ویراستار حسین جاویددانشجوی دکتریمدیر نشر مشاوره و همکاری در زمینهی همهی مراحل تولید کتاب: ۰۹۱۲۲۴۷۲۸۳۸ صرفاً پیام ضروری و کاری: ویراستار ۲۲:۰۶ ۱۳۹۸/۰۳/۱۵ این روزها، واژهی «مهدور الدم» را زیاد در خبرها میخوانیم ما برای این مفهوم در دورهی فارسی میانه واژهی (به لحاظ ساخت) زیبای «مرگارزان» را داشتهایم که دقیقا برای اشاره به شخصی به کار میرفته که (بهسبب گناه یا توطئهای علیه شاه) کشتنی و لایق مرگ بوده است. به لحاظ زبانشناختی، میتوان این واژهی خوشساخت را احیا کرد و به کار برد، هرچند آرزو این است که چنین واژهای از اساس وجود نمیداشت. ... ویراستار ۰۹:۴۷ ۱۳۹۸/۰۳/۱۵ فکر میکنید چه تعداد کتاب وجود دارد؟.. قطعا در سه سال اخیر این میزان افزایش هم یافته است اگر در طول عمرمان هفتهای ۱ کتاب (و گاهی حتی بیشتر) بخوانیم و ۷۰ سال این عادت را ادامه بدهیم، تا پایان عمرمان حدودا زیر ۴۰۰۰ جلد کتاب خواندهایم!. آیا هنوز هم میتوان به این جملهی بیهقی باور داشت که «هیچچیز نیست که به خواندن نیرزد»؟. ... ویراستار ۲۰:۲۰ ۱۳۹۸/۰۳/۱۴ بیست و چهار ساعت فرصت دارید به بیش از هزار عضو گروه «اخبار کتاب» بپیوندید و خبرهای مرتبط با صنعت نشر و کتابها را منتشر و دنبال کن از این مدت، به روال همیشگی و با هدف حفظ وضعیت گروه، لینک گروه عوض میشود و دستکم تا دو ماه آینده امکان پیوستن به «اخبار کتاب» را نخواهید داشت … ویراستار ۱۳:۴۹ ۱۳۹۸/۰۳/۱۴ کلمهی «ارباب» که به زرتشتیان توانگر و گاهی بهطور عام به همهی بهدینان اطلاق میشود (مثلا، ارباب کیخسرو شاهرخ) ماجرای جالبی دار میگویند «جمشید جمشیدیان» (بعدها مشهور به «ارباب جمشید») که از اغنیای زرتشتی در دورهی قاجار بود به دربار ناصری کمک مالی شایان توجهی کرده بود، شاه به او گفت: «ارباب، چطور از شما تشکر کنیم؟» و جمشید پاسخ داد: «همین «ارباب» گفتن برای ما کافی است!» و از آن پس لقب «ارباب» باب شد …شاید کل ماجرای بالا ساختهی ذهن خلاقی باشد و بعدها در بین زرتشتیان بهعنوان روایت غالب پذیرفته شده باشد. با این حال، باید دانست لقب «ارباب» که پیش از نام زرتشتیان میآید هیچگونه زمینهی دینی و زبانی ندارد. ... ویراستار ۱۳:۱۱ ۱۳۹۸/۰۳/۱۳ املای رسمی «جنب نخوردن» به معنای «از جای خود حرکت نکردن» به همین شیوه صحیح است، نه به شکل «جم نخوردن» البته، دور نیست زمانی که «جم نخوردن» هم صورت رسمی به خود بگیرد و اشتباه نباشد، همانطور که املا و تلفظ برخی کلمات که از شرایط آوایی مشابهی برخوردارند به مرور زمان تغییر کرده است بهعنوان مثال، کلمهی «سم» (که به معنی ناخن حیوانات است) در دورهی فارسی میانه (پهلوی) «سمب» (sumb) بوده و بعد جزء آخر خود را از دست داده است. ... ویراستار ۱۸:۲۳ ۱۳۹۸/۰۳/۱۱ طبق دستور خط فرهنگستان زبان و ادب فارسی، کلمهی «خلأ» در حالت نکره به شکل «خلائی» نوشته میشود