حسین جاویددانشجوی دکتریمدیر نشر مشاوره و همکاری در زمینه‌ی همه‌ی مراحل تولید کتاب: ۰۹۱۲۲۴۷۲۸۳۸ صرفاً پیام ضروری و کاری:


اگر جمله‌ای چند مفعول متوالی داشته باشد، هیچ اشکالی ندارد که پس از تک‌تک مفعول‌ها «را» بیاید و الزامی وجود ندارد که فقط پس از مفعو

البته، هم در متون کلاسیک ما و هم در زمانه‌ی حاضر رایج است که برای همه‌ی مفعول‌های متوالی یک «را» می‌آورند …مثال درست:. ️از خیابان گذشتم و آدم‌ها را و مغازه‌ها را تماشا کردم …همچنین، مثال درست:. ️از خیابان گذشتم و آدم‌ها و مغازه‌ها را تماشا کردم …مثال از شعر کلاسیک فارسی:. ️خرد را و جان را که کرد آشکار/ که بنیاد دانش نهاد استوار (فردوسی). مثال از نثر کلاسیک فارسی:. ️سپاس و آفرین خدای را … که نیک‌اندیشان را و بدکرداران را پاداش و پادافراه برابر داشت. (مقدمه‌ی شاهنامه‌ی ابومنصوری). ...
  • گزارش تخلف

«غذا را خوردم.». در جمله‌ی بالا حرف از غذایی است که گوینده و شنونده می‌دانند چیست.. «غذا خوردم.»

در جمله‌ی بالا حرف از غذایی است که شنونده نمی‌داند چیست … «کتاب را خواندم.». در جمله‌ی بالا حرف از کتابی است که گوینده و شنونده می‌دانند چیست. «کتاب خواندم.». در جمله‌ی بالا حرف از کتابی است که شنونده نمی‌داند چیست …. «را» می‌تواند معرفه‌سازی کند و در عین حال بار معنایی جمله را به سمت اهمیت داشتن یا نداشتن برخی از اجزا پیش ببرد. ...
  • گزارش تخلف

مجله‌ی گرانتا در سال ۲۰۱۶ او را به‌عنوان یکی از بهترین نویسندگان جوان ژاپنی برگزید

ذهن پسر کوچک این داستان مشغول زنی است که در یک فروشگاه ساندویچ می‌فروشد. او کمابیش هر روز به آنجا می‌رود تا چهره‌ی زن را ببیند. از نگاه این پسر، او زیبا است و نامش را «خانم ساندویچ یخ» گذاشته و مدام چهره‌اش را نقاشی می‌کند. خانم ساندویچ یخ اصلا گرم و صمیمی نیست. وقتی مشتری‌ها می‌آیند و مقابل محفظه‌ی شیشه‌ای می‌ایستند و به خوراکی‌ها خیره می‌شوند، اصلا به خودش زحمت نمی‌دهد که بگوید، سلام یا می‌توانم کمکتان کنم؟ وقتی یکی از دوستان پسر درباره‌ی علاقه‌ی تردیدآمیز او به خانم ساندویچ‌فروش می‌شنود، همه‌چیز به‌یک‌باره تغییر می‌کند …. ...
  • گزارش تخلف

گاهی نام کتاب‌هایی که اسامی چندبخشی یا طولانی دارند، پس از اولین اشاره، به‌صورت مختصر و کوتاه‌شده در متون می‌آید

مثلا، بعد از اینکه یک بار نوشته شد در جست‌وجوی زمان ازدست‌رفته، از آن پس با عنوان در جست‌وجو یا در جست‌وجو … به این کتاب ارجاع داده می‌شود. در این‌گونه مواقع، باید صورت اختصاری نام کتاب را هم ایرانیک کنیم. ...
  • گزارش تخلف

یادم نمی‌آید در کافه، در رستوران، در شیرینی‌فروشی، حتی در سوپرمارکت، کسی را دیده باشم که مشغول چک‌وچانه زدن باشد و تخفیف بخواهد؛ ه

اما تا دلتان بخواهد آدم‌هایی را می‌بینم که در کتاب‌فروشی‌ها اصرار می‌کنند که تخفیف بگیرند. نهایت سود یک کتاب‌فروشی ۲۵٪ تا ۳۰٪ از قیمت پشت جلد هر کتاب است و برای همین سود گاهی ماه‌ها و سال‌ها کتاب‌هایی را که خریده در قفسه‌هایش نگه‌داری می‌کند … ...
  • گزارش تخلف

