شرح قصائد خاقانی؛ بر اساس شرح برزگر خالقی کانال دیگر ما: گزینهٔ شعر معاصر @gozineyesher لینک پست اول: https://t.me/khaghanieshervani/4


قصیدهٔ۵..۲۶. اندر جزیره‌ای و محیط است گرد تو. ز این سوت موج محنت و، ز آن سو شط بلا

🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. محیط: دریا و اقیانوس بزرگ که در شعر خاقانی به این معنا بسیار به کار رفته است. در این بیت زمین به جزیره‌ای مانند شده و محنت و بلا به اقیانوسی که این جزیره را احاطه کرده است. موج محنت: اضافهٔ تشبیهی، خیزابه و کوههٔ آب و تلاطم رنج و تعب. شط بلا: اضافهٔ تشبیهی، رودخانهٔ بلا و مصیبت … ...
  • گزارش تخلف

قصیدهٔ۵..۲۵. جان را به فقر بازخر از حادثات، از آنک. خوش نیست این غریب نوآیین در این نوا

🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. فقر: (نک: قصیدهٔ۱؛ بیت۱۰). بازخریدن: نجات دادن. حادثات: جمع حادثه، سختی‌ها و بلاها. نوآیین: بدیع و تازه و شگفت‌انگیز. غریب نوآیین: ترکیب وصفی، غریب زیبا و آراسته که در این بیت استعاره از جان می‌باشد. نوا: ترتیب و سامان … ...
  • گزارش تخلف

قصیدهٔ۵..۲۴. با عقل پای کوب که پیری است ژنده‌پوش. بر فقر دست کش که عروسی است خوش‌لقا

🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. پای کوفتن: گام برداشتن، سیر کردن. ژنده: پاره کهنه، جامهٔ دریده که قلندران پوشند. پیر ژنده‌پوش: در این بیت مراد عقل است که از همه قدیم‌تر آفریده شده به اعتبار اول ما خلق الله العقل. فقر: (نک: قصیدهٔ۱؛ بیت۱۰). دست کشیدن: نوازش کردن و حرمت نهادن. خوش‌لقا: خوش‌سیما، خوش‌صورت. عقل و فقر به پیر ژنده‌پوش و عروس خوش‌لقا مانند شده است و نیز پای کوفتن به قرینهٔ پیر ژنده‌پوش با سماع و رقص صوفیه ایهام تناسب دارد.. ...
  • گزارش تخلف

قصیدهٔ۵..۲۳. کتف محمد از در مهر نبوت است. بر کتف بیوارسب بود جای اژدها

🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. ازدر: لایق، سزاوار. مهر نبوت: نشانه و نقش پیامبری بر دوش و کتف رسول اکرم (ص)، در قصص قرآن مجید سورآبادی ۴۱۶ و نیز در قصص الانبیای نیشابوری، ۴۰۳ چنین آمده است: «… و نگاه کردم میان دو کتف او نبشته بود که لا اله الا الله محمد رسول الله». بیوراسب: در لغت به معنی صاحب ده هزار اسب، لقب ضحاک تازی، بیور در پهلوی به معنی ده هزار است. (نک: قصیدهٔ۳؛ بیت۱۰) … ...
  • گزارش تخلف

قصیدهٔ۵..۲۱. اول از پیشگاه قدم عقل زاد و بس. آری!

که از یکی، یکی آید به ابتدا. 🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. قدم: مقابل حدوث، دیرینگی خداوند. پیشگاه قدم: استعارهٔ مکنیه، بارگاه الهی. مصراع اول اشاره است به حدیث نبوی: «اول ما خلق الله العقل» که به طرق مختلفی این حدیث به کار رفته است. (مفاتیح‌الاعجاز فی شرح گلشن راز، شمس الدین محمد لاهیجی، تصحیح محمدرضا برزگر خالقی و عفت کرباسی، انتشارات زوار، ص۶۲۶.). مصراع دوم اشاره است به قاعدهٔ «الواحد لا یصدر عنه الا الواحد» (قواعد کلی فلسفه اسلامی، غلامحسین ابراهیمی دینانی، جلد۲، ص۶۱۱.). ...
  • گزارش تخلف