ویراستار ۱۵:۳۱ ۱۳۹۸/۰۳/۱۱ کلمهی «گمان» در دورهی فارسی میانه (پهلوی) gumān و gumānīgīh بوده و در متون ترفانی هم به شکل gumān آمده است این کلمه در دورهی جدید زبان فارسی دچار تحول آوایی شده و هم به ضم گاف و هم به فتح گاف تلفظ میشود. با این حال، در فارسی محاورهای همیشه به فتح گاف به کار میرود (گمونم/ gamōnam). ویراستار ۱۶:۵۹ ۱۳۹۸/۰۳/۱۰ در کتابهای خارجی (بهخصوص وقتی مناظرهای در میان است) گاهی نام گویندههای دیالوگ با حروف بزرگ (کپیتال) نوشته میشود ما در فارسی حروف کپیتال نداریم و برای اینکه بتوانیم تمایز ایجاد کنیم میتوانیم از حروف توپر یا بولد بهجای آن استفاده کنیم. ویراستار ۱۱:۴۳ ۱۳۹۸/۰۳/۱۰ جملات پایین را بخوانید و ببینید هر کدام میتوانند چه معنایی داشته باشند: اسرائیل رهبر حماس را در کرانهی باختری بازداشت کرد. اسرائیل رهبر حماس در کرانهی باختری را بازداشت کرد … «را» را همینطوری جابهجا نکنید! تفاوت جای «را» گاهی منجر به ایجاد تفاوت معنایی میشود. اگر نتوانید مفعول جمله را تشخیص دهید و جمله را در بافت معنایی متن تحلیل کنید، امکان انتخاب جای درست «را» را نخواهید داشت. ... ویراستار ۰۹:۳۴ ۱۳۹۸/۰۳/۱۰ ️ نکتهی بسیار مهمی که متأسفانه اغلب ویراستارها به آن بیتوجه هستند خطی که برای جدا کردن «معترضه» به کار میرود چهار ویژگی دارد:.۱) روی کرسی است، نه زیر یا بالای آن.۲) از طرفین (چپ و راست) یک فاصلهی کامل دارد (این در مورد هر دو خط، هم خط آغاز معترضه و هم خط پایان معترضه، صادق است).۳) بلندتر از تیرهی معمول است. در Word میتوان با فشردن و نگاه داشتن کلید Shift و دو بار زدن کلید منها (-) آن را ساخت. درواقع، میتوان چنین گفت که در Word از پیوستن دو خط کوتاه به هم شکل میگیرد.۴) قبل و بعد از آن نیاز به نشانههای ویرگول (،) و نقطه (.) نداریم … ... ویراستار ۰۸:۳۷ ۱۳۹۸/۰۳/۰۷ «همزادپنداری» صورت نادرست کلمهی «همذاتپنداری» است خود «همذاتپنداری» هم ترکیب جدیدی است که در فرهنگها مضبوط نیست و معنای آن «شبیه دیدن خود به شخص دیگر»، «قرار دادن خود در موقعیت شخص دیگر» و گاهی تقریبا معادل معنای «sympathy» است. ویراستار ۱۹:۰۷ ۱۳۹۸/۰۳/۰۳ متأسفانه، بعضی از ناشران ما مفهوم «کپیرایت» را اشتباه متوجه شدهاند کپیرایت قراردادی رسمی و دارای ابعاد حقوقی است که بین مالک حقوق مادی اثر (عمدتا نخستین ناشر اثر تألیفی) و طرف دیگر (ناشر دومی که قصد دارد ترجمهی اثر را به چاپ برساند) ردوبدل میشود. نکته اینجا است که مالک حقوق مادی آثار در کشورهای دارای صنعت نشر پیشرفته در اکثریت قریب به اتفاق موارد «ناشر» است، نه خود «نویسنده». بنابراین، اگر بنا به دریافت کپیرایت باشد، مذاکره و توافق باید با ناشر صورت بگیرد، نه با نویسندهی متن. ناشران ما عادت کردهاند که به نویسنده ایمیل یا پیام بدهند و توضیح بدهند