⛔️ویراستار به هیچ عنوان اجازه ندارد غلط‌های متن‌هایی را که ویرایش می‌کند در شبکه‌های اجتماعی یا جاهای دیگر به اشتراک بگذارد یا حتی

هر متن امانتی از طرف ناشر و پدیدآورنده در دست ویراستار است. خیانت به این امانت هم دون شأن ویراستار است و هم اعتماد ناشران و پدیدآوران به ویراستار را از بین می‌برد و به کار او لطمه می‌زند. اگر قرار بود متن دستمایه‌ی به رخ کشیدن دانش شما یا، از آن بدتر، بهانه‌ی تمسخر و تحقیر باشد، چه نیازی بود ناشر برای پیراستن کار هزینه کند و به شما پول بدهد؟. ✔️البته ویراستار، مثل هر فرد دیگری، آزاد است اشتباهاتی را که در کتاب‌های دیگر می‌یابد به شکل عمومی منتشر و نقد کند. ⛔️ویراستار به هیچ عنوان اجازه ندارد فایل کتاب‌هایی را که ویرایش می‌کند در اختیار فرد دیگری (حتی نزدیک‌ترین دوستانش) قرار دهد. لو رفتن فایل کتاب‌ها (خواسته یا ناخواسته) ممکن است خسارات مادی و معنوی فراوانی برای ناشر و پدیدآور در پی داشته باشد. بهتر است حتی از آرشیو کردن فایل کتاب‌هایی که ویرایش کرده‌اید خودداری کنید و بعد از ارسال آن‌ها برای ناشر و دریافت دستمزد، یا نهایتا پس از چاپ کتاب، فایل را از حافظه‌ی کامپیوترتان پاک کنید. ناشران حرفه‌ای خودشان آرشیو کتاب‌هایشان و بک‌آپ آن را دارند و مشکلی پیش نخواهد آمد. ...
  • گزارش تخلف

یک بار مرحوم، مدیر نشر کارنامه، حرفی بهم زد که همیشه در خاطرم هست؛ گفت بعضی کتاب‌ها مثل یک چای یا برنج مرغوب می‌مانند، کمی طول می‌

از کتاب‌هایی بود که گمان می‌کردم در این روزها که رمان‌های آبکی بازار را تسخیر کرده‌اند باید منتظر بمانم تا عطرش درآید. اما خوشبختانه این انتظار زیاد طول نکشید. یک ماه از چاپ کتاب نگذشته، نسخه‌های چاپ اول تمام شد و کتاب به چاپ دوم رسید. می‌دانم که این آغاز مسیر شاهکار با ترجمه‌ی خوب است و در آینده بیشتر اسم این رمان شنیده می‌شود. ...
  • گزارش تخلف

حالا که این عکس را گذاشتیم، به این نکته هم اشاره کنیم که جای تأسف است که حتی در لغت‌نامه‌ی دهخدا هم همچنان اشکال ویرایشی دیده می‌ش

اگر ایشان آشنایی هرچند اندکی با اوزان عروضی داشتند، حتی اگر معنی کلمه را نمی‌دانستند (که برای ویراستار فرهنگ لغت این یعنی فاجعه)، مرتکب این اشتباه نمی‌شدند.
  • گزارش تخلف

در روزهای اخیر، برای برخی دوستان در این زمینه شبهه پیش‌ آمده بود

تصویر مدخل «مثابه» در لغت‌نامه‌ی دهخدا را ببینید. علاوه بر اعراب‌گذاری کلمه، شاهدمثال‌هایی که آورده شده کاملا روشن می‌کند که «ه» در «مثابه» غیرملفوظ است، چه در غیر این صورت وزن اشعار در این مثال‌ها به هم می‌ریخت. ...
  • گزارش تخلف

وقتی کتابی را برای بررسی و پذیرش به نشری می‌سپارید، نیازی نیست به آن‌ها اطلاع دهید که کتابتان قبلا در نشر دیگری رد شده است

