عکس باید به آنان انگیزه داد تا تخصص خود را هر چه بیشتر در اختیار جامعه قرار دهند. این هدف با این سیاست که چنین مشاغلی را اولین هدف مالیات سنگین ق ... یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۵:۰۵ ۱۳۹۵/۰۶/۱۵ رانت زمین شهری و تعاونیهای مسکن سالها پیش به دیدار دوستی رفتم که خود و همسرش هر دو نویسنده و مترجم و مدرس آزاد مباحث علوم اجتماعی هستند. منزلش در یکی از بهترین نقاط شهر و در یک مجتمع مسکونی نوساز و مدرن بود. جالب بود که در داخل آن آپارتمان (که به قیمت امروز شاید ۳-۴ میلیارد تومان ارزش داشته باشد) همان سبک زندگی ساده و مردمی خود را حفظ کرده بودند. توضیح داد که همسرش در یک مقطعی یک کار ساده اداری در یک سازمان علمی دولتی داشته است. همان موقع عضو تعاونی مسکن اداره شده بودند و داراییهای تعاونی خوب مدیریت شده بود و دست آخر به این ساختمان ختم شده بود. نتیجه عضویت در آن تعاونی مسکن خانهای بود که الان داشتد و میشد حدس زد که ارزش به دست آمده از خرید خانه از تعاونی (یعنی مزیت ضمنی ناشی از آن کار اداری) از کل درآمدی که این زوج از محل کار اصلی و حرفهایشان در طول عمر کاریشان به دست میآوردند به مراتب بزرگتر بود.. مطمئنم که خوانندگان این مطلب هر کدام چندین مثال شبیه به این (با تفاوتهای مختصر) از زندگی خود، والدین یا اطرافیان در ذهن خواهند داشت …در جامعهای که زمین و مسکن شهری افزایش قیمتهای ناگهانی را تجربه میکند فرصت ... یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۰:۴۱ ۱۳۹۵/۰۶/۱۴ مالیات ۷۰٪ برای پزشکان از زاویه «بازتوزیع» درآمد و برقراری یک نظام امنیت اجتماعی گسترده، مالیات معقول جای دفاع دارد. ولی همان موقع که از بازتوزیع دفاع میکنیم باید متوجه اختلال (Distortion) ناشی از مالیات بستن روی منابع تولید هم باشیم. مهمترین نقد اقتصادی به مالیات پلکانی روی دستمزد این است که عرضه نیروی کار متخصص و بهرهور جامعه (که درآمد بالا دارند) را مایوس کرده و در نتیجه جامعه را از این منابع محروم میکند. (دقت کنید که معنی این حرف این نیست که هر کس درآمد بالا دارد لزوما بهرهور است، ولی عکس آن تا حد خوبی صادق است). در نتیجه یک سوال مهم در اقتصاد این است که از چه کسی و چهگونه مالیات بگیریم که این اثر اختلالی به حداقل برسد …در خبرها بود که رییس کمیسیون بهداشت مجلس از مالیات ۷۰ درصدی پلکانی روی حقوق پزشکان پردرآمد خبر داده است. مالیات روی درآمد پزشکان موضوع پیچیدهای است. فرض کنیم مالیات ۷۰٪ ای عملی شود. چه نوع پزشکانی تحت تاثیر آن قرار خواهند گرفت؟ در پست «سوپراستار» به اقتصاد این نوع بازارها اشاره کردیم. ... یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۶:۴۸ ۱۳۹۵/۰۶/۱۳ در دفاع از اقتصاد جریان اصلی و مساله شکست بازار آقای دکتر غنینژاد سرمقالهای در دنیای اقتصاد (شنبه ۱۳ شهریور) نوشتهاند که نکات مبهم و مسالهدار (اگر نگوییم غلط) کم ندارد. بر خلاف تصوری که آقای غنینژاد دارند علم اقتصاد مدرن و جریان اصلی اقتصاد از از گزارههای درستی مثل «در بازارهای آزاد عرضه و تقاضا به تعادل میرسند» سالها است که عبور کرده است. اینها مباحث قدیمی کلاسهای سطح کارشناسی است و کمتر پژوهشگر جدی میتواند با صرف پژوهش روی چنین بازارهای ایدهآلی کار علمی جدی انجام بدهد و مقاله علمی چاپ کند. به اصطلاح این موضوع بدیهی شده است.. اتفاقا مشغله اصلی این روزهای عمده پژوهشگران درجه یک جریان اصلی علم اقتصاد: ۱) سنجش میزان کارا بودن و نبودن بازارها، ۲) شناخت مواردی است که بازار درست کار نمیکند، ۳) تخمین هزینههای رفاهی مرتبط با شکست بازار و نهایتا ۴) بحث در مورد روشهای بهینه رفع آن است. کسانی که این کار را میکنند بر خلاف برچسب آقای غنینژاد «مهندس» نیستد، بلکه دقیقا «اقتصاددان» بهروز و درجه یکی هستند …به عنوان چند مثال موضوعات از علم اقتصاد را مطرح کنیم. مساله اصلی حوزه اقتصاد محیطزیست «شکست بازار» در مواردی مثل تغییرا ... یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۷:۴۷ ۱۳۹۵/۰۶/۱۰ مسوولیت و فروتنی جان کاکرین٬ استاد مشهور شیکاگو، در سال ۲۰۰۹ یادداشت بلندی نوشت و حمله سختی به سیاستهای کینزی و مشخصا محرکهای مالی (یعنی تلاش برای خروج اقتصاد از رکود از طریق گسترش مصرف دولتی، در مقابل محرکهای پولی یعنی کاهش نرخ بهره) کرد. به قول او «از دهه ۱۹۶۰ به بعد کسی این مفاهیم را در دانشگاه درس نداده است» …قلب سیاست کینزی «ضریب تکاثری» است که میگوید اگر مصرف بخش دولتی (مثلا توسعه جادهها) از طریق مالیات بیشتر یا اوراق قرضه گسترش پیدا کند نهایتا چه اثری روی مصرف بخش خصوصی خواهد گذاشت؟ اگر این ضریب بزرگتر از یک باشد یعنی گسترش مصرف دولتی باعث رشد بخش خصوصی هم شده است: بودجه راهسازی دولت به کارگران پیمانکار رسیده و آنها در رستوانهای خصوصی بیشتر غذا خوردهاند و باعث رونق آنها شدهاند و الخ و نهایتا خالص تولید بخش خصوصی از بودجه دولت منتفع شده است و در نتیجه اثر خالص روی کشور مثبت است. اگر «کمتر از یک و بزرگتر از صفر» باشد یعنی بخش خصوصی تا حدی از گسترش دولت منتفع شده ولی از آن طرف چون جایش و منابعش توسط دولت تنگ شده اثر کلی گسترش دولت روی بخش خصوصی منفی بوده و خالص ماجرا روی تولید کل ... یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۲:۳۶ ۱۳۹۵/۰۶/۰۹ پیتر سینگر و اخلاق فقر این مقاله پیتر سینگر (فیلسوف و متخصص مشهور اخلاق کاربردی) مثل همیشه عالی است. با چیدمان و مثالهایی بعضا تازه، کمابیش همان استدلال محوری بیشتر مقالههای قبلیاش را پیش میبرد که «تا وقتی کسی در دنیا از بیپولی میمیرد٬ اخلاقی نیست که کسی زندگی ورای حداقلی را پیشه کند» …در مقالهاش مثالهایی مثل رفتن به رستوران لوکس٬ سفری به کنار دریا، و خرید و دور انداختن لباسهای قابل استفاده را آورده است که هر کداماش میتواند جای یک کودک در معرض مرگ از بیماری ساده را نجات بدهد. ولی از زاویه استدلال «کالای کاربر» نمیتوانم با «درجه تضاد» بین «تفریح یک شهروند متوسط» و «نجات کودک آفریقایی» در همه مثالهایش همراهی کنم٬ خصوصا که سینگر به وضوح نتیجهگرا است و نمیتواند پیامدهای ملموس تصمیم به مصرف یا اهدای ۲۰۰ دلار را نادیده بگیرد. علاوه بر آن در مواردی مثل مصرف لباس٬ الان با سیستم گسترده جمعآوری٬ پردازش و اهدای لباسهای دست دو عملا لباس عادی (لباس لوکس را کنار بگذاریم) که یک شهروند چند بار مصرف میکند و دور میاندازد «هدر» نمیرود و به مصرف فرد دیگری میرسد. دقت کنیم که صرفا از زاویه اخلاق نتیجهگرا ص ... یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۹:۵۴ ۱۳۹۵/۰۶/۰۸ فایل مقاله «قیمت نفت و اختیارات تولید سوخت زیستی» برخی دوستان اشاره کردند که در پست تلگرامی لینک به صفحه وب برای دانلود مقاله کارا نیست و پیشنهاد کردند خود فایل پیدیاف را قرار دهم. اینجا فایل مقاله سوختهای زیستی را ضمیمه میکنم … کانال یک لیوان چای داغ٬ نوشتههای حامد قدوسی ... یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۰۰:۵۷ ۱۳۹۵/۰۶/۰۸ تصمیم گرفتم ادامه بحث دستهبندیهای بازار آزاد را فعلا متوقف کنم حول این موضوع از دوستان زیادی بازخورد گرفتم. برخی معتقد بودند که این نوع مباحث در هژمون موجود فضای جریان اصلی اقتصاد کشورلازم است و به تعویق هم افتاده است. برخی دیگر منتقد زمانمندی طرح مطلب بودند و به نظرشان این بحث به شرایط فعلی مشکلات اقتصادی کشور خیلی مربوط نیست و بیشتر منجر به صرف انرژی در جدالهای نظری نامربوط به مسایل درجه اول میشود. عدهای هم نقد رادیکالتری داشتند و معتقد بودند برچسب «بازار ازاد وحشی» پتانسیل سوءبرداشت دارد و مورد سوء برداشت هم قرار گرفته و طرح و ادامه بحث حول آن میتواند اثرات ناخواسته منفی داشته باشد. و البته اینها غیر از نقدهای مفهومی یا نظری به دستهبندی بود. هر سه استدلال واجد درجهای از واقعیت هستند. ولی با سبک و سنگین کردن آنها٬ به نظرم رسید جانب احتیاط در این است که بیش از این به این بحث جدالانگیز دامن زده نشود و انرژی مصروف برای آن صرف مسایل روز جامعه ایران شود. هر چند که رابطه بین اقتصاددانان و گستره و تحدیدهای بازار آزاد برای خود من سوال شخصی خیلی مهم هست و خواهد بود. حتی اگر مطلب جدیدی در حمله یا نقد به مطلب قبلی نوشته شود به آنها پاسخ نخواه ... یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۰:۴۵ ۱۳۹۵/۰۶/۰۷ خوشبختانه با افزایش قابل توجه اقتصاددانان خوشفکر و باسواد ایرانی از جریانهای مختلف علم اقتصاد -که موضع بنیادگرانه نسبت به بحث ب احتمالا در آن حالت