که اینجا اوضاع نشر فلان و بهمان است و ما جهان سوم هستیم و پولی نداریم که به شما بدهیم اما دوست داریم اثرتان را چاپ کنیم! آن بندهی خدا هم غالبا از روی خوشقلبی و علاقه به ترجمهی آثارش پاسخ میدهد که مشکلی ندارد و خوشحال میشود خوانندگان در کشوری دیگر هم اثر او را بخوانند! بعد هم ناشر میآید و با ذوقوشوق و ادعا روی جلد کتاب میزند که کپیرایت کتاب را دریافت کرده است! حتی مواردی پیش آمده که دو ناشر ایرانی برای یک کتاب واحد ادعای دریافت کپیرایت کردهاند! (چیزی که در عالم واقع محال است. کپیرایت در هر کشو ... ویراستار ۱۵:۵۲ ۱۳۹۸/۰۲/۳۰ سخنگوی سازمان ثبت احوال مصاحبه کرده و گفته است: «در فهرست نامهای ثبت احوال ۲۰۰ هزار عنوان نام برای مردان و ۲۲۰ هزار نام هم برای ز به نظرتان این آمار میتواند درست باشد؟. بررسی کنید «لغتنامهی دهخدا» و فرهنگهایی مثل «معین» و «سخن» درکل چند مدخل دارند و چه میزان از این مدخلها شامل «اسم» است و از این اسامی چه تعدادشان مناسب نامگذاری انسانها هستند …لینک مصاحبهی سخنگوی سازمان ثبت احوال: ... ویراستار ۱۰:۱۲ ۱۳۹۸/۰۲/۳۰ حملهی اعراب به ایران را بهطور تقریبی زمان پایان دورهی زبان «فارسی میانه» (پهلوی) و آغاز «فارسی نو» میدانیم، اما این تصور اشتبا دستکم، باید بازهای صد تا دویست ساله را دورهی گذار از فارسی میانه به فارسی نو دانست. از بد روزگار، اطلاعات و متون چندانی از این دورهی گذار به دست ما نرسیده، اما میدانیم که حتی پیش از حملهی اعراب، در اواخر عصر ساسانیان، تحولات زبانی آغاز شده بود و این را میتوان بهروشنی در آن دسته از متون پهلوی که متعلق به اواخر دوران ساسانی هستند ردیابی کرد. اساسا زبان پدیدهی خلقالساعه نیست و تحولات آن هم بهمرور اتفاق میافتد. ... ویراستار ۰۸:۲۲ ۱۳۹۸/۰۲/۲۴ ناشر عوض کردن از آفات صنعت نشر ما است اغلب نویسندههای خارجی موفق از ابتدای شروع فعالیت حرفهایشان تا انتهای آن فقط یک ناشر داشتهاند (مثلا، نگاه بیندازید به کارنامهی نشر گالیمار و نویسندگان همکارش) اما در ایران شاهدیم که بعضی از نویسندهها و مترجمها مدام از این نشر به آن نشر میروند و حتی گاهی یک کتابشان پنج، شش دست بین ناشرهای مختلف میچرخد و هر بار یک جا به چاپ میرسد! اگر نگاه آماری داشته باشیم، میبینیم اغلب نمونههای موفق وطنی هم بخش عمدهای از موفقیتشان را مدیون ثبات همکاری با یک یا دو ناشر مشخص هستند، ازجمله چهرههایی مثل پیمان خاکسار، زویا پیرزاد و مصطفی مستور. وقتی با ناشری همکاری ثابت دارید، ناشر میتواند روی آثار شما سرمایهگذاری بلندمدت داشته باشد، هزینهی تبلیغاتی صرف کند و با دست باز روی آثار شما مانور بدهد. اگر ناشر حس کند شما با او همکاری موقت دارید، طبیعی است که دستودلش نمیرود تمام توان خودش را صرف موفقیت شما کند و بعد شاهد باشد که آثار بعدی شما را ناشران