هر نشری ضوابط و ملاحظات خاص خودش را دارد و بر اساس آن‌ها تصمیم می‌گیرد. گاهی نشرها کتاب‌ها را صرفا به دلایل اقتصادی رد می‌کنند (حدس می‌زنند کتاب نمی‌تواند فروش خوبی داشته باشد) یا به این دلیل که گمان می‌کنند کتاب در حوزه‌ی تخصصی فعالیت آن‌ها نیست (مثلا، کتاب شما نمایشنامه است و آن نشر تجربه‌ی موفقی در زمینه‌ی انتشار نمایشنامه نداشته و عمدتا رمان چاپ می‌کند). وقتی به نشری اطلاع می‌دهید که کتابتان قبلا در نشر دیگری رد شده (و عمدتا دلایلی مثل پر بودن برنامه‌ی آن نشر، غرض‌ورزی کارشناسان و … را هم ضمیمه می‌کنید)، ناخودآگاه به ناشر و کارشناسان جدید این کد را می‌فرستید که کتاب شما ضعیف است و ارزش انتشار ندارد. این موضوع به بررسی دقیق و بی‌طرفانه‌ی کتابتان لطمه می‌زند. غیراخلاقی نیست که رد شدن کارتان در نشرهای دیگر را کتمان کنید. این مسئله‌ای است بین شما و ناشر قبلی‌. چه بسیار کتاب‌های خوب و معروفی که پیش از انتشارشان چندین ناشر آن‌ها را رد کرده‌اند. البته، همان‌طور که قبلا نوشته‌ام، هرگز کارتان را هم‌زمان برای دو یا چند ناشر نفرستید. ...
  • گزارش تخلف

تا همین چند سده پیش، بین حرف «د» و حرف «ذ» تفاوت مشهودی وجود داشته و تمایز املایی و تلفظی آن‌ها کاملا مبرهن بوده است

خیلی از کلماتی که ما امروزه می‌شناسیم و مختوم به دال هستند درواقع مختوم به ذال بوده‌اند و «ذ» آن‌ها (احتمالا) به شیوه‌ی سایشی تلفظ می‌شده است. «استاذ»، «شنیذ»، «رسیذ»، «گنبذ»، «باذنجان»، «افزوذ» و … از نمونه‌های این کلمات‌اند. جالب است بدانید که شعرا هم از قافیه بستن «د» با «ذ» اکراه داشته‌اند، چنان‌که انوری در یکی از رباعی‌هایش بابت قافیه کردن دال با ذال عذرخواهی کرده است:. دستت به سخا چون ید بیضا بنمود/ از جود تو بر جهان جهانی افزود. کس چون تو سخی نه هست و نه خواهد بود/ گو قافیه دال شو زهی عالم جود. ...
  • گزارش تخلف

برخلاف آنچه در این برنامه و در مقام خرده‌گیری اشاره می‌شود، «باشیدن» از مصدرهای بسیار قدیمی و اصیل زبان فارسی است و معنای «بودن» د

مثال زیر از رساله‌ای در فقه حنفی است که به عقیده‌ی زنده‌نام دکتر محمد معین «قدیم‌ترین نثر فارسی موجود مدون است که تا کنون به وجود آن اطلاع داریم». این متن نوشته‌ی ابوالقاسم سمرقندی است و تاریخ نگارش آن را حدود سال ۳۱۵ هجری، یعنی پیش از نگارش «مقدمه‌ی شاهنامه‌ی ابومنصوری»، تخمین می‌زنند …🖌علامت دوستی خداوند عز و جل و دلیل صدق آن در فرمان‌های خدای عز و جل تقصیر ناکردن است و سنت رسول او را صلی الله علیه و سلم متابع بودن است و به همه‌ی حکم‌های خداوند عز و جل راضی باشیدن است و بر خلق خداوند عز و جل مهربانی و شفقت کردن است …همان‌طور که می‌بینید، «باشیدن» در این جمله به کار رفته است، و این شاهدی است بر قدمت و صحت مصدر مورد نظر. علاوه بر این، در نظم و نثر فارسی به‌کرات با این مصدر و صیغه‌های صرفی «باشیدن» مواجه می‌شویم، حتی در آثار بزرگانی چون مولانا و سعدی. بحث درست و غلط بودن «می‌باشد» در روزگار حاضر بحث دیگری است که در آینده به آن می‌پردازم، اما، بنا به آنچه گفته شد، گزاره‌ی «ما مصدر باشیدن نداریم» از اساس غلط است. البته، دغدغه‌های فرهنگی این مجری محترم و سازنده‌های برنامه ستودنی است، اما ب ...
  • گزارش تخلف