جریان هایکی افراطی و بنیادگرایی بازار صرفا یکی از جریانات (اگر نگوییم جریان اقلیت) خواهد بود. کمابیش به همان شکلی که در آکادمی اقتصاد در دنیا هم وجود دارد که در آن بسیاری از عالمان اقتصاد ضمن تسلط عمیق و فنی به مکانیسمهای بازار و درک کاراییهای آن، در جای خود موضع انتقادی خود را هم نسبت به بازارگرایی افراطی حفظ میکنند، از لزوم طراحی صریح در برخی بازارها دفاع میکنند و یا حداقل از بازار آزاد دفاع ایدئولوژیک نمیکنند.. کانال یک لیوان چای داغ٬ نوشتههای حامد قدوسی ... یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۰:۴۵ ۱۳۹۵/۰۶/۰۷ نجات «بازار آزاد» از دست «بازارگرایان افراطی» راجان و زینگالس، دو استاد معروف اقتصاد مالی شیکاگو کتابی با عنوان «نجات سرمایهداری از دست سرمایهداران» دارند. حال حکایت ما با برخی «بنیادگرایان بازار» در ایران هم که به شیوه کمابیش قرن نوزدهمی از بازار آزاد نه به عنوان نهادی مهم در کنار سایر نهادهای اساسی جامعه مدرن بشری، بلکه به مثابه یک هدف غایی و به عنوان مظهر تجلی همه خوبیها دفاع میکنند، از این جنس است. یک نتیجه اصرار بر این نوع دفاعهای بد، سادهسازیشده و اتوپیایی از بازار آزاد هم، نوشتههای افراطی از سمت دیگر ماجرا است که یکی از آنها این روزها منتشر شده و سر فرصت نقدش خواهیم کرد و انگیزه انتشار این یادداشت قدیمی در اینجا شد. دفاع بد از بازار آزاد عملا مترسکی ایجاد کرده است که به راحتی قابل شکستدادن توسط مخالفان است …در بحث دستهبندیهای «جوامع» بازار آزاد (و نه مفهوم منتزع بازار آزاد) از دستراستی و رادیکالترین طیف آن با عنوان جامعهای مبتنی بر «بازار آزاد وحشی» اسم بردیم تا بتوانیم در «تضاد» با آن بقیه طیفهای امروزیتر و پختهتر را توضیح بدهیم. در اروپا و آمریکا جریانهای اقلیت ولی قدرتمند معتقد به چنین نسخه عجیب از ... یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۵:۰۸ ۱۳۹۵/۰۶/۰۶ خرید کالای کاربر به جای پرداخت خیریه عکسی دیدم که تسلیتگویان یک مراسم ترحیم به جای اهدای دسته گل هزینه آن را صرف خیریهای برای تامین جهیزیه کردهاند و به جای دستهگل، برگه کاغذی آنرا به صاحب عزا ارسال کردهاند. تحلیل انتقادی این مثال ساده میتواند چارچوبی برای درک بهتر انواع مسایل مشابه به ما بدهد. طبعا مثل همه مسالههای پیچیده و چند بعدی، سادهسازیهای متعددی انجام میدهیم که به قلب بخشی از مساله برسیم …تحت برخی فروض و شرایط، میتوان استدلال کرد که هر چند نیت اهداکنندگان جیزیه خیر بوده ولی این کار اثر درجه اولی روی رفاه گروه هدف آن نخواهد داشت. گل باید از دکهگلفروشی خریداری میشد و قبلش هم و در مزرعه/گلخانهای تولید میشد و توسط وانتی حمل میشد. همه این فعالیتها تا حد خوبی کاربر هستند و در نتیجه بخش قابل توجهی از هزینه «ظاهرا تلفشده» گلها در واقع به همان کسانی رسیده است که خیریه بخشی از آنها را هدف گرفته است. صرفا اینکه به جای «پرداخت مزد» ناشی از کار آبرومند به کارگران گلکار عملا همین پول به آنها در قالب خیریه پرداخت شده است. با عدم خرید گلها یک عدهای از کارگران زنجیره گل بیکار شده و باید از همان خیریه ک ... ‹ 18 19 20 21 22 23 24 ›
یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۲:۳۹ ۱۳۹۵/۰۷/۱۶ نیاز به راهحلهای نوآورانه برای بحران آب و غذا در بلندمدت اسلایدهای سخنرانی امروزم در دانشگاه ایالتی تگزاس در مورد «رابطه آب و انرژی و غذا و نیاز به راهحلهای نوآورانه» ضمیمه شده است. این دانشگاه اخیرا پروژه نوآورانه و بزرگی برای کشاورزی از طریق تبدیل رطوبت هوا به آب و پرورش گلخانهای محصولات غذایی را شروع کرده است. راهبری آن با دوست گرامی دکتر بهرام آسیابانپور (استاد دانشکده مهندسی صنایع) است و من هم سهم اندکی در این کار دارم. هدف این سخنرانی افتتاحیه، ارائه تصویر کلی از موضوعات بحرانی بود که نیاز به چنین پروژههایی را توجیه میکند. ...
یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۳:۵۸ ۱۳۹۵/۰۷/۰۹ تحلیل انتقادی آب مجازی اسلایدهای ارائهام در همایش اقتصاد منابع آب ۲۰۱۶ را میتوانید در ضمیمه این پیام ببینید. در این مقاله مفهوم «آب مجازی» (که در ایران هم اخیرا خیلی محبوب شده است) از منظر تئوری اقتصاد در پنج محور نقد شده است. ...
یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۰۹:۲۰ ۱۳۹۵/۰۷/۰۷ ارج و قرب سوراخ دعایی این سالها زیاد بوده که یک کار هنری (فیلم یا تئاتر) ایرانی را اصلا دوست نداشته باشیم ولی بفهمیم که در سطح جامعه سوپراستار به شمار میآید. نمونه اخیرش تئاتر «خاطرات جامهدار …» بود که به نظر من تقریبا از هر جهت ضعیف و در مواردی مضحک بود، از دیالوگهای تصنعتی و غیرمتناسب با زمان واقعه گرفته تا بازیها. در نهایت تعجب بعدا فهمیدیم که این تئاتر عملا از نظر خیلیها شاهکار به حساب میآمد. وقتی استدلال طرفداران این نوع آثار را دنبال میکنیم معمولا به خلاصهای از این جنس میرسیم که «البته درست است که «بازی و صحنه و دیالوگ و خط داستان و الخ ضعیف بود» ولی خب مردم در چهره شخصیت یا اتفاق ایکس در تئاتر، فلان واقعه یا شخص امروزی را میدیدند و همین کافی است تا خیلی بهشان بچسبند.». در واقع این استدلال در طرفداری از آثار هنری میگوید که جزییات کار آنقدر هم مهم نیست، همین که یکی از ابعاد کلیات درست باشد اثر هنری جذاب به شمار خواهد آمد. آن تفنگ روی دیوار که در اصول داستاننویسی میگویند حتما باید یک جای قصه شلیک شود وگرنه ضعف نویسنده است، در این فضا میتواند تا آخر روی دیوار باشد و به کسی هم برنخو ...
یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۵:۵۳ ۱۳۹۵/۰۶/۲۸ پاراداکس آب و الماس همه کسانی که درس مقدماتی اقتصاد را گذرانده باشند با پاراداکس آب و الماس آشنا هستند: در حالی که آب ارزش حیاتی دارد و الماس بیشتر جنبه تزینی (و صنعتی) ولی قیمت آب در مقایسه با الماس هیچ است! یک توضیح نئوکلاسیک برای موضوع فراوانی نسبی آب (در عین اهمیت آن) و در نتیجه پایین بوده مطلوبیت نهایی از یک طرف و پایین بودن هزینه نهایی تولید آب از طرف دیگر است.. همین پاراداکس خودش را به شکل دیگری در بحران آب نشان میدهد. همه میدانند که در سطح تجمیعی و کلان کمبود آب یکی از بزرگترین ریسکهای پیش روی جامعه جهانی است. ولی به خاطر «پایین بودن ارزش واحد فیزیکی آب» بسیاری از مکانیسمهای اقتصادی که در بازارهای دیگر (مثلا انرژی) فعال شده است در بخش آب جدی و تاثیرگذار نیستند، یعنی در حالی که رفتار تجمیعی ۷ میلیارد انسان خیلی مهم است، محتوای اقتصادی رفتار تک نفر آن قدر پررنگ نیست.. یک بشکه نفت به طور متوسط نزدیک ۵۰ دلار قیمت دارد. در نتیجه حول این ۵۰ دلار «بازارها» و صنایع مختلفی شکل میگیرند، مصرفکننده به قیمت و بهرهوری حساس میشود، مالیات دولتی رفتار مصرفکننده را تحت تاثیر قرار میدهد، مدیریت ریسک قی ...
یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۵:۰۱ ۱۳۹۵/۰۶/۲۲ بحران آب: مسالهای جهانی.. همانند همایشهای قبلی سعی میکنم خلاصهای از مقالات جالب را گزارش کنم نکته مهمی که در هر همایشی از این نوع به چشم میآید شباهت و گستردگی مسایل و بحرانهای آب در سطح کشورهای متعدد است. مجمع جهانی اقتصاد بحران آب را بزرگترین عامل ریسک برای اقتصاد جهانی در ده سال آینده دانسته است و در نتیجه ما در این بحران تنها نیستیم.. نه جنس مسایل ما در بحران آب ایران خیلی متفاوت از بقیه دنیا است و نه بقیه دنیا در دستیابی به راهحلها لزوما خیلی از ما جلوتر است. موضوعاتی مثل چاههای غیرمجازی، اضافه برداشت از منابع زیرزمینی، افت سطح زمین، یارانههای ناکارای انرژی در بخش کشاورزی، رقابت بین صنعت و کشاورزی برای آب، خشکسالی، روشن نبودن ارزش اقتصادی آب و مصرف بالای آب تجدیدپذیر منحصر به ما نیست و در بسیاری از کشورها (هم توسعهیافته و هم در حال توسعه) به چشم میخورند …تجربههای ایرانی در حوزه مدیریت منابع آب (خصوصا آب کشاورزی) و تعامل آب و انرژی (Water Energy Nexsus) اگر به جدیت طراحی، اجرا و دنبال شده و مستند شود میتواند مخاطب جهانی داشته باشد.. کانال یک لیوان چای داغ٬ نوشتههای حامد قدوسی ...
یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۶:۵۳ ۱۳۹۵/۰۶/۲۰ مقاله علمی: «تلاطمها بعضی وقتها میتوانند ارزش اختیارات را نابود کنند!» معمولا فرض میکنیم که ارزش اختیارات (Options) رابطه مثبتی با نوسانات دارایی پایه دارد. در این مقاله کوتاه که با آرش فهیم نوشتیم نشان میدهیم که وقتی اختیار از نوع دوگانه (Digital) است این قاعده صادق نیست. اختیار (حقیقی) دیجیتال در شرایطی بروز میکند که پاداش یا جریمه «ثابتی» در صورت برخورد یک فرآیند تصادفی به یک سطح مشخص پرداخت میشود. در ابتدای مقاله اثبات میکنیم که هر فرآیند تصادفی مارکوفی که از پایین محدود باشد دارای یک خاصیت جالب است که کمتر به آن توجه شده است: وقتی واریانسش زیاد میشود تجمع چگالی احتمال در زیر یک مانع ثابت ابتدا کم و بعد زیاد میشود! نتایج بعدی مقاله بر اساس این رفتار استخراج میشوند. در مقاله مثالهای مختلفی از اختیارات دیجیتال در دنیای واقع ارائه میکنیم: مثلا شرکتی که اگر سطح الایندگی تصادفیاش از حدی بالاتر برود باید جریمه مشخصی پرداخت کند و الخ … کانال یک لیوان چای داغ٬ نوشتههای حامد قدوسی ...
یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۶:۲۶ ۱۳۹۵/۰۶/۱۹ نقد «رویکرد مهندسی/مکانیکی» در اقتصاد دقیقا یعنی چه؟.. (این یادداشت کمی طولانی و تا حدی فنی است) ******. چند روز پیش یادداشتی در نقد نوشته دکتر غنینژاد گرامی در سرمقاله «دنیای اقتصاد» که با رویکرد «مهندسی» به اقتصاد مخالفت کرده بود نوشتم و از اقتصاد جریان اصلی و نقش اقتصاددانان در شکلدهی به بازارها و رفع شکست بازار دفاع کردم. درست دو روز بعد از آن خودم سرمقالهای در «تعادل» نوشتم و سیاست مالیات ۷۰ درصدی بر درآمد پزشکان را به عنوان سیاستی «مکانیکی» (بخوانید مهندسی) نقد کردم. تناقض ظاهری این دو یادداشت پشت سر هم ممکن است خواننده را دچار گیجی یا سوال کند که پس بلاخره موضع نویسنده چیست؟ آیا منتقد رویکرد مهندسی/مکانیکی به اقتصاد هست یا نه؟ اگر هست پس از چه منظری مقاله دکتر غنینژاد را نقد کرده است؟. به نظرم این تضاد ظاهری فرصت خوبی است تا برخی اختلافهای نظری بین «اقتصاد جریان اصلی» و «اقتصاد اتریشی» در برخی ابعاد شکافته و برجسته شود و بحثهای بیشتری حول آن صورت بگیرد. هر چند که دو جریان در بسیاری از مباحث سیاستگزاری و رسانهای در کشور ما با هم متحد و هم سو هستند ولی در آبشخورهای نظری با هم تفاوتهایی دارند که گاهی در شکل اختلاف نظرها و نقدهای این هفته بروز میکند …ابتدا ببینیم ک ...
یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۶:۲۶ ۱۳۹۵/۰۶/۱۹ ادامه یادداشت «نقد «رویکرد مهندسی/مکانیکی» در اقتصاد دقیقا یعنی چه؟» یک اقتصاددان پخته جریان اصلی، اصولا یک اقتصاددان «دو دست» (On one hand; on the other hand) است: یعنی معمولا خروجی یک سیاست را منوط به دانستن مقدار یک سری پارامتر (مثلا کشش عرضه و تقاضا) میداند و محتمل است که بگوید تحت مقدار X چنین میشود و تحت مقدار Y عکس آن. در مقابل چنین جنس گزاره مشروط و عدد-محوری را از یک اقتصاددان اتریشی کمتر میشنوید. اتریشیها اصرار دارند که تحلیل اقتصادی فقط باید بر گزارههایی استوار شود که به صورت پیشینی کاملا درست هستند و در نتیجه به جای تحلیل آماری و عددی بر یک فرآیند استدلال عقلانی و استنتاجی متکی هستند …به عنوان مثال عملی برای جمعبندی بحث، اقتصاد جریان اصلی سعی میکند با مدل کردن رفتار «آیندهنگر» و «دینامیکی» بنگاهها، خانوادهها، واسطههای مالی و دولتها و «لحاظ کردن پاسخ آنها به سیاستهای پولی» نهایتا به سیاستی بهینه مثلا برای سیاست پولی و نرخ بهره برسد. از نظر اتریشیها هر تلاشی از این جنس در راستای «مهندسی» اقتصاد است و وضع را بدتر میکند. به این خاطر مثلا در یادداشت آقای دکتر غنینژاد تلاش برای تطبیق نرخ بهره با تورم عملی عبث و غلط خوانده شده بو ...
یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۰۲:۴۰ ۱۳۹۵/۰۶/۱۷ نسخه کامل یادداشت «مالیات بر درآمد پزشکان» این مطلب به عنوان سرمقاله روزنامه تعادل منتشر شده است …********** …در خبرها بود که رییس کمیسیون بهداشت مجلس از پیشنهاد مالیات ۷۰ درصدی پلکانی روی حقوق پزشکان پردرآمد خبر داده است. این تصمیم نمونهای از سیاستگذاریهای شتابزده و با رویکردی مکانیکی به مسایل اقتصادی است که جای نقد و بررسی فراوان دارد. انگیزه این اقدام مقابله با درآمدهای نجومی در بخش پزشکی اعلام شده است. به چنین رویکردی در سیاستگذاری و برخورد با مسایل میتوان عنوان «مکانیکی» را اطلاق کرد. چرا که طراح سیاست واکنشها و پاسخهای رفتاری پزشکانی که مشمول آن خواهند شد را در محاسبات خود وارد نکرده است و با فرض گرفتن وضعیت فعلی سعی در اخذ مالیات ۷۰ درصدی از پزشکان مشهور دارد …طبعا از زاویه بازتوزیع درآمد و برقراری یک نظام امنیت اجتماعی گسترده، مالیاتهای معقول و حسابشده خصوصا بر روی درآمد یا ثروت طبقات مرفهتر جای دفاع دارد. پس بحث ما معطوف به موضوع کلی مالیاتگیری از ثروتمندان نیست، بلکه صرفا متمرکز روی سیاست مالیات ۷۰ درصدی از پزشکان است. اولین سوالی که باید پرسید این است که آیا معقول است که نرخ حاشیهای مالیات برای دست ...
یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۰۲:۴۰ ۱۳۹۵/۰۶/۱۷ البته آن طرف قضیه میشود استدلال کرد که همین اثر مالیاتی شاید باعث شکستن مکانیسم «سوپراستار» (یعنی جذب همه تقاضا به سمت نفر اول) د اگر پزشکان درجه یک تعداد بیماران خود را محدود کنند میزان وقت صرف شده آنها در برخورد با بیماران هم بیشتر میشود ولی در مقابل ممکن است صف نوبت برای این پزشکان طولانیتر شده و بیماران را مجبور به انتظار طولانیتری کند. اینکه آیا جامعه از این بازتوزیع بیماران نفع میبرد به فاصله کیفیت پزشکان خیلی مشهور و بقیه همصنفانشان بر میگردد و سوالی است که باید از طریق محاسبات دادهمحور و تجربی پاسخ داده شود …شاید بشنویم که «خب همین پزشکان از این بعد به جای پول برای انگیزههای دیگر کار کنند». این استدلال ممکن است تا حدی درست باشد ولی اگر کاهش انگیزههای مادی از طریق محدودیت و سرکوب (و نه انتخاب آزادانه افراد) صورت بگیرد ممکن است حتی اثر معکوس گذاشته و اندازه انگیزههای معنوی قبلی را هم کاهش دهد.. جمعبندی سخن اینکه اگر قرار است از درآمدهای بالا مالیات اتخاذ شود، متخصصان و صاحبان هنر و تجربه و فن در جامعه آخرین گروهی هستند که باید به سراغ آنان رفت، بر عکس باید به آنان انگیزه داد تا تخصص خود را هر چه بیشتر در اختیار جامعه قرار دهند. این هدف با این سیاست که چنین مشاغلی را اولین هدف مالیات سنگین ق ...
یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۵:۰۵ ۱۳۹۵/۰۶/۱۵ رانت زمین شهری و تعاونیهای مسکن سالها پیش به دیدار دوستی رفتم که خود و همسرش هر دو نویسنده و مترجم و مدرس آزاد مباحث علوم اجتماعی هستند. منزلش در یکی از بهترین نقاط شهر و در یک مجتمع مسکونی نوساز و مدرن بود. جالب بود که در داخل آن آپارتمان (که به قیمت امروز شاید ۳-۴ میلیارد تومان ارزش داشته باشد) همان سبک زندگی ساده و مردمی خود را حفظ کرده بودند. توضیح داد که همسرش در یک مقطعی یک کار ساده اداری در یک سازمان علمی دولتی داشته است. همان موقع عضو تعاونی مسکن اداره شده بودند و داراییهای تعاونی خوب مدیریت شده بود و دست آخر به این ساختمان ختم شده بود. نتیجه عضویت در آن تعاونی مسکن خانهای بود که الان داشتد و میشد حدس زد که ارزش به دست آمده از خرید خانه از تعاونی (یعنی مزیت ضمنی ناشی از آن کار اداری) از کل درآمدی که این زوج از محل کار اصلی و حرفهایشان در طول عمر کاریشان به دست میآوردند به مراتب بزرگتر بود.. مطمئنم که خوانندگان این مطلب هر کدام چندین مثال شبیه به این (با تفاوتهای مختصر) از زندگی خود، والدین یا اطرافیان در ذهن خواهند داشت …در جامعهای که زمین و مسکن شهری افزایش قیمتهای ناگهانی را تجربه میکند فرصت ...
یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۰:۴۱ ۱۳۹۵/۰۶/۱۴ مالیات ۷۰٪ برای پزشکان از زاویه «بازتوزیع» درآمد و برقراری یک نظام امنیت اجتماعی گسترده، مالیات معقول جای دفاع دارد. ولی همان موقع که از بازتوزیع دفاع میکنیم باید متوجه اختلال (Distortion) ناشی از مالیات بستن روی منابع تولید هم باشیم. مهمترین نقد اقتصادی به مالیات پلکانی روی دستمزد این است که عرضه نیروی کار متخصص و بهرهور جامعه (که درآمد بالا دارند) را مایوس کرده و در نتیجه جامعه را از این منابع محروم میکند. (دقت کنید که معنی این حرف این نیست که هر کس درآمد بالا دارد لزوما بهرهور است، ولی عکس آن تا حد خوبی صادق است). در نتیجه یک سوال مهم در اقتصاد این است که از چه کسی و چهگونه مالیات بگیریم که این اثر اختلالی به حداقل برسد …در خبرها بود که رییس کمیسیون بهداشت مجلس از مالیات ۷۰ درصدی پلکانی روی حقوق پزشکان پردرآمد خبر داده است. مالیات روی درآمد پزشکان موضوع پیچیدهای است. فرض کنیم مالیات ۷۰٪ ای عملی شود. چه نوع پزشکانی تحت تاثیر آن قرار خواهند گرفت؟ در پست «سوپراستار» به اقتصاد این نوع بازارها اشاره کردیم. ...
یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۶:۴۸ ۱۳۹۵/۰۶/۱۳ در دفاع از اقتصاد جریان اصلی و مساله شکست بازار آقای دکتر غنینژاد سرمقالهای در دنیای اقتصاد (شنبه ۱۳ شهریور) نوشتهاند که نکات مبهم و مسالهدار (اگر نگوییم غلط) کم ندارد. بر خلاف تصوری که آقای غنینژاد دارند علم اقتصاد مدرن و جریان اصلی اقتصاد از از گزارههای درستی مثل «در بازارهای آزاد عرضه و تقاضا به تعادل میرسند» سالها است که عبور کرده است. اینها مباحث قدیمی کلاسهای سطح کارشناسی است و کمتر پژوهشگر جدی میتواند با صرف پژوهش روی چنین بازارهای ایدهآلی کار علمی جدی انجام بدهد و مقاله علمی چاپ کند. به اصطلاح این موضوع بدیهی شده است.. اتفاقا مشغله اصلی این روزهای عمده پژوهشگران درجه یک جریان اصلی علم اقتصاد: ۱) سنجش میزان کارا بودن و نبودن بازارها، ۲) شناخت مواردی است که بازار درست کار نمیکند، ۳) تخمین هزینههای رفاهی مرتبط با شکست بازار و نهایتا ۴) بحث در مورد روشهای بهینه رفع آن است. کسانی که این کار را میکنند بر خلاف برچسب آقای غنینژاد «مهندس» نیستد، بلکه دقیقا «اقتصاددان» بهروز و درجه یکی هستند …به عنوان چند مثال موضوعات از علم اقتصاد را مطرح کنیم. مساله اصلی حوزه اقتصاد محیطزیست «شکست بازار» در مواردی مثل تغییرا ...
یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۷:۴۷ ۱۳۹۵/۰۶/۱۰ مسوولیت و فروتنی جان کاکرین٬ استاد مشهور شیکاگو، در سال ۲۰۰۹ یادداشت بلندی نوشت و حمله سختی به سیاستهای کینزی و مشخصا محرکهای مالی (یعنی تلاش برای خروج اقتصاد از رکود از طریق گسترش مصرف دولتی، در مقابل محرکهای پولی یعنی کاهش نرخ بهره) کرد. به قول او «از دهه ۱۹۶۰ به بعد کسی این مفاهیم را در دانشگاه درس نداده است» …قلب سیاست کینزی «ضریب تکاثری» است که میگوید اگر مصرف بخش دولتی (مثلا توسعه جادهها) از طریق مالیات بیشتر یا اوراق قرضه گسترش پیدا کند نهایتا چه اثری روی مصرف بخش خصوصی خواهد گذاشت؟ اگر این ضریب بزرگتر از یک باشد یعنی گسترش مصرف دولتی باعث رشد بخش خصوصی هم شده است: بودجه راهسازی دولت به کارگران پیمانکار رسیده و آنها در رستوانهای خصوصی بیشتر غذا خوردهاند و باعث رونق آنها شدهاند و الخ و نهایتا خالص تولید بخش خصوصی از بودجه دولت منتفع شده است و در نتیجه اثر خالص روی کشور مثبت است. اگر «کمتر از یک و بزرگتر از صفر» باشد یعنی بخش خصوصی تا حدی از گسترش دولت منتفع شده ولی از آن طرف چون جایش و منابعش توسط دولت تنگ شده اثر کلی گسترش دولت روی بخش خصوصی منفی بوده و خالص ماجرا روی تولید کل ...
یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۲:۳۶ ۱۳۹۵/۰۶/۰۹ پیتر سینگر و اخلاق فقر این مقاله پیتر سینگر (فیلسوف و متخصص مشهور اخلاق کاربردی) مثل همیشه عالی است. با چیدمان و مثالهایی بعضا تازه، کمابیش همان استدلال محوری بیشتر مقالههای قبلیاش را پیش میبرد که «تا وقتی کسی در دنیا از بیپولی میمیرد٬ اخلاقی نیست که کسی زندگی ورای حداقلی را پیشه کند» …در مقالهاش مثالهایی مثل رفتن به رستوران لوکس٬ سفری به کنار دریا، و خرید و دور انداختن لباسهای قابل استفاده را آورده است که هر کداماش میتواند جای یک کودک در معرض مرگ از بیماری ساده را نجات بدهد. ولی از زاویه استدلال «کالای کاربر» نمیتوانم با «درجه تضاد» بین «تفریح یک شهروند متوسط» و «نجات کودک آفریقایی» در همه مثالهایش همراهی کنم٬ خصوصا که سینگر به وضوح نتیجهگرا است و نمیتواند پیامدهای ملموس تصمیم به مصرف یا اهدای ۲۰۰ دلار را نادیده بگیرد. علاوه بر آن در مواردی مثل مصرف لباس٬ الان با سیستم گسترده جمعآوری٬ پردازش و اهدای لباسهای دست دو عملا لباس عادی (لباس لوکس را کنار بگذاریم) که یک شهروند چند بار مصرف میکند و دور میاندازد «هدر» نمیرود و به مصرف فرد دیگری میرسد. دقت کنیم که صرفا از زاویه اخلاق نتیجهگرا ص ...
یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۹:۵۴ ۱۳۹۵/۰۶/۰۸ فایل مقاله «قیمت نفت و اختیارات تولید سوخت زیستی» برخی دوستان اشاره کردند که در پست تلگرامی لینک به صفحه وب برای دانلود مقاله کارا نیست و پیشنهاد کردند خود فایل پیدیاف را قرار دهم. اینجا فایل مقاله سوختهای زیستی را ضمیمه میکنم … کانال یک لیوان چای داغ٬ نوشتههای حامد قدوسی ...
یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۰۰:۵۷ ۱۳۹۵/۰۶/۰۸ تصمیم گرفتم ادامه بحث دستهبندیهای بازار آزاد را فعلا متوقف کنم حول این موضوع از دوستان زیادی بازخورد گرفتم. برخی معتقد بودند که این نوع مباحث در هژمون موجود فضای جریان اصلی اقتصاد کشورلازم است و به تعویق هم افتاده است. برخی دیگر منتقد زمانمندی طرح مطلب بودند و به نظرشان این بحث به شرایط فعلی مشکلات اقتصادی کشور خیلی مربوط نیست و بیشتر منجر به صرف انرژی در جدالهای نظری نامربوط به مسایل درجه اول میشود. عدهای هم نقد رادیکالتری داشتند و معتقد بودند برچسب «بازار ازاد وحشی» پتانسیل سوءبرداشت دارد و مورد سوء برداشت هم قرار گرفته و طرح و ادامه بحث حول آن میتواند اثرات ناخواسته منفی داشته باشد. و البته اینها غیر از نقدهای مفهومی یا نظری به دستهبندی بود. هر سه استدلال واجد درجهای از واقعیت هستند. ولی با سبک و سنگین کردن آنها٬ به نظرم رسید جانب احتیاط در این است که بیش از این به این بحث جدالانگیز دامن زده نشود و انرژی مصروف برای آن صرف مسایل روز جامعه ایران شود. هر چند که رابطه بین اقتصاددانان و گستره و تحدیدهای بازار آزاد برای خود من سوال شخصی خیلی مهم هست و خواهد بود. حتی اگر مطلب جدیدی در حمله یا نقد به مطلب قبلی نوشته شود به آنها پاسخ نخواه ...
یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۰:۴۵ ۱۳۹۵/۰۶/۰۷ خوشبختانه با افزایش قابل توجه اقتصاددانان خوشفکر و باسواد ایرانی از جریانهای مختلف علم اقتصاد -که موضع بنیادگرانه نسبت به بحث ب احتمالا در آن حالت جریان هایکی افراطی و بنیادگرایی بازار صرفا یکی از جریانات (اگر نگوییم جریان اقلیت) خواهد بود. کمابیش به همان شکلی که در آکادمی اقتصاد در دنیا هم وجود دارد که در آن بسیاری از عالمان اقتصاد ضمن تسلط عمیق و فنی به مکانیسمهای بازار و درک کاراییهای آن، در جای خود موضع انتقادی خود را هم نسبت به بازارگرایی افراطی حفظ میکنند، از لزوم طراحی صریح در برخی بازارها دفاع میکنند و یا حداقل از بازار آزاد دفاع ایدئولوژیک نمیکنند.. کانال یک لیوان چای داغ٬ نوشتههای حامد قدوسی ...
یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۰:۴۵ ۱۳۹۵/۰۶/۰۷ نجات «بازار آزاد» از دست «بازارگرایان افراطی» راجان و زینگالس، دو استاد معروف اقتصاد مالی شیکاگو کتابی با عنوان «نجات سرمایهداری از دست سرمایهداران» دارند. حال حکایت ما با برخی «بنیادگرایان بازار» در ایران هم که به شیوه کمابیش قرن نوزدهمی از بازار آزاد نه به عنوان نهادی مهم در کنار سایر نهادهای اساسی جامعه مدرن بشری، بلکه به مثابه یک هدف غایی و به عنوان مظهر تجلی همه خوبیها دفاع میکنند، از این جنس است. یک نتیجه اصرار بر این نوع دفاعهای بد، سادهسازیشده و اتوپیایی از بازار آزاد هم، نوشتههای افراطی از سمت دیگر ماجرا است که یکی از آنها این روزها منتشر شده و سر فرصت نقدش خواهیم کرد و انگیزه انتشار این یادداشت قدیمی در اینجا شد. دفاع بد از بازار آزاد عملا مترسکی ایجاد کرده است که به راحتی قابل شکستدادن توسط مخالفان است …در بحث دستهبندیهای «جوامع» بازار آزاد (و نه مفهوم منتزع بازار آزاد) از دستراستی و رادیکالترین طیف آن با عنوان جامعهای مبتنی بر «بازار آزاد وحشی» اسم بردیم تا بتوانیم در «تضاد» با آن بقیه طیفهای امروزیتر و پختهتر را توضیح بدهیم. در اروپا و آمریکا جریانهای اقلیت ولی قدرتمند معتقد به چنین نسخه عجیب از ...
یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi ۱۵:۰۸ ۱۳۹۵/۰۶/۰۶ خرید کالای کاربر به جای پرداخت خیریه عکسی دیدم که تسلیتگویان یک مراسم ترحیم به جای اهدای دسته گل هزینه آن را صرف خیریهای برای تامین جهیزیه کردهاند و به جای دستهگل، برگه کاغذی آنرا به صاحب عزا ارسال کردهاند. تحلیل انتقادی این مثال ساده میتواند چارچوبی برای درک بهتر انواع مسایل مشابه به ما بدهد. طبعا مثل همه مسالههای پیچیده و چند بعدی، سادهسازیهای متعددی انجام میدهیم که به قلب بخشی از مساله برسیم …تحت برخی فروض و شرایط، میتوان استدلال کرد که هر چند نیت اهداکنندگان جیزیه خیر بوده ولی این کار اثر درجه اولی روی رفاه گروه هدف آن نخواهد داشت. گل باید از دکهگلفروشی خریداری میشد و قبلش هم و در مزرعه/گلخانهای تولید میشد و توسط وانتی حمل میشد. همه این فعالیتها تا حد خوبی کاربر هستند و در نتیجه بخش قابل توجهی از هزینه «ظاهرا تلفشده» گلها در واقع به همان کسانی رسیده است که خیریه بخشی از آنها را هدف گرفته است. صرفا اینکه به جای «پرداخت مزد» ناشی از کار آبرومند به کارگران گلکار عملا همین پول به آنها در قالب خیریه پرداخت شده است. با عدم خرید گلها یک عدهای از کارگران زنجیره گل بیکار شده و باید از همان خیریه ک ...