دیگر منتشر میکنند و ثمرهی مادی و معنوی موفقیتتان به کسان دیگری میرسد. البته هر نویسنده یا مترجمی حق دارد اگر ناشرش اصول حرفهای را رعایت نکرد، ب ... ویراستار ۱۵:۱۳ ۱۳۹۸/۰۲/۲۱ مرز واقعی «زبان» و «فرهنگ» است، نه «کشور» «کشور» فقط یک مفهوم جغرافیایی و سیاسی است و نباید مرزهای جغرافیایی و سیاسی را با مرزهای زبانی و فرهنگی یکی دانست. ایرانیها و افغانها و تاجیکها و ازبکها و هر آن کسانی که به یک زبان واحد سخن میگویند یا از فرهنگی واحد برخاستهاند یک «ملت» اند. «زبان فارسی» و «هویت ایرانی» (حتی فارغ از زبان) رشتهای است که آنها را به هم پیوند میدهد. قواعد و قوانین و مرزهای سیاسی در جای خود محترماند، اما کاش سیاستمدارها پختهتر سخن بگویند و نخواهند کسی را از خانهاش بیرون کنند. ... ویراستار ۱۰:۰۸ ۱۳۹۸/۰۲/۲۱ این آگهی یک مؤسسهی پرمدعای آموزش ویراستاری است من خیلی سردستی ایرادهایش را گرفتهام؛ اگر بنا بود وقت بیشتری بگذارم، ایرادهای بیشتری نیاز به اصلاح داشتند. مشاهده میکنید که اینها حتی نمیدانند «نیمفاصله» چیست و کلمات مختوم به «ه» غیرملفوظ در حالت مضاف نیاز به «ی» یا «ء» دارند. املای رسمی کلمات خاص را هم بلد نیستند. لابد پاسخ خواهند داد که «سهوی» بوده و کار طراح است! بسیار خوب، جواب این سؤالات را بدهند: «صفحهآرایی» کی رفته در حوزهی ویرایش؟! «نمایهسازی» چه ربطی به «ویرایش فنی» دارد؟! (اصلا خود این اصطلاح «ویرایش فنی» جای بحث دارد). «ویرایش الکترونیک» (با این اسم «مندرآوردیاش»!) چه ربطی به «نمونهخوانی» و «غلطگیری» دارد؟!. فاجعه است که چنین مؤسساتی در عرصهی آموزش ویرایش فعالاند و هنرجوهایی پرورش میدهند که چیزی از اصول ویرایش سر درنمیآورند و کار را بلد نیستند و نمیتوانند در حوزهی نشر و کتاب فعالیت حرفهای داشته باشند. ... ویراستار ۲۲:۱۱ ۱۳۹۸/۰۲/۱۷ صفت «آفتابخشک» را شنیده بودید؟ ویراستار ۱۸:۱۶ ۱۳۹۸/۰۲/۱۷ دربارهی عبارت «پاگرد پلهها» فکر کنید. به لغتنامههای معتبر، بهخصوص دهخدا، مراجعه کنید ویراستار ۲۱:۴۴ ۱۳۹۸/۰۲/۱۵ این اظهارنظر صرفا مبتنی بر یک تصویر است و نیاز به تدقیق بیشتر دارد اما در کتابخانهی بریتانیا متون دیگری، ازجمله نسخهای از شاهنامه، نگهداری میشود که به ضرس قاطع میتوان گفت در کتابت آنها از «ی» بهجای سریا (ء) استفاده شده است. ‹ 16 17 18 19 20 21 22 ›
ویراستار ۲۲:۰۶ ۱۳۹۸/۰۳/۱۵ این روزها، واژهی «مهدور الدم» را زیاد در خبرها میخوانیم ما برای این مفهوم در دورهی فارسی میانه واژهی (به لحاظ ساخت) زیبای «مرگارزان» را داشتهایم که دقیقا برای اشاره به شخصی به کار میرفته که (بهسبب گناه یا توطئهای علیه شاه) کشتنی و لایق مرگ بوده است. به لحاظ زبانشناختی، میتوان این واژهی خوشساخت را احیا کرد و به کار برد، هرچند آرزو این است که چنین واژهای از اساس وجود نمیداشت. ...