قصیدهٔ۵..۲۰. لا را ز لات بازندانی، به کوی دین. گر بی‌چراغ عقل روی راه انبیا

🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. لا: کوتاه شدهٔ لا اله الا الله. لات: از بت‌های دورهٔ جاهلی، بتی بود در معبد طائف که قبیلهٔ ثقیف آن را می‌پرستیدند. لات بعد از بت عزی بزرگترین بت عرب بود؛ هنگامی که قبیلهٔ ثقیف به اسلام گرایید. حضرت رسول اکرم (ص) ابوسفیان بن حرب و مغیرة‌بن شعبه را مأمور انهدام آن کرد و فرمود تا به جای خانهٔ لات مسجد طائف را ساختند. (فرهنگ لغات و تعبیرات خاقانی). کوی دین و چراغ عقل: اضافهٔ تشبیهی. بین «لا» و «لات» جناس مذیل است.. ...
  • گزارش تخلف

قصیدهٔ۵..۱۹. گر در سموم بادیهٔ لا تبه شوی. آرد نسیم کعبهٔ الا‌اللهت شفا

🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. سموم: جمع آن سمایم، باد زهرآگین و کشنده که در بیابان‌ها وزد. بادیهٔ لا: اضافهٔ تشبیهی، بیابان نفی و نیستی در کلمهٔ لا‌اله‌الا‌الله. کعبهٔ الا الله: اضافهٔ تشبیهی، در برابر «بادیهٔ لا» قرار دارد، مرحلهٔ اثبات حق. نسیم کعبهٔ الا‌الله: باد خوش کعبه که از مقام اثبات حق می‌وزد.. معنی: اگر در باد سوزان و کشندهٔ بیابان «لا» که مرحلهٔ نفی ما سوی‌الله است، فنا شدی، نسیم دلکش و عطرآگین کعبهٔ الا الله شفابخش جانت خواهد بود.. ...
  • گزارش تخلف

قصیدهٔ۵..۱۸. بالا برآر نفس چلیپاپرست، از آنک. عیسی توست نفس و، صلیب است شکل لا

🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. با: به معنی «به» به کار رفته است. با لا برآوردن: دار زدن و بر صلیب کردن. چلیپاپرست: کنایه از صلیب‌پرست، مسیحی، کافر. نفس چلیپاپرست: نفس کافر و بی‌ایمان. لا: منظور لا اله الا الله است، مجازا یکتاپرستی، غیر از معنی آن به صلیب نیز مانند شده است. بر اساس تکرار «لا» در بیت نوعی صنعت ردالصدر علی العجز است. مصراع دوم اشاره است به ماجرای بر دار کشیدن حضرت عیسی (ع) …معنی: نفس کافر و بی‌ایمان خود را به دار «لا اله الا الله» بزن؛ چون نفس تو در مقام تشبیه مانند عیسی است و «لا» همچون صلیب که باید این عیسی را بر صلیب کشید … ...
  • گزارش تخلف

قصیدهٔ۵..۱۷. در جستجوی حق شو و شبگیر کن، از آنک. ناجسته، خاک ره به کف آید، نه کیمیا

🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. شبگیر: سحرگاه. شبگیرکردن: سحرخیز بودن، مأخوذ از آیهٔ ۱۸ سورهٔ ذاریات: و بالأسحار هم یستغفرون. و به هنگام سحر استغفار می‌کردند. کیمیا: استعاره از حق و حقیقت، (نک: قصیدهٔ۲؛ بیت۵۹).
  • گزارش تخلف