ویراستار ۰۹:۴۷ ۱۳۹۸/۰۳/۱۵ فکر میکنید چه تعداد کتاب وجود دارد؟.. قطعا در سه سال اخیر این میزان افزایش هم یافته است اگر در طول عمرمان هفتهای ۱ کتاب (و گاهی حتی بیشتر) بخوانیم و ۷۰ سال این عادت را ادامه بدهیم، تا پایان عمرمان حدودا زیر ۴۰۰۰ جلد کتاب خواندهایم!. آیا هنوز هم میتوان به این جملهی بیهقی باور داشت که «هیچچیز نیست که به خواندن نیرزد»؟. ...
ویراستار ۲۰:۲۰ ۱۳۹۸/۰۳/۱۴ بیست و چهار ساعت فرصت دارید به بیش از هزار عضو گروه «اخبار کتاب» بپیوندید و خبرهای مرتبط با صنعت نشر و کتابها را منتشر و دنبال کن از این مدت، به روال همیشگی و با هدف حفظ وضعیت گروه، لینک گروه عوض میشود و دستکم تا دو ماه آینده امکان پیوستن به «اخبار کتاب» را نخواهید داشت …
ویراستار ۱۳:۴۹ ۱۳۹۸/۰۳/۱۴ کلمهی «ارباب» که به زرتشتیان توانگر و گاهی بهطور عام به همهی بهدینان اطلاق میشود (مثلا، ارباب کیخسرو شاهرخ) ماجرای جالبی دار میگویند «جمشید جمشیدیان» (بعدها مشهور به «ارباب جمشید») که از اغنیای زرتشتی در دورهی قاجار بود به دربار ناصری کمک مالی شایان توجهی کرده بود، شاه به او گفت: «ارباب، چطور از شما تشکر کنیم؟» و جمشید پاسخ داد: «همین «ارباب» گفتن برای ما کافی است!» و از آن پس لقب «ارباب» باب شد …شاید کل ماجرای بالا ساختهی ذهن خلاقی باشد و بعدها در بین زرتشتیان بهعنوان روایت غالب پذیرفته شده باشد. با این حال، باید دانست لقب «ارباب» که پیش از نام زرتشتیان میآید هیچگونه زمینهی دینی و زبانی ندارد. ...
ویراستار ۱۳:۱۱ ۱۳۹۸/۰۳/۱۳ املای رسمی «جنب نخوردن» به معنای «از جای خود حرکت نکردن» به همین شیوه صحیح است، نه به شکل «جم نخوردن» البته، دور نیست زمانی که «جم نخوردن» هم صورت رسمی به خود بگیرد و اشتباه نباشد، همانطور که املا و تلفظ برخی کلمات که از شرایط آوایی مشابهی برخوردارند به مرور زمان تغییر کرده است بهعنوان مثال، کلمهی «سم» (که به معنی ناخن حیوانات است) در دورهی فارسی میانه (پهلوی) «سمب» (sumb) بوده و بعد جزء آخر خود را از دست داده است. ...
ویراستار ۱۸:۲۳ ۱۳۹۸/۰۳/۱۱ طبق دستور خط فرهنگستان زبان و ادب فارسی، کلمهی «خلأ» در حالت نکره به شکل «خلائی» نوشته میشود
ویراستار ۱۵:۳۱ ۱۳۹۸/۰۳/۱۱ کلمهی «گمان» در دورهی فارسی میانه (پهلوی) gumān و gumānīgīh بوده و در متون ترفانی هم به شکل gumān آمده است این کلمه در دورهی جدید زبان فارسی دچار تحول آوایی شده و هم به ضم گاف و هم به فتح گاف تلفظ میشود. با این حال، در فارسی محاورهای همیشه به فتح گاف به کار میرود (گمونم/ gamōnam).
ویراستار ۱۶:۵۹ ۱۳۹۸/۰۳/۱۰ در کتابهای خارجی (بهخصوص وقتی مناظرهای در میان است) گاهی نام گویندههای دیالوگ با حروف بزرگ (کپیتال) نوشته میشود ما در فارسی حروف کپیتال نداریم و برای اینکه بتوانیم تمایز ایجاد کنیم میتوانیم از حروف توپر یا بولد بهجای آن استفاده کنیم.
ویراستار ۱۱:۴۳ ۱۳۹۸/۰۳/۱۰ جملات پایین را بخوانید و ببینید هر کدام میتوانند چه معنایی داشته باشند: اسرائیل رهبر حماس را در کرانهی باختری بازداشت کرد. اسرائیل رهبر حماس در کرانهی باختری را بازداشت کرد … «را» را همینطوری جابهجا نکنید! تفاوت جای «را» گاهی منجر به ایجاد تفاوت معنایی میشود. اگر نتوانید مفعول جمله را تشخیص دهید و جمله را در بافت معنایی متن تحلیل کنید، امکان انتخاب جای درست «را» را نخواهید داشت. ...
ویراستار ۰۹:۳۴ ۱۳۹۸/۰۳/۱۰ ️ نکتهی بسیار مهمی که متأسفانه اغلب ویراستارها به آن بیتوجه هستند خطی که برای جدا کردن «معترضه» به کار میرود چهار ویژگی دارد:.۱) روی کرسی است، نه زیر یا بالای آن.۲) از طرفین (چپ و راست) یک فاصلهی کامل دارد (این در مورد هر دو خط، هم خط آغاز معترضه و هم خط پایان معترضه، صادق است).۳) بلندتر از تیرهی معمول است. در Word میتوان با فشردن و نگاه داشتن کلید Shift و دو بار زدن کلید منها (-) آن را ساخت. درواقع، میتوان چنین گفت که در Word از پیوستن دو خط کوتاه به هم شکل میگیرد.۴) قبل و بعد از آن نیاز به نشانههای ویرگول (،) و نقطه (.) نداریم … ...
ویراستار ۰۸:۳۷ ۱۳۹۸/۰۳/۰۷ «همزادپنداری» صورت نادرست کلمهی «همذاتپنداری» است خود «همذاتپنداری» هم ترکیب جدیدی است که در فرهنگها مضبوط نیست و معنای آن «شبیه دیدن خود به شخص دیگر»، «قرار دادن خود در موقعیت شخص دیگر» و گاهی تقریبا معادل معنای «sympathy» است.