قصیدهٔ۵..۱۶. بنگر چه ناخلف‌پسری، کز وجود تو. دارالخلافهٔ پدر است ایرمان‌سرا

🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. ناخلف‌پسر: ترکیب وصفی مقلوب، پسر ناخلف، فرزند بدررفتار و بی‌ادب و نالایق و شریر. دارالخلافه: پایتخت و سرای خلیفه. پدر: استعاره از حضرت آدم (ع). دارالخلافهٔ پدر: استعاره از دنیا.. معنی: ببین که برای پدرت چه فرزند‌ ناخلفی هستی که دارالخلافهٔ او را به شیطان سپرده‌ای و شیطان در دلت پیوسته رفت و آمد می‌کند!. ...
  • گزارش تخلف

قصیدهٔ۵..۱۵. در ایرمان‌سرای جهان نیست جای دل. دیر از کجا و خلعت بیت‌الله از کجا

🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. ایرمان: میهمان، دریغ و افسوس، حسرت و پشیمانی. ایرمان‌سرا: حسرت‌خانه، خانهٔ عاریتی. ایرمان‌سرای جهان: اضافهٔ تشبیهی، دنیا از جهت عاریتی بودن و نیز دریغ و حسرت خوردن به ایرمان‌سرا مانند شده است. دیر: جایی که راهبان و ترسایان در آن عبادت کنند. خلعت بیت‌الله: جامهٔ خانهٔ خدا، پردهٔ کعبه. مصراع دوم تمثیل است برای تأکید معنی مصراع اول …معنی: مقام دل ارجمند است و در این جهان مادی نمی‌گنجد. قرار دادن دل در این جهان مادی همانند آوردن پردهٔ کعبه در دیر مسیحیان است که هیچ تناسبی بین آن‌ها وجود ندارد … ...
  • گزارش تخلف

قصیدهٔ۵..۱۴. عشق آتشی است کآتش دوزخ غذای اوست. پس عشق روزه‌دار و، تو در دوزخ هوا!

🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. دوزخ‌هوا: اضافهٔ تشبیهی، جهنم هوای نفس …معنی: عشق آتشی است که آتش سوزان جهنم غذای اوست؛ ولی در نزد تو بی‌غذا و ضعیف و ناتوان شده و تو گرفتار جهنم هوای نفسی …اشاره است به حدیث نبوی: تقول النار للمؤمن یوم القیامة، جز یا مؤمن فقد أطفأ نورک لهبی. آتش جهنم در روز قیامت به مؤمن می‌گوید: ای مؤمن، برو که نور تو شعلهٔ مرا خاموش می‌کند. (جامع‌الصغیر فی احادیث البشیر النذیر، سیوطی، دارالفکر، بیروت، جلد۱، ۵۱۵). ...
  • گزارش تخلف

قصیدهٔ۵..۱۳. بیمار به سواد دل اندر نیاز عشق. مجروح به قبای گل از جنبش صبا

🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. سواد دل: سیاهی مرکز دل، خال و دانهٔ دل، میان دل که معدن مکاشفات غیبی و علوم لدنی و منبع حکمت و گنجینهٔ اسرار الهی، سبحانه و تعالی، و محل علم اسما «و علم آدم‌الاسماء کلها» ست و در وی انواع علوم کشف شود که ملائکه از آن محرومند. (فرهنگ اصطلاحات و تعبیرات عرفانی، ذیل اطوار دل، سید ضیاءالدین سجادی). نیاز عشق: حاجت و احتیاج به عشق. مصراع دوم تمثیل است برای تأکید معنی مصراع اول …معنی: دل در نیاز عشق شایسته است بیمار باشد؛ همچنان‌که بهتر است جامهٔ گل از وزش باد صبا پاره و مجروح باشد که مراد همان شکفتن گل است.. ...
  • گزارش تخلف

قصیدهٔ۵..۱۲. اکنون طلب دوا که مسیح تو بر زمی است. کانگه که رفت سوی فلک فوت شد دوا

🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. مسیح تو: استعاره از پزشک و شفابخش تو که همان دل توست، عیسی مسیح مظهر طبابت است؛ زیرا علاوه بر زنده کردن مرده که زندهٔ اوست، نابینای مادرزاد و ابرص را نیز شفا می‌داد که در قسمتی از آیهٔ ۱۱۰ سورهٔ مائده (۵) بدان اشاره شده است:. وإذ علمتک الکتاب والحکمة والتوراة والإنجیل وإذ تخلق من الطین کهیئة الطیر بإذنی فتنفخ فیها فتکون طیرا بإذنی وتبرئ الأکمه والأبرص بإذنی وإذ تخرج الموتی بإذنی:. ﻭ ﺁﻧﮕﺎﻩ ﻛﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻛﺘﺎﺏ ﻭ ﺣﻜﻤﺖ ﻭ ﺗﻮﺭﺍﺕ ﻭ ﺍﻧﺠﻴﻞ ﺁﻣﻮﺧﺘﻢ ﻭ ﺁﻧﮕﺎﻩ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺍﺫﻥ ﻣﻦ ﺍﺯ ﮔﻞ [ﭼﻴﺰﻯ] ﺑﻪ ﺷﻜﻞ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﻣﻰﺳﺎﺧﺘﻰ ﭘﺲ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻣﻰﺩﻣﻴﺪﻯ ﻭ ﺑﻪ ﺍﺫﻥ ﻣﻦ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﺍﻯ ﻣﻰﺷﺪ ﻭ ﻛﻮﺭ ﻣﺎﺩﺭﺯﺍﺩ ﻭ ﭘﻴﺲ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﺫﻥ ﻣﻦ ﺷﻔﺎ ﻣﻰﺩﺍﺩﻯ ﻭ ﺁﻧﮕﺎﻩ ﻛﻪ ﻣﺮﺩﮔﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﺫﻥ ﻣﻦ [ﺯﻧﺪﻩ ﺍﺯ ﻗﺒﺮ] ﺑﻴﺮﻭﻥ ﻣﻰﺁﻭﺭﺩﻯ ﻭ ﺁﻧﮕﺎﻩ ﻛﻪ [ﺁﺳﻴﺐ] ﺑﻨﻰ ﺍﺳﺮﺍﺋﻴﻞ ﺭﺍ ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﻯ ﺁﻧﺎﻥ حجت‌های ﺁﺷﻜﺎﺭ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩﻯ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺑﺎﺯ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﭘﺲ ﻛﺴﺎﻧﻰ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﻛﻪ ﻛﺎﻓﺮ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﺍﻳﻦ [ﻫﺎ ﭼﻴﺰﻯ] ﺟﺰ ﺍﻓﺴﻮﻧﻰ ﺁﺷﻜﺎﺭ ﻧﻴﺴﺖ …لازم به ذکر است که حضرت مسیح (ع) هرچند بر اسرار همهٔ کائنات آگاه بود، شفای بیماران را از طریق طب مادی انجام نمی‌داد، بلکه این امر از طریق طب روحانی صورت می‌گرفت. او بیماران را براساس ...
  • گزارش تخلف

قصیدهٔ۵..۱۱. امروز سکه ساز که دل دار ضرب توست. چون دل روانه شد، نشود نقد تو روا

🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. سکه ساختن: سکه زدن. دار ضرب: جایی که در آن سکه زنند، ضراب‌خانه. روانه شدن: از دست رفتن. روا: رایج و بارونق. بین «سکه»، «دار ضرب»، «نقد و روا» تناسب و بین «روانه» و «روا» جناس زاید است..
  • گزارش تخلف

قصیدهٔ۵..۹. از پیل کم نه‌ای که چو مرگش فرا رسد. در حال استخوانش بیرزد بدان بها

🍃🍃🍂🍁🍂🍃🍃. درحال: فورا. استخوان فیل: عاج و دندان فیل، بیت اشاره است به این ضرب‌المثل که «فیل زنده‌اش هزار تومان است و مرده‌اش هم هزار تومان و فیل زنده و مرده ندارد» (امثال و حکم دهخدا، ۱۱۵۱). معنی: ای انسان، کم‌ارزش‌تر از فیل نیستی که بهای عاج و دندان او قبل و بعد از مرگ یکی است.. ...
  • گزارش تخلف