ویراستار ۱۹:۰۷ ۱۳۹۸/۰۳/۰۳ متأسفانه، بعضی از ناشران ما مفهوم «کپیرایت» را اشتباه متوجه شدهاند کپیرایت قراردادی رسمی و دارای ابعاد حقوقی است که بین مالک حقوق مادی اثر (عمدتا نخستین ناشر اثر تألیفی) و طرف دیگر (ناشر دومی که قصد دارد ترجمهی اثر را به چاپ برساند) ردوبدل میشود. نکته اینجا است که مالک حقوق مادی آثار در کشورهای دارای صنعت نشر پیشرفته در اکثریت قریب به اتفاق موارد «ناشر» است، نه خود «نویسنده». بنابراین، اگر بنا به دریافت کپیرایت باشد، مذاکره و توافق باید با ناشر صورت بگیرد، نه با نویسندهی متن. ناشران ما عادت کردهاند که به نویسنده ایمیل یا پیام بدهند و توضیح بدهند که اینجا اوضاع نشر فلان و بهمان است و ما جهان سوم هستیم و پولی نداریم که به شما بدهیم اما دوست داریم اثرتان را چاپ کنیم! آن بندهی خدا هم غالبا از روی خوشقلبی و علاقه به ترجمهی آثارش پاسخ میدهد که مشکلی ندارد و خوشحال میشود خوانندگان در کشوری دیگر هم اثر او را بخوانند! بعد هم ناشر میآید و با ذوقوشوق و ادعا روی جلد کتاب میزند که کپیرایت کتاب را دریافت کرده است! حتی مواردی پیش آمده که دو ناشر ایرانی برای یک کتاب واحد ادعای دریافت کپیرایت کردهاند! (چیزی که در عالم واقع محال است. کپیرایت در هر کشو ...
ویراستار ۱۵:۵۲ ۱۳۹۸/۰۲/۳۰ سخنگوی سازمان ثبت احوال مصاحبه کرده و گفته است: «در فهرست نامهای ثبت احوال ۲۰۰ هزار عنوان نام برای مردان و ۲۲۰ هزار نام هم برای ز به نظرتان این آمار میتواند درست باشد؟. بررسی کنید «لغتنامهی دهخدا» و فرهنگهایی مثل «معین» و «سخن» درکل چند مدخل دارند و چه میزان از این مدخلها شامل «اسم» است و از این اسامی چه تعدادشان مناسب نامگذاری انسانها هستند …لینک مصاحبهی سخنگوی سازمان ثبت احوال: ...
ویراستار ۱۰:۱۲ ۱۳۹۸/۰۲/۳۰ حملهی اعراب به ایران را بهطور تقریبی زمان پایان دورهی زبان «فارسی میانه» (پهلوی) و آغاز «فارسی نو» میدانیم، اما این تصور اشتبا دستکم، باید بازهای صد تا دویست ساله را دورهی گذار از فارسی میانه به فارسی نو دانست. از بد روزگار، اطلاعات و متون چندانی از این دورهی گذار به دست ما نرسیده، اما میدانیم که حتی پیش از حملهی اعراب، در اواخر عصر ساسانیان، تحولات زبانی آغاز شده بود و این را میتوان بهروشنی در آن دسته از متون پهلوی که متعلق به اواخر دوران ساسانی هستند ردیابی کرد. اساسا زبان پدیدهی خلقالساعه نیست و تحولات آن هم بهمرور اتفاق میافتد. ...
ویراستار ۰۸:۲۲ ۱۳۹۸/۰۲/۲۴ ناشر عوض کردن از آفات صنعت نشر ما است اغلب نویسندههای خارجی موفق از ابتدای شروع فعالیت حرفهایشان تا انتهای آن فقط یک ناشر داشتهاند (مثلا، نگاه بیندازید به کارنامهی نشر گالیمار و نویسندگان همکارش) اما در ایران شاهدیم که بعضی از نویسندهها و مترجمها مدام از این نشر به آن نشر میروند و حتی گاهی یک کتابشان پنج، شش دست بین ناشرهای مختلف میچرخد و هر بار یک جا به چاپ میرسد! اگر نگاه آماری داشته باشیم، میبینیم اغلب نمونههای موفق وطنی هم بخش عمدهای از موفقیتشان را مدیون ثبات همکاری با یک یا دو ناشر مشخص هستند، ازجمله چهرههایی مثل پیمان خاکسار، زویا پیرزاد و مصطفی مستور. وقتی با ناشری همکاری ثابت دارید، ناشر میتواند روی آثار شما سرمایهگذاری بلندمدت داشته باشد، هزینهی تبلیغاتی صرف کند و با دست باز روی آثار شما مانور بدهد. اگر ناشر حس کند شما با او همکاری موقت دارید، طبیعی است که دستودلش نمیرود تمام توان خودش را صرف موفقیت شما کند و بعد شاهد باشد که آثار بعدی شما را ناشران دیگر منتشر میکنند و ثمرهی مادی و معنوی موفقیتتان به کسان دیگری میرسد. البته هر نویسنده یا مترجمی حق دارد اگر ناشرش اصول حرفهای را رعایت نکرد، ب ...
ویراستار ۱۵:۱۳ ۱۳۹۸/۰۲/۲۱ مرز واقعی «زبان» و «فرهنگ» است، نه «کشور» «کشور» فقط یک مفهوم جغرافیایی و سیاسی است و نباید مرزهای جغرافیایی و سیاسی را با مرزهای زبانی و فرهنگی یکی دانست. ایرانیها و افغانها و تاجیکها و ازبکها و هر آن کسانی که به یک زبان واحد سخن میگویند یا از فرهنگی واحد برخاستهاند یک «ملت» اند. «زبان فارسی» و «هویت ایرانی» (حتی فارغ از زبان) رشتهای است که آنها را به هم پیوند میدهد. قواعد و قوانین و مرزهای سیاسی در جای خود محترماند، اما کاش سیاستمدارها پختهتر سخن بگویند و نخواهند کسی را از خانهاش بیرون کنند. ...
ویراستار ۱۰:۰۸ ۱۳۹۸/۰۲/۲۱ این آگهی یک مؤسسهی پرمدعای آموزش ویراستاری است من خیلی سردستی ایرادهایش را گرفتهام؛ اگر بنا بود وقت بیشتری بگذارم، ایرادهای بیشتری نیاز به اصلاح داشتند. مشاهده میکنید که اینها حتی نمیدانند «نیمفاصله» چیست و کلمات مختوم به «ه» غیرملفوظ در حالت مضاف نیاز به «ی» یا «ء» دارند. املای رسمی کلمات خاص را هم بلد نیستند. لابد پاسخ خواهند داد که «سهوی» بوده و کار طراح است! بسیار خوب، جواب این سؤالات را بدهند: «صفحهآرایی» کی رفته در حوزهی ویرایش؟! «نمایهسازی» چه ربطی به «ویرایش فنی» دارد؟! (اصلا خود این اصطلاح «ویرایش فنی» جای بحث دارد). «ویرایش الکترونیک» (با این اسم «مندرآوردیاش»!) چه ربطی به «نمونهخوانی» و «غلطگیری» دارد؟!. فاجعه است که چنین مؤسساتی در عرصهی آموزش ویرایش فعالاند و هنرجوهایی پرورش میدهند که چیزی از اصول ویرایش سر درنمیآورند و کار را بلد نیستند و نمیتوانند در حوزهی نشر و کتاب فعالیت حرفهای داشته باشند. ...
ویراستار ۱۸:۱۶ ۱۳۹۸/۰۲/۱۷ دربارهی عبارت «پاگرد پلهها» فکر کنید. به لغتنامههای معتبر، بهخصوص دهخدا، مراجعه کنید
ویراستار ۲۱:۴۴ ۱۳۹۸/۰۲/۱۵ این اظهارنظر صرفا مبتنی بر یک تصویر است و نیاز به تدقیق بیشتر دارد اما در کتابخانهی بریتانیا متون دیگری، ازجمله نسخهای از شاهنامه، نگهداری میشود که به ضرس قاطع میتوان گفت در کتابت آنها از «ی» بهجای سریا (ء) استفاده شده است.